1. اگر سمپادی هستید برای دسترسی کامل به مطالب و امکانات سایت عضو شوید :
    ثبت نام عضویت

بیایید برای کلمات تاریخچه بسازیم !

شروع موضوع توسط Niloofar sharafi ‏2012/5/17 در انجمن خلاقیت

  1. dalghak

    dalghak کاربر نیمه فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    19
    امتیازات:
    +30 / -3
    نام مرکز سمپاد:
    /:
    شهر:
    :/
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    چراغ گردسوز نوعی چراغ می‌باشد که در گذشته کاربرد داشته‌است. این چراغ شبیه چراغ لامپا است، اما تفاوت آن با لامپا بدنه فلزی و همچنین فتیله پهن آن است که به شکل دایره‌ای به دور شیشه قرار می‌گیرد.ماده سوختنی این چراغ نفت است.

    و اما تاریخچه اش چون گرد بود و هم اینکه میسوخته میگفتن گرد سوز
    کلمه بعدی: سمپاد
     
    • لایک لایک x 2
  2. Aliovski

    Aliovski کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    383
    امتیازات:
    +4,008 / -555
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    کسی چیزی نگفته بنابراین کلمه جدید بگم؟
    عروسک
     
    • لایک لایک x 3
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  3. الینا:)

    الینا:) کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    154
    امتیازات:
    +879 / -31
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بابل
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    در قدیم الایام بچه ها عروس ها رو خیلی دوس داشتن مخصوصا دختر بچه ها که عاشق عروس ها و لباسشون و جشن هاشون بودن، اون موقع هیچ وسیله ای برای بازی دختربچه ها نبود تا اینکه یه روز یه دختری حوصله اش سرمیره و سر مامانش غر میزنه، اونقد غر می زنه که مامانش خسته می شه از قضا مادر دختر خیاط بوده و خود دختر خیلی عروس ها رو دوس داشته بنابراین مادرش یه عروس کوچیک پارچه ای درست می کنه و دختر اسمش رو میزاره عروسک یعنی عروس کوچک بعد حسابی باهاش سرگرم می شه بچه های دیگه هم که ازش خوششون اومده بود اسم اسباب بازی رو از دختر میپرسن و دختر می گه اسمش عروسکه، بنابراین اسم عروسک میشه عروسک:)
    کلمه بعدی: طبرستان
     
    • لایک لایک x 6
  4. Fa.b

    Fa.b کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    46
    امتیازات:
    +246 / -3
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    دزفول،سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    در قدیم ها که خبری از نفت و بنزین و این ها نبود، مردم مجبور بودند برای گرم کردن خانه هایشان از چوب استفاده کنند و قاعدتا همانطور که هر آدم عاقلی میداند چوب را باید از جنگل آورد. آن هم به وسیله تبر!!
    در شمال هم چون اکثرا هوا مرطوب است تبر ها زود زنگ می زدند. برای همین از همان ورودی شهر تا بازار و کوچه خیابون و خروجی و خلاصه تمام شهر های آنجا پر از تبر و تبر فروشی و... بوده است.
    مردم سرزمین های دیگر هم از بس آنجا تبر دیدند نامش را گذاشتند تبرستان.
    به علت غلط املایی امروزه آن را طبرستان مینویسند.بعله!
    بعدی: شنبلیله
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/8/16
    • لایک لایک x 4
  5. RZWN

    RZWN کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    386
    امتیازات:
    +1,545 / -59
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    svh
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    دانشگاه:
    ×××
    رشته دانشگاه:
    ×××
    همسایه های محله ی ایکس هر هفته تو کوچه دور هم جمع میشدند و با هم سبزی پاک می کردن معمولا هم شنبه ها سبزی رو می خریدن که برای کل هفته سبزی داشته باشن.برای این که خسته نشن هر هفته یک نفر می رفت و برای خودش و همسایه ها سبزی می خرید.
    یکی از همسایه ها که اسمش لیلی بوده قرار شد که سبزی هفته بعد رو بخره.یکی از همسایه ها که لکنت زبان داشته در حال پاک کردن سبزی جدیدی این خبر رو به لیلی می رسونه و به جای : سبزیه شنبه با لیلیه میگه شنبلیله
    از طرفی همسایه ها فکر می کنن که اسم،سبزی تو دست اون خانمه شنبلیلست
    بعله اینجوری میشه که الان بهش میگیم شنبلیله;)
    بعدی:ایموجی
     
    • لایک لایک x 3
  6. RZWN

    RZWN کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    386
    امتیازات:
    +1,545 / -59
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    svh
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    دانشگاه:
    ×××
    رشته دانشگاه:
    ×××
    کسی چیزی نگفت؟8-|
    خب خودم میگم :
    قبلنا یه فردی بوده که اسمش مجتبی بوده :T41.بهش موجی میگفتن.یه روز فردی که استیکر هارو درست می کرده آقا مجتبی رو می بینه و از فیسش خوشش میادو قیافه مجتبی رو برای ساخت استیکرهاش برمی داره.:T7
    یه روز برای یکی از دوستای آقا مجتبی یه استیکر ارسال میشه . وقتی ایشون اونو می بینه میگه :اِاِیــــ موجی :T33:T50
    این حرفش باعث خنده بقیه میشه و دیگه اون شکلک ها رو با اسم اِی موجی میشناختن که بعد ها به ایموجی تغییر کرد:T12
    بعدی:پرده
     
    • لایک لایک x 4
  7. RZWN

    RZWN کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    386
    امتیازات:
    +1,545 / -59
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    svh
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    دانشگاه:
    ×××
    رشته دانشگاه:
    ×××
    در دوره های قدیم فردی به نام اَک زندگی میکرده.آقای اَک شیرینی فروشی داشته و از اون جایی که به آشپزی و پخت و پز علاقه مند بوده ،سعی در ساخت خوراکی های جدید می کرده.یه روز با شکر چیز جدیدی می سازه که خیلی شبیه به پشم بوده .از این اختراع خودش خوشش میاد و اونو میبره تا به همسرش و دوستاش نشون بده.وقتی دوستاش و زنش اون خوراکی رو می بینن بهش پشم اَک میگن که بعد ها به پشمک تغییر کرد :D
    کشمش
     
    • لایک لایک x 2