من به خال لبت ای داروین گرفتار شدم!/2:کف گرگی داروین!

سلام.به همه دانش اموزان و دانشجویان و آن دسته از داوطلبان عزیز که دانشگاه قبول شدن.
ادامه ادامه داردقبلی:مطالب و نظریات داروین چطوره وارد دانش علوم انسانی و حوزه تفکر ادما شد.
میگن بنیاد علوم انسانی مدرن جامعه شناسیه.یعنی خیلی مهمه و اساسیه.
منظومه زندگی از تفکر تا عمل دویاره مرور میکنیم:
تفکر>نظریه اجتماعی>نظام اجتماعی>سبک زندگی
و گفتیم هسته یه دستگاه فکری انسان شناسیشه.داروین قلب این دسنگاه و راکتورو هدف گرفت و انسان شناسی داروینی شد ستون کاخ تفکر مدرن که بسی رنج بردن بقیه فلاسفه برای هوا کردنش .
حالا از کجا معلوم ؟یعنی از کجا این قد واضح از این نظریات و انسان شناسی میمونی بقیه علوم انسانی و جامعه و سبک زندگیو ارتباطاتو رسانه ها و … درست شده؟!
خیلی خیلی تابلو! بیلبورد با متون فسفری چشمک زن!…چرا؟…

گفتیم جامعه شناسی در علوم انسانی مدرن رکنه و اساسی.
خب از بنیانگذاران اصلی جامعه شناسی مدرن کیه؟…کیه؟
که مفاهیم و نطریات داروین خیلی بی واسطه و باعتماد نفس وارد جامعه شناسی شد!اتوبوسی و داس مآبانه!!
شما میشناسیدش!…ااون کیه؟!…حرف اول اسمشم با ب شروغ میشه! ….دوستش یه ستاره دریاییه! …آفربن!باب؟!…باب اس….باب اس…بچها این شما و این هم آقای هربرت اسپنسر!_(متاسفم باب اسفنجی بازم انتخاب نشدی چون هنوز بچه ای!هربرت مرده چون مردونه کاری کرد!)
هربرت اسپنسر یه زیست شناس بود.اون کتابای داروین مث منشا گونه ها_ On the Origin of Species_خوند و با نظریه انتخاب طبیعی و بقای اصلح_survival of the fittest_آشنا شد.

وقتی به سیر کتایای ایشون که همون سیر زندگی و تفکر ایشون نگاه می کردم کله مو میزدم به دیوار!! واضحا رشد ایده های داروین رو تو مخ یه ادم میشه دید! به یاد فراز آخر فیلم اینسپشن یا تلقین!:
An idea is like a virus. Resiliant. Highly contagious. The smallest seed of an idea can grow. It can grow to define or destroy you
که البته نابودی جهان هم میشه!_در ادامه این جستار می رسیم_
سیر نوشنن کتابا:
Principles of Biology (1864, 1867
(Principles of Psychology (1870, 1880)
Principles of Sociology, in three volumes
The Principles of Ethics (1897), in two volumes
داشتین؟! اصول(!) زیست شناسی>اصول روان شناسی>اصول جامعه سناسی>اصول اخلاق!!
جسم فرد.روان فرد. جامعه .اخلاقیات که دیگه ته انتزاع و فلسفیدنه و هیچ ربط محسوسی به زیست میست نداره!…همه هم در حد Principles یعنی حرف همین هست و تمام!قوانین پیدا شده و فقط تبین و حل مسایل دنیای ادما از سازکار طبیعت گرفته تا دنیای درون ادما(که جسمانیه و فیزیولوژیک ) تا گستره جامعه و دنیای روابط و اخلاقیات طبق قوانین دنیای داروینی مونده بود که حل شد!
جناب اسپنسر یه مفهوم خیلی ارادتمندانه به داروین هم در دنیای علوم انسانی مدرن و جامعه شناسی به اسم خودش سند زد!…آقابون و خانوما این شما و این هم : Social Darwinism!:داروینیسم اجتماعی
یعنی چی؟ یهنی طبق قانون بقای اصلح که قویا(قوی ها!) شانس بقاشون بیشتره و ضعیفا شانس بقا کمتره.خب اینو بذارید تو دنیای ادما.اره ادم ادم نمی خوره.بذارید تو سطح اجتماع…پولدار و فقیر…بین قومیت ها و ملت ها…نژاد برتر و ناسیونالیسم.نژاد؟! در انسان شناسی و جهان بینی انسانی مگر ادمها میمون های متکامل نیستن؟جانورن.فرق جانوران یه راسته تو نزادشه مث اسب ترکمن اسب عرب اسب ایرانی…. نژاد برتر انسان؟…آسنا نیست؟…بقای اصلح در بین نژاد های انسان ها؟…در بین جانوران و دنیای طبیعت داروینی رقابت بین موندنه اصلحه.حد نهایی رقابت جنگه دیگه.پس جنگ تعیین کنده نژاد برتره….به جنگ جهانی اول و دوم سلام کنیم. به قرن جنگ های پی در پی سلام کنیم.به بزرگترین کشتارهای تاریخ سلام کنیم.جنگ جهانی دوم، عرصه اثبات برتری نژاد برتر اریایی و ژرمن توسط هیتلرو رفقاش:76میلیون کشته .رقابت نژادهای اروپایی انسان دنیای داروینی در قالب متحدین و متفقیین برای سربلندی در قانون بقای اصلح!بزرگترین کشتار همه اعصار بلطف این ایده و نظریات منتج از اون اتقاق می افته.اروپا با خاک یکسان میشه.اسیا و افریقا غارت میشه.امریکا دور از جنگ سالم می مونه و بقدرت این قرن تبدیل میشه.در ایران هم بزرگترین نسل کشی تاریخ توسط انگلستان انجام میشه(رجوع به کتاب قحطی بزرگ نوشته محمد قلی مجد در کانادا)
اندیشه مدرن و انسان شناسی داروینی…هنوز میوه دارد.

من به خال لبت ای داروین گرفتار شدم!/1

سلام به همه دوستان.طاعات و عبادات قبول!

واسه بنده مدرسه و دیپلم تجربی که تموم شد داروین هم تموم شد.و همه کاری که ایشون کرده بود این نظریه زیست شناسیش بوده.یک سوم تحصیل کرده های این مملکت اگی تجربی باشن میتونن یک صفحه از بر بنویسن که داروین که بود و چه گفت و چه تحولی در زیست شناسی هوا کرد.و دو سوم بقیه تحصیل کرده های هر چی ! مملکت قد یه جمله می تونن بگن که بود و چه گفت.اما اون  یه جمله شاید انتخاب طبیعی یا بقای اصلح نباشه.بلکه این جملس که ادمیزاد از نسل میمونه!

از این مقدممه میگذرم. اما علاقه بنده به علوم انسانی باعث شد در دوران دانشجونسنگی! رد نظریه داروین رو توی اندیشه مدرن بزنم! اندیشه الان.اندیشه ادمای مدرن. ادمای متجدد. ادمای دور و برم.با شدت و ضعف مختلف اما محسوس.ادمای بعد داروین…در دنیای داروینی.

رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به مرکز این دستگاه فکری.هسته هر دستگاه فکری -فلسفی و منظومه فکری، انسان شناسیشه.نکته جیغ آورهمین جا بود! داروین زده بود تو خال و پی کاخ رو ریخته بود.پی و ریشه تفکر مدرن و متجدد و غربی و هر چی اسمشو میذارن. هسته هر جهان بینی و جهان سازی انسان شناسیشه .اونم دیگه به ظن خودش ادمیزادو تعریف کرده بود.

هسته تفکر مدرن، انسان شناسی داروینی بود.یک تعریف زیست شناختی از ادم.

در نتیجه تفکری با اصالت جسم.

جسمی حاصل از تکامل حیوانات دنیای داروینی.

منشا رفتار های یه حیوون چیه؟…غریزه.

و این آغار حضور کلیدی غرایز تو اندیشه غربی و مدرن بود. حضور کلیدی غرایز تو همه اندیشه ادمای مدرن.ادمای این قرن.تا امروز.سبک زندگی دهکده جهانی مدرن امروز. ادمای توی سریالا و هالبوود گرفته تا محصولات یه پاساژ.از اصالت جسم اصالت غریزه منتج میشه….

بنیان تفکر مدرن دو تا غریزه است.اول غریزه گرسنگی که واسه تامینش نظام اقتصادی هوا میشه برای محافظت از نظام اقتصادی نظام سیاسی و سایر نطام ها و سیستم ها ایجاد میشه. (نظریه مارکس).

با اصالت انسان داروینی . و اصالت جسم حیوانی. غریزه جنسی میشه رکن دیگه اندیشه قرن جدید. برای تامین غریزه جنسی ادمهای داروینی خانواده تشکیل میدن.و نظام اجتماعی شکل می گیره.و در این نظام بقیه علوم و هنر ایجاد میشه.(نظریه فروید)

پس اندیشه قرن جدید.اندیشه مدرن. بنیادش دو غریزس:

1.نظریه مارکس: بر گرسنگی

2.نظریه فروید: بر غریزه جنسی

اما میوه های درخت داروین ادامه دارد…


دست و پا ورقی:بنظرم شناخت و کالبدشکافی تفکر مدرن…داستان سقوطه…و گام اول مسمومیت زدایی از اندیشم…از فکرم…تا فرصت یگانه زندگیم هدر نره. به بیداری بگذره.

روزه که می گیرم زندگی با اصالت روح رو تمرین میکنم نه اصالت جسم.نه اصالت غرایز.از این نه گفتن لذت می برم.

اتیولوژی یک اپیدمی بد!

با سلام.آنچه در ادامه نبشته شده طرز تهیه ایجاد و شیوع یک پوشش بد (بهمراه ملحقات ظاهری و باطنی)در یک جامعس:

مواد موردِ لازم: سه طبقه اجتماعی-اقتصادی:1.یه ذره طبقه مرفه2.یه عالمه طبقه متوسط3.طبقه فقیر بمقدار لازم

طرز تهیه : مال و اموال زیاد و تکاثر اموال “احساس قدرت” می آورد و این احساس ایجاد  “انتظار منزلت و نفوذ اجتماعی بیشتر ”  می کند.این یعنی “احساس خاص بودن”.نمود این احساس بصورت یک پرچم نمادین در پوشش (مرد و زن و ارایش هم زن و مرد اخیرا!)متجلی میشود.

شغل طبقه مرفه از نظر “کارکرد اجتماعی” در تمامی جامعه ها “ابراز برتری” و خودنمایی است که از همان احساس خاص بودن ناشی میشود.یعنی چی؟یعنی اینکه مثلا اگر شما یک کیسه داشته باشید که درون آن 3 روسری تک رنگ و یک روسری گل منگلی داشته باشید.حال حساب کنید که چقَد احتمال دارد دختر یک حانواده مرفه روسری گل منگلی را از کیسه در بیاورد؟…یک…1…احتمالش یک است.چون باید روسری که احساس درونی شده خاص بودنش را نمود بدهد را بردارد.پس بر میدارد.

طبقه متوسط کله می شِکاند که خود را جزو طبقه مرفه جا بزند. از دم دستی ترین این ابزارآلات جا زدن بازهم پوشش است.یعنی دختر طبقه متوسط اجتماعی –اقتصادی در اولین برخورد و بعد دیدن یک روسری گل منگی مورد استعمال یک دختر از یک خانواده پولدار که پُرپولیشان کاملا در کلاس یا فامیلودروهمسایه اثبات شده و دای کی یومنته  باشد، بصورت اورژانش و آژیرکشان به پاساژ و مغازه مراجعه کرده . درون همه کیسه ها را جهت یافتن روسری گل منگلی گشته…یافته …پیروزمندانه استفاده می کند.تا از نظر ظاهری خود را مثلا وارد طبقه مرفه بکند و احساس کمبود و حقارت خود را تسکین بدهد و با آن پوشش انواع پالس ها و امواج رادیویی را به اطراف مخابره می کند که “ما هم آره”

به مرور زمان  با شیوع آن پوشش در طبقه متوسط پوشش طبقه مرفه دیگر خاص نیست و لذا اعضای طبقه مرفه اقدام به تغییر و ارتقا! پوشش خود با بدتر کردن پوشش خود می کنند تا خاص بودن خود را حفظ می کنند و باز طبقه متوسط تقلید مذبوحانه خود را آغاز میکند و این دور باطل چرخ میخورد و چرخ می خورد …تا…؟!

دست و پا ورقی:زمینه شیوع و بروز یک بیماری صعف سیستم ایمنی است.زمینه شیوع یک پوشش و رفتار افراطی هتجار و مقبول شده! جامعه است که پول،  ارزش ارشد باشد   و عقده ثروت و قدرت و منزلت منتج از آن شخصیت سازی کند و نمایش ثروت اشتغال زایی : بانک میشود مسجد.پاساژ و بازار میشود قلب تپنده و رستوران ها میشوند ریه امکان نقس کشیدن برای یک زندگی پوشالی !

قهقهه داروین!

این ارسال برای معلوم کردن این مطلبه که آیا حرفایی که  پایین زدم(لبخند ژگوند داروین) ماله دنیایی که تو ذهنم ساختم یا واقعا وجود داره… :

بستگی به سابقه مطالعاتی و توجه و فکر جهت “شناخت” دنیا و مایحتوا داره…حرفای بنده  بعنوان یه دیدگاه خلاصه مطالبیه که خوندم( و میخونم )فیلم ها و مستند هایی که دیدم(و می بینم)…خدا رو شکر اونقد دایکییومنته شده واسم که با صدای رسا میگم…اینجا طنز …جای دیگه با ذکر منبع و سیستمیک و علت و معلولی…

“درسته داروین هیکلی شونه!…از دارودسته نظام علمی مدرنیته ولی خیلی موزماتر از بقیس!…” این جمله کاملا سند داره! هرکسی یکم مطالعات غرب شناسی داشته باشه می فهمه ساینتیزم پایه نگرش فلسفی و جهان بینی غرب مدرنه.از تفکر و فلسفه و انسان شناسی و جهان بینی  مبتنی و متج از ساینتیزم بعنوان هسته استفاده می کنن.سپس نظریه اجتماعی رو ازش تولید میکنن.از نظریه به نظام اجتماعی می رسن. و از نظام اجتماعی سبک زندگی رو تعریف می کنن.

توده جمعیت یه کشور جهان سوم مث ایران هم چیزی جز رویه این منظومه که همون سبک زندگی باشه نمی بینه. اونم با .واسطه. مدیا: سینما و ماهواره ها(سریال ها) .که یک لایف استایل لذت گرا و اباحه گرو و ماتریالیست رو تبلیغ می کنن…….تا قدرت تفکر و اندیشه و روحیه  سلحشوری و شور جامعه سازی رو از اون جامعه بگیرن_کی میتونه این حجم از سریال های با محتوای جنسی و عیاشی و اباحه گری و شکست اخلاق و تابو ها رو تحمل کنه؟!…یه جامعه  که  جووناش و خانوادهاش “گروه مرجع” شون از نظز جامعه شناسی تو غرب باشه…یا نگاه به دکوپزو دیالوگای ادمای دوربرمون گروه رفرنس شون معلوم میشه…_.همه دنبال ارضا احساس محرومیت که از طریق دهک  مرفه و مدیا داخل و خارج تا مغزاستخونشون  فرو رفته.دهک مرفه که شغلش ابراز برتری اجتماعی و” نمایش ثروته”.و مدیا که با مفت خور و عیاش بار آوردن و پول پرست کردن مردم سود صادرات نصیب کشور مبدا میکنه!

خیالشونم راحته راحته….کاشتن و رفتن…تا موقعه که سیستم آموزش و پرورش که اونا برامون چیدن همینه همین جور هممون قربانی هستیمو میشیم.زور فکر کردنم نداریمو یه دعوا خونوادگی رو نمی تونیم تحلیل کنیم عوضش کوهی از کتابو فرمولو از بر میکنیمو که نخبه بشیمو تا فرار مغزها بکنیم حالا امیرخانی صدتا نشت نشا هم بنویسه اینا ظاهروشو مدرررن میکنن و تخته دیجیتالی می یارن. ذهن رو از پونزده سالگی تک بعدی می کنیم. اقا ریاضی بلده زیست نمی دونه انتظار داریم انبوهی از مسایل با بیس انسان شناسی زیستی رو که  اطرافمون رو پر کرده رو  بفهمه…از دارویسنیسم اجتماعی گرفته تا  فلسفه زیبارو بودن ستاره سینما یا لباس قرمزو  مکانیسم ایجاد مد …دانش اموزای تجربی مملکت  دیگه زیست از بر کردن و ریاضی و کار با استدلال و منطق و نظم بلد نمی شه…اون اقای دیگه علوم انسانی خونده و ریاضی و زیست نمی دونه میخاد علوم انسانی غرب و شرقو عمیق بلد شه و همه درکش در حد لفظ می مونه…

همه چیز تیکه و پاره منفصل …تارپود یک کشور با جووناو خانواده های مقلد همین میشه…با شناخت های تک بعدی ابکی که فقط  بدرد مدرک گرفتنو و ارتقا در  نظام هماهنگ حقوق!! …با    تظاهر به دانایی و ثروت  روزو بشب می یارن در یک  اتمسفر جهل مرکب غلیظ(نمی دونیم که نمی دونیم)…و سال به سال فقط شدتش تشدید میشه…از  وضعیت پوشش که نماد سمت تفکره براحتی قابل سنجشه… یه سیکل معیوب طلایی!

یه سند خیلی جالب غیر کتابی برای مطالبی که تو لبخند ژگوند داروین گفتم: شعر اغازین یکی از این سریال های ریزدرشت امروز ماهواره:

Our whole universe was in a hot dense state,
Then nearly fourteen billion years ago expansion started. Wait…
The Earth began to cool,
The autotrophs began to drool,
Neanderthals developed tools,
We built a wall (we built the pyramids),
Math, science, history, unraveling the mysteries,
That all started with the big bang!

بله…یه دنیای ماتریالیست که بینگ بنگ شروعشه…تکامل و انتخاب طبیعی داروین :حیات زیستی  با  اتوتروف ها اغاز میشه و تکامل می رسه به  انسان نئندرتال و اونم به انسان امروزی و اونم تولید علم  مدرن…دنیای مدرن…_ساخت پیرامیدم کنایه از ایجاد کشور امریکا است که بنیانگذاراش از توماس جفرسون تا لینکلن فراماسونر بودن .و الانم نظم نوین جهانی فرامواسونرها هم از امریکا مدیریت و اعمال میشه .ومیدونن که  اونقد تاثیرگذار و مهم هست که تو این چند  خط  نحوه  ایجاد این عالم از منظر شناخت غربی باید ذکر بشه!_

تفکر>نظریه اجتماعی>نظام اجتماعی>سبک زندگی

این سریال از محدود سریالایی بود که دیدم که علاوه بر رویه منظومه اجتماعی شون که سبک زندگی باشه تفکر ریشه این سبک زندگی رو هم ظنازانه در ابتداش  بیان میکنه! حیات با تکامل داروین تکامل پیدا میکنه به سبک زندگی لذت محور،اباحه گر و ماتریالستی امروز..و….ما فقط یه قربانی دست چندمیم! : که با این سبک زندگی بی هویت و کپیمون : خسره دنیا و الاخره!

لبخند ژگوند داروین

با سلام.

به یک میلیون تبریک عیدی که تاکنون شنُفتین، یکدونه منم بذارید یه گوشه

طی برنامه ریزی تعطیلاته جهت نیترو زدن و سبقت معرفتی درسی فکری و احیا قلبی مخی خودمان الان ما باس کار دگر میکردیم اما از انجا که حفظ وضع موجود!!(وضع موجود طفلکی!فقط سه روزش بود!) را نیزنگ شیطانی دانیم الان بهمش زدیم.

کله مردمو قطع کنید جاش کله داورین با اون همه یالوکوپال محاسن بذارید جاش.فرقی نداره.بچه دو سال یا دانشجو و خانماین تصویری که از دیدن مردم بازار شب عید تداعی میشد.می دیدم. از اون بدتر لبخند ژگوند داروینی بود که من میدیدم! دیگه چرا میخندی؟خوشحالی؟فتحوفتوحات کردی خوشحالی؟جیگرم میسوزه نخند بی انصاف!…

بنظر داروینیسم تا دم خونه ما رسیده!داروین سوار بر مرکب اومانیسم هی هی کنان چارچرخ(نعل) یکنفس از زمان نظریه پردازی تا عید91 تاخته بود.درسته داروین هیکلی شونه!…از دارودسته نظام علمی مدرنیته ولی خیلی موزماتر از بقیس!…

ایران به این بزرگی یه ورق کاغذ علمی نیست به بگه آی مردم!اینجارو نیگاااا ! بالای چشم داروین ابروهههههه!

در دنیا ؟بله.گفتن بالای چشمت ابروعه…..بعدش چش طرفی که گفت ابرو داررو در میارن میذارن کف دستش!

خیلی جالبه که این همه دخترپسر جوون انسان شناسی زیستی رو قبول کردن و برهه جوونی رو با سرمایه‌گذاری روی زفتارهای جفت یابی و تاکیید و پررنگ کردن نرینگی و مادینگی شون صرف تولید اندورفین و سروتونین می کنن . لایف استایل ما چیه؟ واسه زندگی انسانی که با حیوون و میمون یک تفاوت درجه‌ای در سلسلوار حیوونا داره نه ذاتی؟

خیلی جالبه که این همه خانواده ، انسان شناسی زیستی رو قبول کردن و برهه بزرگسال و میانسالی رو با سرمایه‌گذاری روی زفتارهای تفاخری و تکاثری واسه ساختن و مجلل کردن لونه و آشیونه و جم آذوغه واسه فصل سرما و صرف تولید اندورفین و سروتونین ،با پوز همسایه و فامیلو زدن ،با لوستر و ماشین و موبایل دست بچه دوساله دادن وفشن کردن بچها واسه باکلاسی و جلب نوجه و ممتازی فرزندان و مرفه نشوت دادن که ما هم جزوه دهک برتر ، قوی و مرفه جامعه می باشیم!  لایف استایل ما چیه؟ واسه زندگی انسانی که با حیوون و میمون یک تفاوت درجه‌ای در سلسلوار حیوونا داره نه ذاتی؟

برهان های علل فعالیت در زندگی لذت محور آندورفین و سروتونین هست:دوس دارم.دلم میخادودوس دارم اینجوری بپوشم شمام که جوری دوس داری بپوش.بی خیال.حال نداد.فاز نداد. … لذت عقل نیست.دلیل و استدلالی نداره.اگرم باشه.ماله حس یا احساس.

زندگی عقل گراکلمه عقل از «عقال»می یاد یعنی مهار و افسارکنترل.عقل کنترله.کنترل حس،خیال،وهم. کنترل رشد می یاره.حیوان رشد نداره.اگی حیوون نیستیم و رشد میخایم.بهاشو بدیم.لذتمون کنتزل کنیم. حس،خیال،وهمونو کنترل کنیم.به بقیه هم کمک کنیم .با افزایش محتوای آگاهی اطافیانومون .آگاهی صرفن دانش نیست. رفتار،اخموتخم برای تنبیه.لبخند پاداش.گفتگو و باز کردن ذهن و شکستن افکارروزمرگی و

قدرت اعمال کنترل از کجا تأمین میشه؟قدرت روحی و شخصیت؟روح فقط با تزکیه قدرت پیدا می کنه.تزکیه که دیگه اصلاً تو زندگی لذت محور جایی نداره.و ما هم قزبانیان لایف استایل لذت محور هیچ تجربه‌ای برای تزکیه نداریم.باید کم کم تمرین کردعقل گرایی و کنترل هم همینطوزاین تمرین‌ها مث بیل زدنه!…

داشت،کاشت،برداشت…قانون زندگیه…برداشت محصول … طعم میوه عقل و تزکیه…طعم ناب زندگیه!