دعوت وبلاگی

سلام،

سال ها گذشته.

سال ها پیش ما یک گروه فعال و بسیار جالب بودیم. پر از هیجان و انرژی و چه افسوس که وقتی بزرگتر شدیم، “انتخاب ها” و “بزرگ شدن” ما رو از هم دور کرد و الان هر کدام از ما در گوشه‌ای از شهرهامون مشغول روزمرگی‌ها شدیم.

دوستان و آشنایان قدیمی و جدید، می‌خوام ازتون دعوت کنم، برای یه شروع دوباره. اما برای یک شروعی ساده  و راحت. همراه بشید و حداقل یک “روز” از یک “ماه” رو انتخاب کنید برای انتشار تجربیات و افکارتون. من روزم رو انتخاب کردم. روز بیست و پنجم هر ماه رو به من بسپارید.

برای انتشار نوشته تان دغدغه های عجیب نداشته باشید، یک ساعت وقت خالی پیدا کنید، نوشته تان را بنویسید و به صورت پیش نویس ذخیره کنید. در روز مورد نظرتان بیایید و نوشته را منتشر کنید.

امیدوارم که  با این قدم، این جا رو به یک وبلاگ بالغ و شایسته تبدیل کنیم.

ایده بپردازیم!

[این اوّلین نوشته من در گروه نوشت سمپادیاست]

اخیراً هر ایده‌ای به سرم می‌زند، به فاصله چند ماه یکی آنرا اجرایی می‌کند! از چینی‌ها بگیر، تا وزارتخانه‌ها خودمان و دانشگاه‌های فعال آن‌طرف آبی!

منتها یک سری ایده خوب هستند که هیچ‌کس آنرا اجرا نمی‌کند. نمی‌دانم چرا. اگر ایده‌ای که داشتم مربوط به پول در آوردن بود، باور کنید چند روز بیشتر طول نمی‌کشید تا یکی آن‌را از من بدزدد و پول‌ش را به جیب بزند. اما کسی به ایده‌های محیط‌زیستی و اجتماعی من اهمیتی نمی‌دهد؛ حتی اگر پول‌ساز باشند!

بنابراین تصمیم گرفته‌ام خودم منتشر کنم و هیچ حقوق معنوی‌ای از برای آن طلب نکنم.( چه محیط زیستی و اجتماعی، چه پول‌ساز! ) پس می‌نویسم و شما هم اگر چیزی به آن اضافه کنید یا انتقادی از آن بکنید [ و بهتر از همه، ] اگر اشکالات آن را بگویید، خوش‌حال می‌شوم.

  1. ‌می‌شود انرژی حاصل از حرکت مردم در پیاده رو ها را تبدیل به برق کرد. ( البته اخیراً این ایده توسط چند دانشجو در دانشگاه صنعتی Eindhoven در حال اجرا‌ست. )
  2. پشت‌بام هایمان را باز طراحی کنیم! در کشورهای اروپایی، مردم آب حاصل از بارش باران را از پشت‌بام هایشان جمع می‌کنند و مصرف می‌کنند. در آلمان 50% از انرژی برق مورد نیاز از صفحات خورشیدی تامین می‌‌شود. در دانشگاه استنفورد، محققان انرژی حاصل از بارش باران را به برق تبدیل می‌کنند. ( بیشتر بخوانید ) آیا نمی‌شود هر سه مورد ذکر شده را تجمیع کرد؟ یعنی پشت بام هایمان را طوری طراحی کنیم که هروقت آفتاب هست، انرژی حاصل از نور آفتاب را جمع کند، هروقت باران می‌بارد، انرژی حاصل از بارش باران را تبدیل به برق کند و همان آب باران را برای مصارف‌مان جمع کنیم؟
  3. آیا نمی‌شود تمام سیم ها را از خانه‌هایمان حذف کنیم و تمام انرژی برق در خانه‌ها بی‌سیم منتقل شوند؟ مثلا یک سری پریز سیار داشته باشیم، هرجا ( داخل خانه ) برق نیاز داریم، پریزمان را با خود ببریم و استفاده کنیم؟ ( در ویکی‌پدیا بخوانید. )
  4. آیا نمی‌شود از مفهموم دستگاه آب‌میوه‌گیری برای آموزش مفهوم تابع در ریاضیات استفاده کنیم؟
  5. ما آلودگی هوا را اندازه می‌گیریم. آیا وقت آن نشده که آلودگی صوتی و بصری و نوری را اندازه بگیریم؟
  6. هروقت به حمام می‌روم و شیرآب داغ را باز می‌کنم، حدود پانزده ثانیه طول می‌کشد تا آب سرد درون لوله‌ها خالی شوند و آب گرم بیاید. یعنی پانزده ثانیه، آب هدر می‌رود. می‌شود یک چیزی طراحی کرد که قبل از حمام رفتن، پانزده ثانیه آب از لوله آب گرم بکشد و به لوله آب سرد بریزد.
  7. باز هم از ایده قبلی. هروقت به حمام می‌روم، سی ثانیه طول می‌کشد تا آب را تنظیم کنم و در این مدت، آب هدر می‌رود. آیا نمی‌شود شیر آب را طوری طراحی کرد که فقط یکبار تنظیم کنیم و دفعات بعدی فقط آنرا روی حالت مخصوص خود قرار دهیم؟ مثلا هریک از اعضای خانواده امان یک state مخصوص به خود داشته باشند.
  8. سازمان آب، چقدر صرف تبلغیات در تلویزیون می‌کند؟ آیا نمی‌شود بجای هزینه‌های میلیاردی، چند صد جوان را قراردادی استخدام کند تا به خانه‌های مردم بروند و ببینند اگر شیرهای آنان چکه می‌کند، آنرا رایگان تعمیر کنند؟
  9. آیا می‌شود کابل‌های شبکه را حذف کنیم؟ یعنی یک وسیله‌ای باشد، دو تکه. هرکدام از تکه‌ها یک سر سوکت RJ-45 داشته باشند و فقط آن دو تکه را به دو کامپیوتر وصل کنیم؟
  10. کسانی که گوشی اندرویدی سونی دارند، دیده‌اند که بدون برداشتن دست از کیبورد تاچ، می‌توان یک کلمه را تایپ کرد. آیا می‌شود کیبورد را طوری طراحی کرد که که بدون برداشتن دست، بتوان یک جمله را تایپ کرد؟
  11. می‌شود در ایستگاه های مترو، دستگاه واکس کفش برقی‌ای گذاشت که با شارژ کارت مترو کار کند!
  12. می‌شود انرژی جریان رودخانه را برای روستا ها به برق تبدیل کرد!
  13. می‌شود روکشی برای خیابان ها طراحی کرد که دیگر هی خیابان ها را حفر و پر نکنند و برای تعمیر لوله‌ها و سیم ها، آن روکش را مثل فرش بردارند و دوباره سرجای خود قرار دهند!
  14. می‌شود گوشی ها را طوری طراحی کرد که اگر مثلاً زبان کیبورد آن پارسی است و مثلا یک نفر انگلیسی به شما پیام می‌دهد، خود به خود انگلیسی شود. ( شاید این یکی، آسان ترینش باشد. )

والسلام.