تا زیر ِ گلو.

“مخلص كلام آن كه بابا هركول و بستگانش بر كشتي پستي كه از جزيره ايتاك حركت مي كرد سوار شديم و از شبه جزيرة پلوپونز كه در دست چپ بود گذشتيم و هنگامي كه هوا در نهايت خوبي و لطافت بود در مصب شهر پينه

بیشتر بخوانید
چگونه یک مدرسه را بهم بریزیم!!

سلام بروبکس باحال!!! راستش دیروز داشتم فکر میکردم ما تاحالا چند بار مدرسه رو بهم ریختیم یاد یه خاطره توپ افتادم!!! خاطره  راجع به ساغر جون عزیزمه!!
4 سال پیش . بقول حدیث ما هنوز فنچستان میرفتیم! سه شنبه زنگ تفریح اخر بود و بنده داشتم

بیشتر بخوانید