• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

خدمت به كشور يا مهاجرت؟

DLF

Beyond
ارسال‌ها
305
امتیاز
6,267
نام مرکز سمپاد
Farzanegan.
شهر
اردبیل
سال فارغ التحصیلی
1400
مدال المپیاد
eror404 :)
دانشگاه
not yet
شايد ايده مهاجرت تو فكر خيلي از ماباشه ولي شما ميرين يا ميمونين و براي توسعه كشورتون تلاش ميكنين؟
من نمیخوام بمونم و خدمت کنم. چرا؟!؟
چون حتی اگه خدمت هم بکنم باز قدر کارایی که کردمو قطعا نمیدونن و منم دوست ندارم جایی بمونم که وقتی یه لطفی میکنی، به اون کارت به چشم وظیفه ای که باید انجام میدادی نگاه میکنن
بعدشم،
من تو جایی که واسه بدیهیات زندگی باید سختی تحمل کرد نمیمونم....
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
اگر ملتی به ذهنیت انقلاب برسه، آدم به اندازه کافی برای این کار داره، چه مهاجرهاش باشن چه نباشن.
البته این هم نکته خوبیه. من هم اهمیت چندانی به این عده به قول شما مهاجر نمیدم.اصلا هم طرف صحبتم اون جماعتی که تشنه مهاجرتند نیست.بلکه اون عده ایه که هنوز اینده کشور و مردمشون براشون مهمه.اون دسته اول که کوچکترین اهمیتی ندارن.اونا الان یا نشستن دارن تو رویای مهاجرت سیر می کنن یا یه سری افکار و اهداف دیگه که هیچ سودی برای کشور و جامعه من ندارن.و خب،این عده حتی وجودشون برای جامعه من کوچکترین اهمیتی نداره چون قرار نیست سودی بهش برسونن.
طرف صحبت من اون عده ایه که همچنان کشورشون براشون اهمیت داره.زندگی مردم اطرافشون براشون اهمیت داره.
وقتی در ایرانی، چیزی به جز یه جفت پا برای شرکت در تظاهرات برای ارائه نداری.
تحول از اجتماع هزاران به قول شما جفت پا ایجاد میشه.و ما اگر هدفمون کلیت جامعه ایرانه جز اینها راهی نداریم.
 

Artin...

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
600
امتیاز
7,404
نام مرکز سمپاد
شهید اژه ای 1
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1403
اگه بذارن خدمت به کشور ولی خوب نمیذارن
پس اول آینده خودمو میسازم اگه اون تامین شد برمیگردم که کشور رو هم تا جایی که میشه درست کنم...
 

big cat

SPHINX
ارسال‌ها
190
امتیاز
1,947
نام مرکز سمپاد
سمپاد:')
شهر
.
سال فارغ التحصیلی
1400
مطمئن نیستم دقیقا:|
من یه سری ایده هایی دارم که اگه بتونم اینجا اجراشون کنم، لزومی نمی بینم که برم.
البته اين حالت مطمئنم برای قبل از الان بود که مامانم گفت قراره دلار برسه به ۲۸۵ تومن:| خب این یعنی اگه من برم میتونم با رفتنم به خانوادم کمک کنم.
اصل اینه که من در سن ۱۸سالگی نمیتونم بگم کدوم درسته، چیزی که برای من مهمه اینه که بتونم مناسبترین تصمیم رو از تمام جوانب بگیرم که این وابسته به موقعیت من در حداقل۴ یا ۵سال آینده خواهد بود.
در نهایت من کلا علاقه ای ندارم به مملکت یا بشریت خیری برسونم :/ همین که بتونم درست و شرافتمندانه زندگی کنم، به نظرم کافیه.
نکته ی دیگه اینکه اگه فکر می کنین با انقلاب یا تغییر حکومت یهو وضع درست میشه، بدونین همچین اتفاقی نمیفته. تازه وقتی برن می‌فهمیم با چه قطری ریدن.
و اینکه وضعیت الان ما صرفا ناشی از بی کفایتی های داخلی نیست و انگل زیاده :)
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
اگه فکر می کنین با انقلاب یا تغییر حکومت یهو وضع درست میشه، بدو
قرار نیست یهو عوض شه.قطعا زمان می بره.اما حداقل راه بازساختن باز میشه.الان دقیقا در مسیر فروپاشی کامل و وحشتناک قرار داریم.
تازه وقتی برن می‌فهمیم با چه قطری ریدن.
اون که البته.اما باید برن.راه دیگه ای وجود نداره.
همین که بتونم درست و شرافتمندانه زندگی کنم، به نظرم کافیه.
دقیقا ماهم همینو میگیم که اصلا عواطف ناسیونالیستی هم نداشته باشیم، اگه فقط یه زندگی درست و شرافتمندانه بخوایم،اگه بخوایم یک زندگی انسانی داشته باشیم،باید این مادون حیوانات رو محو کنیم.تنها راه موجود همینه.
 

Orelia

شب‌گرد
ارسال‌ها
949
امتیاز
36,237
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
100
البته این هم نکته خوبیه. من هم اهمیت چندانی به این عده به قول شما مهاجر نمیدم.اصلا هم طرف صحبتم اون جماعتی که تشنه مهاجرتند نیست.بلکه اون عده ایه که هنوز اینده کشور و زندگی مردم اطرافشون براشون اهمیت داره.
چند جنبش اول معمولا موفق نيستن و بايد چند تا انقلاب بگذره تا ما به اون نقطه مورد نظر برسيم.خب بله اين وسط خيلى ها طعم زندگى رو نمى چشند اما متاسفانه سير تاريخ زندگى هيچ كسى رو حاليش نيست.
من فکر می‌کنم مشکل، تعریف متفاوت من و شما از اهمیت زندگی مردمه. شما به سادگی حاضرید کشته شدن، آسیب دیدن، یتیم شدن، آواره شدن مردم رو با ایدئولوژی آزادی‌خواهی و وطن‌پرستی توجیه کنید... متاسفم..

انقلاب همیشه بدترین و سخت‌ترین و آخرین راه بوده، چه از لحاظ تلفات جانی، مالی، چه آشفتگی اقتصادی، سیاسی که در جریان این انقلاب‌ها ایجاد میشه و اتفاقا کشور رو هم نسبت به مشکلات خارجی آسیب‌پذیرتر می‌کنه.

اگه شما واقعا براتون زندگی مردم براتون اهمیت داره، دنبال راه به صرفه‌تری بگردید (که مسیر فکری سخت، و زمان‌بری هم هست) وگرنه حتی تفکر فدا کردن حداقل صدها هزار نفر که هنر نیست..
رژیم در حال حاضر همینجوری داره ادم می کشه و وقتی به فروپاشی برسیم همه یا از گرسنگی و بی ابی و بی برقی و امثالهم خواهیم مرد یا اینکه زندگی وحشتناکی خواهیم داشت که مردن ازش بهتره
شاید این انتخاب شما باشه ولی فراموش نکنید که شما به جای کسی دیگه‌ای نمی‌تونید تصمیم بگیرید که از چی بمیرن...

واقعا حرف‌های شما نگران کننده و ناراحت‌کننده‌ست. امیدوارم یه روز به عمق حرف‌هایی که می‌زنید پی ببرید و سعی کنید به انتخاب مردم و ارزش زندگیشون احترام بذارید و اگه با اراده شما همسو نبود، توهین نکنید. وگرنه در ذات حرف شما تفاوت چندانی با عملکرد ج.ا وجود نداره.. یکی به اسم آزادی‌خواهی و دیگری به اسم اسلام و استقلال، از اراده و جان مردم می‌گذره.
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
من فکر می‌کنم مشکل، تعریف متفاوت من و شما از اهمیت زندگی مردمه. شما به سادگی حاضرید کشته شدن، آسیب دیدن، یتیم شدن، آواره شدن مردم رو با ایدئولوژی آزادی‌خواهی و وطن‌پرستی توجیه کنید... متاسفم..

انقلاب همیشه بدترین و سخت‌ترین و آخرین راه بوده، چه از لحاظ تلفات جانی، مالی، چه آشفتگی اقتصادی، سیاسی که در جریان این انقلاب‌ها ایجاد میشه و اتفاقا کشور رو هم نسبت به مشکلات خارجی آسیب‌پذیرتر می‌کنه.

اگه شما واقعا براتون زندگی مردم براتون اهمیت داره، دنبال به صرفه‌ترین راه حل بگردید (که مسیر فکری سخت، و زمان‌بری هم هست) وگرنه حتی تفکر فدا کردن حداقل صدها هزار نفر که هنر نیست..
متوجه منظور من نشدید.من دارم میگم ما راه دیگری نداریم و اتفاقا این راه نابودی رژیم کشته کمتری نسبت به وجود رژیم داره.ببینید ما الان در چاهی افتادیم که عملا راهی وجود نداره که بدون هیچ اسیبی ازش خارج بشیم.منتها دو راه داریم.یا میتونیم داخل این چاه رژیم بمونیم(که خب،یه سر به وضع زیست محیط و اقتصادمون بزنید همه چیز روشنه)که اخر عاقبتش نابودی همه ماست.یا اینکه میتونیم از شرش خلاص بشیم.
درضمن،کی گفته صدها هزار نفر؟:)) حتی در وسیع ترین و شدید ترین انقلاب ها هم یک دهم چنین کشته هایی وجود نداشته.

و گفتید راه به صرفه،راه به صرفه چیه؟میشه بگید؟اگر واقعا فکر می کنید که در رژیم خامنه ای و با این ادمهای داخلش بهبودی ممکنه،والا من اصلا حرفی ندارم.اگر هم خیال می کنید که نه دیگه اونقدرا هم اوضاع خطری نیست،برجام میاد و اینا بهتره یه جست و جوی ریز در مورد اوضاع زیست بوم مملکت و همچنین تورم و نقدینگی(که چیزایی مثل برجام یا امثالهم کاری در موردش انجام نمیدن)انجام بدید.

من صحبتم در حال حاضر نه ازادیه نه وطن پرستی.بحث بحث نابودی یک مملکت و یک مردم به طور کامله.این مملکت داره کاملا نابود میشه و ما نه برای ازادی و این حرفا،برای نجات خودمون هست که این حرف رو می زنم.الان بحث بحث تبدیل کشورمون به یک ویرانه تمام عیاره.ویرانه ای بسیار وحشتناک که عملا از هر کابوسی که برای ایران متصور می شدیم بدتره.یعنی شما از وضع فعلی و افقی که وجود داره اگاهید و این حرفا رو می زنید؟

ببینید من خودم اصولا با اصلاح بیشتر از انقلاب موافقم.چون که اصلاح اصولا بهتر و راحت تره.منتها این رژیم ابدا قابل اصلاح نیست.از همون ابتدای وجودش همه زور زدن اصلاحش کنن و خب،چه کردن؟ رژیم ذره ای اصلاح شد که بگیم فلان پیشرفت رخ داد؟نه.بهتر نشد که هیچ،ساختار روز به روز بدتر و بدتر شد.

و این حرف از نابود کردن رژیم حرف من نیست،تمامی گروه های سیاسی،با هر ایدئولوژی و تفکری،اعم از سلطنت طلب(که باهاشون مخالفم)ملی گراها،کمونیست ها،جمهوری خواهان و هر حزب و تشکل و گروه سیاسی دیگری همین حرفو می زنه که راه فقط نابودی رژیمه.فکر می کنید اونها از همون اول گفتن انقلاب؟فکر می کنید برای اصلاح تلاشی نکردن؟چرا،همشون کردن،همشون تلاش کردن تا اصلاح کنن.منتها خب دیدن که اصلاح نشد که هیچ،بدتر هم شد.

شما میگید من به جان مردم احترام نمیگذارم،من دقیقا الان نه به خاطر ازادی و امثالهم،بلکه به خاطر جان این مردم هست که این حرفا رو می زنیم.و در واقع شمایی که در این وضع اسفناک برای رژیمی که کوچکترین ارزشی برای جان مردمش قائل نیست حرف از ((اصلاحات))میزنید نشان دهنده اینه که کوچکترین ارزشی برای این مردم قائل نیستید.البته من مطمئنم که شما هم به مردم کشورتون علاقه دارید،اما این حرف شما واقعا درست نیست که بخوایم در شرایط وجود چنین جک و جونورایی بهبود شرایط رو متصور بشیم.
 

Naghmeh08

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
351
امتیاز
3,891
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1405
میدونید...
من ایران رو دوست دارم
ولی بعضی وقتا خود کشور نمیخواد که بهش خدمت کنیم. یعنی من شاید یه شغلی رو دوست داشته باشم که خیلی خوب باشه ولی ایران اون شغل رو حساب نمیکنه و یجورایی براش مهم نیس و قطعا اون کسی که توی اون زمینه استعداد داره نمیتونه درآمد کافی داشته باشه و وقتی میبینه تو یه کشور دیگه به اون شغل توجه میکنن و میتونه پیشرفت کنه خب قطعا از ایران میره.چون هم خودش میتونه پیشرفت کنه هم برای یه کشور مفید باشه.حتی بعضی وقتا اگر تحصیلات بالایی هم داشته باشی ولی کار برات نباشه فایده ای نداره. بالاخره برای انجام هرکاری یه سری حمایت ها باید بشه و اگر تو ایران اون شرایط فراهم بشه مثلا خودِ من دوست دارم تو ایران بمونم.یه سری محدودیت های الکی هم وجود داره
مخصوصا برای دخترا
منظورم حجاب نیست فقط
خیلی چیزا...
امیدوارم یه روزی جوری بشه که هیچکس از ایران نره:)
 

Iman Rage

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
583
امتیاز
14,877
نام مرکز سمپاد
نه اینور نه اونور
شهر
.
سال فارغ التحصیلی
00
متوجه منظور من نشدید.من دارم میگم ما راه دیگری نداریم و اتفاقا این راه نابودی رژیم کشته کمتری نسبت به وجود رژیم داره.ببینید ما الان در چاهی افتادیم که عملا راهی وجود نداره که بدون هیچ اسیبی ازش خارج بشیم.منتها دو راه داریم.یا میتونیم داخل این چاه رژیم بمونیم(که خب،یه سر به وضع زیست محیط و اقتصادمون بزنید همه چیز روشنه)که اخر عاقبتش نابودی همه ماست.یا اینکه میتونیم از شرش خلاص بشیم.
درضمن،کی گفته صدها هزار نفر؟:)) حتی در وسیع ترین و شدید ترین انقلاب ها هم یک دهم چنین کشته هایی وجود نداشته.

و گفتید راه به صرفه،راه به صرفه چیه؟میشه بگید؟اگر واقعا فکر می کنید که در رژیم خامنه ای و با این ادمهای داخلش بهبودی ممکنه،والا من اصلا حرفی ندارم.اگر هم خیال می کنید که نه دیگه اونقدرا هم اوضاع خطری نیست،برجام میاد و اینا بهتره یه جست و جوی ریز در مورد اوضاع زیست بوم مملکت و همچنین تورم و نقدینگی(که چیزایی مثل برجام یا امثالهم کاری در موردش انجام نمیدن)انجام بدید.

من صحبتم در حال حاضر نه ازادیه نه وطن پرستی.بحث بحث نابودی یک مملکت و یک مردم به طور کامله.این مملکت داره کاملا نابود میشه و ما نه برای ازادی و این حرفا،برای نجات خودمون هست که این حرف رو می زنم.الان بحث بحث تبدیل کشورمون به یک ویرانه تمام عیاره.ویرانه ای بسیار وحشتناک که عملا از هر کابوسی که برای ایران متصور می شدیم بدتره.یعنی شما از وضع فعلی و افقی که وجود داره اگاهید و این حرفا رو می زنید؟

ببینید من خودم اصولا با اصلاح بیشتر از انقلاب موافقم.چون که اصلاح اصولا بهتر و راحت تره.منتها این رژیم ابدا قابل اصلاح نیست.از همون ابتدای وجودش همه زور زدن اصلاحش کنن و خب،چه کردن؟ رژیم ذره ای اصلاح شد که بگیم فلان پیشرفت رخ داد؟نه.بهتر نشد که هیچ،ساختار روز به روز بدتر و بدتر شد.

و این حرف از نابود کردن رژیم حرف من نیست،تمامی گروه های سیاسی،با هر ایدئولوژی و تفکری،اعم از سلطنت طلب(که باهاشون مخالفم)ملی گراها،کمونیست ها،جمهوری خواهان و هر حزب و تشکل و گروه سیاسی دیگری همین حرفو می زنه که راه فقط نابودی رژیمه.فکر می کنید اونها از همون اول گفتن انقلاب؟فکر می کنید برای اصلاح تلاشی نکردن؟چرا،همشون کردن،همشون تلاش کردن تا اصلاح کنن.منتها خب دیدن که اصلاح نشد که هیچ،بدتر هم شد.

شما میگید من به جان مردم احترام نمیگذارم،من دقیقا الان نه به خاطر ازادی و امثالهم،بلکه به خاطر جان این مردم هست که این حرفا رو می زنیم.و در واقع شمایی که در این وضع اسفناک برای رژیمی که کوچکترین ارزشی برای جان مردمش قائل نیست حرف از ((اصلاحات))میزنید نشان دهنده اینه که کوچکترین ارزشی برای این مردم قائل نیستید.البته من مطمئنم که شما هم به مردم کشورتون علاقه دارید،اما این حرف شما واقعا درست نیست که بخوایم در شرایط وجود چنین جک و جونورایی بهبود شرایط رو متصور بشیم.
نگاه کنین الان یکم فکر کنین چه تضمینی هست که اصلا بعد انقلاب یه آدم بدتر یا مثل اینا نیاد؟
من در کثافتی که هست شک ندارم ولی دم مغازه هم نیستی که جون چند هزار نفر رو بدی مملکتو بخری
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
نگاه کنین الان یکم فکر کنین چه تضمینی هست که اصلا بعد انقلاب یه آدم بدتر یا مثل اینا نیاد؟
من در کثافتی که هست شک ندارم ولی دم مغازه هم نیستی که جون چند هزار نفر رو بدی مملکتو بخری
تضمین اصلی که وجود داره خود ما مردم هستیم.در ابتدای انقلاب ها متضمن این جریان ما مردم خواهیم بود چون در ابتدای کار هر رژیمی به شدت در برابر مردم ضربه و شکل پذیره.چنانچه همین رژیم هم بود منتها در اون زمان از اونجایی که تجربه تاریخی اینجور ادما رو نداشت هرچی که اینها گذاشتن جلوش تایید کرد و گفت رهبر فقط خمینی و ازین حرفا.اما الان ازین خبرا نیست.همین که شما الان این مسئله رو مطرح می کنید یعنی اینکه ملت از این امر اگاهه و زمانی که شر اینها خلاص بشوند دیگه اجازه نخواهند داد دیکتاتوری به وجود بیاد.خصوصا اینکه در رژیم نوپای اینده (اگر هم بخواد به سمت دیکتاتوری بره)قادر به سرکوب نیست.به طور مثال،ما علیه یک قانون رژیم اینده که به نظرمون دیکتاتورانه هست تظاهرات می کنیم(دقت کنید تظاهرات مسالمت امیز نه اونی که منجر به خشونت بشه)حالا چرا کار به خشونت و سرکوب نمی کشه؟چون یک رژیم تازه تاسیس اصلا توانی برای سرکوب و اینها نداره چون اساسا برای اینکه بتونه پا بگیره و به عنوان رژیم اینده تثبیت بشه نیاز به حمایت جدی مردم داره وگرنه هر رژیمی در ابتدای کار اگه از سمت مردم حمایت نشه اصلا پا نمیگیره.
 

ardalaan

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
103
امتیاز
392
نام مرکز سمپاد
میرزا کوچک خان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1397
تلگرام
تا وقتی سرشاخه اقتصاد و سیاست‌گذاری در انحصار عده‌ای هست، اراده دیگرانی که در قدرت نیستن نقشی در تعیین مسیر کشور نداره. کسی قدرت تأثیرگذاری داره که یا نفوذ مستقیم در کانون‌های قدرت(قوه قضایی و قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری و اجرایی) داشته باشه یا بتونه با اون‌هایی که در قدرت هستن بر سر مطالباتش چونه‌زنی کنه؛ قدرت چونه‌زنی به واسطه قدرت اقتصادی یا رسانه‌ای یا قهری به وجود میاد.
اینا رو اون مافیایی که کانون‌های قدرت رو قبضه کرده بهتر از من و شما می‌دونه. در نتیجه به غیر از خودی‌ها کسی رو در قدرت راه نمی‌ده و جلوی به وجود اومدن قدرت چانه‌زنی رو برای ناخودی‌ها می‌گیره. یعنی از تجمع ثروت در جایی که توانایی مدیریتش رو نداره جلوگیری می‌کنه و با فرد یا گروهی که نفوذ اجتماعی داره و دغدغه‌هاش با منافع مافیا تعارض داره، برخورد می‌کنه. هر کس در هر حوزه‌ای از یه حدی گنده‌تر بشه باید انتخاب کنه که یا با مافیا کار کنه یا حذف بشه.
غیر از این که اگر قصد تأثیرگذاری داشته باشی باهات برخورد میشه، اصلا منافع ملی برای مافیا مطرح نیست که بخواد سیاست‌گذاری و تسهیلاتی رو در این راستا تأمین بکنه.
نمودش این هست که در داخل کشور احزاب و رسانه‌های آزاد و مردمی نداریم. صنایع بزرگ و مهم در انحصار نهادها یا افراد وابسته به حکومت هستن. نویسنده و روزنامه‌نگار و وکیل و فعال محیط زیست و فعال حقوق اقلیت و فعال صنفی و فعال سیاسی مجرمن. از تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد و اتحادیه‌های صنفی با پرونده‌سازی برای مسئولانشون جلوگیری می‌شه.
مصادیق این رانت و انحصار و رقابت ناسالم متعدد و پراکنده است. بارها هم در مطبوعات پرونده‌های بزرگ و کوچیک مختلفی مطرح و بررسی شده. من الان بهترین منابع رو برای مثال زدن دم دست خودم ندارم. ولی هر کسی که اخبار رو دنبال کرده باشه به کلیدواژه‌ها برمی‌خوره و می‌تونه بره تو سایت‌ها و کانال‌های خبرگزاری‌ها تو شبکه‌های اجتماعی سرچ کنه یا همین طوری تو گوگل و یوتیوب. از نمونه‌های آشنای رانت اقتصادی، پروژه‌های نفتی، ساخت‌وساز، واردات، صنایعی مثل خودروسازی و جدیدا لوازم خانگی، واکسن کرونا، مخابرات و فضای استارت‌آپی هستن. نشانه‌های دخالت نهادهای زیر نظر بیت رهبری، سپاه و دولت در اقتصاد، محدود و حذف کردن بازیگران مستقل و یا حمایت مصنوعی از اون‌ها(خصولتی‌سازی) در حوزه‌های مختلف قابل مشاهده است. اما مصداق‌هاش رو باید یک‌به‌یک از طریق رسانه پیگیری کرد.
این مواردی که گفته شد در سطح کلان بود. رقابت‌های سطح بالای داخل حکومتی هم که بر کسی پوشیده نیست. نمونه خیلی بارزش در ردّ صلاحیت‌های انتخابات‌های سال‌های گذشته است. در سطح پایین ادارات اگر عدم شایسته‌سالاری و رانت اتفاق بیافته، انتظار نداریم که رسانه‌ای بشه. آدم از افرادی که در ادارات مختلف کار می‌کنن می‌شنوه که فرهنگ اداری و شرایط پیشرفت در اون اداره چیه. یک نمونه‌ش رو توی پست قبلی گذاشته بودم(این). چند تا نمونه معروف رسانه‌ای از حذف مزاحم‌های ناخودی که به ذهن من می‌رسه، کاوه مدنی، جمعیت امام علی و اسماعیل بخشیه. اصولا کسی فرصت پیدا نمیکنه که این قدر گنده بشه و بعد کنار گذاشته بشه و حتما رسانه‌ای هم بشه. تاریخچه و موانع فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد(ngoها) در ایران رو هم می‌شه جست‌وجو کرد. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری هم گویای برخوردی که با رسانه‌ها و خبرنگاران و وکلا و فعالان مدنی می‌شه، هست. عاقبت تفکرات اطلاح‌طلبی هم که مشخصه.
درباره مافیای فضای استارت‌آپی توی کانال یوتیوب محمد جرجندی یه سری ویدیو هست(1 و 2 و 3). مطلب دیگه‌ای هم اینجا هم هست. مطلب خیلی زیاده‌ها. من اینا رو دیده بودم و برام جالب بود گفتم اشاره کنم.
هزار فامیل در جمهوری اسلامی؛ از دایی تا داماد‌سالاری
جغرافیای فقر و فساد
دامادسالاری از بیت رهبر تا دولت رئیسی
چشم انداز - صعود سپاه پاسدران در قدرت
تمرکز کردن روی عناصری که عاملیتی در تغییر وضع موجود ندارن و عامل اصلی رو ندیدن مثل اینه که آب رو روی روستا ببندی و مردم رو بابت کشاورزی نکردن سرزنش کنی. ایجاد تغییر از راه "خدمت به کشور" شبیه تغییر جهت باد به وسیله فوت کردنه.
اين كار كار خوبيه اما با چندتا صد دلارى نهايتا بتونيم چند نفرو كمك كنيم؟حداقل من بر اين باورم كه اين تو فعاليت كردن فايدش اينه كه براى عمومه نه عده اى محدود.

ضمن اينكه اين قضيه كه گفتيد باز برميگرده به انتظار از ديگران.شما انتظار داريد بقيه مردم داخل اينكارو بكنن اما شما نكنيد.خب اگه همه بخوايم اينطور فكر كنيم و منتظر بقيه باشيم كه هيچكس جلو نميره.بايد از خود شروع كرد.
این حرف زمانی معنی داشت که همه مردم شانس مهاجرت موفق به خارج از کشور رو می‌داشتن، در حالی که عده محدودی امکان مهاجرت از روش‌های کم‌هزینه و کم‌ریسک رو دارن. در داخل و خارج کشور ظرفیت‌های متفاوتی برای تأثیرگذاری برای هر فرد ممکنه فراهم باشه. زمینه‌های مختلف فعالیت که به ذهن من می‌رسن کار رسانه‌ای از قبیل نشر علم و اطلاعات یا کار فرهنگی، اعتراض مدنی، فعالیت سیاسی از قبیل تشکیل/عضویت در حزب و کمک مالی به مردم داخل یا اپوزیسیون خارج هستن. از بین این‌ها مثلا اعتراض مدنی باید اصلش در ایران انجام بشه ولی فعالیت سیاسی تقریبا در ایران معنی نداره.
چشم‌انداز وضع مالی کسانی که از این به بعد شروع به کار می‌کنن بدتر از متوسط امروز مردم جامعه است. چون امروزی‌ها بخشی از سرمایه‌شون رو پیش از سال 96 که شیب سراشیبی اقتصادی شدیدتر شد جمع کرده بوده‌ن. قبلا یه مثال فانتزی و خیلی خوشبینانه از وضعیت مالی چند دهه آینده کسی که الان در ایران شروع به کار ‌می‌کنه با فرض ثابت موندن وضع اقتصادی زدم.(این پست) در این شرایط در صورت خروج از کشور عموما ظرفیت کمک مالی به میزان زیادی افزایش پیدا می‌کنه.
آگاهی داشتن از پیشینه و سیر سیاسی و جریان تحول اجتماعی و نقش‌آفرینی در این تحول از طریق فعالیت در زمینه‌هایی که گفتم، نیازمند این هست که شما دسترسی به امکانات و فراغت لازم برای پیگیری این مطالب رو داشته باشی. جامعه فقیر، جامعه نادان و بدون فکر و بدون برنامه است. با فقر میشه شورش کرد ولی انقلاب سازنده نه.
این هم یه لینک:قانون ۳.۵ درصد؛ چطور اقلیتی کوچک دنیا را عوض می‎کند
 

_sahar_

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
10
امتیاز
598
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 4
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1401
میدونم اکثرتون برای حرفتون دلایل سیاسی-اعتقادی یا دلیل محکم-منطقی دارید ...
ولی من میمونم و دلیلم هم کاملا دلیِ ...
من میمونم کنار مردمی که از بچگی کنارشون قد کشیدم !
من میمونم چون کشورم و مردمم رو دوست دارم ...
شاید هم دلیلش تنهاییم بعد از مهاجرت مادرمه :)
نمیدونم ... دلیلش هر چی که هست ! انتخابم خدمت به کشوره ^^
 

MRΣZA

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
259
امتیاز
2,666
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
ابهر
سال فارغ التحصیلی
1403
من به کشورم خدمت می‌کنم، حالا جدا از اعتقادات و مواضع سیاسی خودم، بنظر من خوشبختی یعنی همینکه تو کشور خودت، با زبان مادری‌ات و در کنار خانواده‌ات زندگی کنی و چی بهتر از اینکه برخی مشکلات موجود رو تا حد توان حل کنی و با خدمت به مردم اونا رو شاد کنی ؟!
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
تا وقتی سرشاخه اقتصاد و سیاست‌گذاری در انحصار عده‌ای هست، اراده دیگرانی که در قدرت نیستن نقشی در تعیین مسیر کشور نداره. کسی قدرت تأثیرگذاری داره که یا نفوذ مستقیم در کانون‌های قدرت(قوه قهریه و قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری) داشته باشه یا بتونه با اون‌هایی که در قدرت هستن بر سر مطالباتش چونه‌زنی کنه؛ قدرت چونه‌زنی به واسطه قدرت اقتصادی یا رسانه‌ای یا قهری به وجود میاد.
اینا رو اون مافیایی که کانون‌های قدرت رو قبضه کرده بهتر از من و شما می‌دونه. در نتیجه به غیر از خودی‌ها کسی رو در قدرت راه نمی‌ده و جلوی به وجود اومدن قدرت چانه‌زنی رو برای ناخودی‌ها می‌گیره. یعنی از تجمع ثروت در جایی که توانایی مدیریتش رو نداره جلوگیری می‌کنه و با فرد یا گروهی که نفوذ اجتماعی داره و دغدغه‌هاش با منافع مافیا تعارض داره، برخورد می‌کنه. هر کس در هر حوزه‌ای از یه حدی گنده‌تر بشه باید انتخاب کنه که یا با مافیا کار کنه یا حذف بشه.
غیر از این که اگر قصد تأثیرگذاری داشته باشی باهات برخورد میشه، اصلا منافع ملی برای مافیا مطرح نیست که بخواد سیاست‌گذاری و تسهیلاتی رو در این راستا تأمین بکنه.
نمودش این هست که در داخل کشور احزاب و رسانه‌های آزاد و مردمی نداریم. صنایع بزرگ و مهم در انحصار نهادها یا افراد وابسته به حکومت هستن. نویسنده و روزنامه‌نگار و وکیل و فعال محیط زیست و فعال حقوق اقلیت و فعال صنفی و فعال سیاسی مجرمن. از تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد و اتحادیه‌های صنفی با پرونده‌سازی برای مسئولانشون جلوگیری می‌شه.
مصادیق این رانت و انحصار و رقابت ناسالم متعدد و پراکنده است. بارها هم در مطبوعات پرونده‌های بزرگ و کوچیک مختلفی مطرح و بررسی شده. من الان بهترین منابع رو برای مثال زدن دم دست خودم ندارم. ولی هر کسی که اخبار رو دنبال کرده باشه به کلیدواژه‌ها برمی‌خوره و می‌تونه بره تو سایت‌ها و کانال‌های خبرگزاری‌ها تو شبکه‌های اجتماعی سرچ کنه یا همین طوری تو گوگل و یوتیوب. از نمونه‌های آشنای رانت اقتصادی، پروژه‌های نفتی، ساخت‌وساز، واردات، صنایعی مثل خودروسازی و جدیدا لوازم خانگی، واکسن کرونا، مخابرات و فضای استارت‌آپی هستن. نشانه‌های دخالت نهادهای زیر نظر بیت رهبری، سپاه و دولت در اقتصاد، محدود و حذف کردن بازیگران مستقل و یا حمایت مصنوعی از اون‌ها(خصولتی‌سازی) در حوزه‌های مختلف قابل مشاهده است. اما مصداق‌هاش رو باید یک‌به‌یک از طریق رسانه پیگیری کرد.
این مواردی که گفته شد در سطح کلان بود. رقابت‌های سطح بالای داخل حکومتی هم که بر کسی پوشیده نیست. نمونه خیلی بارزش در ردّ صلاحیت‌های انتخابات‌های سال‌های گذشته است. در سطح پایین ادارات اگر عدم شایسته‌سالاری و رانت اتفاق بیافته، رسانه‌ای نمیشه. شما از افرادی که در ادارات مختلف کار می‌کنن می‌شنوی که فرهنگ اداری و شرایط پیشرفت در اون اداره چیه. یک نمونه‌ش رو توی پست قبلی گذاشته بودم(این) و بعید می‌دونم شما چنین حرفایی رو نشنیده باشی. چند تا نمونه معروف رسانه‌ای از حذف مزاحم‌های ناخودی که به ذهن من می‌رسه، کاوه مدنی، جمعیت امام علی و اسماعیل بخشیه. اصولا کسی فرصت پیدا نمیکنه که این قدر گنده بشه و بعد کنار گذاشته بشه و حتما رسانه‌ای هم بشه. تاریخچه و موانع فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد(ngoها) در ایران رو هم می‌تونی جست‌وجو کنی. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری هم گویای برخوردی که با رسانه‌ها و خبرنگاران و وکلا و فعالان مدنی می‌شه، هست. عاقبت تفکرات اطلاح‌طلبی هم که مشخصه.
درباره مافیای فضای استارت‌آپی توی کانال یوتیوب محمد جرجندی یه سری ویدیو هست(1 و 2 و 3). مطلب دیگه‌ای هم اینجا هم هست. مطلب خیلی زیاده‌ها. من اینا رو دیده بودم و برام جالب بود گفتم اشاره کنم.
هزار فامیل در جمهوری اسلامی؛ از دایی تا داماد‌سالاری
جغرافیای فقر و فساد
تمرکز کردن روی عناصری که عاملیتی در تغییر وضع موجود ندارن و عامل اصلی رو ندیدن مثل اینه که آب رو روی زمین کشاورزی ببندی و کشاورز رو بابت کشاورزی نکردن سرزنش کنی. ایجاد تغییر از راه "خدمت به کشور" شبیه تغییر جهت باد به وسیله فوت کردنه.

این حرف زمانی معنی داشت که همه مردم شانس مهاجرت موفق به خارج از کشور رو می‌داشتن، در حالی که عده محدودی امکان مهاجرت از روش‌های کم‌هزینه و کم‌ریسک رو دارن. در داخل و خارج کشور ظرفیت‌های متفاوتی برای تأثیرگذاری برای هر فرد ممکنه فراهم باشه. زمینه‌های مختلف فعالیت که به ذهن من می‌رسن کار رسانه‌ای از قبیل نشر علم و اطلاعات یا کار فرهنگی، اعتراض مدنی، فعالیت سیاسی از قبیل تشکیل/عضویت در حزب و کمک مالی به مردم داخل یا اپوزیسیون خارج هستن. از بین این‌ها مثلا اعتراض مدنی باید اصلش در ایران انجام بشه ولی فعالیت سیاسی تقریبا در ایران معنی نداره.
چشم‌انداز وضع مالی کسانی که از این به بعد شروع به کار می‌کنن بدتر از متوسط امروز مردم جامعه است. چون امروزی‌ها بخشی از سرمایه‌شون رو پیش از سال 96 که شیب سراشیبی اقتصادی شدیدتر شد جمع کرده بوده‌ن. قبلا یه مثال فانتزی و خیلی خوشبینانه از وضعیت مالی چند دهه آینده کسی که الان در ایران شروع به کار ‌می‌کنه با فرض ثابت موندن وضع اقتصادی زدم.(این پست) در این شرایط در صورت خروج از کشور عموما ظرفیت کمک مالی به میزان زیادی افزایش پیدا می‌کنه.
آگاهی داشتن از پیشینه و سیر سیاسی و جریان تحول اجتماعی و نقش‌آفرینی در این تحول از طریق فعالیت در زمینه‌هایی که گفتم، نیازمند این هست که شما دسترسی به امکانات و فراغت لازم برای پیگیری این مطالب رو داشته باشی. جامعه فقیر جامعه نادان و بدون فکر و بدون برنامه است. با فقر میشه شورش کرد ولی انقلاب سازنده نه.
این هم یه لینک:قانون ۳.۵ درصد؛ چطور اقلیتی کوچک دنیا را عوض می‎کند
من اینجا هم گفتم که این عده مهاجر از نظر من هیچ اهمیتی ندارن چون برای جامعه من هیچ فایده ای ندارن.برای کار من روی افرادی تمرکز می کنم که هستن و میشه باهاشون کاری کرد.مهاجر ها از لحاظ اجتماعی هیچ اهمیتی برای من ندارن چون قرار نیست کاری برای جامعه بکنن.باید روی مردمی که هستن متمرکز شد.
اتفاقا یکی از کسانی که سخنانش رو دنبال می کردم درست مثل شما،می گفت ما حتی با یک درصد مردم هم میتونیم رژیم رو عوض کنیم.و البته که اینطور هم ممکنه.چون اون یک درصد هم تا وارد عرصه شن اون عده ضعیف گرسنه(صرفا بر اساس خشم)بهشون می پیوندن.پس من کاملا با این حرف شما که با سه و نیم درصد مردم میشه تغییر ایجاد کرد و رژیمی رو عوض کرد موافقم.اتفاقا مخاطب ماهم در اکثر موارد همون درصده.
و ماهم داریم روی همون درصد و فعال تر شدنش کار می کنیم.و چنانچه همون آقایی که گفتم می گفت،سه و نیم درصد که هیج،ما با یک درصد هم میتونیم رژیم رو ساقط کنیم و این مادون حیوانات رو از زمین محو کنیم.و باید روی همین درصد کار کنیم.
 

ardalaan

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
103
امتیاز
392
نام مرکز سمپاد
میرزا کوچک خان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1397
تلگرام
من اینجا هم گفتم که این عده مهاجر از نظر من هیچ اهمیتی ندارن چون برای جامعه من هیچ فایده ای ندارن.برای کار من روی افرادی تمرکز می کنم که هستن و میشه باهاشون کاری کرد.مهاجر ها از لحاظ اجتماعی هیچ اهمیتی برای من ندارن چون قرار نیست کاری برای جامعه بکنن.باید روی مردمی که هستن متمرکز شد.
اتفاقا یکی از کسانی که سخنانش رو دنبال می کردم درست مثل شما،می گفت ما حتی با یک درصد مردم هم میتونیم رژیم رو عوض کنیم.و البته که اینطور هم ممکنه.چون اون یک درصد هم تا وارد عرصه شن اون عده ضعیف گرسنه(صرفا بر اساس خشم)بهشون می پیوندن.پس من کاملا با این حرف شما که با سه و نیم درصد مردم میشه تغییر ایجاد کرد و رژیمی رو عوض کرد موافقم.اتفاقا مخاطب ماهم در اکثر موارد همون درصده.
و ماهم داریم روی همون درصد و فعال تر شدنش کار می کنیم.و چنانچه همون آقایی که گفتم می گفت،سه و نیم درصد که هیج،ما با یک درصد هم میتونیم رژیم رو ساقط کنیم و این مادون حیوانات رو از زمین محو کنیم.و باید روی همین درصد کار کنیم.
شما دوست داری قضیه رو خیلی ساده کنی. میگی که قراره یه تعداد آدم بیان تو خیابون و برسیم به دموکراسی. تنها چالشی هم که وجود داره اینه که هر کسی به فکر خودشه و مردم باید یاد بگیرن که پیش‌قدم بشن تا انقلاب به وقوع بپیونده. مسئله به این سادگی نیست. من و شما اولین افرادی نیستیم که به فکر گذار از یه حکومت افتاده‌یم. انواع و اقسام حالت‌ها در تلاش برای تغییر نظم موجود یک مملکت در جوامع مختلف آزموده شده، این‌ها رو علوم سیاسی‌خوانان روش تحقیق و تحلیل انجام داده‌ن و درباره وضعیت خاص ایران هم چند دهه است که گزینه‌های مختلف بحث و بررسی میشه. من با خوندن اسناد شورای مدیریت گذار و مطالب چنگیز عباسی خیلی مشعوف شدم و حس کردم متن‌های فکر شده و درست و حسابی هستن که چالش‌های پیش رو، سناریوهای مختلف و نقشی که اپوزیسیون خارج و مردم و فعالان داخل می‌تونن برای کمک به گذار مدیریت شده به سکولار دموکراسی ایفا کنن رو توضیح میده. اینا مطالبی هستن که دم دست من هستن. حتما آدمی که مطالعه اصولی کرده باید منابع علمی‌تری سراغ داشته باشه.
شما تصور می‌کنی که مردم خودبه‌خود آگاه هستن که چه اقدامی رو در چه زمانی انجام بدن و تنها مسئله این هست که باید با فداکاری هر مشکلی رو به جان بخرن و هر هزینه‌ای رو پرداخت کنن تا ترجیح منفعت جمعی به منفعت شخصی، ما رو به رستگاری برسونه. این قدر رمانتیک نیست.
در زمینه کار رسانه‌ای خبری-تحلیلی، نشر تحقیقات علمی و خروجی فکری و فرهنگ‌سازی، ایجاد و معرفی احزاب، ایجاد آلترناتیو از طریق ائتلاف بین گروه‌ها، شبکه‌سازی، هماهنگی و تعامل میان فعالان داخلی و خارجی و همچنین میان اپوزیسیون و دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی ما وابسته به ایرانیان خارجیم. در داخل فعالان به صورت جزیره‌ای فعالیت می‌کنن و امکان این که هم رو پیدا کنن، گرد هم بیان، تشکل ایجاد کنن، از طریق رسانه اعلام موجودیت و جذب مخاطب کنن و تعامل و خروجی فکری داشته باشن رو ندارن.
نبود پول، جنبش اجتماعی رو عقیم می‌کنه. کسی دنبال آگاه شدن نمیره وقتی دغدغه فوری‌تری داره. کسی که آگاهی داشته باشه هم مجالی برای آگاهی‌بخشی پیدا نمی‌کنه. تاب‌آوری فعال مدنی هم در برابر هزینه‌هایی که فعالیتش براش به دنبال داره کاهش پیدا می‌کنه و همین کارهای فرهنگی یواشکی و تشکل‌های نصفه‌نیمه هم از بین می‌ره. تشکیلات خارج از ایران هم [به ادعای این آقای چنگیز عباسی] هزینه زیادی داره.
یک کمکی که ایرانی خارج کشور می‌تونه بکنه، کمک مالیه. به دلیل نرخ بالای تبدیل ارز، این کمک واسه کمک‌کننده کم‌هزینه و واسه کمک‌شونده داخل ایران پرارزشه.
چه طوره که کمک مالی یک نفر به تعدادی از ایرانیان داخل، تنها روی عده محدودی اثر داره ولی این که یک نفر در ایران تنهایی بره راه‌پیمایی قراره کلیت جامعه رو تحت تأثیر قرار بده؟ هر دوی این موارد زمانی اثربخشه که در مقیاس بزرگ انجام بشه.
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
شما دوست داری قضیه رو خیلی ساده کنی. میگی که قراره یه تعداد آدم بیان تو خیابون و برسیم به دموکراسی. تنها چالشی هم که وجود داره اینه که هر کسی به فکر خودشه و مردم باید یاد بگیرن که پیش‌قدم بشن تا انقلاب به وقوع بپیونده. مسئله به این سادگی نیست. من و شما اولین افرادی نیستیم که به فکر گذار از یه حکومت افتاده‌یم. انواع و اقسام حالت‌ها در تلاش برای تغییر نظم موجود یک مملکت در جوامع مختلف آزموده شده، این‌ها رو علوم سیاسی‌خوانان روش تحقیق و تحلیل انجام داده‌ن و درباره وضعیت خاص ایران هم چند دهه است که گزینه‌های مختلف بحث و بررسی میشه. من با خوندن اسناد شورای مدیریت گذار و مطالب چنگیز عباسی خیلی مشعوف شدم و حس کردم متن‌های فکر شده و درست و حسابی هستن که چالش‌های پیش رو، سناریوهای مختلف و نقشی که اپوزیسیون خارج و مردم و فعالان داخل می‌تونن برای کمک به گذار مدیریت شده به سکولار دموکراسی ایفا کنن رو توضیح میده. اینا مطالبی هستن که دم دست من هستن. حتما آدمی که مطالعه اصولی کرده باید منابع علمی‌تری سراغ داشته باشه.
شما تصور می‌کنی که مردم خودبه‌خود آگاه هستن که چه اقدامی رو در چه زمانی انجام بدن و تنها مسئله این هست که باید با فداکاری هر مشکلی رو به جان بخرن و هر هزینه‌ای رو پرداخت کنن تا ترجیح منفعت جمعی به منفعت شخصی، ما رو به رستگاری برسونه. این قدر رمانتیک نیست.
در زمینه کار رسانه‌ای خبری-تحلیلی، نشر تحقیقات علمی و خروجی فکری و فرهنگ‌سازی، ایجاد و معرفی احزاب، ایجاد آلترناتیو از طریق ائتلاف بین گروه‌ها، شبکه‌سازی، هماهنگی و تعامل میان فعالان داخلی و خارجی و همچنین میان اپوزیسیون و دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی ما وابسته به ایرانیان خارجیم. در داخل فعالان به صورت جزیره‌ای فعالیت می‌کنن و امکان این که هم رو پیدا کنن، گرد هم بیان، تشکل ایجاد کنن، از طریق رسانه اعلام موجودیت و جذب مخاطب کنن و تعامل و خروجی فکری داشته باشن رو ندارن.
نبود پول، جنبش اجتماعی رو عقیم می‌کنه. کسی دنبال آگاه شدن نمیره وقتی دغدغه فوری‌تری داره. کسی که آگاهی داشته باشه هم مجالی برای آگاهی‌بخشی پیدا نمی‌کنه. تاب‌آوری فعال مدنی هم در برابر هزینه‌هایی که فعالیتش براش به دنبال داره کاهش پیدا می‌کنه و همین کارهای فرهنگی یواشکی و تشکل‌های نصفه‌نیمه هم از بین می‌ره. تشکیلات خارج از ایران هم [به ادعای این آقای چنگیز عباسی] هزینه زیادی داره.
یک کمکی که ایرانی خارج کشور می‌تونه بکنه، کمک مالیه. به دلیل نرخ بالای تبدیل ارز، این کمک واسه کمک‌کننده کم‌هزینه و واسه کمک‌شونده داخل ایران پرارزشه.
چه طوره که کمک مالی یک نفر به تعدادی از ایرانیان داخل، تنها روی عده محدودی اثر داره ولی این که یک نفر در ایران تنهایی بره راه‌پیمایی قراره کلیت جامعه رو تحت تأثیر قرار بده؟ هر دوی این موارد زمانی اثربخشه که در مقیاس بزرگ انجام بشه.
اتفاقا من اون روش های ساقط کردن رژیم که شورای گذار مطرح می کنه رو مطالعه کردم.موثر ترین روشی که بعد از شورش وسیع مطرح می کنه نافرمانی مدنیه.یعنی اینکه مثلا اکثریت مردم از یک سری قوانین مدنی(مثل پرداخت قبوض)امتناع کنن و رژیم رو تحت فشار قرار بدن.یا مثلا بنزین نزنن.اتفاقا روش خیلی خوبیه،منتها یه مشکل هست اونم اینکه:
ببینید ما باید ببینیم با چه ملتی طرفیم.خب ما نیاز داریم یک جمع بسیار کثیری از مردم در مورد یک مسئله ای نافرمانی مدنی کنن.خب ایا ما ملتی داریم که همچین کاری بکنه؟نه.اگر ملتی مثل ملت فرانسه داشتیم،چرا راه حل خوبی بود.منتها با ملت ما نه.فرضا فردا بگیم هیچ کس قبض برق پرداخت نکنه تا حاکمیت به زانو در بیاد،چند درصد از مردم حاضر میشن این کارو بکنن؟ملت قهرمان ایران عمرا بیاد سمت این کارا.واقعا غیر ممکنه فکر کنیم این ملت ما با این عواطف قوی(!)بخواد ازین کارا کنه.
اما خب،شورش برای مردم ما بهتره و بیشتر هم قبولش دارن و در عین حال تجربشو هم دارن.و هربار هم تا مسئله ای ایجاد میشه شورش سراسری رو ترجیح میدن.چون مردم ما اونقدری هنوز جلو نرفتن که چنین روش هایی رو اعمال کنن.بنابراین روش شورش برای مردم ما شناخته شده تر و ملموس تره.چون دقیقا روی عواطف بدی که مردم نسبت به حاکمیت دارن تمرکز می کنه.
 

صوراسرافيل

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,527
امتیاز
8,659
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
@Orelia @ardalaan

یه موضوع مهمی که هردو شما مطرح کردید بحث تلفات بود.خواستم عرض کنم که اتفاقا برعکس،انقلابی که ما ازش صحبت می کنیم تلفاتی بسیار بسیار کم داره.چطور؟
ببینید در وقایعی مثل ابان،اعتراضات پراکندست و به حد کافی شلوغ نیست.من خودم نظاره گر بودم که به طور مثال در خیابانی مثل خیابان خسرو که یکی از اعتراضات اونجا انجام شده بود تعداد ما به حد کافی نبود.نتیجه اینکه سرکوبگر جرئت سرکوب پیدا می کرد.
اما وقتی تعداد مردم بسیار زیاد باشه تلفات هم خیلی پایین میاد.چون سرکوبگر جرئتش برای سرکوب رو از دست میده.با یه دودوتا چهارتای منطقی میشه فهمید در برابر موجی از مردم که کاملا حاضرن تیکه پارت بکنن بخوای مقاومت کنی هرچیزی هم دستت باشه احمقانست.

اینایی هم که میبینید هارت و پورت می کنن که بله جانم فدای رهبر و (من برای حفظ نظام جونمم میدم) و اینا زمانی که جنبش به شکل میلیونی ایجاد بشه و بفهمن که اوضاع خطریه هیچ غلطی نمی کنن.تمام این سپاه و بسیج و اینها وقتی ببینن موج جنبش مردم ایجاد شده و اعتراضات پراکنده و ضعیف نیست یا میرن تو سوراخ موششون قایم میشن یا اگه نتونن خودشون به نظام پشت پا میزنن بلکه اپوزیسیون نمایی کنن و ازین موج جون سالم بدر ببرن.تمام این جک و جونورا در چنین موقعیتی حاضرن میلیونها دلار بدن بلکه فقط یه سوراخ موش امن پیدا کنن.
مثالش هم انقلاب های رنگی در اروپای شرقیه.رژیم ها همه مثل اینجا بودن،موافقین به این صورت داشتن،ازین نهاد های حامی رژیم هم زیاد.منتها وقتی جمعیت میلیونی به خیابانها ریخت(و حتی کمتر از اون،در چکسلواکی پانصدهزار نفر) و به مراکزشون حمله کرد،سقوط کردن.اونهم با کشته هایی به مراتب کمتر از چیزی که فکرشو کنید.کشته های اکثر این انقلاب ها به صد نفر هم نمیرسه.انقلاب لزوما انقلاب های رمانتیستی مثل انقلاب فرانسه نیست.
 

ardalaan

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
103
امتیاز
392
نام مرکز سمپاد
میرزا کوچک خان
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1397
تلگرام
@Orelia @ardalaan

یه موضوع مهمی که هردو شما مطرح کردید بحث تلفات بود.خواستم عرض کنم که اتفاقا برعکس،انقلابی که ما ازش صحبت می کنیم تلفاتی بسیار بسیار کم داره.چطور؟
ببینید در وقایعی مثل ابان،اعتراضات پراکندست و به حد کافی شلوغ نیست.من خودم نظاره گر بودم که به طور مثال در خیابانی مثل خیابان خسرو که یکی از اعتراضات اونجا انجام شده بود تعداد ما به حد کافی نبود.نتیجه اینکه سرکوبگر جرئت سرکوب پیدا می کرد.
اما وقتی تعداد مردم بسیار زیاد باشه تلفات هم خیلی پایین میاد.چون سرکوبگر جرئتش برای سرکوب رو از دست میده.با یه دودوتا چهارتای منطقی میشه فهمید در برابر موجی از مردم که کاملا حاضرن تیکه پارت بکنن بخوای مقاومت کنی هرچیزی هم دستت باشه احمقانست.

اینایی هم که میبینید هارت و پورت می کنن که بله جانم فدای رهبر و (من برای حفظ نظام جونمم میدم) و اینا زمانی که جنبش به شکل میلیونی ایجاد بشه و بفهمن که اوضاع خطریه هیچ غلطی نمی کنن.تمام این سپاه و بسیج و اینها وقتی ببینن موج جنبش مردم ایجاد شده و اعتراضات پراکنده و ضعیف نیست یا میرن تو سوراخ موششون قایم میشن یا اگه نتونن خودشون به نظام پشت پا میزنن بلکه اپوزیسیون نمایی کنن و ازین موج جون سالم بدر ببرن.تمام این جک و جونورا در چنین موقعیتی حاضرن میلیونها دلار بدن بلکه فقط یه سوراخ موش امن پیدا کنن.
مثالش هم انقلاب های رنگی در اروپای شرقیه.رژیم ها همه مثل اینجا بودن،موافقین به این صورت داشتن،ازین نهاد های حامی رژیم هم زیاد.منتها وقتی جمعیت میلیونی به خیابانها ریخت(و حتی کمتر از اون،در چکسلواکی پانصدهزار نفر) و به مراکزشون حمله کرد،سقوط کردن.اونهم با کشته هایی به مراتب کمتر از چیزی که فکرشو کنید.کشته های اکثر این انقلاب ها به صد نفر هم نمیرسه.انقلاب لزوما انقلاب های رمانتیستی مثل انقلاب فرانسه نیست.
با آرزو کردن به «این انقلابی که ازش صحبت می‌کنیم»، نمی‌رسیم. اگر شرایط گذار فراهم آمده بود، الان گذار انجام شده بود.
اگر قراره حضور گسترده باشه و تلفات کم باشه چرا در آبان ۹۸ حضور کافی نبود و تلفات زیاد بود؟ چند بار دیگه چنین اتفاقی می‌افته تا بالاخره زور معترضا قابل مقایسه با زور سرکوبگرا بشه؟ بحث این نیست که حالا که تلفات زیاده پس بریم به اصلاح‌طلبا رأی بدیم. اون بحث دیگه تموم شده.
چالش‌هایی وجود داره که برای مدیریتشون برنامه‌ریزی و آمادگی نیازه و به همین دلیله که مثلا شورای مدیریت گذار به وجود میاد.
این مطلب درباره همینه:
نقشه راه گذار، راهبردها و مخاطرات
 

sepeedar

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
93
امتیاز
871
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1395
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
علوم کامپیوتر
من همیشه میگفتم خدمت به کشور
ولی جوابی که الان به این سوال میتونم بدم اینه که کدوم کشور؟
و این برای خودم تلخ ترینه
 

میگ میگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
109
امتیاز
978
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
1398
@Orelia @ardalaan

یه موضوع مهمی که هردو شما مطرح کردید بحث تلفات بود.خواستم عرض کنم که اتفاقا برعکس،انقلابی که ما ازش صحبت می کنیم تلفاتی بسیار بسیار کم داره.چطور؟
ببینید در وقایعی مثل ابان،اعتراضات پراکندست و به حد کافی شلوغ نیست.من خودم نظاره گر بودم که به طور مثال در خیابانی مثل خیابان خسرو که یکی از اعتراضات اونجا انجام شده بود تعداد ما به حد کافی نبود.نتیجه اینکه سرکوبگر جرئت سرکوب پیدا می کرد.
اما وقتی تعداد مردم بسیار زیاد باشه تلفات هم خیلی پایین میاد.چون سرکوبگر جرئتش برای سرکوب رو از دست میده.با یه دودوتا چهارتای منطقی میشه فهمید در برابر موجی از مردم که کاملا حاضرن تیکه پارت بکنن بخوای مقاومت کنی هرچیزی هم دستت باشه احمقانست.

اینایی هم که میبینید هارت و پورت می کنن که بله جانم فدای رهبر و (من برای حفظ نظام جونمم میدم) و اینا زمانی که جنبش به شکل میلیونی ایجاد بشه و بفهمن که اوضاع خطریه هیچ غلطی نمی کنن.تمام این سپاه و بسیج و اینها وقتی ببینن موج جنبش مردم ایجاد شده و اعتراضات پراکنده و ضعیف نیست یا میرن تو سوراخ موششون قایم میشن یا اگه نتونن خودشون به نظام پشت پا میزنن بلکه اپوزیسیون نمایی کنن و ازین موج جون سالم بدر ببرن.تمام این جک و جونورا در چنین موقعیتی حاضرن میلیونها دلار بدن بلکه فقط یه سوراخ موش امن پیدا کنن.
مثالش هم انقلاب های رنگی در اروپای شرقیه.رژیم ها همه مثل اینجا بودن،موافقین به این صورت داشتن،ازین نهاد های حامی رژیم هم زیاد.منتها وقتی جمعیت میلیونی به خیابانها ریخت(و حتی کمتر از اون،در چکسلواکی پانصدهزار نفر) و به مراکزشون حمله کرد،سقوط کردن.اونهم با کشته هایی به مراتب کمتر از چیزی که فکرشو کنید.کشته های اکثر این انقلاب ها به صد نفر هم نمیرسه.انقلاب لزوما انقلاب های رمانتیستی مثل انقلاب فرانسه نیست.
فرض میکنیم ما یک حکومت خوب به دست آوردیم، قبول داری حکومت خوش قلبی که خودجوش دل برای مردم بسوزونه نداریم و یه جورایی حفظ شرایط خوب هم به اندازه‌ی از بین بردن شرایط بد و به دست آوردن شرایط خوب مهمه؟ به نظر شما با این وضعیتی که شاهدش هستیم مردم ما توانایی حفظ شرایط خوب و دارن اگه به وجود بیاد؟ اینو چیکار کنیم؟ فکر میکنم صرفا اعتراض کردن و بر فرض از بین بردن حکومت فایده ای نداره
 
بالا