شعرای بچگیمون

شروع موضوع توسط vahidd ‏2010/3/9 در انجمن خاطرات

مدیران: ***Paradise
  1. مار

    مار کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    2,144
    امتیازات:
    +30,131 / -350
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علامه طباطبایی
    رشته دانشگاه:
    روان شناسی
    به نقل از مامانم :

    دسته دسته کلاغا
    میرن به سوی باغا
    همه میگن به یک بار
    قار و قار و قار قار :))
     
    • لایک لایک x 8
  2. ats

    ats CMM

    ارسال‌ها:
    203
    امتیازات:
    +2,103 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    farzanegan
    شهر:
    tehran
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    چام چام چام
    ددي آما ماساچي
    بيليا بيليا ماسچي
    آمِلو
    سالِ لئو
    به بازي
    برف شادي
    فيششششش:))
    بعد هي هم دستامونو ميكوبونديم بهم
    ناگفته نماند من بسيار قلقلكيم و هميشههه
    قبل شروع اين حركات موزون
    ميگفتم قلقلكم نميديا;;)
    چون اون قسمت "فيشششش"ش يهو قلقلك ميدادن:'>
     
    • لایک لایک x 8
  3. Orelia

    Orelia شب‌گرد

    ارسال‌ها:
    704
    امتیازات:
    +16,762 / -109
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    00
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    سلولی مولکولی
    @ats: ما در ادامه‌ش ـم می‌خوندیم:
    فردا می‌ریم رشت
    سرِ ساعتِ هشت
    صندلی برگشت
    این‌م ادامه‌ـش
    :))
     
    • لایک لایک x 5
  4. f-1391

    f-1391 کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    972
    امتیازات:
    +12,019 / -193
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    رشته دانشگاه:
    روانشناسی
    مام اینو داشتیم!
    +
    پاییزه و پاییزه برگ درخت میریزه!
    هوا شده خیلی سرد....
    +بابای خوب و نازم
    من با تو سرفرازم
    تو نعمت خدایی
    دائم ب فکر مایی
    تو میروی ز خانه
    هر روز ب یک بهانه...
    بقیشون یادم نمیاد!:/
    یه لاک پشت و خرگوشم داشتیم!
     
    • لایک لایک x 6
  5. ناتانائیل

    ناتانائیل کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    244
    امتیازات:
    +455 / -111
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی ۱(حاج ترابی)
    شهر:
    اراک
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه علوم پزشکی اراک
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    یه روز یه بچه ای رو دیدم
    رو دوجفت دلم خشکیدم
    کاسه سوپ رو سر میکشید
    هورپ هورپ هور‌پ
     
    • لایک لایک x 1
  6. ats

    ats CMM

    ارسال‌ها:
    203
    امتیازات:
    +2,103 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    farzanegan
    شهر:
    tehran
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    اينم كه همههه شنيدن

    شب ها كه ما ميخوابيم
    عاقا پليسِ بيداره
    ما خواب خوش ميبينيم
    اون دنبال شكارِ
    عاقا پليسِ زرنگه
    با دزدا خوب ميجنگه
    ما پليسُ دوست داريم
    بهش احترام ميذاريم<:P
     
    • لایک لایک x 4
  7. مار

    مار کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    2,144
    امتیازات:
    +30,131 / -350
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علامه طباطبایی
    رشته دانشگاه:
    روان شناسی
    البته قبل از این قسمت میرفتیم کیش :))
    به این صورت که :

    فردا میریم کیش
    سر ساعت شیش
    با چن تا کیشمیش
    فیش فیش فیش
    اینم تلافیش

    بعدش میرفتیم رشت :))
     
    • لایک لایک x 4
  8. Orelia

    Orelia شب‌گرد

    ارسال‌ها:
    704
    امتیازات:
    +16,762 / -109
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    00
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    سلولی مولکولی
    یه جا دیگه‌‌م نمی‌رفتیم؟ :-?
    حافظه‌ـم ولی یاری نمی‌کنه :))
     
  9. ats

    ats CMM

    ارسال‌ها:
    203
    امتیازات:
    +2,103 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    farzanegan
    شهر:
    tehran
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    ما بجاي با چن تا كيشميش
    ميگفتيم با دويستُ شيش:D


    راسي اينم بود
    تخم مرغِ گنديده بوي گلابي ميده
    آفتاب به روش تابيده پيف پيف پيف پيف بود ميده:>

    اينو ميخونديم همه يه دايره ميشديم
    يه پامونو مياورديم جلو و بقيه داستان....
    پي پي پينكيو پدر ژپتو
    گُ گُ گربه نره روباه مكار
    هي (در اين قسمت پامونو عوض ميكرديم:D)
    مرد طلبكار
    هي(باز اونيكي پا)
    برو سرِكار
    هي(...)
    الكي دُلٓكي
    چرخ و فلكي
    بعد مث آمازونيا حمله ميكرديم بزنيم رو پاي اون يكي;;)
     
    • لایک لایک x 4
  10. ats

    ats CMM

    ارسال‌ها:
    203
    امتیازات:
    +2,103 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    farzanegan
    شهر:
    tehran
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    =))اينم بود

    ما همه پيروعه خط رهبريم
    بر سرِ سفره ها حمله ميبريم
    كو قاشق كو چنگال كو ناهارِ ما
    و....
    بقيشو يادم نمياد;;)
     
    • لایک لایک x 5
  11. dr.namingstuff

    dr.namingstuff کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    815
    امتیازات:
    +3,022 / -183
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان علامه حلی 1 تهران
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    98
    کو سالاد کو سالاد کو غذای ما
     
    • لایک لایک x 2
  12. dr.namingstuff

    dr.namingstuff کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    815
    امتیازات:
    +3,022 / -183
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان علامه حلی 1 تهران
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    98
    من بچه بودم بیشتر شعرا رو خودم عوض می کردم.
    بیشتر هم منفیشون می کردم.
    دو سالم بودش هی می خواستن قل هو الله رو یاد بدن بهم. اخرش اعصابم خورد شد گفتم نیولد نیولد.
     
    • لایک لایک x 1
  13. f-1391

    f-1391 کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    972
    امتیازات:
    +12,019 / -193
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    رشته دانشگاه:
    روانشناسی
    شیر تا بخوای مفیده!:D
    مانند برف سفیده!
    شیر آدمُ شاد میکنه!
    قوی و پر حال میکنه!
     
    • لایک لایک x 4
  14. ..زهرا..

    ..زهرا.. محب الرقیه (سلام الله علیها)

    ارسال‌ها:
    218
    امتیازات:
    +2,135 / -40
    نام مرکز سمپاد:
    فرز III
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    ما تو جشن آخر سال پیش دبستانی مون نمایش اینو اجرا کردیم منم نقش تیپیکال ننه ی حسنی و بازی میکردم!
    ***

    حسنی ما یه بره داشت
    بره شو خیلی دوس میداشت
    بره ی چاق و توپولی ، زبر و زرنگ و توقولی
    دس کوچولو ، پا کوچولو ، پشم تنش کرک هلو
    خودش سفید ، سمش سیا ، سرو کاکلش رنگ حنا
    بچه های این ور ده ، اون ور ده ، پایین ده ، بالای ده
    همگی باهاش دوس بودن
    صبح که میشد از خونه در می اومدن
    دور و برش جمع می شدن ، پشماشو شونه می زدن
    به گردنش النگ دولنگ ، گل و گیله های رنگارنگ
    حسنی ما سینه اش جلو سرش بالا قدم میزد تو کوچه ها نگاه میکرد به بچه ها
    یه روز بهار
    باباش اومد تو بیشه زار
    داد زد : اهای حسن بیا کجایی بابا ؟
    بره تو بیار ، خودتم بیا
    قیچی تیز
    پشم سفید
    بره رو گرفت ، پشماشو چید
    بره ی چاق و توپولی ، زبرو زرنگ و توقولی
    شد جوجه ی پر کنده
    همگی زدن به خنده
    پیشیه میگفت : تو بره ای یا بچه موش لخت راه نرو یه چیزی بپوش
    حسنی ما
    شونه اش بالا
    سرش پایین قدم میزد تو کوچه ها
    نگاه میکرد روی زمین
    ننه ی حسن دوون دوون اومد بیرون
    پشما رو بسته بسته کرد
    سفید و گلی دو دسته کرد
    ریسید و تابید و کلاف کرد
    شست و تمیز و صاف کرد
    منظم و مرتب
    پیچید توی چادر شب
    یه جفت میل و یه مشت کلاف
    حالا نباف و کی بباف
    ننه حسن سر تا سر تابستون
    نشسته بود تو ایوون
    بی گفتگو ، بی های و هو
    برای حسن لباس میبافت
    فصل زمستون که رسید بارون اومد ، برف بارید
    حسنی ما ، لباسو پوشید خرامون اومد میون میدون
    حیوونا شاد و خندون
    خانمی گفت : لباس حسن عالی شده قشنگ تر از قالی شده
    پیشیه میگفت :‌لباس حسن قشنگه مثل پوست پلنگه
    ببعی میگفت : بع ، سرده هوا ، نع
    اما حسن ، لباس به تن ، خنده به لب
    شونه شو داده بود عقب
    میون برف بارون قدم میزد تو میدون
    باباش بهش نیگاه میکرد دود چپق هوا میکرد
    ننه ش میگفت : ننه حسنی ماشالله چشم نخوری ایشالله
     
    • لایک لایک x 5
  15. اَفرا

    اَفرا واتترتهلتلعللخباتخللبت

    ارسال‌ها:
    1,428
    امتیازات:
    +11,883 / -432
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان محقق اردبیلی
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    تلگرام:
    اتل متل ی مورچه
    قدم میزد تو کوچه
    ی روز ی کفش ولگرد
    پای اونو لگد کرد
    مورچه ی پا شکسته
    راه نمیره نشسته
    با برگی پاشو بسته
    مورچه جونم تو ماهی
    خوب بشه پات الهی
    هاچین و واچین
    ی
    پا
    تو
    بر
    چین
    :‌دی
     
    • لایک لایک x 10
  16. mastermind81

    mastermind81 ...loading

    ارسال‌ها:
    272
    امتیازات:
    +1,506 / -381
    نام مرکز سمپاد:
    شهید رجایی
    شهر:
    ES_SHAHR
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    من هم سعی میکردم خودم شعر بگم ولی خوب فقط شعرا رو عوض میکردم:
    مادربزرگه حسنی کلاه نو بافته براش
    هی میکشه کلاهشو به رخه دوستایه باباش(تاکید رو خ)
    میگه که دوستایه بابام نگاه کنید کلاه دارم
    کلاهه رنگی رنگی رو مامانبزرگ بافته برام
    مامانبزرگه خوبه من کلاه میبافه برا من
    میخوام وقتی بزرگ شدم بخرم براش ماشین زردo_O
    :-":|
     
    • لایک لایک x 3
  17. denira

    denira کاربر سالخورده انجمن کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    75
    امتیازات:
    +1,571 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    MαЯš
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    تپلویم تپلو
    صورتم مثل هلو
    قد و بالام کوتاهه
    چشم و ابروم سیاهه
    مامان خوبی دارم
    میشینه توی خونه
    میبافه دونه دونه
    میپوشم خوشگل میشم
    مثل دسته گل میشم

    اینو همیشه مامانم برام میخوند: )
     
    • لایک لایک x 7
  18. sHaGaYeGh

    sHaGaYeGh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    328
    امتیازات:
    +6,820 / -193
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان bnb
    شهر:
    تبریز
    سال فارغ التحصیلی:
    1394
    چاقاله بادوم آرزوهاش مثل خودش بانمکه
    آرزوی اون یه اتاق پر از آدامس و پفکه
    دلش میخواد رختخوابش از نون و شیرینی باشه
    یا اینکه بشقاب غذاش اندازه ی سینی باشه
    با ابرای تو آسمون حرف میزنه از رو زمین:
    "کاشکی شما پشمک بودین با هم میومدید پایین"
    چاقاله بادوم بسّه، باید آرزوهاتو کم کنی
    هرچی که دیدی نباید فوری توی شکم کنی
    سه سالم بود کتابش رو حفظ بودم. عالی بود اصن :))
     
    • لایک لایک x 5
  19. Mehrka

    Mehrka MEHRKA

    ارسال‌ها:
    326
    امتیازات:
    +3,811 / -43
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    دوردورا
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    دانشگاه:
    ...
    رشته دانشگاه:
    ...
    اوشودوم ها اوشودوم
    داغدان آلما داشیدیم
    آلماجیغیمی آلدیلار
    منه ظولوم سالدیلار
    من ظولومدان بئزارام
    درین قویی قازارام
    درین قویی بئش گئچی
    هانی بونون اركجی؟
    اركج قازاندا قینر
    قنبر گئتدی اودونا
    قارقی باتدی بودونا
    قارقی دگیل قمیشدی
    بئش بارماقی گوموشدی
    گوموشی وئردیم تاتا
    تات منه داری وئردی
    دارینی سپدیم قوشا
    قوش منه قانات وئردی
    قاناتلاندیم اوچماغا
    حق قاپوسین آچماغا
    حق قاپوسو كلیددی
    كلید ده‌وه بوینوندا
    ده‌وه گیلان یولوندا
    گیلان یولی سربه سر
    ایچینده میمون گزه‌ر
    میمونون بالالاری
    منی گؤردی آغلادی
     
    • لایک لایک x 5
  20. هُبُوط

    هُبُوط کاربر فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    36
    امتیازات:
    +225 / -8
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    -
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    اتل متل یه مورچه

    قدم می زد تو کوچه

    اومد یه کفش ولگرد

    پای اونو لگد کرد



    مورچه پا شکسته

    راه نمی ره نشسته

    با برگی پاشو بسته

    نمی تونه کار کنه

    دونه هارو بار کنه

    تو لونه انبار کنه



    مورچه جونم تو ماهی

    عیب نداره سیاهی

    خوب بشه پات الهی ...
     
    • لایک لایک x 1
مدیران: ***Paradise