بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

شروع موضوع توسط taraneh ‏2008/2/17 در انجمن دیوان

  1. negaar_mgd

    negaar_mgd کاربر فعال

    ارسال ها:
    67
    امتیازات:
    +271 / -9
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شهرکرد
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    هر چه دادم به او حلالش باد
    غير از آن دل كه مفت بخشيدم
    دل من كودكي سبكسر بود
    خود ندانم چگونه رامش كرد
    او كه ميگفت دوستت دارم
    پس چرا زهر غم به جامش كرد

    فروغ فرخزاد
     
    • لایک لایک x 3
  2. پرنیان.ک

    پرنیان.ک ...ordinary...

    ارسال ها:
    637
    امتیازات:
    +10,169 / -194
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    در جهان ده چیز دشوار است نزد عاقلان کز تصور کردن آن می شود دل بی حضور
    ناز عاشق؛زهد فاسق؛بذل ممسک؛هزل رذل
    عشوه معشوق بد شکل و نظر بازیِ کور
    لحن صوت بی اصولان ، علم و بحث جاهلان
    میهمانی به تقلید و گدائیِ به زور

    "آگهی یزدی"
     
    • لایک لایک x 3
  3. اَفرا

    اَفرا .

    ارسال ها:
    1,151
    امتیازات:
    +8,803 / -253
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان محقق اردبیلی
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    آه ، ای صدای زندانی

    آیا شکوه یاس تو هرگز

    از هیچ سوی این شب منفور

    نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟

    آه ، ای صدای زندانی

    ای آخرین صدای صداها...

    فروغ
     
  4. احسان از نوع قیچی ساز

    احسان از نوع قیچی ساز کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    448
    امتیازات:
    +1,173 / -99
    نام مرکز سمپاد:
    شهید مدنی 1
    شهر:
    تبریز/قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    دانشگاه:
    بارهم نمیدونم
    رشته دانشگاه:
    نمیدونم
    بگذار كه بر شاخه ي اين صبح دلاويز
    بنشينم و از عشق سرودي بسرايم
    آنگاه، به صد شوق، چو مرغانِ سبكبال،
    پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم

    خورشيد از آن دور، از آن قله ي پر برف

    آغوش كند باز، همه مهر، همه ناز

    سيمرغ طلايي پر و بالي است كه ـ چون من ـ

    از لانه برون آمده، دارد سر پرواز

    پرواز به آنجا كه نشاط است و اميد است
    پرواز به آنجا كه سرود است و سرور است،
    آنجا كه، سراپاي تو، در روشني صبح
    روياي شرابي است كه در جام بلور است

    آنجا كه سحر، گونه ي گلگون تو در خواب

    از بوسه ي خورشيد، چو برگ گل ناز است

    آنجا كه من از روزن هر اختر شبگرد،

    چشمم به تماشا و تمناي تو باز است!

    من نيز چو خورشيد، دلم زنده به عشق است
    راه دل خود را، نتوانم كه نپويم
    هر صبح، در آيينه ي جادويي خورشيد
    چون مي‌نگرم، او همه من، من همه اويم !

    او، روشني و گرمي بازار وجود است

    در سينه ي من نيز، دلي گرم‌تر از اوست

    او يك دل آسوده به بالين ننهادست

    من نيز به سر مي‌دوم اندر طلب دوست

    ما هر دو، در اين صبح طربناك بهاري
    از خلوت و خاموشي شب، پا به فراريم
    ما هر دو، در آغوش پر از مهر طبيعت
    با ديده ي جان، محو تماشاي بهاريم

    ما، آتش افتاده به نيزار ملاليم

    ما عاشق نوريم و سروريم و صفاييم

    بگذار كه - سرمست و غزلخوان - من و خورشيد:

    بالي بگشاييم و به سوي تو بياييم

    فریدون مشیری
     
    • لایک لایک x 1
  5. Anne0

    Anne0 کاربر جدید

    ارسال ها:
    1
    امتیازات:
    +3 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان2
    شهر:
    زنجان
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش
    دنیا نه به جمشید وفا کرد، نه کوروش

    آسوده‌ام از آتش نیرنگ حسودان
    از تهمت سودابه بری باد، سیاوش

    ما اهلی عشقیم چه بهتر که بمیریم
    جایی که در آن شرط حیات است توحش

    ای دل! من اگر راز نگهدار تو بودم
    این چشمه‌ی خشکیده نمی‌کرد تراوش

    من بی تو سرافکنده و دم‌سردم و دلخون
    ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش

    "فاضل نظری"
     
    • لایک لایک x 3
  6. پرنیان.ک

    پرنیان.ک ...ordinary...

    ارسال ها:
    637
    امتیازات:
    +10,169 / -194
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

    چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

    آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

    آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

    اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار

    طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

    برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

    وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

    ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

    نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

    آن که پرنقش زد این دایره مینایی

    کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

    فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

    یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

    حافظ
     
    • لایک لایک x 1
  7. علیـــــــ

    علیـــــــ کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    579
    امتیازات:
    +7,333 / -430
    نام مرکز سمپاد:
    چهارراه لشگر
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    امیرکبیرشون
    رشته دانشگاه:
    دوتا ۲
    من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
    ترک مراد کردم و از کام فارغم

    خلق از برای دانه به دام اوفتاده، من
    در دانه دل نبستم و از دام فارغم

    دربان اگر نمی‌دهدم بار، دل خوشم
    سلطان اگر نمی‌کند اکرام فارغم

    فارغ نشستن تو به ایام ساعتیست
    آن کس منم که در همه ایام فارغم

    خامی اگر ز دور خیالی همی پزد
    من سوختم ز پخته و از خام فارغم

    کس چون کند ز بهر سرانجام ترک جام؟
    جامی بده، که من ز سرانجام فارغم

    ای باد صبح‌دم، ز سر کوی آن نگار
    بویی به من رسان، که ز پیغام فارغم

    گر می‌زند معاینه شمشیر، حاکمست
    ور می‌دهد مکابره دشنام، فارغم

    گر اوحدی ز سرزنش عام خسته شد
    من خاص دوست گشتم و از عام فارغم

    "اوحدی"

    این شعر اوحدی هم خیلی جذابه *ــ*یه حسی میگه وحشی دو صد سال بعد از اوحدی از این شعر یه طورایی اسکی رفته و هر چند خیلی شعرش پخته تر و جذابتره ولی خب ! :-" در کل همچنان اون شعر وحشی جزو بهترین شعرهایی هست که خوندم*ــــ*
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/6/9
  8. Mhr-Sana

    Mhr-Sana ....

    ارسال ها:
    53
    امتیازات:
    +389 / -15
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    دامغان
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را

    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

    از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
    هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را!

    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

    مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
    به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

    قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
    بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

    «منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گم کرد خداوندش را”


    ― کاظم بهمنی
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/6/22 در 11:54
    • لایک لایک x 5
  9. اَفرا

    اَفرا .

    ارسال ها:
    1,151
    امتیازات:
    +8,803 / -253
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان محقق اردبیلی
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    رفته بودم سر حوض
    تا ببينم شايد عکس تنهايی خود را در آب
    آب درحوض نبود

    ماهيان مي گفتند
    هيچ تقصير درختان نيست

    ظهر دم کرده تابستان بود
    پسر روشن آب ، لب پاشويه نشست
    و عقاب خورشيد ، آمد او را به هوا برد که برد

    به درک راه نبرديم به اکسيژن آب
    برق از پولک ما رفت که رفت
    ولی آن نور درشت
    عکس آن ميخک قرمز در آب
    که اگر باد می آمد دل او پشت چين های تغافل می زد
    چشم ما بود
    روزنی بود به اقرار بهشت

    تو اگر در تپش باغ خدا را ديدی همت کن
    و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است

    باد می رفت به سر وقت چنار
    من به سر وقت خدا مي رفتم...


    سهراب
     
    • لایک لایک x 4
  10. reyhaneh24

    reyhaneh24 جوان ناکام

    ارسال ها:
    46
    امتیازات:
    +313 / -20
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    سمنان
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
    ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

    می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
    سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

    زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
    طره را تاب مده تا ندهی بر بادم...
     
    • لایک لایک x 2
  11. negaar_mgd

    negaar_mgd کاربر فعال

    ارسال ها:
    67
    امتیازات:
    +271 / -9
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شهرکرد
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    زندگی شادی و خوشبختی بریزد بر سرم

    لیک من از روز اندوهم همی یاد آورم

    خنده بر لب دارم اما یاد دارم آن زمان

    که گلی زیبا بچیدم من ز قبر مادرم
     
    • لایک لایک x 1
  12. omidreza

    omidreza کاربر فعال

    ارسال ها:
    28
    امتیازات:
    +59 / -12
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی 2
    شهر:
    کرمان
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
    دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم


    دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا
    زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم


    گفت که سرمست نه‌ای رو که از این دست نه‌ای
    رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

    شکر کند چرخ فلک از ملک و ملک و ملک
    کز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم


     
    • لایک لایک x 1
  13. reyhaneh24

    reyhaneh24 جوان ناکام

    ارسال ها:
    46
    امتیازات:
    +313 / -20
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    سمنان
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
    همه را مست و خراب از می انگور کنید

    مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
    مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

    بر مزار مگذارید بیاید واعظ
    پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

    جای تقلین به بالای سرم دف بزنید
    شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

    روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
    اندرون دل من یک قلمه تاک زنید

    روی قبرم بنویسید وفادار برفت
    آن جگر سوخته خسته از این دار برفت
     
    • لایک لایک x 3
  14. Sara.kh

    Sara.kh منفعل

    ارسال ها:
    385
    امتیازات:
    +2,807 / -122
    نام مرکز سمپاد:
    Frz1
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    00
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای
    نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

    دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام
    ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

    آه که من دوش چه سان بوده‌ام!
    آه که تو دوش که‌را بوده‌ای!

    رشک برم کاش قبا بودمی
    چونک در آغوش قبا بوده‌ای

    زهره ندارم که بگویم ترا
    بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟

    یار سبک روح! به وقت گریز
    تیزتر از باد صبا بوده‌ای

    بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد
    باش که تو بند بلا بوده‌ای

    رنگ رخ خوب تو آخر گواست
    در حرم لطف خدا بوده‌ای

    رنگ تو داری، که زرنگ جهان
    پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

    آینهٔ رنگ تو عکس کسیست
    تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

    "مولانا"
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/6/22 در 12:46
    • لایک لایک x 2