1. اگر سمپادی هستید برای دسترسی کامل به مطالب و امکانات سایت عضو شوید :
    ثبت نام عضویت

اگه شما بودید...

شروع موضوع توسط آلاتار ‏2020/3/16 در انجمن خلاقیت

  1. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    در این جا من قصد دارم شما را در موقعیت های مختلف بگذارم تا تصمیم بگیرید اگر شما در آن موقعیت بودید چه میکردید؟ لطفا نظرات خود را بگذارید.
     
    • تاپیک خوب تاپیک خوب x 7
  2. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    در ضمن عوض شدن موضوعات نظم خاصی ندارد
     
    آخرین ویرایش: ‏2020/3/19
    • لایک لایک x 1
  3. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    موضوع اول:،
    فرض کنید که که شما یک بچه ۱۰ ساله هستید .
    خانواده خاله تان به خانه شما آمده است و شما از دختر/پسر خاله تآن بدتان می آید و اصلا دوست ندارید که جلوی او ضایه شوید .
    حالا هوا شب شده است و همه خوابیده اند ، در شب شما یک خواب ترسناک میبینید و خودتان را خیس میکنید(شما در طول شب از این موضوع خبر نداشته اید و صبح باخبر میشوید).حالا هوا صبح است و شما فهمیده اید که خودتان را خیس کرده اید. شما باید شلوارتان را به حمام بی اندازید و شلوار جدیدی به پا کنید . حمام در قسمت پذیرایی خانه شما قرار دارد جایی که همه در آنجا هستند.
    حالا شما چطور بدون اینکه کسی متوجه تتان شود شلوارتان را به حمام می اندازید؟(مقدار خیسی شلوار بسیار زیاد است)
     
    آخرین ویرایش: ‏2020/3/19
    • لایک لایک x 2
  4. shgh.tv

    shgh.tv کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    279
    امتیازات:
    +1,690 / -18
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شهرکرد
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    حوله هامو برمیدارم میگم میخوام برم حموم. ی جوری میگیرم ب خودم ک خیسی شلوار پیدا نشه. حموم میکنم لباسمو عوض میکنم میام بیرون.
     
    • لایک لایک x 6
  5. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    روش خوبی
     
    • لایک لایک x 1
  6. najmeh_abl

    najmeh_abl کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    639
    امتیازات:
    +8,005 / -106
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگانـ
    شهر:
    کرمان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    پلی تکنیک
    ضایع نه ضایه،
    هوا هم شب نمیشه تاریک میشه :-? مگر اینکه زبان فارسی زمان ما با زمان شما فرق داشته باشه :D

    پ.ن اسم تاپیک رو دیدم توقع داشتم مثلا‌اگر جای فلان دانشمند یا فلان فضانورد بودم چکار میکردم،شلوار خیس کردن اخه؟ خلاقیت هاتون کمه :-"
     
    • لایک لایک x 5
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  7. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    دوست عزیز اگه فارسی ام مشکلی داشته لطفا ببخشید چون که من خیلی وارد نیستم.
     
    • لایک لایک x 1
  8. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    به پیشنهاد شما ، موقعیت های واقعی را نیز در اینجا خواهیم گذاشت
     
    • لایک لایک x 1
  9. Dddd

    Dddd کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    15
    امتیازات:
    +47 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ۶
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    یه لباس دیگه مثل یه بلوز رو می گرفتم شلوار رو می پیچیم دورش بعد می گم این لباسم بوی عرق می ده می ندارم تو سطل=))
     
    • لایک لایک x 2
  10. صبایام:)

    صبایام:) کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    43
    امتیازات:
    +361 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    روستا :)
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    چون من یه بار تو خونه خالم خودمو خیس کردم (4یا5 سالم بود) :-j دیگه باهاشون راحتم و اگه تو اون شرایط باشم خیلی راحت از جلوشون رد میشم :)):))
     
    • لایک لایک x 3
  11. amirrach

    amirrach امیرآچ

    ارسال‌ها:
    179
    امتیازات:
    +1,345 / -108
    نام مرکز سمپاد:
    تهران
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    اگر شما رییس آموزش پرورش کشور بودید
    و فقط یک ماه به بازنشستگی باقی مونده بود
    اولین کارِتون چی بود؟
     
    • لایک لایک x 1
  12. Dddd

    Dddd کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    15
    امتیازات:
    +47 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ۶
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    سعی می کردم یه کاری کنم تو اون یه ماه بچه ها حال کنن مثلا ساعت مدرسه رو کم می کردم
    شایدم یه اردو یه هفته ای برای همه مدرسه ها راه می انداختم که همه چی اوکی باشه هتل خوب و... از بچه ها هم پول نگیره مدرسه خودم از خرج خودم بدم چون قطعا پولدار بودم ;;)
     
    • دیسلایک دیسلایک x 2
    • لایک لایک x 1
  13. merfan x1

    merfan x1 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    211
    امتیازات:
    +1,100 / -46
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی 2
    شهر:
    زنجان
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    افرادی را به ماموریت تحقیقاتی فشرده به کشورهایی میفرستادم که اموزش خوبی دارن
     
    • لایک لایک x 1
  14. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    976
    امتیازات:
    +1,741 / -55
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    91
    دانشگاه:
    تهران بودم ارشد ایرانم
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    اگه شب می فهمیدم: یحتمل اون بچه رم نزدیک من گذاشتن بخوابه که بچه ها با هم شاد باشند، نصفه شبی که غرق خوابه کشون کشون جامونو عوض میکنم، بعد هم پاهامو هلی کوپتری تو هوا می چرخونم خشک شم
    حالا که صبحه، هیچی می ذارم شلوارمو تو یه مشما گوشه اتاق جاسازی شه تا برن

    گروه ناشناس می فرستادم به تمام بخش ها، سه هفته فرصت داشته باشند، عناصر بدردبخور رو تو کل وزارت خونه از آشغالها شناسایی کنند، تو یه هفته آخر بدردنخورها رو، انفصال دائم از خدمت می کردم.
     
    • لایک لایک x 3
  15. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    می گفتم برای اینکه دانش آموز ها روحیه بگیرن برای یک هفته جای دانش آوز ها با معلما عوض شه
     
    • لایک لایک x 1
  16. موازی

    موازی کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    144
    امتیازات:
    +3,108 / -68
    نام مرکز سمپاد:
    سمپاد شیراز
    شهر:
    شیراز
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    پلی تکنیک
    رشته دانشگاه:
    مهندسی برق
    اینقدر سر جام میمونم و خودمو به خواب میزنم که بقیه برن ممکنه تا بعد از ظهر هم طول بکشه ولی خب تا اون موقع احتمالا خشک شده شلوارم.


    به پیشنهادات و انتقادات خیلی سریع رسیدگی میکردم و افراد بی کفایت رو اخراج میکردم. و به ريیس بعدی یک سری تجربیاتم رو انتقال میدادم.
     
    • لایک لایک x 2
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  17. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    اگه بتونید همین الان یه چیزی آرزو کنید و درجا برآورده بشه ، اون چیه؟
     
    • لایک لایک x 2
  18. آلاتار

    آلاتار کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    48
    امتیازات:
    +73 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۲
    شهر:
    سنندج
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    من آرزو میکردم که همه ی آرزو هام برآورده بشه.
     
    • لایک لایک x 1
  19. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    976
    امتیازات:
    +1,741 / -55
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    91
    دانشگاه:
    تهران بودم ارشد ایرانم
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند
    به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم
    لستر هم با زرنگی آرزو کرد
    دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
    بعد با هر کدام از این سه آرزو
    سه آرزوی دیگر آرزو کرد
    آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
    بعد با هر کدام از این دوازده آرزو
    سه آرزوی دیگر خواست
    که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...
    به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد
    برای خواستن یه آرزوی دیگر
    تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...
    ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو
    بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن
    جست و خیز کردن و آواز خواندن
    و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر
    بیشتر و بیشتر
    در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند
    عشق می ورزیدند و محبت میکردند
    لستر وسط آرزوهایش نشست
    آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
    و نشست به شمردنشان تا ......
    پیر شد
    و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود
    و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند
    آرزوهایش را شمردند
    حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
    همشان نو بودند و برق میزدند
    بفرمائید چند تا بردارید
    به یاد لستر هم باشید
    که در دنیای سیب ها و کفش ها
    همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد

    شل سیلور استاین
     
    • لایک لایک x 11
  20. Dddd

    Dddd کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    15
    امتیازات:
    +47 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ۶
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    من آرزو می کردم به جهان های موازی سفر کنم;;)
     
    • لایک لایک x 2