شاعرانه های کاربران

شروع موضوع توسط محمد ‏2008/12/17 در انجمن شعر پارسی

مدیران: *Kosar*, a.khakpour77
  1. kahroba

    kahroba کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    882
    امتیازات:
    +5,005 / -86
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    تنکابن
    سال فارغ التحصیلی:
    1392
    دانشگاه:
    پزشکی رشت
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    خب راستش من خیلی بلد نیستم درباره نیمایی و سپید حرف بزنم ولی احساسمو میگم دیگه از شعر...
    اول اینکه از محتواش خوشم اومد...
    فضاهایی هم که برای القای مضمون ایجاد کردی خیلی متناسب بود و باز پسندیدم...
    راجع به " خس خس سردی آهی خسته" بگم که به دلم ننشست... یه جوریه...
    طرح پیشنهادی من برای آخرش اینطوریه:
    لحظه ای محو نواهای محیط
    دم به دم مرگ پیامش میداد
    آخرین زوزه ی باد ، در رخ بید
    میرود نور ز دل ها و امید
    ضربه ای...سخت...
    خوب در یادم نیست...
    به گمانم صبح بود...

    اما در کل الان که بیشتر نگاه می کنم میبینم واقعن خیلی پخته بود شعرت... خیلی از لحاظ مفهوم کامل بود...
    تعابیری مثل "کرسی کهنه ولی پر ز امید"، "کم کَمَک نور نجاتش میداد"، "سایه اش ، نقش و نگارش میداد"، "به گمانم صبح بود..." تعابیری حرفه ای هستن که سطح شعرتو خیلی بالا بردن...
    امیدوارم بازم ذهنت یهویی درگیر بشه و از این شعرا، هرچند تلخ، بگی... :)

    ×شعر امیرم بعدن :-" خب یه نگا به ساعت بنداز (:|
     
    • لایک لایک x 4
  2. tezar

    tezar کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    633
    امتیازات:
    +5,352 / -34
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان6 سابق
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    امـیـرکبیر
    رشته دانشگاه:
    مهندسی بـرق
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    مرسی ک روش فکر کردی...
    اون " خس خس سردی آهی خسته" رو بهم چند نفر گفتن ولی خودم خیلی دوسش دارم.شاید مفهومی ک به من میرسونه برام جذابیتش رو بیشتر میکنه!
    طرح پیشنهادی شما برای آخرش هم تایید شد خیلی خوب تر شد بنظرم ینی انسجامشو بیشتر کرد .. ممنون :D
    دلم میخاد ولی زیاد نمیرم تو فاز شعر...بهرحال ممنون :) ;;)
     
    • لایک لایک x 2
  3. kahroba

    kahroba کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    882
    امتیازات:
    +5,005 / -86
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    تنکابن
    سال فارغ التحصیلی:
    1392
    دانشگاه:
    پزشکی رشت
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    خیلی خوب بود...
    از بسکه ایرادی نداره یه نکته ی خیلی عمیق پیدا کردم میخوام بگم :D

    "گفته بودم با نگاهی از تو میلرزد دلم
    خانه بر روی گسل کردم بنا ویران شدم"

    به نظرم ارتباط عرضی نداره دو مصرع... ببین تو با نگاه کردنِ طرف بهت دلت می لرزه... بعد اونوقت الان که رفته دیگه نگاهشو ازت برگردونده طبیعتاً دیگه نباید بلرزی، چطور ویران شدی پس؟ :-? یه کم توضیح بده بینم چی می خواستی بگی...

    ها راستی یادم اومد... قضیه "اعوذ بالله" چیه؟ چطو میخونیش که وزن حفظ شه؟ من که نمیتونم...
    + دو سه جا مشکل هجایی کوچیک داش وزنت که حوصله ندارم دقیق بگم :D
    مرسی خوب بود :)
     
    • لایک لایک x 3
  4. amir h

    amir h کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    988
    امتیازات:
    +1,899 / -98
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    دانشگاه:
    دانشگاه قم
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    این بیتی که گفتی اول فقط مصرع دوم بوده!
    بعد مصرع اولشو گفتم! گفتم با فعلی مث لرزیدن ربطشون بدم! ارتباط به این شکل قرار نبود داشته باشن ولی الان میبینم درست میگی
    البته میشه گفت نگاها لرزه های کوچیک بوده و رفتن ویرانی بزرگ و این خرفا ولی موقع سرودن همچین ایده ای نداشتم

    در مورد "اعوذ بالله" هم خیلی سعی کردم درستش کنم نشد!!!
    باید به شکل گفتاری که میگیم اوذ بالله خونده بشه! رو "عین" خیلی تاکید نداره(auz)! (که البته مشخصاً اشتباهه!)

    خودم بیشتر از اینا درگیر کلماتشم!
    خیلی درگیرم
    حس میکنم معنی رو انتقال میدن
    1 جاهایی رابطه هم دارن, مراعات دارن و ... ولی هماهنگ نیستن!
    کلمه ها سنخیت ندارن با همدیگه
    نمیدونم چجوری توضیح بدم ولی نمیچسبه بهم
    نظری نداری در این مورد؟

    *شکلکا هم به دلیل نامعلومی برای من غیر فعاله! پست دادن بدون شکلک خیلی سخته!!!
     
    • لایک لایک x 2
  5. kahroba

    kahroba کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    882
    امتیازات:
    +5,005 / -86
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    تنکابن
    سال فارغ التحصیلی:
    1392
    دانشگاه:
    پزشکی رشت
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    میفهمم چی میگی ولی خیلی واژه ها دور از هم نیستن به نظرم... مثلن در جهت همون به روز شدن زبان که گفته بودم یه جاهایی میشه گلایه کرد از شعر...
    فقط به عنوان مثال...
    1."تا تو رفتی از برم چون ابر سرگردان شدم"
    ببین مثلن الان دیگه فعل "رفتی" کامله و نیاز به استفاده از ضمیر "تو" نیست... مشخه که برای وزن اینطوری شده و این خوب نیست... ینی باید تمام سعیتو کنی که کارکردهایی که داری از زبان میکشی برای حفظ وزن تا حد ممکن نامحسوس باشن...
    کلمه ی "بر" میتونه مصداقی از اون نا هماهنگی واژه ها که میگفتی باشه...
    یا "چون" هم همینطور...
    _ مثال بهتر: تا که رفتی از کنارم، ابر سرگردان شدم

    2."سوی مردم آمدم تا..." ==» سمت مردم آمدم تا...

    3."دلخوشی های مدامم ریشه اش مهر تو بود" ==» دلخوشی های مدامم ریشه در مهر تو داشت
    و...
    نمیدونم منظورت همین بود یا نه...
     
    • لایک لایک x 1
  6. amir h

    amir h کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    988
    امتیازات:
    +1,899 / -98
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    دانشگاه:
    دانشگاه قم
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    آره
    با مقیاس بزرگتر ولی
    به نظرم اینا که گفتی که کاملاً ایراده
    ولی یه شعر حتی میتونه ایراد نداشته باشه ولی کلماتش انسجامم نداشته باشن!
    مثلاً تو حافظ و بین معاسرا تو ابتهاج اینو ریاد میبینم
    انگار نمیشه هیچ کلمه ای رو حذف کرد و حتی مترادفشو جاش گذاشت! شعر به هم میریزه یه جوری
    حالا یه نفرم شاید به هم نمیریزه و عوض بشه هم ایرادی نداره
    بعد میرسم به این مرحله که ایراد نداره ولی انسجامم نداره
    بعد میپرسن این انسجام چیه و نمیتونم توضیحش بدم! ولی حسش میکنم کاملاً!
    تو شعر خودم این در حد صفره :D
     
    • لایک لایک x 1
  7. sa128sr

    sa128sr کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    91
    امتیازات:
    +884 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی کاشان
    شهر:
    کاشان
    سال فارغ التحصیلی:
    1392
    دانشگاه:
    دانشگاه زنجان
    رشته دانشگاه:
    شیمی
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    از زمانیکه بدیدم آن دو چشم...خواب خوش از چشم و از پلکم جداست
    درد و غم دارم، زبونم نازنین...درد جانسوزم غمی بی انتهاست
    گفته ای دارم ز عالِم های مرز..."خنده بر هر درد بی درمان دواست"
    درد بی درمان من دوری توست...پس بر این دردم دگر خنده خطاست
    من به آن چشمان تو جادو شدم...یاد و کارم، فکر و ذکرم از شماست
    با دو چشمت از خودم بیخود شدم...مست گشتم، روح و جانم در هواست
    آن دو چشم مست تو ای ماه من...از حساب کل آدم ها سواست
    من همه فکر و امورم یاد یار...ناز من بر عاشقش بی اعتناست
    ای فدای آن خم ابروی تو...این همه بی اعتنایی نارواست
    خنده هایت عاشقت را میکشد...مستی چشمت ز عمر من بکاست
    یاد گیسوی کمندت دلپذیر...آن خم زلف عزیزت دلرباست
    ای که مستم کرده، هوشم برده ای...این نشان از چشم و از زلف رهاست
    یک دمی بر عاشقت کن یک نظر...این همه فریاد قلب بی صداست
    دیگرم دریاب ای شیرین من...مرگ این فرهاد را چشمت شفاست


    مال دو هفته پیشه این
    مشعوف میشم نظر دوستان رو راجع بهش بدونم :)
     
    • لایک لایک x 7
  8. METEOR

    METEOR کاربر جدید

    ارسال‌ها:
    3
    امتیازات:
    +6 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    مجتمع آموزشی شهید قدوسی
    دانشگاه:
    دانشگاه صنعتی امیرکبیر
    رشته دانشگاه:
    مکانیک و هوافضا
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    شعر نو: زندگی
    زندگی را بنویسید یکبار
    زندگی را تنها ، بنویسید روی صفحه ای از کاغذ
    زندگی را بنویسید وسط
    و به دورش خطی
    زندگی را بکشید اصلا ؛ همانطور تنها
    آبی و سبز و سفیدش بکنید
    هچو دریا عمیقش بکشید
    همچو ساحل وسیعش بکنید
    بکشیدش آنرا همچو یک کیهان
    که بفهمید ندارد پایان
    زندگی را ننویسید چون واژه
    بکشیدش چون عشق
    زندگی با روح است
    واژه ی خالی نیست
    بکشیدش آن را ؛ اما
    بکشیدش طوری ، که خودش هم بفهمد
    که بدون رخ آن نرگس مستانه ی عشق
    همچو یک کاغذ تنها
    هیچ ندارد که نشانت بدهد.
     
    • لایک لایک x 3
  9. mjz

    mjz کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    343
    امتیازات:
    +1,641 / -212
    نام مرکز سمپاد:
    نسل طلایی علامه حلی 2
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    QUT
    رشته دانشگاه:
    برق
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    این شعرو همینجوری گفتم... همینجوری هم نوشتم دیگه....

    کنکوری وقت شعر گفتن نداره :-خخخ :D


    ای تو که چشم مرا دور دیده ای در خیال و خلوتت به رّیش ما خندیده ای

    خــنــده ی ســوداگران را عـاقبت روز سرما، سهمشان خاکِ سیاه است، دیده ای؟

    تا بهارت هست و در دود دمی، زنهار که پس از آن همی در خون خود غلتیده ای

    دسـت خـود از کاسه ی مـا کن جـدا که مبارک دست خود در پوست گردو دیده ای

    ما به رسم "فِر پلی" اخطار آخر داده ایم گوش ندی جونه خودم روز خوشو خواب دیده ای


    فر پلی= بازی جوان مردانه (fairplay)
    "فر پلی" ی جورایی تخلصه شاعر هم هست :-"
     
    • لایک لایک x 3
  10. amm

    amm کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    124
    امتیازات:
    +1,339 / -13
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 5
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علم و صنعت
    رشته دانشگاه:
    فیزیک
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    رفتـــی وُ از درخـــت مـــن گنــجـشـــک میـپــــرد در مـــن پـلـنـــگی نـاتــــوان انـــدوه میـچــــرد

    مردن پس از شعری که خواندی کار سختی بود در تــارهـای نبـــض مـــن صــوت تــو میـــدود

    قفـــل انـد قنـدان هـا پـس از لبـخنــد تــو یعنـی هـر چـــای خانــه بعـــدِ تــو تـعطیــل میـشــود

    فانــوس شـب بـودی وُ رفتـی، راه مَـه گـم شـد صبحــی دگـــر بــر آســمانـم ســر نمیــزنــــد

    بـی تــو تمام گیسـوانِ شــهر بـی شانــه اسـت یعنــی تمامِ شــهرِ مــن «اِنســانَ فـي کَبَـد»
     
    • لایک لایک x 4
  11. mj chemist

    mj chemist کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    451
    امتیازات:
    +736 / -40
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    وزن رو که بیخیال شده بودید هیچی فقطیه چیز برام جالبه:
    از کی تا حالا پلنگ میچره B-)
    نگو که حس آمیزی و ایناس که هیچ ربظی نداره
    جزو اختیارات شاعری هم نیس
     
    • لایک لایک x 5
  12. جوجه سمپادی

    جوجه سمپادی کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    465
    امتیازات:
    +1,620 / -51
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    اصفهان
    دانشگاه:
    اصفهان
    رشته دانشگاه:
    دندان پزشکی
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    خیال پردازی وحس آمیزیت توبعضی بیتاخیلی خوب بود
    افرین
    اما
    وخداوندوزن راآفریدوارتباط معنایی بین بیت هارو :-"
     
    • لایک لایک x 1
  13. sahere

    sahere کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,827
    امتیازات:
    +11,878 / -77
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    مشهد
    دانشگاه:
    علوم پزشکی مشهد
    رشته دانشگاه:
    گفتار درمانی
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    اون چریدن خیلی تو ذوق میزد. و وزن رو هم که دوستان گفتن.ولی مفاهیمی که به کار بردی دوس داشتنی بودن.بیت دوم رو دوس داشتم.
     
    • لایک لایک x 2
  14. amm

    amm کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    124
    امتیازات:
    +1,339 / -13
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 5
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علم و صنعت
    رشته دانشگاه:
    فیزیک
    پاسخ : شاعرانه های کاربران


    کلمه "میدرد" میتونست به جاش باشه که اتفاقا قافیه هم بود ولی خب از قصد چریدن رو انتخاب کردم! موضوع اینجاس که پلنگی که از عشق ناتوان میشه دیگه توانایی دریدن نداره و منظور کلی این بود که اگه معشوق یک عاشق اونو ترک کنه حتی یک پلنگ رو میتونه با عظمتش از پا بندازه! ولی من فک میکنم جزو اختیارات شاعری باشه, ادما واسه موضوع های مختلف نگاه های مختلف دارن. گاهی میشه قوانین طبیعی رو شکست ;)
     
    • لایک لایک x 3
  15. amm

    amm کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    124
    امتیازات:
    +1,339 / -13
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 5
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علم و صنعت
    رشته دانشگاه:
    فیزیک
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    ارتباط معناییش "توصیف دنیای بعد از تو" بود :-" :D
     
    • لایک لایک x 1
  16. mj chemist

    mj chemist کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    451
    امتیازات:
    +736 / -40
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    این چیزی که شما گفتی فقط قایم کردن قضیه بود و رفع توجه
    بعدم شعر رو بالاخره باید از رو خودش فهمید واین معنایی که شما براش در نظر گرفتی‌هیچ ربطی نداشت
     
    • لایک لایک x 2
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  17. kahroba

    kahroba کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    882
    امتیازات:
    +5,005 / -86
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    تنکابن
    سال فارغ التحصیلی:
    1392
    دانشگاه:
    پزشکی رشت
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    به نظرم ترکیبات جالب و بعضا بدیعی بود... من خوشم اومد. در مورد چریدن پلنگ هم هیچ ایرادی وجود نداره... یه ساختار استعاریه که خیلی هم خوب و به جاست!
     
    • لایک لایک x 3
  18. amm

    amm کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    124
    امتیازات:
    +1,339 / -13
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 5
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علم و صنعت
    رشته دانشگاه:
    فیزیک
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    اخه موضوع اینجاس قضیه ای نیست که بخوام قایمش کنم و دلیلی بیارم که از سرم بازش کنم, موقعی که داشتم این مصرع رو مینوشتم به همه اینایی که میگی توجه کردم یعنی موضوعی نیست که فقط شما کشفش کرده باشی, همونجور که گفتم میتونستم با "میدرد" عوضش کنم اما با منظور اینکارو نکردم که کسی که میخونه دقیقا حساس شه روش و ببینه گاهی میشه یه جور دیگه دید.

    من فکر میکنم اشکالی که میگیری درست نیست و ما درواقع نگاه هامون باهم فرق داره همین. مطمعنم که اگه گستره تصور و خیالتو بیشتر کنی حتما معنایی رو که گفتم میتونی خودت برداشت کنی. اما در هر صورت خیلی ممنونم که نظرتو گفتی :)
     
    • لایک لایک x 2
  19. فاطمه م.

    فاطمه م. فاطمه م.

    ارسال‌ها:
    633
    امتیازات:
    +4,324 / -29
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان چهاردانگه
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    پلی تکنیک تهران
    رشته دانشگاه:
    علوم کامپیوتر
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    خسته‌ام از تمام آدم‌ها
    از تب التهاب این غم‌ها
    روزگاریست بی تو می‌ترسم
    ساده از لرزه‌های این بم‌ها

    مثل نبض کبودِ یک رویش
    زیر ریل قطارِ دل‌خسته
    پیرهن را کفن تو می‌پوشی
    در تکاپوی جبرِ وابسته

    وهم نفرینِ دسته‌ای گندم
    در خیال مترسکی دلسوز
    روزگاریست او که می‌بیند
    چشم در راه گندمی هرروز

    عاشقِ یک کلاغِ دل‌مرده
    تاروپود از نفیر، رنجیده
    می‌سپارد به باد خود را تا
    به رهایی رسد، که غم دیده!

    خیره تقویمِ پرعلامت را
    در سکوتی شبیهِ آوارم
    مست آبان که خود لگدکوبست
    زیر این خاطراتِ بیمارم

    لهجه‌ات را به یاد آوردم
    دلهره در تنم به رقص آمد
    "لهجه‌ات را غلاف کن ای عشق"*
    کوکِ سازِ نفس به نقص آمد

    ناامید از قلم که متروکست
    بغضِ من در برِ شکست آمد
    ناگزیر از کسوف آبانم
    بن در این کوچه هم به بست آمد




    *لهجه‌ات را غلاف کن ای عشق
    زخمی‌ام از زبان نوک‌تیزت
    شمس مولای بی‌کسی ها باش
    بیخیال شکوه تبریزت
    علیرضا آذر
     
    • لایک لایک x 9
  20. sara.speed

    sara.speed کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    34
    امتیازات:
    +39 / -3
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 10
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    نرفتم هنو خو
    رشته دانشگاه:
    خو اینم نمیدونم
    پاسخ : شاعرانه های کاربران

    یک چراغ خاموش است ، یک چراغ روشن نیست

    کوچه‌ای که تاریک است جای شعر گفتن نیست

    هر دو پوچ می‌مانیم ، هر دو پوچ می‌میریم

    من که عاشق او بود ، او که عاشق من نیست


    مثل اشتباهی محض ، در تضاد با خویشیم

    آدم آهنی هستیم ،‌جنسمان از آهن نیست


    مرد مثل دخترها ، گریه می‌کند آرام

    زن اگرچه بغض آلود فرض می‌کند " زن " نیست


    بی پناه و سرگردان ، در تمام این ابیات

    اتّفاق می‌افتد ، شاعری که اصلا نیست


    باز شعر می‌گویم ، گرچه خوب می‌دانم

    شعر فلسفه بازی‌ست جای گریه کردن نیست

    اگه قابل دونستید نظر بدید درباره ی شعر
     
    • لایک لایک x 9
    • دیسلایک دیسلایک x 1
مدیران: *Kosar*, a.khakpour77