تکست های ِ ماندگار

شروع موضوع توسط aRThaS_08 ‏2012/5/25 در انجمن موسیقی

مدیران: /muhammad\, پرنیان.ک
  1. shnava

    shnava نوا عضو کادر مدیریت مدیر کل

    ارسال‌ها:
    1,536
    امتیازات:
    +16,476 / -253
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    گریزون ز مردم شدم
    عشق دست چندم شدم ؟
    اینجا خونه ی من نیست
    من تو اتاقم گم شدم
    روزی صد بار مگه میشه مَرد
    خاطراتو نشست دوره کرد
    اون که از اول و آخرش
    درده از هر طرف درده درد

    تکرار _ سینا حجازی
     
    • لایک لایک x 6
  2. Nemesys

    Nemesys کاربر انجمن خاک خورده

    ارسال‌ها:
    601
    امتیازات:
    +7,947 / -226
    نام مرکز سمپاد:
    Sh.HiddenHand
    شهر:
    MrvDsht
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    Civil Aviation Technology College
    رشته دانشگاه:
    Aircraft Maintenance Engineering
    لبخند زد و دستامو گرفت اما توی خواب
    فردا نشده بیدار شدم بیدار و خراب
    عکسش روی میز باز از توی قاب بیرون اومد و
    دستامو گرفت با هم دوباره رفتیم توی قاب
    ترسیدم اگه بیدار بشم خوابم بپره
    گفتم نکنه اصلا روی میز خوابم نبره
    تنها روی تخت تنها توی خواب با اون توی قاب
    چشماشو که بست قاب از روی میز افتاد و شکست
    حالا یه نفر این خواب منو تعبیر کنه
    تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه


    بارون میومد پس داد زدم من پشت درم
    خمیازه ی باد آهسته گذشت از پشت سرم
    در باز نشده بیدار شدم بارون میومد
    گفتم نکنه فردا شده و من بی خبرم
    بارون میومد پس داد زدم کی پشت دره
    بیدار شدی گفتی نکنه خوابم نبره
    سیل از توی قاب اومد تو اتاق در وا شده بود
    ما غرق شدیم از بس که اتاق دریا شده بود
    حالا یه نفر این خواب منو تعبیر کنه
    تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه

    خواب - چاوشی
     
    • لایک لایک x 4
  3. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,064
    امتیازات:
    +14,059 / -303
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    اون درخت سربلند پرغرور
    كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم، منم!
    اون درخت تن سپرده به تبر
    كه واسه پرنده ها دلواپسه منم، منم!
    من صدایِ سبزِ خاکِ سربی ام
    صدايی كه خنجرش رو بخداست
    صدايی كه توی بهتِ شبِ دشت
    نعره ای نيست ولی اوجِ يک صداست
    ....
    من به فكر خستگی های پَر پرنده هام
    تو بزن، تبر بزن.
    من به فكرِ غربتِ مسافرام
    آخرين ضربه رو محكمتر بزن.

    درخت_ابی
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/4/22
    • لایک لایک x 7
  4. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    گــــــــــاهی......



    فــقـــــــط از کــل دنـــــــــیـــــــا



    دلـــت یکــــــی را میـــخــــــواهــــــد......

    و میـــــــــدانــــــــی



    تا ابـــــــــد هم که خـــــدا خــــــــدا کنــی



    به دستش نمی آوری



    میــــــــدانــــی که باید بگذاری و بگــــذری......!



    و چه سخت است این



    دانــــــــــســــــــتـــــــن.....



    دانستن اینکه شاید اسما و دروغین



    متعلق به من باشی ولی



    تا ابـــــــــد هم قلبت با من هم نوا نخواهد بود ......



    پس آرام بگیر دلم



    او بی تو آرام است .......

     
    • لایک لایک x 3
  5. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    می خواهم برگردم به روزهای کودکی

    آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود.

    عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

    بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود

    بدتـرین دشمنانم، صمیمی ترین دوستم بود وقتی باهم دعوا می کردیم

    تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند

    بازی دادن فقط راه دادن دخترک جدید به بازی بود

    تنهایی در نبود کسی در خانه خلاصه میشد

    خیانت بازی کردن با دوستی دیگر بود

    دروغ فقط زمانی بود که دوست داشتم شکلاتم را تنها بخورم

    گریه فقط برای جدایی چند ساعته مدرسه بود

    بغض دلیلش گم شدن عروسک موطلایی ام بود

    انتظار فقط منتظر پدر بودن بود با خوراکی های خوشمزه

    تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

    و معنای خداحافـظ، تا فردا بود.....

    حسن کودکی ام این بود که تورا نمی شناختم و ندیده بودمت

    آخر هر کسی تو را دیده باشد

    شب ها و پاییز های سختی خواهد داشت

    حسن کودکی ام این بود

    نفهم بودم

    این روزها می میرم بارها

    از بس می فهمم و به روی خودم نمی آورم

    خودم را میزنم به بیخیالی که ذره ای مهر من در دلت جای ندارد

    خودم را می زنم به بیخیالی که عقلم ، قلبم را وادار نکند قیدت را بزند

    آخر نمی دانی که

    قید تو

    شاهرگ زندگی من است

    بزنم

    خود ابتدا جان خواهم سپرد

    این روزها یک جور تلخی آرومم

    گویا که مرده ام ،

    مرگ برایم مردن نیست

    از این دنیا رفتن نیست ،

    مرگ از یاد تو رفتن و جایی در قلب تو نداشتن است....

    و من مرده ام .....
     
  6. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    سایه های شب های دلتنگی

    افتاده است روی قلبم

    و به هیچ وجه دست بردار نیست

    میخواهد هر طور شده تورا ببیند

    ندای قلبم در سکوت فریاد میزند

    دلتنگت است و

    گویی طلبکار است

    فکر کنم تو یه دوستت دارم به او بدهکاری

    حالم خوب نیست

    مشکل خاصی ندارم

    جز یک دلتنگی نفس گیر .....
     
  7. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    وست داشتنت .....

    قهوه داغیست

    که هنگام رانندگی

    درشلوغی جاده

    در شبی زمستانی نوش میکنم

    همانقدر احمقانه ....

    همانقدر دلچسب.......

    ........................................



    کاش می فهمیدم

    روزی که در طرح ترافیک نگاهت قرار گرفتم

    جایی برای نفس کشیدنم نخواهد بود

    در شهرش شلوغ چشمهایت
     
  8. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    ی گن بارون که میزنه بوی خاک بلند می شه

    اما اینجا بارون که میزنه بوی خاطره هات بلند می شه

    بوی عطرت میپیچه به پروپام لعنتی

    صدای بارون برام آشناس

    صدای هق هق های آسمون

    میدونی چرا ؟

    نه نمیدونی لعنتی

    نمی دونی هزاران بار این صدارو از اعماق وجود خودم شنیدم

    صدایی عه که

    رنگ تنهایی

    بوی فراق

    ودرد دوری داره

    توکه مثل من نبودی

    توکه بغض قصد خفه کردنت و

    گریه قصد بریدن نفساتو نداره

    تو که عاشق نیستی

    من عاشقم

    من باختم

    اونم بد چیزی رو

    دلمو

    دلمو باختم و حالا خودمو زندگیمم دارم میبازم
     
  9. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    شک روی گونه هام یه یادگاریه●♪♫

    اشک جزو زندگیمه خیلی عادیه●♪♫

    اشک همدم چشای بی قرارمه●♪♫

    اشک مرهم غمای گنگ و مبهمه●♪♫

    اشک یعنی من دلم گرفته از همه●♪♫

    اشک یعنی جای من تو زندگیت کمه●♪♫

    اشک حرف بی صدای قلب خستمه●♪♫

    اشک رنگ عشقه رنگ غربت و غمه●♪♫

    اشک آبروی عشقه روی صورتم●♪♫

    جای تو یه آینه مونده توی خلوتم●♪♫

    راه نداره دل به دل که خیسه چشم من●♪♫

    اشک یعنی با سکوت شب یکی شدن●♪♫

    گریه می کنم به حال و روز بی خودم●♪♫

    اشک یعنی کاش عاشقت نمی شدم●♪♫

    زل زدم به آینه جای چشم تو هنوز●♪♫

    دوست ندارم این عذابو حس کنی یه روز●♪♫

    اشک یعنی وایسادن تو اوج خستگی●♪♫

    درد قلب که نمی شه جایی هم بگی●♪♫

    رنگ در پریده بس که منتظر شدم●♪♫

    تو بهم بد نکردی بد شدم خودم●♪♫

    پرسه می زنم دوباره زیر آسمون●♪♫

    اشک یعنی هوای توی خونمون●♪♫
     
    • لایک لایک x 1
  10. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    مدام دلتو میشکنن و سکوت میکنی

    هیچی نمی گی

    حتی اخم هم نمی کنی

    بلکه حتی مهربونتر از قبل می شی

    و زخمای قلبت بیشتر میشه

    آخر سر قلبتو بر میداری و

    آروم و بی سرو صدا میری

    بعد اسمتو میذارن

    بی معرفت

    بترس از روزی که بی معرفت شم ...

    از روزی که آه بکشم ...

    بترس بی معرفت .....
     
    • لایک لایک x 1
  11. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    بايد يک نفر بنشيند ، دست بگذارد روي شانه ات از ته دل بگويد :

    چه مرگت است ديوانه جان ؟

    سفت بغلش کني و تمام خوب نبودن هايت از چشم هايت بزند بيرون !

    .

    ميداني ..

    وقتي ميگويي “هميشه کنارت ميمانم”

    درست مثل اين است که آدم فيلم تاريخي ببيند ،

    و خدا خدا کند شخصي که دارند اعدام اش ميکنند زنده بماند …

    .

    هر روز دوست داشتنت را از اول مرور ميکنم ، مبادا لحظه اي بي تو از قلم بيفتد !

    کار که از محکم کاري عيب نميکند …

    .

    عاشق شدن قصد و هواي دلم نبود !

    او آمد و کار دلم را خراب کرد …

    .

    ميخواستم کمي ، فقط کمي ؛

    دوستت داشته باشم …

    از دستم در رفت ، عاشقت شدم !

    .

    بايد چيزي باشد که پابندت کند ، که در گوش ات بخواند ؛ نرو !

    آدم يک سال با ديوار هم حرف بزند ، پنجره‌ وار دوستش خواهد داشت …

    .

    براي شما را نميدانم ، اما زندگي ما يک روز دارد به نام جمعه !

    اين لا مذهب غمي دارد ،

    که هزار تا بغض از کنارش ميزند بيرون …

    .

    آنزيم ها هم جايگاه فعال دارند ،

    يعني با چيزي جز آن اصل کاري جفت نمي شوند

    جز آن را نمي خواهند ..

    حالا تو هي از من بپرس :

    چرا من !!
    دل نوشته

    تو همان شيريني دوران کودکي هستي که مي‌ گذاشتند بالاي کمد !

    و من هنوز ،

    دستم به تو نمي‌ رسد …

    .

    تو را به جان عزيزت

    به حالم خوب است هاي من شک کن ،

    شک کن به اين چيزي نيست ها ..

    درست ميشود ها ..

    در آغوشم بگير و بگذار

    تا ميتوانم ، با خيال راحت خوب نباشم …

    .

    دوست داشتن ،

    يک نوع تومـور بدخيم است !

    پخش ميشود در بدن ..

    تا به خودت بيايي ميفهمي که بايد ،

    نفس هاي آخـرت را بکشي !

    .

    زن اگر عاشق نباشد ،

    نه قرمه سبزي جا مي‌ افتد ، نه چروک هاي پيراهن صاف ميشود !

    زن اگر عاشق نباشد ،

    هيچ خسته نباشي و برايت چاي بريزمي ، حق مطلب را ادا نميکند …

    مرد هم که عاشق نباشد ،

    چارخانه هايش

    نه با شعر امن ميشود

    نه با آغوش …

    .

    چه بيکران ندارمت …

    چه عاشقانه نيستي …!
     
  12. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,064
    امتیازات:
    +14,059 / -303
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    من از اون آسمون آبی میخوام
    من از اون شب های مهتابی میخوام
    دلم از خاطره های بد جدا
    من از اون وقتای بی تابی میخوام
    من میخوام یه دسته گل به آب بدم
    آرزوهامو به یک حباب بدم
    سیبی از شاخه ی حسرت بچینم
    بندازم رو آسمونو تاب بدم
    گل ایوون بهاره دل من یه بیابون لاله زاره دل من
    من از اون اسمون ابی می خوام
    من از اون شبهای مهتابی می خوام
    دلم از خاطره های بد جدا
    من از اون وقتای بی تابی می خوام
    مثل یک دسته گل عقاقیا
    دلم آواز میکنه بیا بیا
    تو میری پشت علفها گم میشی
    من میمونم و گل عقاقیا
    گل ایوون بهاره دل من یه بیابون لاله زاره دل من

    سیب_ سیمین غانم
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/4/24
    • لایک لایک x 4
  13. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,064
    امتیازات:
    +14,059 / -303
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
    نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
    هر چی من بهش نصیحت می کنم
    که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه
    میگه یا اسم آدم دل نمی شه
    یا اگه شد دیگه عاقل نمی شه
    بهش میگم جون دلم این همه دل توی دنیا
    چرا یک کدوم مثل دل خراب و صاحب مرده ی من
    پا پی زن های خوشگل نمیشه ((:
    چرا از این همه دل
    یک کدوم مثل تو دیوونه ی زنجیری نیست
    یک کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه
    میگه یک دل مگه از فولاده
    که تو این دور و زمونه چششُ هم بذاره
    هیچ چیزی نبینه یا اگه چیزی دید
    خم به ابروش نیاره
    میگم آخه بابا جون
    اون دل فولادی
    دست کم دنبال کیف خودشه
    دیگه از اشک چشش
    زیر پاش گلِ نمی شه
    میگه هر صید که می شه قلب باشه
    میگه هر صید که می شه قلب باشه
    اما هر چی قلب شد دل نمی شه
    نه دیگه نه دیگه
    نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
    نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

    بیژن مفید
     
    • لایک لایک x 1
  14. Nemesys

    Nemesys کاربر انجمن خاک خورده

    ارسال‌ها:
    601
    امتیازات:
    +7,947 / -226
    نام مرکز سمپاد:
    Sh.HiddenHand
    شهر:
    MrvDsht
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    Civil Aviation Technology College
    رشته دانشگاه:
    Aircraft Maintenance Engineering
    دلت که می لرزید من با چشام دیدم
    تو ظل تابستون چقدر زمستونه

    هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب
    به مادرم گفتم هنوز بارونه

    قطار رد شد و رفت مسافرا موندن
    مسافرا که برن قطار می مونه

    تو برف بارونی قطار قلب منه
    قلب شکسته ی من تو برف مدفونه

    دونه به دونه غمی ریل به ریل شبم
    غم توی خونه ی من هر شبو مهمونه

    بگو شب بخوابه من بیدارم
    من شبو زنده نگه میدارم

    بگو شب بخوابه من بیدارم
    من شبو زنده نگه میدارم

    یه شب که سردم بود به مادرم گفتم
    هوا که سرد میشه یاد تو میفتم

    طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست
    تو ظل تابستون تو کوچه برف نشست

    مسافرا شعرن تو برف و بارونی
    قطار قلب منه چشم تو پنجره هاش

    پنجره ها بستن مسافرا خستن
    ببار تا دم صبح به فکر هیچی نباش

    دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم
    کاشکی یه روز صب شه کاش فقط ای کاش

    بگو شب بخوابه من بیدارم
    من شبو زنده نگه میدارم

    بگو شب بخوابه من بیدارم
    من شبو زنده نگه میدارم

    قطار - چاوشی
     
    • لایک لایک x 4
  15. negaar_mgd

    negaar_mgd کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    127
    امتیازات:
    +779 / -16
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شهرکرد
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    • لایک لایک x 2
  16. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,064
    امتیازات:
    +14,059 / -303
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
    از من آزرده دل کی دگر بینی نشان
    رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان
    از من آزرده دل کی دگر بینی نشان
    رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    از من دیوانه بگذر
    بگذر ای جانانه بگذر
    هر چه بودی
    هر چه بودم
    بی خبر رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    شمع بزم دیگران شو
    جام دست این و آن شو
    هر چه بودی
    هر چه بودم
    بی خبر رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    بعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتم
    دیگر از دست تو می نمی نوشتم که رفتم
    با دل زود آشنا گشتم از دامت رها
    بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم
    بی وفا بی وفا بی وفا رفتم که رفتم

    من نگویم که به درد دل من گوش کنید
    بهتر آن است
    بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

    عاشقان را بگذارید بنالند همه
    عاشقان را بگذارید بنالند همه
    مصلحت نیست
    مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
    من نگویم که به درد دل من گوش کنید
    بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

    شمع بزم دیگران شو
    جام دست این و آن شو
    هر چه بودی
    هر چه بودم
    بی خبر رفتم که رفتم
    رفتم که رفتم

    بانو مرضیه
    گروه کر دختران
     
    • لایک لایک x 3
  17. sabili

    sabili کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    111
    امتیازات:
    +768 / -25
    نام مرکز سمپاد:
    فزرانگان
    شهر:
    سراب
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    کوروش یغمایی - گل یخ

    غم ميون دوتا چشمون قشنگت، لونه كرده

    شب رو موهاي سياهت، خونه كرده

    دوتا چشمون سياهت، مث شبهاي منه

    سياهي هاي دو چشمت، مث غمهاي منه

    وقتي بغض از مژه هام پايين مياد، بارون ميشه

    سيل غم آباديمْ، ويرونه كرده

    وقتي با من مي موني، تنهاييمْ باد ميبره

    دو تا چشمام بارون شبونه كرده

    بهار از دستاي من پر زد و رفت

    گل يخ توي دلم جوونه كرده

    تو اتاقم دارم از تنهايي آتيش ميگيرم

    اي شكوفه توي اين زمونه كرده

    چي بخونم؟ جوونيم رفته، صدام رفته ديگه

    گل يخ توي دلم جوونه كرده
     
    • لایک لایک x 1
  18. علیـــــــ

    علیـــــــ کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    565
    امتیازات:
    +7,482 / -447
    نام مرکز سمپاد:
    چهارراه لشگر
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    امیرکبیرشون
    رشته دانشگاه:
    دوتا ۲
    واقعا بعد از اینکه 50 روز میگذره از اینکه یه بسیجی باهام حرف نمیزنه و از قضا کسیه که هر صبح و شب میبینمش... و اینکه امروز تو پارک یکی از دوستان بهم گفت بسیجی و یه سری اتفاق دیگه که افتاده همش این تکست یاس داره تو ذهنم تکرار میشه : ) :

    همین مونده اینا برام تز بدن فقط بهت اینو لای پرانتز بگم
    ما خیلی کارا کردیم نگفتیم که ریا نشه این روزا قضاوت هر کی از رو قیافشه

    واسه من این قصه ها عادیه همه قاضی شدن این استعداد ذاتیه
    بری میگن فرار کرد وطن فروش اگه بمونی هم میگن یارو اطلاعاتیه

    زنده باد حاشیه تو مغزش چیاست یارو آدم حساب کار دستش میاد
    کار درست رو میکنی میگن قصدش ریاست کاری هم نکنی میگن قلبش سیاست

    یاس #سرکوب

    یا به قول حافظ : در نظربازی ما بی خبران حیرانند /من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند : )
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/5/23
    • لایک لایک x 4
  19. h@dis

    [email protected] کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +151 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
     
  20. پرنیان.ک

    پرنیان.ک کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,064
    امتیازات:
    +14,059 / -303
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    می گریزم می گریزم
    اشک حسرت از چه ریزم
    برو برو کز دامت جَستم
    گشوده پر از بامت جَستم

    یاد از تو دگر نکنم نکنم
    سوی تو نظر نکنم نکنم
    تو را رها کردم با دگران
    گذشتم از تو چون رهگذران

    رفتم کز تو دِگر بیگانه شوم
    بهرِ شمع دگر پروانه شوم
    مهری دیگر با تو ندارم
    در کوی تو پا نگذارم
    بگذَر از من کز تو گذشتم
    از دل تا کی ناله برآرم

    نازک طبعی چو برگ گل بودم
    به دستت افتادم، پرپر گشتم، پرپر گشتم

    اشکی بودم درون بحرِ غم
    چو قطره باران گوهر گشتم ،گوهر گشتم

    به حال خود بگذارم
    به حال خود بگذارم
    به دست غم بسپارم
    که بی تو تنها بروم
    برو برو تا بروم
    ...
    معینی کرمانشاهی
    بانو مرضیه
     
مدیران: /muhammad\, پرنیان.ک