مجهول مرو، باغول مرو / زنهار سفر با قافله كن2

كف دستتان را به صورت افقي دراورده در موازات كمر خود نگه داريد … خب زماني كه بنده اين قدي بودم بشدت انتزاعي بودم. تخيل رنگ نور صدا و تصوير ركن بود و چرتكه ، انتگرال و خط كش فرع. كلا در قالبي نمي گنجيديم. خبط و خطايمان دست خودمان بود و مريدي نداشتيم (!!). آقاي مهندس و دكتر وارد ميشوند نداشتيم. ميدونم. غيب گفتم! منظور عوالم نوجواني بود. كه واسه همه همينه. لازم برچسب تيزهوشم بخوري تا عذرت موجه باشه واسه شلنگ تخته انداختن و اجراي طرح ادواري جنون ادواري! خب بله اين مطلب عموميت داره! بعد از سنين تين ايجري و موفق شدن نيروهاي خدوم وزرارت نفت در مهار سكوهاي غدد هورموني و پايان رفتارهاي ساب هورموني نوبت به رفتارهاي ساب كورتيكال مي رسه.
در سيكل زندگي گونه ايراني بشر در حين گذار از مرحله نوجووني به جووني از تخيل به عقل مصادف ميشه با پديده يا بهتر بگم ، عارضه كنكور.
كنكور مبتني بر محفوظات و سرعت عمله. درحالي كه دانسته ها بايد در دو مرحله ياد داده بشه. (سطح دوم تركيب و تحليل ، نقد و بسط داده هايي كه در مرحله اول از بر شده يا فهميده شده. خروجي مرحله دوم علم عمليه (فاعلشم عالم با عمل!). حلال مشكلات و دوا درد و بدختي، بي فرهنگي، تصادفات جاده اي، شاسمخي، نقدينگي، بد حجابي، فقر، لاقيدي ، تورم و ‌…) اين دو سطح دو جور پرسيدن ميخواد و وقتي ارايه و اموزشي براي سطح دو نباشه لذا پرسشي هم نيست و لذا كنكور اين تيپي، حس ختام بساير درخوريه براي يك سيستم اموزشي مبتني بر تئوري هاي آموزش و تربيت همسن فسيل هاي دايناسورهاي ساحل درياي تتيس .
جايي براي خلاقيت و پروسه هاي عقلاني و حتي هوش نداره. تنها كاركرد مفيدش بنظرم لزوم برنامه ريزيه واسش.برنامه ريزي يه كار عقلانيه. چرتكه زدن و سواد و شناخت ميخاد.عيب هاي خودشو بفهمه. عيب هاي عاداتشو بفهمه. يه جور نقد انتقادي به خود و درس خوندنش و كار و برنامش. توجه كردنو ياد بگيره. اينا خوبه. تنها جايي كه بچه ايراني رو مجبور به عقل گرايي حالا با درجاتي خفيفي كه واسه كنكور مي طلبه، مي كنه. وادار به چشيدن تجريه اي از دنياي فعاليتهاي تدبيري (نه التذاذي).
روش هاي برنامه ريزي چي ايست؟ ساعت زدن نيست ميدونم همينو حداقل. داروينسمش اين جوري ميشه كه در سطح باكتريال يادداشت كردنه. چه كاري چه موقعي. اما مرحله كليدي تعيين اهداف و سپس اولويت بندي با توجه به ارزش گذاري كه اهداف بلندمدت و كوتاه مدت مي گه. بعد مكتوب اينا مي ره تو يه باكس چهارخونه. به ترتيب حياتي بودن و اولويت كارامونو تو اين چهارتا خونه ميذاريم. با نگاه كردن مندرجات تو خونه هاي جدول ميشه با يه نگاه فهميد چه كاري ارزش خون دل خوردن داره. چه كاري بايد اول از همه در بهترين زمان روز در بهترين موقع دل و دماغ داشتن انجام بشه. براي آگاهي از چند و چون اين مدل برنامه ريزي رجوع شود به مجموعه مهارت هاي زندگي ويژه دانشجويان نوشته دكتر فتي و موتابي.انتشارات دانژه.
البته فكر كنم كتاب “هفت عادت مردان موثر” استفان كاوي هم اين برنامه ريزي رو توضيح داده بود (البت خيلي وقت پيش خوندمش اما ميون همه اين كتابهاي موفقيت عامه پسند سه سوتي از همه بهتر و توهم و تخيلش كمتر بود)
براي آشنايي با درجه اي از ارزش گذاري رفتارها و كارامونم كتاب 31روش ارزش گزاري نوشته دكتر سيدني سايمون.انتشارات قطره هم خوبه.

و ” شش مدال ارزش ” نوشته ادرواد دي بونو ، انتشارات سروش

سالگرد كنكور همه مبارك.(به ياد كنكور خودم…يك دقيقه سكوت…اوه! مسي الان گل زد!!)

6 نظر

اضافه کردن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.