اسفند هاي دلگير

مي رسد بهار

تو كمي نفس بكش

من هميشه عاشق تو ، و گل تو بوده ام

36 دیدگاه در “اسفند هاي دلگير

  1. آقای مطهری پست ش رو پاک کرد، ملیکا پست داد من اس ام اس دادم که چرا نذاشتی 8 ساعت از آپ من بگذره، اون وقت صاف اومدین آپ کردین رو ملیکا!!

  2. به مورد بیخودی اهمیت میدین. چقدر فرق می کنه یک پست دوتا اسکرول پایین تر باشه؟ معمولا دیدیم که هر پست جدیدی خونده میشه و بعد از اون افراد بیشتر به ستون کامنت ها دقت می کنند نه خود پست.
    من قصد داشتم قبل کامنت شما اون مطلب رو پاک کنم. از توی فروم هم برش داشتم. خودم خوشم نیومد از اون مطلبم.

  3. خوب ولي خيلي پگاه راست ميگه!!
    منم جدي ميخواستم بردارم و اين پستو ديدم!
    خب بدم نيست اگه وقتي يه پست جديد هست يه مدتي صبر كنيم…؟

  4. اگر نوشته شما ارزش خوندن داشته باشه خوب مي خوننش هرجا كه باشه!!!!اگر هم كه نه…با التماس و مجبور كردن بقيه به نذاشتن پست كه نمي تونين خواننده جذب كنيد…
    در هر حال نيامده از اين گروه زده شدم مثل همه گروهايي كه سمپادي تشكيل مي دن باگ توش اومده
    كسي خواست مارا بخواند در http://360s.blogfa.com/
    قدمش بر چشم

  5. اخ که بلاخره یکی به حرف دل من رسید!دقیقا به 1 روز نرسید نیما روی من مطلب گذاشت!یکم رعایت همو هم بکنیم بد نیست!

  6. پیغام گذاری نوشت:
    بچه ها من فردا میخوام up کنم.
    یه پستی که حتما باید تاریخش فردا باشه.
    پس حتما خواهم نوشت..

    ببخشید که اینجا گفتم.
    هم بحثش بود هم پیغام گذاری نداریم.

  7. بیخیال بابا…اینجا تا اونجایی که من میدونم همه ی مطلب های جدید خونده میشه….روی هم باشن یا نباشن….این چه بحثیه که همتون هم دلتون پره به خاطرش؟!

  8. سلام:دی
    منم اینو قبول دارم که اصولآ به بخش “آخرین نظرات توجه میشه!”
    بچه قبول کنیم اگر مطلبمون واقعآ خوب باشه و عنوان درست انتخاب شده باشه اولی باشه یا دومی خونده میشه!
    راستی این مطلبم عنوانش جذبم کرد! چرا دلگیر!؟!؟ به عنوان یک اسفندی به نظرم خیلی ماه غیر دلگیریه:دی
    چهارشنبه سوری و تولد من خودشون پر هیجانن:دی:دی

  9. زدی به سیم آخرا نیما مضروب!
    یه کم ملایم تر توضیح میدادی خوب:دی
    تعجب میکنم….پگاه اکثرا مطلباش خوب و جذابه و همیشه هم خونده میشه!!!

  10. آقا، به یه سری چیزام بیش از حد حساس م، درست می گین..
    (ملیکا، من جسارت نمی کنم. حرف من و تو یکی بود)
    من فقط گفتم آدم وقتی تو گروه کار می کنه، باید احترام بقیه رو نگه داره. واسه من عین اینه که یکی تازه حرف ش تموم شده، منتظره که بقیه جوابی/بازخوردی چیزی بدن، بعد یکی دیگه از راه می رسه، شروع می کنه حرف زدن! حالا گیرم که مردم جواب هر دو رو بدن، مهم اینه که کار این آدمه بی احترامی به آدم قبلیه بود.
    مساله ی من هم نوشته ی خودم نبود. مگه نه اینکه ملیکا بعد از من آپ کرده بود؟
    اس ام اس دادم، گفت “حالا جدی ور دارم؟” گفتم “نه بابا..”.
    حالا شما هی بگین این بچه شده، این چرا این طوری می کنه، فلان…
    عجبا…

  11. عجب…
    پس مليكا خانم فكر مي كنه اين كار بي احتراميه…
    نخير خانم!
    هر كس خودش به خودش ارزش ِ احترام مي ده و در حيطه كار ما نوشتن يك مطلب وزين و قابل تامل اون چيزيه كه ما را لايق احترام مي كنه، نه تعداد پست هامون يا اينكه مطلبمون كجاي صفحه قرار گرفته و اتفاقا اينكه چند مطلب در كنار مطلب ما باشه خيلي مفيد تره چون به ما نشون مي ده كه با رنكي كارمون ارزشمند بوده و مخاطب براي ما چقدر ارزش قائل شده.
    اگر شما دنبال فيد بك هستيد و انتظار داريد اين فيد بك رو هيجاني و بدون عقل از مخاطبتون دريافت كنيد، توصيه مي كنم كنار خيابون بزنيد زير آواز چون بهتون قول مي دم مخاطبي پرگو تر و متعدد تر از كامنترياليگ وبلاگ نصيبتون بشه.
    درباره ي خواهش پگاه هم بايد بگم من اعتماد به نفس شما رو تحسين مي كنم اما بخاطر شما نيومده بودم كه به خاطر شما برم يا برگردم (كه به خودتون نسبت مي دينش)اتفاقي كه براي من افتاد اين بود كه متوجه شدم جو اين وبلاگ مثل هر كار گروهي بدون
    فرآيند قانون گزاري ديگه اي مسموم و غير قابل هضمه و احتياج داره كه با همفكري بيشتر اعضا(چيزي مثل ايني كه در سي نظر اين پست اتفاق افتاد و اعضا با هم همفكري كردند) به خودش شالوده استوار تري بگيره.
    به اميد اون روز

  12. برای پست:
    اسفند دلگیر نیست، چون گفتی”عاشق” هستی.. می دونی انتظار بیشتر دیده می شه تو جملاتت تا دلگیری.. چون اسفند به بهار مماس هم هست..

    حاشیه:
    MANE:
    “خدای من این پگاه چند سالشه؟ چرا این قدر بچه گانست رفتارش؟” عجب… یکی از رفتارهایی که سن آدم ها رو نشون می ده همینه ها! تو چه جوری بدون اینکه پگاه رو بشناسی در موردش حرفی می زنی؟! نگو خواهر/بردار من..
    هرچند ناراحتیت تا یه حدودی قابل قبوله..چون خیلی از نظرات مربوط به پستت نیست..

    “در هر حال نیامده از این گروه زده شدم مثل همه گروهایی که سمپادی تشکیل می دن باگ توش اومده”
    تو هم مثل خیلی از مردمی که تو فرهنگ من زندگی می کنند اهل ساختن نیستی.. می خوای آماده در دسترست باشه برسی استفاده کنی.. خودروی ملی..ماهواره ی ملی..همش آماده بوده.. ما رفتیم ازش استفاده کردیم.. اگه فکر می کنی مشکل داره این گروه 1200 نفری، سعی کن اندازه وسعت بهش کمک کنی..

    پگاه:
    “آقا، من احمقم، “ استغفرالله..

    دوستان:
    مجبور شدم کامنت بدم..
    برخی از قسمت های کامنت ها که حاوی این جدل بی نتیجه بودند ویرایش شدند تا این جدل بیش از این ادامه پیدا نکنه..
    آخه نامردی بود و اینکه اصلا جالب نبود چند تا آدم عاقل این طور به هم حرف های غیر منطقی بزنن و در آخر فقط کاسه کوزه سر یک نفر شکسته شه..
    دوست عزیز! مشکل آپ کردن سریع یا هرچیزی این قدر ارزش داره که جو تا این حد خراب بشه؟
    شاید مشکل از امکانات کم(!) وردپرسه اما من حتی اون موقع ها که سمپادیا تو میهن بلاگ بود این مشکل رو می دیدم!
    ما اینجا با هم رابطه دوستانه ای داریم و یک مسئله ساده مثلا “سرعت آپ کردن” که از اولین روزهای سمپادیا بوده نباید این قدر بحث برانگیز باشه.. اگه می بینید که این مشکل مهمیه واسش راه حل بدید تا همه بتونن از فکر خوبتون استفاده کنن..
    همه مطالب واسه خیلیا ارزشمنده و من حتی گاهی آرشیو رو هم می خونم! چه برسه مطالب پایین صفحه.. 🙂
    ممنونم

  13. به حضرت سعید خان: نباید برمیداشتید کامنت ها رو یا تغییرشون میدادید. من از این کار اصلا خوشم نمیاد. این احساس رو پیدا کردم که نظراتم این جا امنیت ندارن و ممکنه ویرایش بشن.
    خوشم نیومد.
    اگر باز هم ببینم همچین چیزی رخ بدهد، صحنه ی سمپادیا را ترک میکنم.

  14. AmiNimA منطقه رو به هم نریز برادر من!
    “نظرات” امنیت دارن، اما اینکه همه به یکی هی یه حرف رو بزنند، که باعث بشه به جای اینکه به پست نویسنده (که احتمالاواسه پستش زحمت کشیده) به حاشیه رونده بشه و از 30 و خورده ای کامنت 20و خورده اش مربوط به یک بحث قدیمی باشه قابل قبول نیست..
    دوست عزیز من! همه تو جدلشون یک حرف رو می زدند! دقت کن… درون مایه حرف های همه یکیه..
    اما چون اون قسمت های نیش دار حرف های دیگران رو می دیدند، فقط، هی این تند تند آپ کردن کش اومد و جو به قول نویسنده مسموم شد!
    بیایید کمی به هم و “نویسنده مطلب هم” احترام بگذاریم..

    به این فکر کن که همین بحث تند تند آپ کردن همون اول تموم می شد و به کامنت سی ام نمی رسید! آخه یه بحث به این پیش پا افتادگی “که مربوط به مشخصات تکنیکی سیستم وردپرسه” ربطی به شخصیت پگاه خانم و ملیکا خانم داشت که بحث به اینجا کشید؟ حالا فرض کنیم داشته باشه، به نظرت این آدمایی که در مورد هم اظهار نظر کردن اون قدری همو میشناختن که این جوری با هم دیگه حرف بزنن؟ (پس به تناقض می رسیم! فرض خلف باطل است:دی)

    ادامه ی این بحث چیزی نداشت جز ناامیدی عضو جدیدمون؛
    که همین جا ورودشو تبریک می گم! (من چند وقتیه نیستم، نمی دونم.. فک کنم جدیدی!)

    —-
    حالا! اگه فکر می کنید اون بحث ارزشش رو داشت، میشه لطفا این جوری و با این دید بحث کنید که: “چه جوری تند تندآپ کردن رو با یه نظمی تمومش کنیم؟”
    —-

    اما! حالا که این کامنت رو تا آخر خوندی یه بار اسکرول کن برو بالای صفحه ببین چه پست قشنگی بوده و ماها سر چیا بحث کردیم!

  15. ول اين اولين نويد بهار بود برام.نه چيزي ديده بودم و نه شنيده بودم!

    خيلي خوب بود.ساده و كوتاه و ملموس و به قول آقاي مضروب نرم!:)

  16. تایید نیما مضروب!
    بعد از کلی اومدم نت هنوزم شما دارین بحث میکنین سر این موضوع و تحلیل:))

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *