1. اگر سمپادی هستید برای دسترسی کامل به مطالب و امکانات سایت عضو شوید :
    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

شروع موضوع توسط سیاوش ‏18 سپتامبر 2010 در انجمن کتب و مجلات

  1. Mr.Nik

    Mr.Nik کاربر فوق فعال

    ارسال ها:
    138
    امتیازات:
    +1,396 / -70
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    [...] نادنکا از خانه‌شان بیرون آمد و قدم به ایوان گذاشت، آن‌وقت نگاه غمگین خود را به آسمان دوخت... گیسوان افشانش نشان می‌داد که نسیم بهاری با چهره‌ی پریده رنگ و افسرده‌اش بازی می‌کند. غم چهره‌ی نادنکا را پوشاند و قطره اشکی از گونه‌اش روان شد... دختر بی‌نوا دست هایش را دراز کرد، گویی از باد می‌خواست که بوزد و آن سه کلمه را به گوشش برساند. من منتظر وزش نسیم شدم، آن وقت نجوا کنان گفتم: "دوستت دارم نادیا."
    پروردگارا، ناگهان چه حالی به نادنکا دست داد! فریاد می‌کشید، می‌خندید و با آن احساس خوشبختی و وجد و سرور دست‌هایش را به سوی باد درازتر می‌کرد... .
    من برای بستن وسایلم به خانه برگشتم.
    اکنون سال‌ها از این ماجرا می‌گذرد. نادنکا حالا زن شوهرداری است. شنیده‌ام سه فرزند دارد و شوهرش، که روشن نیست اورا انتخاب کرده یا دیگران برایش انتخاب کرده‌اند، ‌کارمند اداره‌ی سرپرستی اموال اشراف زاده‌هاست اما چیزی را که نمی‌دانم این‌ است که هنوز هم به نجوای باد گوش می‌دهد تا آن جمله‌ی دلاویز را بشنود یا نه :
    "دوستت دارم، نادیا!"

    داستان شوخی کوچک، چخوف
    معنی واقعی خلاقیت و زیبایی رو درک کردم.
     
    • لایک لایک x 3
  2. venusi

    venusi کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    211
    امتیازات:
    +7,756 / -147
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شاهرود
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    رشته دانشگاه:
    عمران
    دختر پرتقال ادامه داد
    میخواستم به دانشکده هنر بروم و نمیخواستم خودمو وابسته کسی کنم
    ولی اگر دو نفر فکر و ذکرشون پیدا کردن همدیگه باشه ملاقات اتفاقی شون چندان هم غیر ممکن و عجیب نیست!

    دختر_پرتقالی
    یوستین_گوردر
     
    • لایک لایک x 3
  3. SHAMIM.J

    SHAMIM.J کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    1,050
    امتیازات:
    +7,319 / -89
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    قوچان
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    علوم پزشکی گلستان
    رشته دانشگاه:
    پرستاری
    احساس می کنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برای برگشت ندارم.

    خواهش می کنم این یادت بمونه مارتین اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاريکه. نترس از این که هیچی به دست نیاری.

    # جز از كل
    #استیو_تولتز
     
    • لایک لایک x 9
  4. Amirhosein AJ

    Amirhosein AJ کاربر جدید

    ارسال ها:
    1
    امتیازات:
    +3 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی ۵
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    آنان که ندیده اند خواهند دید و آنان که نشنیده اند خواهد شنید!

    عقاید یک دلقک
    هاینریش بل
     
    • لایک لایک x 3
  5. venusi

    venusi کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    211
    امتیازات:
    +7,756 / -147
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شاهرود
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    رشته دانشگاه:
    عمران
    گفتن حقیقت به خودتان ممکن است رنج تان بدهد
    ولی نیازی نیست به این رنج وابسته بمانید.
    شفا در راه است!
    و فقط مساله زمان مطرح است ، تا اوضاع بر وفق مراد شما شود

    اگر کسی رفتارش با شما بر مبنای عشق و احترام نباشد ، موهبتی است که چنین کسی از شما فاصله بگیرد.
    اگر این شخص فاصله نگرفت ، شما مسلما چندین سال دیگر هم در کنار او رنج خواهید برد.

    جدا شدن ممکن است برای مدت کوتاهی آزار دهنده باشد اما سرانجام قلب شما شفا می یابد.
    پس میتوانید آنچه را واقعا میخواهید انتخاب کنید.

    چهار_میثاق
    دون_میگوئل_روئیز
     
    • لایک لایک x 4
  6. O.Homa

    O.Homa کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    669
    امتیازات:
    +2,899 / -28
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    سراب
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    ... گاهی بهترين وسيله برای فراموشی، ديدار دوباره است...!
    ... هنگامی كه تو عقيده ای را دوست داري در نظرت زيباترين عقايد جلوه می كند ولی هنگامی كه به واقعيت در می آيد ديگر شباهتی به آنچه تو می پنداشتی ندارد. رك، راست به گند كشيده می شود...!

    بادبادك ها / رومن گاری / مترجم: ماه منير مينوی
     
    • لایک لایک x 3