تکامل؛ پرسش و پاسخ.

شروع موضوع توسط August McJoseph ‏2013/3/11 در انجمن مباحث زیستی

مدیران: Orelia
  1. August McJoseph

    August McJoseph کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    733
    امتیازات:
    +3,748 / -186
    نام مرکز سمپاد:
    هاش II
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    خیر منظور من به هیچ وجه این نبود چون اینطوری کل ژنوم شما نقص ژنتیکی محسوب میشه، یه استراتژی تکاملی هست برخواسته از اینکه فرگشت ژن محور هستش نه فرد محور ، دقیقا همینطوره در طول فرگشت ممکنه موجودی جاودان هم بوجود اومده باشه (مثل همون گونه ی عروس دریای که تناوب زندگیش هی تکرار میشه بدون اینکه ژنومش با تولید مثل برخورده باشه، درواقع اون هعی کلون میشه) اما این یه استراتژی مناسب نیست چون در صورتی که در اون گونه افرادی که ژن های خود نابودگر که در یه بازه ی زمانی فرمان مرگ رو صادر کنن وجود داشته باشن میتونن در طول زمان کم کم در سازگاری با محیط از جاودان ها پیشی بگیرن و منابع رو بدست بیارن و جاودان ها کنار بزنن، تو این گونه هم یا خیلی منابع سرشار بودن و اینا تو یه منطقه تونستن با دسترسی باقی بمونن یا هنوز فرگشت فرصت کافی نداشته برای حذفشون و احتمالا در مثلا یک میلیون سال آینده وجود نخواهند داشت، این استراتژی مرگ یجور شاید بنظر برسه نقص ژنتیکی برای فرد هست چن برای فرد مفید نیست اما در حقیقت فرگشت فرد محور نیست و ژن محوره و برای بقای ژن ها و سازگاری با محیط خوب هستش .
     
  2. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,280 / -128
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    یک سوال دیگر؟فرگشت چگونه فرق بین موجوداتی که در خون اونها آهن است رو با موجوداتی که خون اونها بر پایه مس هست رو توجیه می کند؟
     
  3. August McJoseph

    August McJoseph کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    733
    امتیازات:
    +3,748 / -186
    نام مرکز سمپاد:
    هاش II
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    راستش من اطلاعاتم در اون حد نیست، اگر کسه دیگه ای میدونه لطفا جواب بده به سوالش.
    اگه هم کسی پیدا نشد که مطالعه داشته باشه در این زمینه بهتر که خودت به رفرنس ها مراجعه کنی ببینی میتونی چی پیدا کنی.
     
  4. N-firoozeh

    N-firoozeh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    316
    امتیازات:
    +3,769 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان دو
    شهر:
    شیراز
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    متوجه نشدم.الان این تفاوت چه منافاتی با نظریه تکامل داره؟
     
    • لایک لایک x 1
  5. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,280 / -128
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    من نگفتم منافات داره,خواستم بدونم چجوری توجیه میشه.
     
  6. N-firoozeh

    N-firoozeh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    316
    امتیازات:
    +3,769 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان دو
    شهر:
    شیراز
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    آها.با تکامل واگرا توجیه میشه.
     
  7. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,280 / -128
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    بیشتر توضیح بده.
     
  8. N-firoozeh

    N-firoozeh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    316
    امتیازات:
    +3,769 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان دو
    شهر:
    شیراز
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    خب دو نوع تکامل داریم:1-همگرا.
    2-واگرا
    تکامل همگرا:تکاملی هست که در دو گونه ی متفاوت یه سری شباهت های فنوتیپی(ظاهری) میبینیم.دلیلش چیه؟مثلن یکی از دلایلش میتونه شرایط محیطی مشابه باشه که باعث شده هر دو گونه ی متفاوت به یک شکلِ مشابه با محیط سازگاری پیدا کنن.یه مثال خیلی تابلوعش وال ها هستن.وال ها از لحاظِ رده بندی در رده ی پستانداران هست ولی ظاهرش رو ببین.شدیدن ساختار فیزیولوژیش مثلِ ماهی ها هست.دلیلشم اینه که محیط زندگیِ ماهی ها و وال ها دریاست.پس باید خودشون رو با شرایط سازگار کنن که نتیجش شده شباهت ظاهری در عینِ این که از لحاظ ژنتیکی از هم جدا هستن و با فاصله.این خصوصیات هم به طورِ جداگانه در هر کدوم از اونا تکامل پیدا کرده.
    تکامل واگرا:تکاملی که در اون جاندارانی که از لحاظ ژنتیکی ممکنه به هم نزدیک هستن.تفاوت ظاهری داشته باشن.مثلن همین حاملان اکسیژن.یه تعدادی از هموگلوبین استفاده میکنن.یه عده ی کمتری از هموسیانین که مس داره.دلیلشم مثلن این میتونه باشه که اون گونه ای که از مس استفاده میکنه یه جایی زندگی میکرده که دسترسیش به عنصر آهن کم بوده.طیِ یه سری جهش توانایی استفاده از مس به جایِ آهن رو به دست آورده.و از این جا به بعد از مس استفاده کرده.
     
    • لایک لایک x 1
  9. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,280 / -128
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    آیا تکامل می تواند به عقب برگردد؟
     
  10. N-firoozeh

    N-firoozeh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    316
    امتیازات:
    +3,769 / -36
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان دو
    شهر:
    شیراز
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    بله.به این نوع تکامل میگن تکامل بازگشتی.
    +بذار مثال هایِ خفن برات پیدا کنم بعد پست رو ویرایش میکنم و کاملن توضیح میدم
     
    • لایک لایک x 1
  11. August McJoseph

    August McJoseph کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    733
    امتیازات:
    +3,748 / -186
    نام مرکز سمپاد:
    هاش II
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    جهش اصلی که منجر به بوجود آمدن انسان شد

    تمام ایپهای بزرگ به جز انسان دارای 24 جفت کروموزوم میباشند. به همین دلیل فرض بر این است که اجداد ایپهای امروزی هم 24 جفت کروموزوم داشتند که این تعداد در انسان با فوزیون یا جوش خوردگی دو کروموزوم 2pو 2qو تشکیل یک کروموزوم (شماره 2) به 23 عدد کاهش یافته.
    شواهد و مدارک این ادعا:
    1-ردیف کردن کروموزومهای شماره 2p و 2q در ایپها از ابتدا به انتها و مقایسه آنها با کروموزوم شماره 2 انسان نشانگر نواربندی بسیار مشابه بین آنها و کروموزوم شماره 2 انسانیست.
    2- باقیمانده تلومری کروموزومهای ایپهای بزرگ در میانه کروموزوم شماره 2 انسان(محل جوش خوردگی دو کروموزوم) دیده میشود.
    3-ترتیب جزئیات این ناحیه(pre-telomeric sequence, telomeric sequence, reversed telomeric sequence, pre-telomeric sequence)دقیقا همان چیزیست که ما از یک فوزیون انتظار داریم.
    4-این ناحیه تلومری دقیقا در محل پیش بینی دانشمندان در صورت وقوع فوزیون وجود دارد.
    5-سانترومر کروموزوم شماره 2 انسان با سانترومر کروموزوم 2p شامپانزه ردیف میشود.
    6- در صورت وقوع فوزیون دانشمندان انتظار داشتند که در محلی خاص مشاهده گر سانترومر 2q شامپانزه باشند. و این پیشبینی کاملا درست از آب در آمد.
    این نه تنها بیانگر وقوع فوزیون میباشد بلکه مدرکی قوی دال بر وجود اجداد مشترک بین انسان و سایر ایپهای بزرگ است. پدیده ای که سخت تر بتوان از راه دیگر و با مکانیسمهای دیگر توضیحش داد.
    http://www.evolutionpages.com/chromosome_2.htm



    این پژوهش با عنوان «آیا زندگی انگلی دائمی برگشت‌پذیر است؟ شواهد حیاتی از تکامل اولیه کرمهای غبار خانگی» در مجله Systematic Biology منتشر شده است.

    کرمهای غبار جزء تنندگان مرتبط با عنکبوتها هستند که هر دو از هشت پا برخوردار بوده و از متنوعترین حیوانات روی زمین هستند.

    کرمهای غبار خانگی جزء خانواده Pyroglyphidae بوده و از رایجترین دلایل علائم حساسیت در انسانها محسوب می‌شوند که 1.2 میلیارد انسان در سراسر جهان به آن دچار هستند.
    با وجود تاثیر بسیار زیاد این موجودات بر سلامت انسان، ارتباطات تکاملی بین این موجودات ریز با درک بسیار کم از سوی دانشمندان روبرو بوده است. (خیلی قدیما؛ این متنی که گذاشتم من خیلی قدیمه)
    به گفته دانشمندان، 62 فرضیه منتشر شده در مورد منشا کرمهای غبار مستقل از یک جد مستقل یا یک انگل که بر موجودات میزبان تکیه داشته، وجود دارد. در این پژوهش، محققان تمام این 62 نظریه را مورد ارزیابی قرار دادند.
    محققان از توالی دی‌ان‌ای مقیاس بزرگ، ساختاری از درخت تکاملی دقیق به نام فیلوژنیها و یک تحلیل پیچیده برای آزمایش فرضیه‌ها در مورد بوم‌شناسی اجداد کرمهای غبار خانگی استفاده کردند.
    نتایج بدست آمده بسیار شگفت‌انگیز بود چرا که با ایده تثبیت شده برگشت‌ناپذیری تکامل انگلهای خاص به شیوه حیات مستقل اجدادشان متناقض بودند.
    این یافته‌ها همچنین می‌تواند از کاربردهایی برای سلامت انسان برخوردار باشد.
    این پروژه در سال 2006 با هدف ابتدایی بررسی گونه‌های کرمهای مستقل و انگلی آغاز بکار کرد. محققان بر شبکه‌ای از 64 زیست‌شناس در 19 کشور جهان برای دستیابی به این گونه‌ها تکیه داشتند. آنها حدود 700 نوع کرم را برای این پژوهش جمع‌آوری کردند.

    خلاصه که این مال خیلی سال پیش بود نشون میدادش همین گونه ای که ازش نامبرده شده تکامل پس گشتی داشته.
     
    • لایک لایک x 2
  12. August McJoseph

    August McJoseph کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    733
    امتیازات:
    +3,748 / -186
    نام مرکز سمپاد:
    هاش II
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : فرگشت - تکامل


    انتخاب طبیعی: غربال اصلی فرگشت
    چارلز داروین، به نحوه برخورد و تعامل محیط با گونه‌ها و افراد، انتخاب طبیعی اطلاق کرد. انتخاب طبیعی، به این معنی است که طبیعت، اقدام به انتخاب افراد یا گونه‌هایی می‌کند که می‌توانند با محیط خودسازگار شده و تولیدمثل موفق داشته باشند. آن‌هایی که به هر دلیل، در انطباق با محیط یا تولیدمثل موفق، شکست می‌خورند، از غربال طبیعت رد شده و تداوم نسل آن‌ها، قطع می‌گردد.

    برای اینکه کسی یا گونه‌ای، بتواند از امتحان طبیعت، پیروز بیرون بیاید، نه‌تنها می‌بایست قدرت و شرایط لازم برای زنده ماندن را داشته باشد بلکه می‌بایست در تولیدمثل نیز، موفقیت کسب کند. تولیدمثل، تضمین‌کننده این بوده که آن فرد، بذر خود را در نسل‌های بعدی بگستراند. افرادی که فرزندان سالم بیشتری را که آن فرزندان نیز خود موفق بوده‌اند، می‌پروراندند، باعث می‌شدند تا تعداد نفرات بیشتری از نسل‌های بعد، فرزندان آن‌ها و درنتیجه، حامل ژن‌های آن‌ها باشند.

    این مسئله، یعنی گسترش توزیع ژنتیکی افراد موفق و کاهش گسترش ژنتیکی افراد کمتر موفق که در نسل‌های متوالی روی می‌داده، منجر شده تا در هر نسل، افرادی که زادگانِ افراد موفق نسل‌های قبلی هستند بیشتر شده و نتیجتاً شکل جمعیت شناختی هر نسل را تغییر دهند. تداوم این تغییر، همان چیزی است که ما به‌عنوان فرگشت یا تحول می‌شناسیم.

    داروین نیز در چاپ اول کتاب منشأ انواع خود از واژه فرگشت استفاده نکرد و فقط فعل فرگشت یافتن را بکار برد. او عبارت توارث یافتنِ با اصلاح را ترجیح می‌داد. او بعداً کلمه فرگشت را از اسپنسر اخذ کرد. همچنین باید توجه شود که واژه تکامل در نظریه فرگشت، غالباً به معنای متعالی شدن، کامل‌تر شدن یا بهتر شدن نیست.

    بطور مثال، در بسیاری از موارد، فرگشت گونه‌ها همراه با کوچک‌تر شدن اندام یا اندامی خاص بوده (مانند حذف پاها و دست‌ها در مارها)، پس فرگشت همیشه به معنای افزون‌تر شدن نیست. همچنین فرگشت گونه‌ها، لزوماً به معنی پیچیده‌تر شدن یک‌گونه نیست.

    قدرت بویایی بعضی از گونه‌های سگ‌ها، یک‌میلیون بار از انسان قوی‌تر است. چشم بعضی از حیوانات نیز، قادر به تشخیص تعداد زیادی از انواع رنگ‌ها در طبیعت است درحالی‌که چشم انسان، تعداد کمی رنگ را تشخیص می‌دهد. بسیاری از حیوانات از مورچه‌ها گرفته تا خفاش و دلفین نیز، می‌توانند از طریق امواج خاص، اشیاء و مسیرها را تشخیص دهند درحالی‌که انسان، حتی گیرنده‌های دریافت چنین امواجی را هم ندارد. بطور کلی، انتخاب طبیعی اقدام به سازگارتر کردن جاندار کرده، حال این سازگار کردن می‌توانسته حذف یا به‌وجود آوردن، کاهش یا افزایش باشد. واژه فرگشت فقط قصد بازگویی تغییرات یک‌گونه در طی نسل‌ها را دارد.

    مثال زرافه‌ها را در نظر بگیرید. در طی فرگشت این گونه حیوانی، به دلیل کاهش مواد غذایی موجود بر روی زمین، آن‌هایی که گردن بلندتری داشتند، نسبت به همتایانی که گردن‌های کوتاه‌تری داشته‌اند، در صورت کمیاب بودن مواد غذایی بر روی سطوح زمین، بهتر می‌توانستند از گیاهان و درختان بلند تغذیه کرده و نتیجتاً بقا و تولیدمثل بیشتری داشته باشند.

    از طرف دیگر، در هر نسل از زرافه‌ها، آن‌هایی که فرزندان والدینی با گردن‌های بلند بوده‌اند، به دلیل اینکه این صفت مطلوب را از والدین خود به ارث می‌برند، خود نیز شانس بقا و تولیدمثلشان افزایش می‌یافته است. در عوض، در نسل‌های متوالی، تعداد فرزندان زرافه‌های کوتاه گردن، به دلیل داشتن ویژگی‌های نامناسب و ناسازگار با شرایط محیطی، رو به کاهش گذاشته است.

    بعد از چندین نسل، ما شاهد زرافه‌هایی می‌شویم که همگی گردن‌های بلندی دارند، چون همه آن‌ها زادگان همان زرافه‌های بلند گردن اولیه‌ای هستند که این صفت را از والدین خود به ارث برده‌اند. می‌تواند به‌راحتی تصور نمود که گونه‌ای مانند زرافه، از همان ابتدا دارای گردنی طویل نبوده، بلکه تدریجاً و در طی سال‌ها فرگشت، به شکلی که امروز می‌بینیم، درآمده است.

    تغییرات بسیار زیاد ریختی، جسمی و رفتاری که ما امروزه در گونه‌های مختلف حیوانی و انسانی شاهد آن هستیم، محصول همین انتخاب طبیعی تدریجی است. در هر نسل، انتخاب طبیعی، همچون داسی بی‌رحم عمل کرده و آنانی را که همراه و هماهنگ با خودش نبوده‌اند، از دم تیغ گذرانده است.

    آنانی که زنده مانده و به تولیدمثل ادامه می‌دهند نیز، ممکن است در زمانه‌ای دیگر از دم این تیغ بگذرند و میدان را به سایر همتایانی که در انطباق خود با شرایط بهتر عمل می‌کنند، بسپارند. این غربال‌گری تدریجی که در طی میلیون‌ها سال روی‌داده، هر گونه‌ای را شدیداً متحول کرده و به شکل کنونی آن درآورده است.
     
    • لایک لایک x 3
  13. August McJoseph

    August McJoseph کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    733
    امتیازات:
    +3,748 / -186
    نام مرکز سمپاد:
    هاش II
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    انتخاب جنسی

    انتخاب جنسی: مکمل انتخاب طبیعی

    تنها عاملی که منجر به فرگشت گونه‌ها و ازجمله انسان شده، انتخاب طبیعی یا همان انتخاب به‌وسیله طبیعت نیست. نوعی دیگر از انتخاب نیز در کار است که مکمل و درواقع به‌نوعی، زیرمجموعه انتخاب طبیعی است.

    چارلز داروین، جنبه‌های بقا و «تولیدمثل» را از یکدیگر تفکیک کرده و خصایصی را که منجر به جفت گزینی موفق می‌شوند، به «انتخاب جنسی» مربوط می‌دانست که این در تمایز با انتخاب طبیعی بود؛ اما امروزه، انتخاب طبیعی معنای وسیعی داشته که هر دو جنبه را شامل می‌شود یعنی حفظ خصایصی که به هر شیوه ممکن، برای رسیدن ژن‌های ارگانیسم به نسل بعد، سازنده هستند. (رایت ۱۹۹۶)

    برای درک بهتر، با یک مثال شروع می‌کنیم.

    دو پرنده ماده را تصور کنید که در فصل جفت‌گیری، قصد انتخاب جفت دارند. این ماده‌ها، بعد از جفت‌گیری باید بر روی تخم‌های خود خوابیده و در این مدت، نیازمند پدری که مراقب و فراهم‌کننده خوب مواد غذایی باشد، هستند. آن‌ها مختارند که از بین دو پرنده نری که یکی از آن‌ها، توانایی پرواز و شکار کردنش خوب است و دیگری که فاقد این توانایی‌هاست، یکی را انتخاب کنند.

    آن پرنده ماده‌ای که نر اولی را انتخاب می‌کند، فرزندانی خواهد داشت که آن‌ها نیز توانایی خوب پرواز کردن و شکار یعنی صفات افزایش‌دهنده بقا را از پدرشان به ارث برده‌اند. نر اولی، همچنین به دلیل اینکه در شکار کردن بهتر عمل می‌کند، می‌تواند درزمانی که جفت او بر روی تخم‌ها می‌خوابد، تأمین‌کننده مواد غذایی برای جفت خود باشد. این خود احتمال بقای پرنده ماده و فرزندان او را بیشتر می‌کند.

    از طرف دیگر، ماده دومی که نر دیگر را انتخاب می‌کند، هم در بقاء خود و همه بقاء فرزندان خود، با مشکل مواجه است. ازیک‌طرف، این پدر نمی‌تواند تأمین‌کننده خوبی برای همسر و فرزندان خود باشد، زیرا مهارت‌های شکار کردن او و درنتیجه دفعاتی که باافتخار و همراه با غذا به لانه برمی‌گردد، کم است.

    از طرف دیگر، فرزندان این ماده، متعلق به پدری هستند که مهارت‌های شکار کردن او ضعیف بوده و آن‌ها این صفات را از پدر به ارث برده و نتیجتاً خود نیز، شکارگران خوبی از آب در‌نمی‌آیند.حال این مثال ساده را که شامل دو جفت پرنده می‌شد کمی تغییر داده و تعداد جفت‌ها را در ۵۰۰ ضرب کنید تا یک جمعیت ۲۰۰۰ تایی (هزار نر و هزار ماده) به دست بیاید.

    به‌طور ساده، فرض کنید که راهبرد جفت گزینی ۵۰۰ ماده شبیه به ماده اول و ۵۰۰ تای بعدی شبیه به ماده دوم باشد. نتیجه فرایند ذکرشده را تا ۱۰، ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ نسل بعد، پیش ببرید. در پایان با چه پرندگانی مواجه خواهید شد. پرندگان نری که توانایی شکار کردن و پرواز کردنشان، بسیار بیشتر شده و ماده‌هایی که تمایل شدیدی به جفت‌گیری با نرهایی دارند که این توانایی‌ها، در آن‌ها زیاد است.

    علت این تغییر جمعیت شناختی در جمعیت این پرنده، همان به ارث رسیدن و توزیع ژنتیکی بیشتر آن‌هایی است که نر در آن‌ها، مهارت‌های پرواز و شکار کردن و ماده، ترجیح شدیدی برای انتخاب چنین نری برای جفت گزینی را دارد.

    در این مثال، یکی از دلایل پدیدار شدن نرهایی بااندام‌های مناسب برای شکار و پرواز، انتخاب‌هایی است که ماده‌ها، در طول نسل‌ها، بر روی جنس نر گونه خود، اعمال کرده‌اند. درواقع، یکی از علل تغییر در ظاهر و توانایی‌های جنس نر این پرنده که بعد از نسل‌های متوالی روی‌داده را می‌توان جنس مؤنث این پرنده دانست.

    داروین این فرایند انتخاب افراد خاصی از یک جنس به‌وسیله جنس دیگر آن‌گونه را، انتخاب جنسی نامید.

    انتخاب جنسی به‌وسیله هر دو جنس و در مورد جنس دیگر، انجام می‌شود. مسئول بسیاری از ویژگی‌های ظاهری و رفتاری هر جنس، همین انتخاب‌هایی است که جنس مقابل بر جنس دیگر و در طی فرگشت، اعمال کرده است. به‌طور مثال، در اکثریت گونه‌ها، میانگین قد و وزن جنس نر، بیشتر از جنس ماده است. یک دلیل این امر هم این است که در این گونه‌ها و ازجمله در انسان، جنس ماده، ترجیح زیادی برای جفت‌گیری و آمیزش جنسی با نرهایی دارد که قد و وزنشان نسبت به سایر نرهای در دسترس، بیشتر باشد. در طی نسل‌های متوالی، نتیجه این انتخاب جنسی اعمال‌شده به‌وسیله جنس ماده بر جنس نر، افزایش قد و وزن جنس نر نسبت به جنس ماده، خواهد بود. نرهای هرگونه نیز، با انتخاب‌های خود، صفات مادگان گونه خود را، تعیین خواهند کرد.

    انتخاب جنسی، نمی‌تواند مستقل از انتخاب طبیعی عمل کند. این انتخاب طبیعی است که تعیین می‌کند که هر یک از دو جنس یک‌گونه، می‌بایست چه صفاتی را در جنس مقابل خود موردتوجه قرار دهد تا موفقیت تولیدمثلی خود را به حداکثر برساند. افراد هر جنس، نمی‌توانند بدون در نظر گرفتن چالش‌هایی که انتخاب طبیعی پیش پای آن‌ها گذاشته است، اقدام به عمل بر مبنای ترجیحات خود کنند.

    البته این به معنای این نیست که در طول فرگشت، واقعاً چنین چیزی یعنی انتخاب برخلاف قواعد انتخاب طبیعی، برای هر جنس مقدور نبوده است. بلکه به معنای این است که اگر تصمیمات هر جنس با انتخاب طبیعی هماهنگ نباشد، ژن‌های آن‌ها نیز انتخاب‌نشده و بقای تولیدمثلی نیز، نخواهند داشت. به‌عبارت‌دیگر، در طی قرن‌ها فرگشت، ترجیحاتی که هماهنگ با ترجیحات انتخاب طبیعی نبوده‌اند، محکوم‌به نابودی می‌شدند زیرا این ترجیحات، احتمال بقا و موفقیت تولیدمثلی فرد انتخاب‌کننده و فرزندان او را، کم می‌کرده‌اند.

    انتخاب جنسی، خود به دو نوع دیگر، طبقه‌بندی می‌شود. یکی انتخاب بین جنسی که مثال ذکرشده در بالا، نمونه‌ای از این انتخاب بود. در انتخاب بین جنسی، اعضای یک جنس، صفاتی را در جنس دیگر ترجیح می‌دهند که در طی فرگشت، منجر به افزایش میزان آن صفت در جمعیت آن جنس و ترجیح آن صفت در جنس ترجیح دهنده خواهد شد. در نوع دیگری از انتخاب جنسی که انتخاب درون جنسی نام دارد، اعضای یک جنس بر سر به دست آوردن جنس مقابل یا منابعی که به دست آوردن جنس مقابل را تسهیل می‌کند، باهم دیگر رقابت می‌کنند. غالباً بین انتخاب درون جنسی و برون جنسی نیز، ارتباط وجود دارد.

    به‌طور مثال، مبارزه گوزن‌های نر بر سر جفت یا قلمرو، منجر به انتخاب شدن شاخه‌ای بلند در طی فرگشت این حیوان شده است. آن گوزن‌های نری که شاخ‌های بلندتری داشته‌اند، در رقابت و حذف همتایان خود از میدان، موفق‌تر عمل کرده، جفت‌های بیشتری داشته، نتیجتاً فرزندان بیشتری داشته و درنهایت ژن‌های مربوط به شاخ‌های بلند خود را به فرزندان نر خود، منتقل کرده‌اند.

    جمعیت فعلی گوزن‌های نر، ازآن‌جهت دارای شاخ‌های بلند هستند که فرزندان نیاکانی با شاخ‌های بلند و موفق‌اند. ترجیح برای چنین شاخ‌هایی در ماده گوزن‌های فعلی نیز، به‌این‌علت است که آن‌ها، زاده‌های ماده گوزن‌هایی هستند که چنین ویژگی‌ای را در گوزن‌های نر ترجیح می‌داده‌اند. این ترجیح، آن‌ها را با این مزیت فرگشتی مواجه کرده که فرزندان نری داشته باشند با سلاح‌های قوی برای دفاع از قلمرو خود و دخترانی که چنین ترجیحی را همانند مادران خود، نشان دهند.

    انتخاب جنسی و ویژگی‌های موردتوجه

    انتخاب طبیعی، انتخاب جنسی را در جهت‌های معینی سوق می‌دهد زیرا هر جنس، برای اینکه زادآوری و تولیدمثل موفق داشته باشد، نمی‌تواند به الزامات انتخاب طبیعی، بی‌توجه بماند.

    از طرف دیگر، هر جنس برای نیل به این مقصد، می‌بایست به آن دسته از علائم جسمی و رفتاری در جنس مقابل توجه کند که هرچند انتخاب طبیعی لزوماً به آن‌ها اهمیت نمی‌دهد اما این خصیصه‌ها به‌عنوان محصولات جانبی یا همبسته‌های قابلیت‌ها و انطباق‌های قابل توارث جسمی و رفتاری، انتخاب می‌شوند. تصور کنید که در یک جمعیت خاص، وجود ژن‌هایی خاص در یک مرد یا عده کمی از مردان آن جمعیت، موجب افزایش موفقیت آن مردان در سازگاری بیشتر با محیط و بقا و تولیدمثل بیشتر آن‌ها می‌شود.

    زنان آن جمعیت، چطور می‌توانند وجود آن ژن‌های کارآمد و مفید در آن عده از مردانی که این ژن‌های سازگار کننده را در خوددارند، تشخیص دهند؟ آشکار است که اطلاع‌یابی می‌بایست از طریق تأثیرات همزمان آن ژن‌ها در پیکر یا رفتار آن مردان حاصل شود، چراکه در غیر این صورت، تشخیص آن ژن‌های مفیدی که می‌توانند به فرزندان نیز منتقل شوند، به‌وسیله دیدن ظاهر بیرونی، غیرممکن است.

    زنانی که به علت ترجیح تصادفی و ژنتیکی خود، آن خصایص بدنی یا رفتاری را ترجیح می‌دهند، نسبت به سایر زنان، شانس بالاتری برای افزایش تناسب خوددارند. علت این ترجیح نیز می‌تواند، ژن‌هایی همتا در ژنوم عده‌ای از زنان برای ترجیح چنین صفاتی یا به ارث بردن همان ژن‌های بروز یافته در مردان مذکور، باشد.توجه کنید که ژنی خاص، در دو جنس می‌تواند خود را به دو صورت نشان دهد: در یک جنس وجود خصیصه‌ای خاص و در جنس دیگر، ترجیح آن خصیصه.

    مشخص می‌شود که تنها راه برای اینکه هر جنس (چه زن و چه مرد)، برای اینکه مطمئن شوند فرزندان حامل ژن‌های آن‌ها، از والد دیگر نیز ژن‌های افزایش‌دهنده انطباق با انتخاب طبیعی را به ارث می‌برند این است که به آن دسته از خصایص جسمی و رفتاری توجه کنند که نشان‌دهنده ژن‌هایی‌اند که این کارکرد رادارند.

    اگرچه که انتخاب طبیعی، لزوماً این خصایص همراه را انتخاب نمی‌کند و به‌عبارت‌دیگر، برای انتخاب طبیعی، وجود یا عدم وجود این خصایص مهم نیستند (مگر اینکه آن خصایص همراه نیز، خود دارای ارزشی انطباقی باشند)، اما توزیع این خصایص نیز، همراه با توزیع ژن‌های تناسب افزا در طی نسل‌ها، افزایش می‌یابد.

    علت این است که انتخاب بین جنسی که به معنای انتخاب شدن یک سری از خصایص بدنی و رفتاری خاص در یک جنس به‌وسیله جنس دیگر است، نمی‌تواند مستقیماً در سطح ژن‌ها عمل کند و برای مؤثر افتادن، ناچار است به‌ظاهر توجه کند. در این فرایند، آنچه انتخاب طبیعی گزینش می‌کند، ژن‌ها و جهش‌های ژنتیکی است که منجر به سازگاری بالاتر ارگانیسم شده و شانس بقا و تولیدمثل او را بالا می‌برند؛ اما ازآنجایی‌که این ژن‌های تناسب افزا، همراه با یک سری خصایص فنوتایپی (خصایص ظاهری) معین هستند، این خصایص ظاهری نیز به‌ناچار مورد گزینش قرار می‌گیرند.

    تغییرات ژنوتایپی (ژنتیکی) و فنوتایپی، دوروی یک سکه هستند. هنگامی‌که شما یک سکه را در دست می‌گیرید، هرچند به یک‌طرف آن نگاه می‌کنید، اما طرف دیگر سکه نیز در دستان شما قرار دارد. دوروی سکه از هم جداشدنی نیستند، حتی اگر شما فقط به یک‌طرف نگاه کنید. در این موقعیت نیز، هرچند انتخاب جنسی یعنی ترجیحات یک جنس در مورد جنس مقابلش، به یک‌سوی سکه یعنی نشانه‌های بیرونی مانند ظاهر و رفتار جنس مقابل توجه دارد، اما انتخاب طبیعی، درواقع به روی دیگر سکه یعنی ریشه‌های ژنتیکی آن نشانه‌های بیرونی، تمرکز می‌کند.

    به‌طور نمونه، وجود تقارن چهره‌ای که فرض بر این است که حاکی از یک ساختار ژنتیکی مسبب سیستم ایمنی قویی‌تر در فرد دارنده آن است، خصیصه‌ای است که به‌وسیله انتخاب جنسی مورد گزینش قرارگرفته است. تقارن چهره‌ای بالاتر، همبسته با یک سری از خصایص ژنتیکی مفید است. آنچه انتخاب طبیعی مورد گزینش قرار می‌دهد همان خصایص مفید ژنتیکی است، اما آنچه انتخاب جنسی انتخاب می‌کند، همبسته بیرونی این خصایص مفید ژنتیکی یعنی تقارن چهره‌ای بالاتر است.

    هرچند نهایتاً انتخاب جنسی در جهت اهداف انتخاب طبیعی عمل می‌کند، اما ابزار این عمل کردن تا حدی متفاوت است. هر دو انتخاب، به سمت گزینش افراد با ساختار ژنتیکی قویی‌تر، سوگیری دارند اما روش‌های انتخاب آن‌ها، بر اساس ماهیتشان، متفاوت است. البته همیشه بدین‌صورت نیست که ظاهر برای انتخاب طبیعی مهم نباشد. درواقع، در بسیاری از موارد، عکس مطلب فوق صادق است. بدین معنی که ازنظر انتخاب طبیعی، شکل و ظاهر اندام‌های بدن موردتوجه بوده و شکل و تغییر شکل بسیاری از اعضاء و اندام‌های بدن نیز، تحت تأثیر انتخاب طبیعی شکل‌گرفته‌اند.

    به‌طور مثال، بعضی از خصایص ساختاری، آناتومیک و فیزیولوژیک چشم‌ها و دیگر اعضای چهره یا دست‌ها و پاها و همه اندام‌های دیگر، تحت تأثیر انتخاب طبیعی شکل‌گرفته‌اند. بدین معنی که بعضی از ویژگی‌های ساختاری و شکل ظاهری این اعضاء و جوارح، در پاسخ به نیازهای فرگشتی و به خاطر انطباقی آن‌ها، ظاهرشده و سپس تطور و فرگشت تدریجی یافته‌اند. به‌طور خلاصه، بعضی از خصایص ظاهری و بیرونی مانند خصایص خاص بدنی، چهره‌ای و رفتاری، به این خاطر در گونه‌ها فرگشت می‌یابند که خود ارزش انطباقی و کارکردی برای دارنده‌های آن صفات دارند؛ اما بعضی دیگر از صفات، به خاطر اینکه صرفاً محصولات جانبی یا پیام‌دهنده‌های خصایص ژنتیکی تناسب افزا و کارکردی دیگر هستند، تحول می‌یابند.

    بنمایه: کتاب هوس‌های سرخ / برگرفته از روز داروین
     
    • لایک لایک x 3
  14. Lorca

    Lorca کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,016
    امتیازات:
    +6,952 / -262
    دانشگاه:
    دانشگاه تهران
    رشته دانشگاه:
    زیست‌شناسی سلولی و مولکولی
    پاسخ : فرگشت - تکامل

    لازم می‌بینم بعد از مدّت‌ها این تاپیک رو بیارم بالا. از این به بعد، هر گونه پرسش و پاسخی راجع به تکامل، هر قدر بنیادین، اینجا پاسخ داده می‌شه. پست‌هایی که برای پاسخ‌گویی تلاش کنن امّا حاوی منبع علمی نباشن، حذف می‌شن.
     
  15. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,280 / -128
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : تکامل؛ پرسش و پاسخ.

    تکامل واگرا دقیقا چیه؟ یکبار هم قبلا تو همین تاپیک پرسیدم منتها کامل متوجه جواب داده شده نشدم.
     
  16. Boshpasha

    Boshpasha کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    12
    امتیازات:
    +13 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ١ تهران
    شهر:
    تهران
    پاسخ : تکامل؛ پرسش و پاسخ.

    بصورت ساده اينجوريه كه توي تكامل هم گرا دوتا موجود تحت تاثير فشار هاي تكاملي يكسان ويژگي ها ي شبيه به همي به دست ميارن كه از جد مشترك هم نيومده => به وجود اومدن ويژگي هايي كه انالوگن
    نكامل واگرا => وقتي افراد دو جمعيت تحت تاثير شرايط محيطي متفاوت و فشار تكاملي متفاوت هر كدوم ويژگي هاي جديدي بدست ميارن و با هم تفاوت پيدا مي كنن
    در واقع همين تكامل واگرا باعث شد كه يك سري از دايناسور ها شروع به پرواز كنن اين وسط هم پرنده داشتيم هم دايناسور ولي همين پرواز رو ميشه تكامل همگرا با حشرات در نظر گرفت
     
  17. M Saleh

    M Saleh کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    782
    امتیازات:
    +3,044 / -501
    نام مرکز سمپاد:
    Invisable Hand
    شهر:
    شیراز
    پاسخ : تکامل؛ پرسش و پاسخ.

    خب یه موضوعی که ذهن منو درگیر کرده اینه که چرا DNA ?! :-"
    منظورم اینه چرا تمام موجودات زنده از مکانیزم اطلاعاتی بصورت نوکلیک اسید استفاده میکنن و چرا موجود دیگه ای نداریم که از ساختار دیگه ای استفاده کنه !؟
     
  18. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,280 / -128
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : تکامل؛ پرسش و پاسخ.

    بصورت ساده،چون DNA از بقیه شون بهتره.

    1.DNA دو رشته ایه و این مسئله بهش پایداری زیادی میده.
    2.از قند دئوکسی پنتوز در ساختارش استفاده شده که باعث میشه یه O کمتر داشته باشه و واکنش دادنش سخت بشه.

    [​IMG]

    3.و دلایل دیگه
     
    • لایک لایک x 1
  19. M Saleh

    M Saleh کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    782
    امتیازات:
    +3,044 / -501
    نام مرکز سمپاد:
    Invisable Hand
    شهر:
    شیراز
    پاسخ : تکامل؛ پرسش و پاسخ.

    خیلی حرفت کلیه! من منظورم این بود که مکانیزم ذخیره اطلاعات دیگه ای چرا وجود نداره ؟ :-"
     
  20. sadlove

    sadlove لنگر انداخته

    ارسال‌ها:
    3,070
    امتیازات:
    +22,260 / -544
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شـیراز
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    پاسخ : تکامل؛ پرسش و پاسخ.

    کلن نوکلئیک اسید پروتئین لیپید کربوهیدارت
    این 4 تا عصاره یه سلول رو در بر میگیرن .
    اوایل فک میکردن این مسئله هم بخاطر گوناگونی و تنوع نقش ها تو پروتئین ها ب پروتئین مربوطه . دی ان ای شناخته شده بود اما نقششو ساختارشو نمیدونستن . اما با یه سری ازمایشات فهمیدن اون ساختار دی ان ای هست ک حاوی اطلاعاته اونجوریه . و خب دی ان ای رمز های سه تایی داره ک یه سری پروتئینها میان از شون استفاده میکنن رو نویسی میکنن RNA می سازن بعد از رو اونها توسط ریبوزوم و یه سری واکنشها پروتئین (هر رمز دی ان ای برای یه امینواسید پروتئینه) ساخته میشه ک خیلی نقش ها رو داره . دی ان ای قابلیت همانندسازی داره ک باعث میشه اطلاعات منتقل شن ب نسل بعدی (یکی از ویژگیهایی ک نیاز داره یه ماده وراثتی) . و همچنین پایداره . امکان اینکه تغییر کنه هم کمه بخاطر قابلیت ویرایش تو همانندسازی .


    کلن زیست سوم فصل 5 و فصل1 پیش اینا رو گفته :د سعی کردم ب زبان ساده بگم :د
     
    • لایک لایک x 1
مدیران: Orelia