• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

رمانی بوده که پاش گریه کنی؟

;Mobina

می‌خواهم‌رویاهایم‌را‌به‌موهایم‌سنجاق‌کنم(:
ارسال‌ها
32
امتیاز
1,251
نام مرکز سمپاد
مانا خوشبخت
شهر
قائمیه
سال فارغ التحصیلی
1405
جلد سوم بارتیموس...
خیلی قشنگ بود...
اونجایی که منتظر بودن پسره زنده برگرده و برنگشت من رسما میخواستم زار بزنم~X(
((جاناتان استرود))
 

f.hn

her
ارسال‌ها
175
امتیاز
3,832
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بیرجند
سال فارغ التحصیلی
1399
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
زمین شناسی
جین ایر
شارلوت برونته
انقد تاثیر گذار بود میخواستم اگه تصویری ازش کشیدن ببینم تا بتونم بهتر تجسمش کنم، اسمشو که سرچ کردم دیدم فیلمشو ساختن:) و یه قسمتایی ازشو دیدم...
 

__saba.h_

Olmazsa alışırız(: 127
ارسال‌ها
926
امتیاز
26,453
نام مرکز سمپاد
فزرانگان
شهر
سراب
سال فارغ التحصیلی
1400
من دیونه ی رمان بودم (کتاب درست و حسابی هم خوندم ولی نه فقط این رمانای درست حسابی که شماها میخونین :)) )
من اپلیکیشن های رمان داشتم، تلگرام کلی رمان داشتم
سر خیلیاشون گریه کردم :/
یکیشون که بیشتر از همه گریه کردم من پیش از تو بود
حقیقتا جایی که ویل رفت دیگه به زندگیش پایان بده و نامه گذاشت برا لوئیز خیلی گریه کردم
سر فیلمش که دیگه نگم های های زار میزدم
 

DLF

Beyond
ارسال‌ها
249
امتیاز
4,957
نام مرکز سمپاد
Farzanegan.
شهر
اردبیل
سال فارغ التحصیلی
1400
مدال المپیاد
eror404 :)
دانشگاه
not yet
How green was my valley
 

NEGAR^

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
336
امتیاز
2,869
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
زابل
سال فارغ التحصیلی
1401
من خیلی علاقه ای به خوندن کتابای سرگذشت واقعی ندارم چون حتی تصور اینکه همه ی اون اتفاقات و سختی ها برای یه نفر اتفاق افتاده ازارم میده
یه بار به اصرار دوستم یکی از کتابایی که خیلی براش عزیز بود رو خوندم
کتاب « دیدم که جانم میرود »
نگم از لحظه ای که دید دوستش داره شهید میشه...
انگار همونجا بودم ، بالای سرشون ، به اندازه ی همه ی ادمایی که اونجا بودن زار زدم
یه لحظه خودمو تصور کردم اگه همچین اتفاقی برام میوفتاد چجوری میتونستم خودمو جمع و جور کنم ؟
و به این نتیجه رسیدم که ، نمیتونستم :)
 

علی محمدی

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
16
امتیاز
64
نام مرکز سمپاد
علامه حلی کرمان
شهر
کرمان
سال فارغ التحصیلی
3
چند تا کتاب آخر هری پاتر برا منی که باهاشون زندگی کردم خیلی سخت بود این همه شخصیت دوست داشتنی کشته بشن
 

Roxan

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
272
امتیاز
3,680
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 8
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1405
خطای ستارگان بخت ما
 

الینا:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
402
امتیاز
3,316
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بابل
سال فارغ التحصیلی
1400
درخت زیبای من
سرش زار زدم😂
 
بالا