مسعود بهرامی شریف رفت ...

شروع موضوع توسط MTHR ‏2012/6/2 در انجمن قوانین و اطلاعیه‌ها

  1. mehran

    mehran کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    732
    امتیازات:
    +1,149 / -47
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    نیشابور
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    علوم کامپیوتر
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    نمی‌دونم چه صیغه‌ای‌ه فرت فرت ملت همین‌جوری راحت می‌میرن. به همین راحتی آخه؟
    پارسال هم توی عید بود، یکی از دوستای سمپادی همشهری ما داستان مشابهی برای پیش اومد؛ اونم شریف می‌خوند، اونم واسه دکترا رفته بود آمریکا.
    سینا مسیح‌آبادی دانشجوی دکترا مهندسی صنایع دانشگاه A&M تگزاس بود که تو راه فرودگاه، وقتی داشت می‌رفت دنبال مامانش که تازه از ایران رسیده بود آمریکا، تصادف می‌کنه و فوت می‌کنه.

    اینم از مسعود. نمی‌شناختمش اصلا مسعودُ، اما خیلی ناراحت شدم...


    حیف.
     
    • لایک لایک x 21
  2. nasim.s

    nasim.s کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    145
    امتیازات:
    +699 / -89
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    روانشناسی بالینی
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    كسي مرا به افتاب معرفي نخواهد كرد

    كسي مرا به مهماني گنجشك ها نخواهد برد

    پرواز را به خاطر بسپار

    پرنده مردنيست

    :-< :(( :-<
    (كاش فقط اجازه ي پرسيدن دليل كارهاي خدا رو از خودش داشتيم!)
     
    • لایک لایک x 13
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  3. Intelligenz

    Intelligenz کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    471
    امتیازات:
    +3,164 / -60
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فرزانگان3
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    نميشناختمشون ولي خيلي ناراحت شدم :((
    و اينم ميدونم تنها چيزي كه از خودش به جا گذاشته خاطرات خوبيه كه همه ازش دارن
    خدا بيامرزتش و به پدر و مادرش صبر بده
    تنها كاري كه از دستم برمياد قرآن خوندنه
     
    • لایک لایک x 5
  4. Russian_Spy

    Russian_Spy کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    5
    امتیازات:
    +109 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    ..
    شهر:
    ...
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    I will always hold this fuckin gash on my heart.
    Not important how much it hurts me when I come here. Happines is gone. Ok? I just try to keep calm and think about u and our memories. Memories.memories.Dear my friend,If u hear me, I want u know that How important u were for me.Im sorry that I never called u by your name without adding anything...Dear my frnd! I really wish for a day wich comes and take me to the place you are...u know?! All I feel is pain now...pain...tear,tear,tear,tear,and pretening that im owkey...Ill nvr say gudbai to you. Ill keep on pming u,talkin to you,reviewing our memories,i make u rest in peacec..and...even i know and i feel that u are with us, I fuckn miss u.yes I miss u. I am broken...i know u wont come back again,but ... Its still a shock. Even i try to smile cuz it was ur role... How?how can we let the pain go?Why?...
    Omg!Masoud... Masoud... Ill nvr blve...never.never. And its no onces duty to stand on a wasted hopeless person like me...they say that all u wanted was/or maybe is happiness...but if u were me,would u did the same?or maybe last it ,by another immortal smile?
    Woooh...Masoud would u plz talk to me,just one more time?whould u?
     
    • لایک لایک x 5
  5. .mary.

    .mary. مریم

    ارسال‌ها:
    705
    امتیازات:
    +2,684 / -35
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان‌امین۱
    شهر:
    اصفهان
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    شریف
    رشته دانشگاه:
    نرم‌افزار
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    بغضم گرفته...
    نمیشناختمش...
    با خوندن پستا حالم از این رو ب اون رو شد...
    خدا ب خانوادش صبر بده...

    +میشه کس دیگه ای با اکانتش ننویسه؟
    مطمئنا هیچکس دیگه ای جاشو نمیگیره...

    ++زندگی مرگ است و مرگ است زندگی؛پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی...
     
    • لایک لایک x 7
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  6. prabd.chess

    prabd.chess لنگر انداخته

    ارسال‌ها:
    4,551
    امتیازات:
    +17,477 / -1,110
    نام مرکز سمپاد:
    helli 1
    شهر:
    طهرانو آره..
    دانشگاه:
    زنجان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    حقیقتش من خیلی حواسم بهش نبود...فقط میدونستم از فارغ التحصیلاست...بعضی وقتا پستاش رو میخوندم...همین...
    ولی...
    مرگ انتخاب نمیکند...اگر هم بکند معیارش"خوبی"انسان ها نیست...
    یادمان نرود بالایی مختار است...
    تسلیت میگم :-<
     
    • لایک لایک x 7
  7. tiberium

    tiberium کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,059
    امتیازات:
    +1,128 / -50
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی سمنان
    شهر:
    سمنان
    سال فارغ التحصیلی:
    1389
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    مهندسی فن آوری اطلاعات
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    واقعا خبر ناراحت کننده ای بود.
    اون جزو اولین کسایی بود که من تو سمپادیا شناختم . تو تاپیک معما و هوش

    تنها حرفی که میتونم بزنم اینه که ایشالله روحش همیشه شاد باشه
    همیشه به یادت هستیم....
     
    • لایک لایک x 17
  8. EMS.H

    EMS.H کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    47
    امتیازات:
    +12 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    کرمان
    دانشگاه:
    تا ببینیم ...
    رشته دانشگاه:
    آبیاری گیاهان دریایی به روش قطره ای
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    من مسعود رو خيلی بيشتر از يه اسمو يه عكسو ٤تا پست ميشناختم... مرگش چيزی نيست که بشه با یکی دو روز اشک ريختن باهاش كنار اومد، خدا به پدر و مادرش صبر بده...‏‏ با مردن نارنجک تركشاش هركسی رو به اندازه ی نزديكیش بیشتر زخمی کرد، نارنجک ديروزم همين بود فقط اون موقع تركشاش قلب ادما رو هدف گرفته بود...
     
    • لایک لایک x 8
  9. علی کوچولو!

    علی کوچولو! کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    165
    امتیازات:
    +1,081 / -245
    نام مرکز سمپاد:
    شهید دستغیب 2
    شهر:
    شيراز
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    بچه ها!
    مسعود بهرامی شریف رفت..! :-ss :(
    من تا حالا نه دیدمش و نه ...
    ولی بسیار بسیار ناراحت شدم برا کله خانواده تعریف کردم ... باورم نمی شه یک از بچه های همین جا رفت دیگه اکانتش ان نمی شه دیگه پست های ما رو نمی بینه
    یا نمی بینه من از صبح تا حالا 100 تا لایک براش زدم لایکاش رسیده به 600 !!
    یا ما داریم براش قران میخونیم
    ما یک خانواده هستیم
    بیایم سعی کنیم روابطمون رو قوی تر کنیم
    یادش رو توی دل نگه داریم که شاید مشکل باشه حتی به حفظ یادش اکتفا کرد
    دارم به خودم میگم ای کاش باهاش بیشتر ارتباط داشتم بیشتر باهاش دوست بودم
    نمی دونم یا باید مثل سنگ رفتار کرد و گفت بیخیال یا باید هر دقیقه بهش فکر کرد و ناراحت بود
    به راستی نمی دونم چیکار کنم [-o<
     
    • لایک لایک x 11
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  10. Russian_Spy

    Russian_Spy کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    5
    امتیازات:
    +109 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    ..
    شهر:
    ...
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    آخر تو کجایی ؟
    یک احساس گنگ دارم.
    چیزی که زبانم را بریده.
    نفس کشیدن سخت . سیل حرف های مسکن . حرف ها . حرف .
    آخر تو کجایی؟
    دیشب من یک دختر بچه دیدم . و چشم هایش معصوم بود. و ماه دیدم ، کامل کامل .
    راستی از کنار ماه هم گذشتی؟
    تو اینجایی؟
    کجایی؟

    کسی تو را نمیفهمد...ببخش شعار ها را ‏!‏ تو خوب...تو خوبی.

    + و شکستم، و فتادم، و دویدم...
     
    • لایک لایک x 8
  11. nmejris@zan

    [email protected] کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    2,239
    امتیازات:
    +11,926 / -773
    نام مرکز سمپاد:
    شهيد هاشمي نژاد 1 مشهد
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    1391
    دانشگاه:
    فردوسی مشهد
    رشته دانشگاه:
    مهندسی مکانیک
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    دوستان لطفا ادامه ی بحث مربوط به اینکه چه کاری انجام بدیم رو اینجا دنبال کنید .

    ( یه نفر لطفا زحمت پاکسازی این تاپیک رو بکشه و پست هایی که مرتبط با موضوع تاپیک نیست و تسلیت و خاطره نیستن رو پاک کنه . ممنون )

    ×منا:پاک شد
     
    • لایک لایک x 4
  12. منا

    منا کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    784
    امتیازات:
    +963 / -49
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بجنورد
    رشته دانشگاه:
    مهندسی نفت
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    از تابستون سال قبله ک ازش خبر نداشتم
    تا اینکه دیشب فهمیدم چه اتفاقی افتاده
    خدا رحمتش کنه و به خانوادش صبر بده :(
    پسر خیلی خوب و مودب وباسوادی بود
    به همه دردو دلام واسه کنکور گوش میداد :( خیلی ناراحتم که دیگه نیست =((
    به خوانوادش و همه ی دوستاش و سمپادیا تسلیت میگم از دست دادنشو
    یک روز هم نوبت ماست
    (الان بهش غبطه خوردم که چقدر بین بچه ها محبوب بوده و قطعا خدام خیلی دوستش داشته که انقدر زود بردتش :( )
     
    • لایک لایک x 9
  13. esfrwms

    esfrwms کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر کل

    ارسال‌ها:
    2,392
    امتیازات:
    +19,210 / -248
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    رشت
    سال فارغ التحصیلی:
    92
    دانشگاه:
    NSU
    رشته دانشگاه:
    General medicine
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    وای من که اومدم سایت عکسشو دیدم گفتم ا این کیه؟ چه خبره؟
    وقتی فهمیدم گریم گرفت
    من همون روز شنیدم تو امریکا یه ایران یتصادف کرد
    هی با خودم تو فکر بودم نکنه مسعود اونجا بوده واون ایرانی اونه
    من که نمیشناختمش
    ولی الان که صفحه اول اینجا رو دیدم دیدمحدسم درس بود
    خیلی ناراحت شدم :((
    :((
    نمیتونم چیزی بگم گریم میگیره
     
    • لایک لایک x 7
  14. Russian_Spy

    Russian_Spy کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    5
    امتیازات:
    +109 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    ..
    شهر:
    ...
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    ریدینگ آخر امتحان زبان :‏|‏
    bicycle
    accident
    مسعود خب آدم له میشه اینجوری...
     
    • لایک لایک x 11
  15. PASHEH

    PASHEH کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    150
    امتیازات:
    +177 / -16
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بندرعباس
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    منم اولین بار تو معما و هوش دیدمش :( خیلی ناراحت شدم... سخته واسه ما ولی فکر کنین خانوادش در چه حالین! :(( فرستاده بودنش درس بخونه و چی شد!
    خداحافظ مسعود بهرامی شریف...
     
    • لایک لایک x 3
  16. negginnium

    negginnium کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    893
    امتیازات:
    +10,419 / -139
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بندرعباس
    دانشگاه:
    -
    رشته دانشگاه:
    مهندسی معماری
    For the one who isnt gone

    الان که دارم این حرفارو میزنم تقریبا قبل از دوازده ظهره . اصن نمیدونم کی پستش میکنم .
    اصن نمیدونم چی باعث میشه بیام و حرف بزنم وقتی که حرف زدن من ، کسی رو بر نمیگردونه.
    ولی بازم...
    خوشحالم واستون بچه ها اگه غمگین نیستین .ممنونم از سمپادیا که الان تقریبا 4 ساله که با اکانتای مختلف اینجامو شاید بهترین دوستامو بهم داده باشی ( این حرفای تکراری دیگه ، نیازی نیست بگم ) حرفام اصن اینا نیستن

    من نمیدونم هنوز که دقیقا چه اتفاقی افتاده . هنوزم همونقد داغونم... همونقد... ولی خب ، آدمی نیستم که سعی کنم خیلی صبور و با شخصیت باشم ، سعی کنم باشعورانه رفتار کنم...
    اه چی دارم میگم ؟
    هیچی اصن

    میخواستم قبل از هر چیز ، به شدت ازبعضیا تشکر کنم که چقد هوامو داشتن...
    مرضیه که تازگی فهمیدم چقد خوبه ، خوبتر از چیزی ک فک میکردم ، و از همون لحظه ی اول تنهام نذاشت...
    آیه و یاسی که مثل همیشه کنارم بودن ، الهه... ریحانه که لازم نیست بگم...هر جملش،هر حرفش ، بیشتر از قبل مطمئنم میکرد که اون الان خوبه، جای خوبیه ...
    علی که به حرفام گوش داد، فک نمیکردم اونم انقد فهمیده باشه ، با اینکه معلوم نیست ولی خیلی خوبه ، خیلی....آروین حتی ک اصلا فکرشم نمیکردم کلا تو باغ باشه حتی ، بهنام که طبق عادتش باز بحثو کشوند به بیولوژی...
    نادیا به مدل خودش ، مبینا ، حمید که اصن عاااالییی ! هنگامه هم به شکل خودش ، اصن فکرشم نمیکردم، زهرا هم... همه ی اونایی که گفتم یا نگفتم!و در آخر، پرنیان ! پرنیان ! حرفای پرنیان...فهمیدنای پرنیان، راه رفتن باهاش، گرما، احساس ، احساس...

    نمیدونم باید بگم یا نه ! ولی مطمئنم ، مسعود یه سری نشونه ها واسم فرستاد همونطوری که ازش خواسته بودم، اونقدددرررر دقیق و خوب بودن ، که هیچ جای شکی واسم نمونده که داره میبینتمون ، مطمئنم لبخندش ، نگاه معصومش ، قلب پاکش ، همیشه همینجا میمونن ! یه سری چیزا مثل اون نشونه ها ، اصلا نمیتونن اتفاقی باشن . اونم تو همچین شرایطی .

    شاید این احساس آرامشی که بعد از دیدن پرنیان و حرف زدن باهاش پبدا کردم ، این اطمینانی که از حضور مسعود پیدا کردم ، اینکه خیالم راحت باشه حرفایی که بهش نگفتم رو الان دیگه میدونه ، این معنیش کنار اومدن باشه...

    شاید اینکه خودمو دارم میبخشم که بعضی وقتا چون درس داشتم یا فرداش امتحان ، زیاد براش وقت نذاشتم ، این معنیش کنار اومدن باشه

    من اگه جای اون بودم دوست داشتم فقط یادم زنده باشه ، حضورم حس شه ، و این کمترین کاریه که میتونم واسش کنم
    همیشه تا آخر عمر ، بگم یه دوستی داشتم، خیلی دوسش میداشتم ، هنوزم هست ولی نامرئیه ، بهش پی ام میدم براش اتفاقات رو تعریف میکنم ، جوری که انگار اصن واقعا هست .
    این فرار نیست اسمش ، دیوونگی نیست

    من روانی نشدم، خوبم واقعا ...

    دیدین تو فیلما آخرش با اینکه بد تموم میشه ، یه احساس غمگینی به آدم دست میده ولی پر از سکوت و آرامش و رازه !؟


    مسعود ، به قول خودش ددی بزرگه...
    یه سری چیزا هستن تا وقتی زنده م منو یاد اون میندازن ، باعث میشن دلم تنگ بشه ، این چیزا هرچقدم درد داشته باشن ، هرچقدم منو ببرن تو خودم ، ولی یه چیزیو بهم میگن ، اینا خواب نبوده ، واقعا همچین کسی بوده ، و اونقد خوش شانس بودم بتونم براش دوست خوبی باشم ، یادم میفته وقتی با کسی حرف میزنم مراقب باشم بعدش پشیمون نشم ! خوشحال میشم که شناختمش اصن...


    من راستش اصلا سر زبونم نمیچرخه بگم اون فوت کرده باشه چون محاله یک چیز خیلی خوب نابود بشه

    هیچی نگفتم حس میکنم اینهمه م حرف زدم بازم منظورمو نرسوندم درست . مهم هم نیست ، مهم اینه که اون میدونه چی دارم میگم .

    هیچ توجیهی ندارم ، به جز اینکه اون جای بهتریه .

    و فقط واسه دوستای دیگه ی مسعود ، آرزو میکنم اون چیزیو که دارم زور میزنم نشون بدم رو احساس کنن ، شاید قلبشون آروم تر شد...امیدوارم هیچکس بیشتر از من نشکسته باشه ، واقعا همچین چیزی هست...


    تمام اشکای من ، واسش کمه : )

    اصلا هم از خدا ممنون نیستم ، و فعلا باهاش قهرم ، قهر قهر قهر .


    ولی میدونم، همه چی درست میشه.

    بچه ها حرفام شبیه شعار میمونه ، میدونم . خودمم باورم نمیشه که بتونم انقد زود باهاش ارتباط برقرار کنم ، ولی از وقتی نشونه هاشو گرفتم ، قلبا مطمئن شدم .

    هیچ فکریم نکنید : ) شعار و ، خودشاخ جلوه دادنو ، این کارا ، خیلی وقته که از ما گذشته . اینا فقط حرفه ، حرف : )
    واسه من ناراحت نباشید ، اگه اینطوریه : ) به جز خودم کسی نتونست کمکم کنه ته تهش ، همون جریان مسکن ، که آروم میکنه ، خوب نه !



    همین دیگه... مسعودم خوبه ، همینجاست ، اینقدر پررنگ ، که به سفیدی رفته. قول میدم ، قول قول . : ) ایندفه هم یادم نمیره قولامو .

    . ای پرنیان ! جدا حتی بودن باهات معجزه میکنه

    + به سراغ من اگر میآیید ، عادی باشید : د خوبم . شعار یا هرچی ، سعی میکنم راه اون رو ادامه بدم ، خوشحال کردن خودم و اون و بقیه . هیچی تو این دنیا ارزشش بیشتر از عشق نیست.

    . پدرررربزززرررگ مسعووووود خیلییی چاکرتیم :د خودت میدانی دیه :پی 8->

    آها بعد یه اعترافی ! اینم منم . نیازه که آدم گاهی خودشو بریزه بیرون...الان میبینم لازم نیس ناشناس باشه اصن

    و هرگز باور نمیکنم اون رفته باشه : )

    بیقرار ، و صبور !

    انقده کلنجار میرم ، تا کنار بیام...کنار اومدن! : )
     
    • لایک لایک x 35
  17. negginnium

    negginnium کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    893
    امتیازات:
    +10,419 / -139
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بندرعباس
    دانشگاه:
    -
    رشته دانشگاه:
    مهندسی معماری
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    منظورم این بود، حوصله ویرایش نیس :د
    www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=12063
     
    • لایک لایک x 1
  18. nazaninpary

    nazaninpary کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    116
    امتیازات:
    +200 / -23
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    مشهد
    دانشگاه:
    علوم پیرا پزشکی مشهد
    رشته دانشگاه:
    گفتار درمانی
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    من نمیشناختمش...
    حتی از اون روزی که دیدم واسش ختم قرآن گرفتن خیلی کنجکاوی نکردم ببینک کیه...
    امروز تو سرویس حرفش بود....شاید حتی به مسخره و شوخی کلی گریه کردم . با بچه ها شوخی سر این مسئله.......
    اما با خوندن این تاپیک از کار خودم خجالت زده ام...امیدوارم روح بزرگش منو ببخشه....
    روحش شاد........ :( :( :(
     
    • لایک لایک x 3
  19. nazaninpary

    nazaninpary کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    116
    امتیازات:
    +200 / -23
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    مشهد
    دانشگاه:
    علوم پیرا پزشکی مشهد
    رشته دانشگاه:
    گفتار درمانی
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

    بچه ها یه خواهش...
    من هیچی ازش نمیدونم...
    اما شما ها که میدونید...
    توروخدا هزچی از میدونید رو بذارید اینجا حتی یه خاطره خیلی کوچیک ......بعدم مرتبش کنیم و بزاریم برای یاد بود و جز اولین پیشنهاداتمون به اعضای جدید خوندن اون تاپیک باشه....نمیدونم شاید واسه زنده نگه داشتن یادش تا آخر این تنها کاریه که ازم بر میاد..... :(( :(
     
    • لایک لایک x 2
  20. MAHia

    MAHia کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    536
    امتیازات:
    +3,597 / -44
    نام مرکز سمپاد:
    فَرزانـگانـ‌ـ ـیک
    شهر:
    کرمان‌
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    علوم پزشکی کرمان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...


    ×آره مسعود.کاش می دونستی قراره چی بشه...
    کاش میدونستی اون صبح...
    فقط کاش میدونستی قراره چی بشه :-<

    [table][tr][td]فقط حیفم اومد این پست مسعود رو نقل قول نکنم[/td][/tr][/table]
     
    • لایک لایک x 16