• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

چگونه یک دانشجو شویم؟!

آیا فهمیدین چجوری باید یه دانشجو بشین؟!


  • رای‌دهندگان
    442

alihhh

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
492
امتیاز
5,400
نام مرکز سمپاد
حلی
شهر
اراک
سال فارغ التحصیلی
96
شاید من آدم ناموفقی بودم
ولی بنظرم اصلا تو دانشگاه دنبال رفیق نگردید. همه با هم در حدی که کار دارن دوستن. رفاقتی وجود نداره.
بین ۴ نفری که روی رفاقتشون حساب کردم نهایت ۱ دونشون رفیق واقعی در اومد بعد از ۴ سال . شانس من ۲۵ درصد بود . و تو این ۴ سال هم کلی انرژیم با بقیه شون هدر رفته بود و احساس پشیمونی دارم الان.
 

omid.hpour

omid
ارسال‌ها
63
امتیاز
471
نام مرکز سمپاد
میرزاکوچک خان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1399
دانشگاه
علوم پزشکی کردستان
رشته دانشگاه
پزشکی عمومی
تلگرام
اینستاگرام
عضویت تو کتابخونه‌ی دانشگاه به چه درد می‌خوره؟
قیمت رفرنس ها خدا تومن شده !
میتونید از رفرنس های موجود در کتابخونه دانشگاه خودتون استفاده کنید و الکی هزینه نکنید !
 

ATE

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
220
امتیاز
5,149
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 5
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
94
چون دیشب با دوستای دبیرستانم یه همچین صحبتی داشتیم یاد شما افتادم فکر کردم بیام بنویسم شاید بدرد یه نفر خورد.

یسری مهارتا هستن که هیچ کس به ما یاد نمیده، باید خودتون رو توش بندازید تا یاد بگیرید و دانشجویی و محیط دانشگاه بهترین فرصته و حتی جدا از دانشگاه، من فکر میکنم هرجا فرصتش بود باید آدم استفاده کنه خصوصا تو همین سن ۲۰ تا ۳۰.

مثلا علارغم همه‌ی چالشا و حاشیه‌ها خوبه آدم تو یه انجمنی فعالیت داشته باشه یا حداقلش تو اونجور جمع‌ها بره بیاد، کانون‌های فرهنگی، انجمن علمی، شورا صنفی و ... شرکت کردن تو همچین فعالیتایی خود به خود شما رو تو یه چالشایی میندازه که تو فشار قرار میگیرید تا یه چیزایی رو یاد بگیرید، از روابط اجتماعی بگیر تا مسئولیت پذیری و ...

خودتونم سعی کنید خودتون رو تو چالش بندازید، مثلا من خودم دوران کارشناسیم یه سال کانون فرهنگی بودم و چندتا تجربه‌ی خوب هم بدست آوردم ولی الان که با خودم فکر میکنم میبینم چرا یبار داوطلب نشدم تو جلسه‌ای که دبیرا میرفتن با معاون فرهنگی سر بودجه چک و چونه بزنن و پول بگیرن نرفتم، چون بنظرم تمرین رایگان خوبی بود.
یا وقتی حضوری شد و اگر اردویی خواستید برید، شما باشید که میرید با مسئولای مربوطه چک و چونه میزنید
اصن میخواید درخواست درسی بدید که برای ترم بعد ارائه بشه، داوطلب شید از بقیه امضا جمع کنید، با مدیرگروه صحبت کنید و کارای این شکلی.

یا یبار خودتون رو توی چالش و مسئولیت تی ای شدن بندازید

اگر ایده‌ای دارید، خودتون نفر اول باشید که بقیه رو جمع میکنید، لازم نیست منتظر بشید سال بالاییا و قدیمی‌ترها برنامه‌ای داشته باشن و شما برید شرکت کنید.
همه‌ی اینارو به چشم تمرین و تجربه‌های رایگان نگاه کنید، آدم‌ وقتی سنش بیشتر میشه، تجربه‌های رایگان هی کمتر و کمتر میشن!

البته اینم بگم من دیدم کسایی که بعدش بگن ما پشیمونیم و اصلا اگه میدونستیم نمیرفتیم مخصوصا شورا صنفیا چون دردسراشون خیلی بیشتره، ولی بازم مطمئنم یه چیزایی ازش یاد گرفتن و رشد کردن، حالا دیگه نباید خیلی درگیر حاشیه شد و ببینید اگه اذیتش بیشتر از ارزش تجربه‌ایه که بدست میارید بیاید بیرون.

حالا فقط دانشگاه هم نیست، تو خود همین سمپادیا هم خیلی کارا میشه کرد، حتی فکر میکنم قبلا خیریه اینا هم بود، اگر واقعا به کاری علاقه دارید، مسئولیت قبول کنید به بقیه هم اعلام کنید، گروه بزنید و با احتمال ۹۹ درصد میتونم بگم اگه برنامتون چیز مفیدی باشه بقیه جمع میشن.

مثلا گروه کتابخوانی، مثلا برگزاری جلسه‌های نقد فیلم که هر هفته یه فیلمی ببینید بعد یه ساعت هفتگی وقت بذارید با ویس چت یا ویدیوکال دورهم جمع شید راجع بهش حرف بزنید، یا اگه بلدید مسئولیت پادکست ساختن اینجارو بر عهده بگیرید و اصلا حتی مسئولیت یه میتینگ برگزار کردن تو شهرتون و خلاصه هر چی به ذهنتون میرسه و با خودتون میگید اگه فلان برنامه بود، منم شرکت میکردم، خودتون اون برنامه رو ایجاد کنید و از بقیه بخواید شرکت کنن.

نفر اول و نفر دوم بودن خیلی مهمه، به فرض حتی اگه کس دیگه یه برنامه‌ای داره که شما علاقه دارید شرکت کنید، اون نفر دوم بشید که شور و هیجان داره برای کار و باعث ذوق بقیه هم میشه، اونی که پیگیری میکنه و بقیه رو هم تشویق میکنه.

همین سمپادیا هم به واسطه‌ی نفر اولا و نفر دوماش سرپا مونده تا الان

حالا دانشگاه هم یه فضای خیلی خوبیه که بتونید از هر جنبه‌ایش استفاده کنید و یه چیزی یاد بگیرید.
 
بالا