جایگاه هنر در کاپیتالیسم و سوسیالیسم

شروع موضوع توسط Pan ‏2019/4/3 در انجمن جامعه‌شناسی

مدیران: Pan
  1. Pan

    Pan Plain Jane Fat Ass

    ارسال‌ها:
    303
    امتیازات:
    +3,832 / -105
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    تهران
    به نظرتون جایگاه هنر در کاپیتالیسم و سوسیالیسم (و هرچیزی بینشون) چیه؟ منافع و مضرات هرکدوم چیه و کدومشون به نفع هنر و هنرمنده؟

    آیا لزوما چیزی که برای هنرمند بهتر باشه برای مخاطب هنر هم بهتره؟ کدومش برای خود هنر بهتره یا اصلا میتونیم جواب اینو بدیم؟

    تعریف کاپیتالیسم و سوسیالیسم از ویکیپدیا:

    کاپیتالیسم: کپیتالیسم (به انگلیسی: Capitalism) یا سرمایه‌داری، سرمایه‌محوری یک نظام اقتصادی است که در آن پایه‌های یک سیستم اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولیدِ اقتصادی است و در دست مالکان خصوصی است و از این برای ایجاد بهره‌مندی اقتصادی در بازارهایی رقابتی استفاده می‌شود؛ که به این قانون، آزادی مالکیت شخصی نیز گفته می‌شود؛ که معنای آن، تولید و توزیع کالا هاست.

    سوسیالیسم: جامعه‌خواهی، جامعه‌گرایی یا سوسیالیسم (به فرانسوی: Socialisme، سوسیالیسم)، اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند. هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و ادارهٔ صنایع توسّط شوراهای کارگری، یا غیرمستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع…

    برای درک هنر در کاپیتالیسم میشه به سینمای هالیوودی نگاه کرد که خیلی مقدار زیادیش تبدیل شده به فیلم‌های بلاک باستری که هدف اصلیشون پیش از صرفا تولید کردن فیلمی با کیفیت خوب، پردرآمد بودنشونه و داستان‌های تکراری با گیمیک‌های تبلیغاتی بزرگ رو زیاد میبینیم(البته این لزوما چیز بدی نیست) و از طرفی فیلم‌های مستقل به کنار میرن و به قدر کافی ممکنه درآمدزایی برای سازنده نداشته باشند که به فیلم‌سازی ادامه بده (البته فیلم‌ها و سازنده‌های تک و توکی هستن که میتونن از این فیلتر عبور کنن).

    از طرف دیگه در سوسیالیسم هنر هم اگه کالاهای دیگه حساب بشه سودش به همه تعلق میگیره. طرفداران سوسیالیسم ممکنه بگن که در سیستم سوسیالیستی همه وقت اضافی زیادی دارن و همه میتونن به یه هنر مشغول بشن. سوالی که پیش میاد اینه که آیا کسی نمیتونه هنرمند تمام وقت باشه؟ و در راستای همین موضوع نقد دیگه‌ای که بهش وارد میشه اینه که حتی اگر کسی تمام وقت هنرمند باشه بودجه‌ بندی برای هنرش توسط عموم مردم تعیین میشه و اثرهای هنری که ایده‌هاشون با دیدگاه همگانی فرق میکنه نمیتونن تولید بشن. (من جای خاصی (یا زمان خاص) تو دنیا نمی‌دونم که بهش اشاره کنم برای هنز در سیستم سوسیالیستی اگر کسی چیزی به ذهنش میرسه بگه).

    * این تاپیک راجع به اینکه کاپیتالیسم یا سوسیالیسم خوب یا بد نیست اصلا و فقط راجع به بررسی جایگاه هنر در جفتشون و تفاوت‌هایی هست که ممکنه در کیفیت و کمیت هنر، هنرمند، مخاطب هنر و اینکه جامعه چه دیدی به هنر داره وجود داشته باشه.
    * نمیدونم اینو باید بگم یا نه ولی بدیهتا هنر شامل موسیقی و سینما و ... (حتی بازی‌های کاپیوتری) هم میشه. گفتم شاید کسی اینارو هنر ندونه لازم باشه بگم:))
    * من کلا نسبت به "جامعه‌شناسی" بایسم و دوست دارم همه تاپیکامو اینجا بزنم ولی اگه جای دیگه براش مناسبتره مدیرا جا به جا کنن:))
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/4/5
    • لایک لایک x 6
  2. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,111
    امتیازات:
    +14,880 / -307
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    کاش توضیح بدی جایگاه کاپیتالیسم و سوسیالیسم در هنر چی هست اصلا؟
    منظور در رابطه با اقتصادیه که از طریق فروش و معامله ی آثار هنری به وجود میاد؟
     
    • لایک لایک x 1
  3. Pan

    Pan Plain Jane Fat Ass

    ارسال‌ها:
    303
    امتیازات:
    +3,832 / -105
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    تهران
    بله منظورم همونه. می‌خوام بررسی کنیم ببینیم سیستم‌های اقتصادی مختلف باعث فرق کردن خود ذات هنر میشه یا نه؟ ممکنه نوعی که هنر رو مصرف میکنیم دید خودمون نسبت به هنر رو هم عوض کنه؟ کدوم یک از این سیستم‌ها برای هنر بهتره، کدوم برای هنرمند و کدوم برای مخاطب هنر و آیا این سه میتونن هم جهت با هم باشن یا نه؟ پست اول هم ویرایش کردم و یک سری اطلاعات بهش اضافه کردم شاید بهتره بشه:-?
     
    • لایک لایک x 3
  4. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,111
    امتیازات:
    +14,880 / -307
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    من فارغ از این سیستم ها نظرم رو بیان میکنم چون قطعا هر نوع از این جوامع در ارتباط با هنر مزایا و معایب خودش رو داره
    نظر شخصیم اینه که نهایتا این مخاطب هست که به هنر ارزش میده؛نوع نگاه و سلیقه ی مخاطب تعیین میکنه که یک اثر چقدر میتونه قیمتی باشه...
    شما تو سوالت پرسیدی که آیا یک سیستم اقتصادی_اجتماعی میتونه باعث تغییر ذات هنر بشه؟
    اصولا ذات هنر چیزی نیست جز انتقال عواطف و احساسات هنرمند به مخاطبش؛
    شاید با تغییر معیارها و ارزش های دوران و جوامع هم دیدگاه و سلیقه ی مخاطب تغییر کنه و هم حتی خود هنرمند اما ذات هنر به قوت خودش همون انتقال عواطف و احساسات هنرمند به مخاطب خواهد موند.

    +راجع به اینکه نوع هنر مصرفی ممکنه موجب تغییر دیدگاه عوام نسبت به هنر بشه هم باید بگم که نمیشه تأثیر رسانه و تبلیغات و قدرت مد رو نادیده گرفت؛ اما داری از "دیدگاه هنری" حرف میزنی،کسی که پیگیر هنر باشه و اصولا هنر در زندگیش جریان داشته باشه و درک خاصی از این مقوله داشته باشه خیلی شاید تأثیری از این عوامل نگیره اما هنر مصرفی و بازاری رو کسی خواهان و خریدارشه که معمولا چیز زیادی از هنر نمیدونه و جلوه و ظواهر رو فقط در نظر میگیره (بخوانید اکثریت جامعه) و شاید همین باعث بشه که یه هنرمند برای امرار معاش سمت هنر بازاری بره اما باز هم احتمالا این باعث نمیشه که سبک خاص هنری خودش رو از دست بده.
     
    • لایک لایک x 3
  5. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +307 / -325
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    باسلام
    تا اونجا که میدونم، چیزهایی مثل هنر، برای خودشون فلسفه مضاف دارند. یعنی ما یه چیزی داریم به نام فلسفه هنر که سوالات این چنینی، در اونجا باید بحث بشه.

    تو فلسفه هنر، با توجّه به پیش فرض های فلسفی، به سوالات اصلی هنر، مثل چیستی هنر و ... جواب میدن.بگذریم.
    جدای از اینکه آیا تعریف های شما از هنر کاپیتالیستی و سوسیالیستی درست هست یا نه، به نظرم اصل تقسیم بندی هم مشکل داره.
    چون می توان کاپیتالیسم و سوسیالیسم را ذیل مکاتب فلسفی عام تری تعریف کرد،مثلا مدرنیسم یا پست مدرنیسم.
     
  6. Pan

    Pan Plain Jane Fat Ass

    ارسال‌ها:
    303
    امتیازات:
    +3,832 / -105
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    تهران
    من اصلا زیاد روی فلسفه هنر زوم نیستم اون سوالات ذات هنر و اینا هم در کنار سوال اصلی و کلی‌تر این که هنر در سیستم کاپیتالیستی و سوسیالیستی چجوریه، پرسیدم. منظورتون از تعریف هنر کاپیتالیستی و سوسیالیستی نمیدونم اصلا چیه؟ من اونارو از نظر تعریفی نگفتم بیشتر چیزایی که خودم دیدم و از حرفای بقیه برداشت کردم خیلی ساده توضیح دادم یعنی به عبارت دیگه خواستم یه حالت‌هایی فرضی و غیر فرضی رو بگم که اصلا روش بحث کنیم که ببینیم این شکلیه در حقیقت یا نه و اگر نیست چه مدلیه پس و اگر هست مشکلشون چیه یا اصلا مشکل دارن یا نه و چیزهای از این قبیل (مگر اینکه منظورتون تعریف‌های خود واژه‌ها باشه که اونارو برای یه تعریف ساده از ویکیپدیا گرفتم.)

    من نمیخوام انواع هنر بررسی کنم که مدرنیسم و پست مدرنیسم رو بررسی کنم بیشتر من منظورم از کاپیتالیسم و سوسیالیسم سیستم اقتصادیشون بود نه چیز دیگه (و البته در سیستم‌های اقتصادی دیگه هم بررسی کنیم مشکلی نیست صرفا این دو تا رو از نظر معروفتر بودن انتخاب کردم.) یعنی که اون سوالای فلسفی رو خواستم در کنار اینا بررسی کنیم که ببینیم با تغییر سیستم اقتصادی جوابشون تغییر میکنه یا نه وگرنه اصلا محوریت اصلی تاپیک فلسفی نیست.
     
    • لایک لایک x 1
  7. علیرضا ح.

    علیرضا ح. کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    809
    امتیازات:
    +4,876 / -199
    نام مرکز سمپاد:
    علّامه حلّی ۲
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    صنعتی اصفهان
    رشته دانشگاه:
    مهندسی مکانیک
    تلگرام:
    اولا؛ چون از هنر تعریف خاصّی نمی‌شه ارائه داد (مثلا هنر رو نمیشه صرفا انتقال عواطف دونست)؛ در نتیجه، اینکه بگیم ذات هنر در فلان‌جا عوض میشه یا نه زیاد مطرح نیست. در واقع، چیزی که در بین مکاتب مختلف مطرح هست، خوانش و تفسیرهای متفاوت هست. و الزاما هم هیچ یک از این خوانش‌ها نسبت به دیگری برتری ندارن.

    دو؛ بحث، بحثِ خیلی خوبی می‌تونه باشه و من هم بش علاقمندم (و متاسفانه در این زمینه چیز زیادی نخوندم و بی‌سوادم) ولی، من آنچنان برام فلسفه و اقتصاد مهم نیست. من از طریق دیگه‌ای به این بحث کنونی می‌رسم که به شدّت نشئت گرفته از ژان لوک گدار هست. گدار به عنوان یه فیلمساز سوسیالیست عقاید بی‌نهایت جذابی داره که می‌تونن مدخلی باشن برای شناخت بیشتر. به همین خاطر این قسمت رو عینا از کتاب «سینما به مثابه تمثیل غار افلاطون»ِ صالح نجفی نقل می‌کنم: (برای شناخت بهتر گدار میشه فیلم Film Socialisme رو مطرح کرد که خیلی به بحث این تاپیک مرتبط هست.)
    «ژان لوک گدار تاکید می‌کند سینما همان سرمایه‌داری است، نقد سرمایه‌داری همان نقد سینماست و مبارزه با سرمایه‌داری یعنی فیلم ساختن. جمله‌ی مشهوری که معمولا از گدار نقل می‌کنند این است: «سینما ناب ترین شکل سرمایه‌داری است... برای این مسئله فقط یک راه‌حل هست- پشت کردن به سینمای آمریکا». گدار این جمله را در سال ۱۹۶۶ نوشت و اینکه در بسط این منطق در همان سال فیلم آمریکا را ساخت که اقتباسی آزاد بود از داستانی کارآگاهی با همین عنوان. فیلم گدار هیچ خط و ربط روایی نداشت و تا مرز ویران کردن هر توهمی که سینمای سنتی آمریکا می‌تواند به‌وجود آرد پیش می‌رفت.»

    سه؛ من به شخصه مثل گدار فکر نمی‌کنم. الزامی نداره مایِ مخاطب، مثلِ هنرمند، درگیر دوقطبی‌هایی باشیم که آنچنان به ما مربوط نیستن. منِ مخاطبِ هنر ترجیح میدم به خوانش‌های مختلف هنر توجه کنم و از این تنوع فکری لذّت ببرم؛ کما اینکه خیلی‌هامون، هم فیلم‌های جریان فرعی رو دوست داریم و هم جریان اصلی. توی مورد خاصِ مدنظر این تایپک هم که باعث ایجادِ دو نوع سینمای جریان اصلی و فرعی میشه هم، هیچ وقت، نمیشه نتیجه‌گیری کلی کرد.
     
    • لایک لایک x 6
  8. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +307 / -325
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    بدون تعریف هنر، به نظرم بحث پیش نمیره. برای همین چندتا نکته ی کوتاه میگم و مرخص میشم.

    1. راجع به تاثیر اقتصاد و سیاست در هنر، کتابی هست به نام "دموکراسی و هنر"، رابرت بروستاین.
    اونجا گفته شده که هرچه هنر، مردمی تر بشود، از جنبه فاخر و ارزش هنری آن کمتر می شود.
    برای مثال، اگر دقت کرده باشید، خیلی از فیلم های پرفروش، جایزه های هنری رو دریافت نمی کنند. یا اگر هم دریافت می کنند، جایزه های اصلی رو دریافت نکردند. این نشون میده که سلیقه ی مردم، با هنر اصیل نیست.
    تو خود ایران هم همینطوریه، فیلم های پرفروشی مثل اخراجی ها، گشت ارشاد و ... جایزه نمی گیرند.

    2. در کشورهایی مثل ایران، برخی از هنرمندان بر هنر مستقل و نظریه ی هنر برای هنر تاکید می کنند که اصطلاحا بهش میگن پارناسیسم. اگر اشتباه نکنم.
    حالا بحث دقیق علمیشون رو نمی دونم، امّا وقتی به حکومت، دهن کجی کنند، از این حرفا می زنند. (امّا در عمل خیلی هاشون پول می گیرند)

    3. جمهوری اسلامی هم برای خودش، با توجّه به فلسفه ی اسلامی،فلسفه هنر ایجاد میکنه و کار میکنه.
    اصلا به همین دلیله که خیلی از سازمان های هنری، دولتی هستند و تمام جریان های هنری رو کنترل میکنه و یه سری بخش ها رو اصلا دست بخش خصوصی نمیده. مثل تلویزیون.
     
    • لایک لایک x 2
  9. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +307 / -325
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    نکته بعدی اینکه، یه سری چیزها مثل سینما، صرفا جنبه ی هنری ندارند، بلکه جنبه های دیگری هم دارند، مثلا اگر از جنبه ارتباطاتی به اونها نگاه کنیم، بیشتر ردپای اقتصاد و سیاست رو در اونها می بینیم.
    دقیقا همینجاست که نگاه فلاسفه متفاوت میشه و بعضی ها میگن رسانه از جمله سینما و تلویزیون و .... ذاتا پلیده.
    بعضی ها میگن خنثی است و .....
     
مدیران: Pan