تو 365 روز سال خرابم …

” با اجازت دفتر 365 برگه جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیرو برات نقاشی کنه…”

 

روز 28 اسفند بود .. معمولا این روزا ازین اس ام اسا میادو ما می خونیمو حالا یا لبخندی می زنیم ناچارا یا جوابی از روی اجبار میدیم که آره سال گاو شما هم مبارک و ازینا و صد سال به ازین سالا !

اما نه … این بار فرق داشت … اس ام اس که اومد ، شروع کرد به غلغلک دادن ! ور رفتن با فکر من ! …

 

برگشتم و بقول اس ام اس دفتر 365 صفحه ای قدیمیمو نگاه کردم … از صفحه 1/1/87 تا 29/12/87 ! نتیجش جالب بود … و خفن !

تو این صفحات پر بود از اتفاقات گوناگون … از کارای خوب ! از کارای خیلی بد ، کنکور ، دوستی های جدید ، کارای نو ، … و خیلی چیزا !

این دفتر با لحظه ی تحویل سال شروع شد … روبوسیا ، جلوتر رفت ، کتابخانه ی ارکیده ی مبارک آباد ، درس خوندن واسه کنکور ، کتاب هندسه تحلیلی خوشخوان ، 13به در، میایم جولوتر دوستای جدید ، تعداد بالا ! گناهای بزرگونه ، کیفی تر و کمی تر! کنکور ، نتیجش و تحمل و لذت دوری از خونه ! شهر جدید و دنیای جدید توش .. اتفاقای جدید ، روابط ، ضوابط و خواسته ها!

زندگی کردن در سال سخت! از کتابای نخونده ، از فیلمای ندیده ، از اومدن کریس دی برگ و رفتنش ، از مربی گری دایی ، جشنواره فیلم فجر ، جشنواره هنرهای تجسمی ، از اون قضیه هه … ، نمایشگاه همیشگی کتاب ، مصلی … تجربه های جدید … و خیلی … خیلی چیزای دیگه که تو دفتر قدیمیم نوشته شده بود ، اما .. اما …

اما بیشترش خط خوردگی داشت! راستیتش ازین دفترم راضی نیستم … اشتباه زیاد کردم توش … گناه زیاد کردم توش … دوست دارم این دفتر پاک می شد و از نوع نوشته می شد … اما .. اما میدونم نمیشه …

بیاید دفتر امسالمون یه لاک خوردگی هم نداشته باشه!

7 نظر

اضافه کردن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.