سمپاد آرمانی من

«به نام آنکه یکی است و یکی نیست جز او»
سمپاد آرمانی من :
درست یادمه که چهارشنبه بود و یک مهر ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی
من هم مثل همه ی دانش آموزای ورودی جدید بودم که روز

بیشتر بخوانید
حسرت

حدود ۲ سال پیش بود که به خودم میگفتم چیه اینجا نشستیم انقدر زیاد تر از حد درس میخونیم ولی بقیه بچه ها تو مدرسه ها دیگه دارن واسه خودشون عشق میکنن…
این ایده تو ذهنم بزرگ و بزرگتر شد تا یه جرقه زده شد

بیشتر بخوانید
وقتی می فهمی,که خیلی دیره

هوالمنجی
شش-هفت سال پیش که مثل چنین روزهایی برای اولین بار روی میز های چوبی حلی 2 نشستم،نمی دونستم تحصیل من تو این سازمان این جوری تموم می شه.
اون موقع ها یه استاد دنیا دیده یه حرفی زد که فکر نمی کردم یه روزی من هم

بیشتر بخوانید
به همه آنهایی که سمپادمان را ویران می کنند…

چطور بی اعتنا بمانم؟ چطور هیچ نگویم؟ تو که می دانستی ، نمی دانستی؟ چطور می شود ندانی؟ می خواهی بگویی نمی دانستی اگر آشیانه ی کودکی ام را ویران کنی ، خرده های احساس شکسته ام دست و بالت را زخمی می کند؟ می خواهی

بیشتر بخوانید
سنگ.سار سمپاد میم

اولش از قیام رودخانه السی آفریقا می گویم و قبلش باید از اجرای آلبوم دیوار پینک فلوید بگویم که چطور در ضم و اعتراض به نظام های سرمایه داری بر پا شد و سوی پیکان اعتراضش رو به آمورش بود . آموزشی که زمانی قدرت

بیشتر بخوانید
ایده‌آل‌گرا‌طلب‌خواه

تجربه‌هایی که آدم در زندگی کسب می‌کند خیلی بیش‌تر از آن‌چیزی که فکر می‌کند ارزش‌مندند. این‌که پس از مقاطعی از تلاش به حدّ کمال از چیزی که می‌خواستیم نرسیم، ممکن است در لمحه‌ای اوّل به نظرمان آزاردهنده برسد؛ امّا دقّت که می‌کنیم نفس تلاش برای

بیشتر بخوانید