قسم میخورم…..

قسم به دستان چروکیده پیرمرد دوره گرد مهربان خیابان 17 شهریور وقتی که آرام کنار دوچرخه اش خوابیده.

قسم به برق چشمان رفتگر محله مان وقتی که صورتش را پوشانده تا کسی نشناسدش.

قسم به اشک آن پدر وقتی که پول ندارد.

قسم به آه مادر وقتی در آشپزخانه یک متری آشپزی می کند.

قسم به این ها وقتی که تو فکر می کنی می خواهم قصه ای تراژدیک برایت تعریف کنم تا هنر نویسندگی ام را به رخت بکشم.

.

.

.

قسم به آنها که سفره دلشان به قدر یک دنیا بزرگتر از سفره ناهارشان است سفره ای که سالادش اشک ، ترشی اش غم، ماست و دوغش آه اما غذایش صبر و شکر است.

 

قسم می خورم …

سمینار 26 علامه حلی

به میمنت و مبارکی، بیست‌و ششمین سمینار دبیرستان علامه حلی‌ هم آغاز شد! توی مراسم افتتاحیه که خیلی طبق برنامه آغاز شد و به پایان رسید، رییس سمپاد هم با هیئت همراه + چندتا دوربین مزاحم صدا و سیما هم بودن!


سمینار حلی‌ رو همه میشناسن، اولین سمینار پژوهشی تاریخ سمپاد، که تا امسال ادامه داشته و به دورهٔ ۲۶ رسیده. امسال سمینار یه مقداری با سمینارهای قبلی‌ فرق داشت، به خاطر قضیهٔ انحلال سمپاد و… سمینار امسال برای ما خیلی‌ مهم بود، چون همه به نوعی این سمینار رو سمبل سمپاد میدونن. به خاطر همین، هم بچه‌ها هم مسوولای مدرسه برای عالی‌ برگزار شدن این سمینار تلاش کردن. امسال برای اولین بار قراره چندتا مدرسه از خارج کشور هم برای بازدید از سمینار بیان! برای اولین بار تیزر سمینار از تلویزیون پخش شد، تعداد پروژه‌ها خیلی‌ بیشتر از سالهای قبل شده بود، واقعا کادر خیلی‌ خوبی‌ هم جمع شده بودن تا بهترین سمینار تاریخ حلی‌ (شایدم سمپاد، خدا رو چه دیدی؟!) رو بسازن. همهٔ کارهای برگزار کردن سمینار به عهدهٔ بچه‌های پایهٔ دوم هست، مثل فرزانگان (البته اونا از علامه حلی‌ تقلید کردن، مدرکش هم اینه که سمینار ما یک دوره بیشتر از کارگاه فرزانگان برگزار شده، تازه چند سال هم سمینار به علت مشکلات جوی برگزار نشد)، و تقریبا سوما هیچ نقشی‌ ندارن! اما اولا همیشه پروژه‌های خوبی‌ ارائه می‌کنن (جدی نگیرید، خواستم تحویلشون بگیرم). اهمیت سمینار تو علامه حلی‌ به قدری زیاده که بچه‌ها از کلاساشون میزنن تا بتونن روی پروژه‌هاشون بیشتر کار کنن (مثلا خود من، تو ۲هفتهٔ قبل سمینار فقط ۸ زنگ سر کلاس رفتم! تا شب هم مدرسه بودم، بعضی‌ شبها هم که مدرسه خوابیدیم، البته چون من تو کادر اجرائی سمینار بودم تونستم انقدر بپیچونم وگرنه مدرسه که هرج مرج نیست که)! تو این سمینار استعدادهای خیلی‌ از بچه‌ها کشف می‌شه، مثلا یه عده از بچه‌ها نشون دادن می‌تونن مهندس ساختمان بشن! چون یه حوض خیلی‌ قشنگ وسط حیاط درست کردن! یه عده دیگه هم تو رشتهٔ شستشو تخصص داشتن! خیلی‌ تمیز تونستن برزنتهای حیاط رو بشورن! یه گروه دیگه هم تو رنگکاری مهارت داشتن، تونستن ۱۰۰۰تا یونولیت رو تو ۲روز اسپری بزنن! خلاصه هر کسی‌ در حد وسعش کمک کرد به سمینار. نکتهٔ جالب دیگه هم این بود که عین مسابقه‌های فوتبال سمینار امسال اسپانسر داره! سمینار مثل اکثر دوره‌های قبل آخر سال برگزار می‌شه (از ۲۰ تا ۲۴ اسفند)، روزهای ۵شنبه و جمعه هم روز‌های بازدید عمومی‌ هست، هر کسی‌ خواست بیاد قدمش سر چشم بچه محلها! اگه متن اشکال داشت (که حتما داره)، به بزرگی‌ خودتون ببخشید، چون ساعت ۴ صبح تو مدرسه نوشته شده!

[این عکس ها قبل از افتتاح سمینار گرفته شدن، عکس های جدید در پست بعدی]

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 1

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 2

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم3

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 4

وقتی‌ امکانات نباشه باید تو یه همچین جائی کار کنیم 5

تلاش شبانه روزی برای احداث حوض ـ شیفت شب

اینم اثرات کار زیاد و خستگی مفرط!

اینم تیم خبره اسپری زنی!

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

نمایی از سمینار ـ ساعت 4 بامداد ـ 5 ساعت قبل از افتتاحیه

گرافیتی ای که به مناسبت سمینار روی دیوار پیاده شد

حوض با اعمال شاقه! 1

حوض با اعمال شاقه! 2

حوض با اعمال شاقه! 3

… و یونولیت ها بریده میشوند 1

… و یونولیت ها بریده میشوند 2

… و یونولیت ها بریده میشوند 3

شستشو… 1

شستشو… 2

شستشو… 3

شستشو… 4

شستشو… 5

Rubik’s Mirror Cube

بچه ها اين اون روبيك باحالس كه گفتم!
تو كاتالگش نوشته استراتژي بردشو پيدا كنين واسمون بفرستين!
اگه كسي علاقه داره به من بگه بياد تو گروه! دختر پسرشم فرقي نداره فوقش دو تا گروه مي شيم!

آخرشم اينجوري مي شه!

:دي

یکی با من حرف بزنه! حالم خوب نیست! اصلنننننننننن…!

آی ای کوه …

” آی ای کوه …
می دانی منم … ؟
دانی کیم …؟
من کوهم …
من دریام …
من دشتم …
من ستاره ام …
من بهاره ام …
من ترانه ای عاشقانه ام ”

————————————————-

0 – سایت در حالت خوبیه … محمد مطهری خیلی زحمت میکشه … باید ازش تشکر کنیم !
1 – سمپادیا را تبلیغ کنید … به هر صورت !