مشاوره روان‌شناسی

شروع موضوع توسط no one ‏2012/4/1 در انجمن روان‌شناسی

  1. mahta.e

    mahta.e کاربر فوق فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال ها:
    159
    امتیازات:
    +568 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    تلگرام:
    بنظرم بهترین ایده اینه ک بری پیش ی همه فن حریف ی فنی روت بزنه بالاخره:)
     
  2. Mina1376

    Mina1376 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    199
    امتیازات:
    +1,268 / -71
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    ایلام
    سال فارغ التحصیلی:
    1394
    سلام خوبی؟ من نمیدونم مشکلت چیه!! ولی منم اولین بار که خواستم برم ترسیدم(حس مشترک) . اصلا نمیتونستم بپذیرم که نیاز به روانشناس دارم. اصلا به خانوادمونم نگفتم. (چون غالبا افراد نمیپذیرن اینکه نیاز به روانشناس داری یا میگن لوس بازیه و فلان) هر چه سریعتر مراجعه کنی بهتر ینی اگر عقب بندازی ممکنه مشکلات جدیتری برات پیش بیاد. بعدشم روانشناسم بهم قرص داد البته قرصها گفته میشه عوارض داره :D
    (من زیاد نخوردم)
    کلا فرایندش دوسال طول کشیده تو این مدت خودم از انواع و اقسام روانشناسها هم خوندم و واقعا تاثیر گذار بود *____*
     
  3. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    947
    امتیازات:
    +1,324 / -49
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    91
    دانشگاه:
    تهران بودم ارشد ایرانم
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    یا حضرت عباس:-ss
    به خدا پناه می برم از اینا که ادعا می کنن همه چی رو بلدن ، آش درست می کنن باهاشون!
    مساله فقط بلدی نیست، ست آپ ذهنی آدم فرق می کنه تو رویکردهای متعارض
     
    • لایک لایک x 7
  4. Mina1376

    Mina1376 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    199
    امتیازات:
    +1,268 / -71
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    ایلام
    سال فارغ التحصیلی:
    1394
    روانشناس منم هیچی بلد نبود اونجوری که من میخواستم نبود(شایدم برداشت من اشتباه بود) فقط در حد قرص و اینا یا تشخیص افسردگی و عوارض. همشم میگفت من درکت میکنم تو موقعیت سختی هستی :-"منم هی اطلاعاتم بروز تر میشد ازش سوالای سخت میپرسیدم هی میپیچوند یا بلد نبود نمیدونم :| بازم بد نبود.... :-"
     
    • لایک لایک x 2
  5. f-1391

    f-1391 کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    921
    امتیازات:
    +10,024 / -162
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    رشته دانشگاه:
    روانشناسی
    روانشناس دارو داد؟ :-?
     
  6. Mina1376

    Mina1376 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    199
    امتیازات:
    +1,268 / -71
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    ایلام
    سال فارغ التحصیلی:
    1394
    نه روانشناس گفت مراجعه کنم به روانپزشک
     
    • لایک لایک x 1
  7. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    947
    امتیازات:
    +1,324 / -49
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    91
    دانشگاه:
    تهران بودم ارشد ایرانم
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    حالا من نمی تونم ندیده و نشناخته بگم از چه مدلایی شون بوده. بعضی مکاتب خیلی حرف نمی زنن:|
    یه بنده خدایی رفته بود تو المان پیش یه روان کاوی ، بعد یه سلام اول جلسه از دکتر شنیده بود و بعدش هر چییی این حرف می زنه ، اون هیچی نمی گه ... خلاصه آخرش عصباااانی که چه وضعشه بابا ، مث که رویکردش تو جلسه اول همین شکلی بوده! ایران بود بیرون رفتنی می گفتیم حرووومش ایشاالله درد و مرض شه اون پول
    (بعضی روان کاوا تو همین تهران به نرخ جهانی می گیرن. فکر کن ساعتی 100 دلار مثلا)
    ولی خب هر چی خودت رو بتونن هدایت کنن به جواب خودت که بر اساس ارزش های خودت هست برسی ، خیلی بهتر از اینه که یه پاسخی رو بذارن تو دامنت ، اصلا تفاوتش تو ادامه راه آدم فرق داره. مثلا یه نشانه روان شناس بی سواد اینه که بهت می گه :آره عزیزم خوبه برو با فلانی ازدواج کن، برو از فلانی طلاق بگیر . کلا "توصیه" و ...

    خلاصه درصد روان درمانگرای خاله درمانگر که دارای پروانه نیز می باشند شاید 80 درصد کل باشه. (حالا عدد رو از آمار واقعی نیاوردم، یه استادی داریم تو سازمان نظام روان شناسیه ، یه همچین عددی داد یه بار)
     
    • لایک لایک x 5
  8. Mahsa Bkrn

    Mahsa Bkrn کاربر فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال ها:
    72
    امتیازات:
    +300 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    FAR
    شهر:
    TKO
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    من اصلا نمیتونم اولویت بندی کنم و همش ناخودآگاه اتفاقات گذشته اعم از خوب یا بد وارد ذهنم میشه... خیلی احساس خستگی دارم نه از لحاظ جسمی منظورم روحی
     
    • لایک لایک x 1
  9. mim.mim.ghaf

    mim.mim.ghaf کاربر فوق فعال

    ارسال ها:
    123
    امتیازات:
    +292 / -24
    نام مرکز سمپاد:
    شهيد بهشتى
    شهر:
    شاهرود
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    بنا به یه سری مسائل چند وقته خیلی ذهنم مشغول جنسیت و گرایش جنسیه. سؤالم اینه که اصلا چرا این جنسیت انقدر مهمه(و تا جایی که من شنیدم آدما باید جنسیتشونو بپذیرن یا خلاصه یه هویت جنسی داشته باشن) یا چی میشه که به یه چیزی میگن اختلال، و این که آیا هنجار یا ناهنجار بودن یه مسئله رو شناخته شدنش به عنوان اختلال تأثیرگذاره؟(البته این قضیهٔ اختلالو به طور کلی هم یه توضیح بدین ممنون میشم)
     
    • لایک لایک x 1
  10. مار

    مار کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال ها:
    1,862
    امتیازات:
    +23,553 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علامه طباطبایی
    رشته دانشگاه:
    روان شناسی
    من سه ساله که سالی یکی دوبار بار به مدت یه هفته همه ی نشونه های افسردگی (به جز حد حرِ نصاب زمانیش) رو پیدا می‌کنم. و اونقدر شدید می‌شه که مثلا تمام اون یک هفته رو بدونِ اینکه از چیزِ مشخصی ناراحت باشم گریه می‌کنم و نمی‌تونم با بقیه ارتباط برقرار کنم و مطلقا هیچ کاری انجام بدم، دانشگاه هم نمی‌رم، چون اگه برم وسط کلاس گریه می‌کنم مثلا. و چون به ندرت و کوتاه مدته و همیشه خود به خود تموم شده پی‌اش نرفتم. بعد از اینکه عامل های فشار یه مدتِ مداوم و طولانی باقی بمونن، اینطور میشم.
    و الان از همیشه طولانی تر شده. با این تفاوت که به شدت و فلج کنندگیِ دفعه های پیش که کوتاه و هجوم آورنده بودند نیست. خب تابستونه و عملا کارِ خاصی ندارم که ببینم توشون فلج شدم یا نه. ولی پشتِ همه چیز و همه ی لحظات و روزها و فعالیت هام غمِ سنگین و عدم تمایل موج می‌زنه. تقریبا هیچ چیزی رضایت بخش نیست، هیچ چیزی خوب نیست، زود از هر چیزی به هم می‌ریزم. از هیچی لذت نمی‌برم، همه چیز موجبِ حس بدِ بیشتر میشه.
    و خیلی اذیتم خلاصه. احساس می‌کنم باید مراجعه کنم یه جا. اما کجا؟ کی؟ روان شناس؟ خب راستش نمی‌دونم روان شناس چکار می‌کنه. خودمو تطبیق میدم با هر چیزی که می‌دونم و فکر می‌کنم خب روان‌شناس با این غمِ فراگیر و وزنه ی سنگینی که تومه و نمی‌ذاره راحت حرکت کنم و فکر کنم و لذت ببرم چکار کنه؟ چون "فقط هست" و هر چی فکر می‌کنم از فکرِ خاصی، از عامل خاصی ناشی نمیشه. من می‌تونم به خودم بگم که خب یگانه الان همه چی اوکیه. چیزایی که اوکی نیست هم واقعا فاجعه نیست. و قبولش ‌می‌کنم اما تغییری تو حالم ایجاد نمیشه. و نمی‌دونم چقدر باید قضیه حاد باشه که لازم باشه به روانپزشک مراجعه کنم.
    گفتم شاید تجربه ای در زمینه ی مراجعه کردن داشته باشید.
     
    • لایک لایک x 2
  11. finn

    finn Evangelion Fan

    ارسال ها:
    663
    امتیازات:
    +2,274 / -125
    نام مرکز سمپاد:
    شهید دستغیب
    شهر:
    شیراز
    سال فارغ التحصیلی:
    1000
    از تمامی اطلاعات و دانش شما درباره schediaphilia استقبال میکنیم "-:
     
    • لایک لایک x 1