سارا - 23205

شروع موضوع توسط Special girl ‏2019/1/20 در انجمن قفسه کتاب‌

  1. Special girl

    Special girl کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,953 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    SHZ-JAH
    سال فارغ التحصیلی:
    1397
    سلام
    من هر کتابی میخونم تو یه کلاسور درباره ی : شخصیت هاش ، ژانر ، لحن ، زاویه ی دید ، مختصری از کتاب ، چیزایی که ازش فهمیدم ، جملات و پاراگراف های به یاد موندنی و... می نویسم شاید بشه یه چیزی تو مایه های نقد :-" خیلی دلم میخواد این کارُ واسه فیلم و سریالایی هم که میبینم انجام بدم اما فک نمی کنم فعلا وقت کنم دیگه :))
    اخیرا یکی دو تاشو وارد ریویوهای اکانت گودریدزم کردم شاید یه روز همشُ تو یه وبلاگ بنویسم شایدم نه
    سعی میکنم از این بعد این جا هم درباره ی کتابایی که میخونم بنویسم ;;)
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/1/20
    • لایک لایک x 5
    • لایک ویژه لایک ویژه x 1
  2. Special girl

    Special girl کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,953 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    SHZ-JAH
    سال فارغ التحصیلی:
    1397
    [​IMG]

    نام کتاب : ملت عشق
    نویسنده : الیف شافاک
    مترجم : ارسلان فصیحی
    انتشارات : ققنوس
    ژانر: عاشقانه-عارفانه
    لحن :جدی
    زاویه ی دید : اول شخص – سوم شخص (دانای کل )

    تعداد صفحات :511
    رمان ملت عشق در سال 2009 به چاپ رسید و عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را بدست آورد این رمان راویتگر دو داستان به طور موازی و در دو زاویه ی دید متفاوت می باشد که در دو زمان و مکان کاملا متفاوت اتفاق افتاده است.داستان اول درباره ی زنی 40 ساله به نام اِلا ست که فارغ التحصیل رشته ی زبان و ادبیات انگلیسی و صاحب سه فرزند است که بنیان زندگی زناشویی اش سست و دچار یکنواختی و روزمرگی شده است ..
    سرانجام او پس از مدتها خانه داری تصمیم میگرد پیشنهاد ویراستاری رمانی را بپذیرد و این گونه الای بی اعتقاد به عشق در طی داستان دچار تغییر و تحولی عظیم می شود ...
    داستان دوم درباره ی رسیدن مولانا و شمس تبریزی به یکدیگر است که از زبان 18 نفر نقل می شود
    شافاک در این داستان به اهمیت عشق در زندگی پرداخته و سعی کرده به مخاطب بفهماند زندگی بی عشق بیهوده است



    خب این رمان پر بود از پاراگرافای قشنگ و به یاد موندنی.. همه ی اون چهل قاعده ای که ذکر شده بود به جای خودش عالی بود .. و اگه بخوام همه ی قسمت های زیباشُ بنویسم بخش زیادی از کتاب اسپویل میشه :D

    برای مثال :


    من تحت تاثیر قرار گرفتم و برام جذاب بود ! هم داستان عشق عجیب و غریب مولانا و شمس تبریزی و هم چگونگی زیر و رو شدن زندگی اِلا - شخصیت اصلی رمان – جدا از این ها باعث شد با دید قشنگتری به خدا نگاه کنم و خلاصه در یک کلام برام مفید بود! به نظرم ارزش خوندن داره قطعا .. و گاها بر میگردم به جمله های تاثیرگذاری که زیرشون خط کشیدم و وارد کلاسورم کردم نگاه میندازم..
    نظر شما چیه؟! به نظرتون نویسنده چقدر موفق بوده رو مخاطب تاثیر بذاره؟
    اگه مایلین بیاین تو بانگم بحث کنیم راجع بهش;)
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/1/20
    • لایک لایک x 11
  3. Special girl

    Special girl کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,953 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    SHZ-JAH
    سال فارغ التحصیلی:
    1397

    [​IMG]

    نام کتاب : راز فال ورق
    نویسنده : یوستین گوردر
    مترجم: عباس مخبر
    انتشارات : نشرمرکز
    ژانر :فلسفی
    زاویه دید : اول شخص
    لحن : جدی
    تعداد صفحات : 317
    پشت جلد کتاب

    خب همانطور که پشت جلد کتاب اشاره کرده داستان این رمان درباره ی پسری 12 ساله به نام هانس توماس است که در پی یافتن مادرش به همراه پدر خود از نروژ به آتن سفر می کند ؛ بحث ها و سوال های فلسفی هانس و پدرش در طول مسیر بسیار جذاب هستند و مخاطب را به فکر وا می دارند که جهان هستی چگونه جایی است ؟ انسان چگونه موجودی است و از این قبیل پرسشهای فلسفی که به زندگی جهت می دهد
    داستانی دیگر موازی با داستان اصلی تحت عنوان "کتاب کلوچه ای " روایت می شود که به هر یک ورق ها ی بازی شخصیت بخشیده است و ارتباطی عجیب میان آن ها و تقویم سال برقرار کرده است .

    یادمه اولین بار حدودا 2 سال پیش تو یکی از پادکست های سمپادیا یکی این کتابُ معرفی کرده بود ، همون موقع کتاب صوتیشُ دانلود کردم و گوش دادم ؛ بعدش کتابشُ خریدم و دوباره تابستون امسال برای سومین بار خوندمش :-" خلاصه که یکی از بهترین کتابایی که تا بحال خوندم به هیچ وجه لذت خوندنشُ از دست ندین


    هم اکنون توجه شما رو جلب می کنم به قسمت هایی جذاب از این کتاب
    ;;)
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/2/12
    • لایک لایک x 8
  4. Special girl

    Special girl کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,953 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    SHZ-JAH
    سال فارغ التحصیلی:
    1397
    [​IMG]

    نام کتاب : عقاید یک دلقک
    نویسنده : هاینریش بُل
    مترجم: محمد اسماعیل زاده
    انتشارات : چشمه
    ژانر : شاید بشه گفت عاشقانه و مذهبی :-/
    زاویه دید : اول شخص
    لحن : جدی
    تعداد صفحات : 353
    داستان این رمان روایتگر زندگی دلقکی است که به دلیل اختلافات مذهبی خانواده ی ثروتمند خود را ترک کرده و جدا زندگی می کند . در این میان فقط با همسرش ،ماری، رابطه ی خوبی دارد که مع الاسف او نیز بطور ناگهانی هانس شنیر ، دلقک سیرک ، را ترک کرده و با فرد دیگری ازدواج نموده و هانس که همسر و کار خود را نیز به علت مصدومیت از دست داده دچار مشکلات روحی و مالی شدیدی شده است.
    بُل با این داستان مشکلات جامعه ی آن زمان من جمله : تزویر و دو رویی ، فقر ، اختلاف طبقاتی ، اختلافات مذهبی ، مسائل جنسی ، آشفتگی روحی و.. را در قالب و نقاب یک دلقک به تصویر می کشد.

    خب راستش من خیلی خوشم نیومد ازش و نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم :/ به نظرم اونقدری که تعریفش می کنن و برنده ی نوبل ادبیات شده خوب نبود .. آخرشم یجورایی اصغر فرهادی طور بود ((:


    قسمت های ماندگار

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    آنچه در آینده خواهید دید : :))

    "سه شنبه ها با موری"
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/2/13
    • لایک لایک x 7
  5. Special girl

    Special girl کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,953 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    SHZ-JAH
    سال فارغ التحصیلی:
    1397

    [​IMG]

    نام کتاب : سه شنبه ها با موری

    نویسنده: میچ آلبوم
    مترجم : ماندانا قهرمانلو
    انتشارات: قطره
    ژانر: اجتماعی-تعلیمی
    لحن : جدی
    زاویه دید : اول شخص
    تعداد صفحات : 263
    از متن کتاب


    کتاب سه شنبه ها با موری اثر میچ آلبوم ، پرفروش ترین کتاب سال 1997 در آمریکا می باشد که در آن کوری شوارتز در لحظات پایانی عمر خویش شاگردش ، میچ ، را نصیحت می کند و هر سه شنبه راجع به راه های به زیستن با یکدیگر گفت و گو می کنند.
    نصایح و سخنان ارزشمندی که همه ی باید از آن گردنبندی از طلا بسازیم و همواره در طول مسیر زندگی با خود به همراه داشته باشیم.
    در ابتدای داستان میچ شخصیتی است که غرق زندگی روزمره ی خود شده اما ناگهان استاد قدیمی و دوست داشتنی خود ،موری، را ملاقات می کند و این است سرآغاز شکل گیری نگرشی جدید در وی..
    آنچه در این داستان حائز اهمیت است پرداختن به جزئیات حوادث و اعمال و رفتار و ظاهر شخصیت هاست که به کتاب روح بخشیده است همچنین ذکر این مورد که موریِ پیر و فرتوت با وجود اینکه از انجام امورات شخصی خود قاصر است و روزهای پایانی عمر خویش را به سختی سپری می کند اما نسبت به سایرین با آرامش، لذت و احساس خوب بیشتری زندگی می کند .


    خب به نظرم این کتاب قطعا صدر نشین لیست کتابایی هست که باید حتما یک بار قبل از مرگ بخونیم ..من با خوندن این کتاب تا حدودی یاد گرفتم در برخورد با احساساتم چطوری عمل کنم و دیدگاهم نسبت به مرگ تغییر کرد و به شما پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش ;)


    چون این کتاب حالت اندرزگونه ست جملات و پاراگراف های بسیار قشنگ زیادی داره و من این جا به چهارتاش بسنده می کنم :


    این دیالوگ مامان گونه هم تقدیم به تو @Kda1998 :))




     
    • لایک لایک x 9