میزگرد تاریخ "شیخی گری و بهائیت"

شروع موضوع توسط boodika ‏2018/1/17 در انجمن تاریخ و تمدن

?

موافق با این میزگرد

نظرسنجی بسته شده در ‏2019/7/12.
  1. اری

    23 رای
    74.2%
  2. خیر

    8 رای
    25.8%
  1. parsa.e

    parsa.e کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    241
    امتیازات:
    +885 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    شهرکرد
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    قاعده ی میز گرد اینه که افراد با استفاده از منابعی که خوندن با هم دیگه بحث میکنن و موضوع رو جلو می برن . خب اگه از یه منبع استفاده بشه فقط نظرات نویسنده ی کتاب دخیل میشن تقابل صورت نمیگیره .
    خلاصه که از تمام کتابای دم دستتون استفاده کنین :)
     
    • لایک لایک x 3
  2. boodika

    boodika کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    685
    امتیازات:
    +3,539 / -136
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    رشت
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    تلگرام:
    • لایک لایک x 1
  3. boodika

    boodika کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    685
    امتیازات:
    +3,539 / -136
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    رشت
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    تلگرام:
    شیخیگری

    شیخیگری توسط شیخ احمد احسایی که خود را پیرو شیعه می دانست بنیان نهاده شد.شیخ احمد در زمان فتحعلیشاه در کربلا زندگی میکرده و چون بسیار زباندار و تیزهوش بوده در کربلا به زهد شهرت داشته.شیخ از یک طرف دلبسته فلسفه یونان و سوی دیگر شیفه شیعه گری بود و چون این دو سازشی با هم نداشتند ملایان دیگر به دلیل رشک او و پیروانش را بی دین خوانده...این ماجرا برای پیروان سخت تمام شد و موجب خونریزی در عراق و تبریز گردید.به دنبال این ماجرا مکتب شیخیه بنیان نهاده شد.

    نمونه ای از اقتباس فلسفه یونان و امیختنش با شیعیگری:
    علل اربعه (علت فاعلی و علت مادی و علت صوری و علت غایی) به تعبیر شیخ احسایی:شوندهای چهارگانه افریده شدن جهان امامان ما هستند.به پندار او افریننده حهان امامان هستند.روزی دهنده و گراورنده نیز انها هستند.از این رو هر امامی میتواند به تن هر کس در اید. او میگفت از اینراه بود که جنگ جمل چون مرواری تیری انداخت و طلحه را کشت خود او میگفت که مرا علی کشت....

    دوم اینکه شیخ احمد احسایی یا استفاده از فلسفه یونان معراج پیامبر که از ضروریات شیعیگری است را ناممکن دانسته.زیرا اسمانهارا مانند پوست پیاز متصور میشده است.


    از طرفی به تعبیر شیخ پیامبر تنها با روانش به معراج رفته بود که این مخالفت ملایان ان زمان را برانگیخت.
    شیخ احسایی هزار سال زنده ماندن امامان را رد کرده (فلسفه یونان) و با تاثیر پذیرفتن از سید محمد که شیعه دوازده امامی بوده و به دنبال مهدیگری رفته بیان میداشت:"صاحب الزمان گریخت و به جهان هورقلیا رفت"که معنایش مرده بودن است.و از این رو خود را نایب خاص اون میشمارد. و از یکسو نوید میداد که صاحب الزمان در کالبد دیگری پیدا خواهد شد.
    به هر حال این سخنان شیخ راجع به امام ناپیدا و جانشینی او زمینه ای شد برای سید علی محمد باب که بعدا راجع بهش توضیح میدم..

    شیخ

     
    آخرین ویرایش: ‏2019/7/9
    • لایک لایک x 1