رمان ماجرای بچه های بدشانس

شروع موضوع توسط iamme1889 ‏2011/5/7 در انجمن فانتزی

مدیران: mohad_z
  1. iamme1889

    iamme1889 کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    9
    امتیازات:
    +2 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی 4
    شهر:
    تهران
    تا حالا مجموعه ی 13 جلدی رمان ماجرای بچه های بدشانس رو خوندین ؟
    نظرتون راجع بهش چیه ؟
    راجع به شخصیتهاش ؟
    نویسندش ؟
    گرافیستش ؟
     
  2. lof

    lof کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,881
    امتیازات:
    +11,185 / -259
    نام مرکز سمپاد:
    هاشمی نژاد 1
    شهر:
    مشهد
    دانشگاه:
    پلى تكنيك تهران
    رشته دانشگاه:
    مهندسى معدن
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    فک کنم 3 سال پیش تمومش کردم

    من زیاد ادبیاتشو نمیپسندم یکم بچه گونس!

    از اون شخصیتاش هم بیشتر از همه ویولت رو دوست داشتم

    نویسندش هم خوب نوشته ولی واسه بچه ها!

    گرافیستش که خداس!

    خیلی باحال کشیده!

    حتی اون کتاب جلد زرده که الان اسمش یادم نیست رو خوندم

    به نظرم این کتاب زرده جذاب تر از خود مجموعه بود!

    من که دوسش داشتم
     
  3. iamme1889

    iamme1889 کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    9
    امتیازات:
    +2 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی 4
    شهر:
    تهران
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    نویسندش دوئل غیر مجاز با شمشیر داره
    گرافیستش هم روانیه محضه
     
    • لایک لایک x 1
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  4. parnian.d

    parnian.d کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,471
    امتیازات:
    +6,842 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    فرزنگان1 بندرعبّاس
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    داروسازی
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    راهنمایی بودم خوندمش. عاشقش بودم و هستم. باهاش زندگی کردم. با اتفاقاش... رمزاش... شخصیتاش... یکی از کتابایی بود که واقعا" درگیرش شدم. نامه های رمزی بئاتریس رو رفتم تو خود انتشاراتیش دیدم. انقدر خوب بود... به خصوص چون چاپ نشده بود!
    شخصیت بچه ها جالب بود. اینکه هرکدومشون یه خصوصیت بارز داشتُ دوست داشتم.
    اگه نقاشی نداشت شاید واسه تصویرسازی شخصی خودم راحت تر بودم. با این حال اونم دوست داشتم
    شاید اگه تو این سن میخوندمش ازش خوشم نمیومد. ولی به موقع خوندمش و هیچ وقت فراموشش نمیکنم:)
    the world is quiet here
     
    • لایک لایک x 5
  5. روژین د.

    روژین د. کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,270
    امتیازات:
    +9,152 / -114
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1 تهران
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    علوم پزشکی تهران
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    خب همینه که کتابو جذاب میکنه! اما خب کاملا مشخصه که برای سنین راهنمایی و شاید 4ام 5ام دبستان نوشته شده.من خودم واقعا دوستشون داشتم. اول راهنمایی بودم فکر کنم میخوندم داداشمم که 3سال از من کوچیکتره پا به پای من میخوند! شاید منم الان بخونم به نظرم لوس بیاد اما برای همون سن کاملا جذابه!
     
    • لایک لایک x 1
  6. iamme1889

    iamme1889 کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    9
    امتیازات:
    +2 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی 4
    شهر:
    تهران
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    منم دومم دیگه :)
    اما واقعا جالب بود .
    لمونی اول داستان میاد از داستان بد میگه آدم رو ترغیب میکنه بری ادامش رو بخونه
    واقعا عالی بود
    اما به لمونی نمی خوره یه داستان نویس باشه
    منظورم اینه که شغلش داستان نویسی باشه
    آخه فضا ها رو خوب نساخته بود :-&
    و در کل همه چی گنگ بود :eek:
    اما کاچی به از هیچی :D
     
    • لایک لایک x 1
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  7. panther

    panther کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,428
    امتیازات:
    +2,522 / -150
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    علوم پزشکی هرمزگان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    جلده 13 رو که سالیان سال پیدا نمیکنم!
    بد نبود! خیلیییی نا امیدانه بود!
    واسه یه بچه کهع میخواد بخونه یکم....
    راستی چرا فیلمش رو ادامه ندادن ؟ :(
     
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  8. Mahdiye.Z

    Mahdiye.Z کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    272
    امتیازات:
    +1,897 / -19
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    مشهد
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من اينو خيلي وقت پيش تموم كردم...بچه بودم! نمي دونم با چه عقلي ماجراشو باور كردم! خصوصا وقتي كه زندگينامه ي لموني اسنيكت رو خوندم!
    جالب بود...اما بعضي از توضيحاتش طولاني و اضافه بود...خسته مي شدم!..مثلا جايي كه در مورد تك تك لايه هاي پياز و شباهتش با زندگي بودلر ها توضيح مي داد!
     
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  9. rezat

    rezat کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    14
    امتیازات:
    +10 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    علم و صنعت
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    خیلی وقت پیش خوندم...اونقدر گذشته که هیچی یادم نمیاد...کلاوس بهترین شخصیتش بود... :-?
     
  10. روژین د.

    روژین د. کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,270
    امتیازات:
    +9,152 / -114
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1 تهران
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    علوم پزشکی تهران
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    منم حس کردم گنگه اما فکر کنم از خصوصیات کتاب بود.یعنی خود نویسنده خواسته گنگ باشه نه اینکه تواناییه گنگ ننوشتن رو نداشته بوده باشه.
    واسه یه بچه که کتاب رو بخاطر ماجراهاش میخونه شاید حوصله سر بر باشه.اما احتمالا همین تیکه هاشه که شاید یه آدم بزرگ رو جذب کنه.
     
    • لایک لایک x 1
  11. lindaa

    lindaa کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    573
    امتیازات:
    +3,977 / -386
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    ابرشهرقدیم (نیشابور)
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من دو,سه جلدشو خوندم!
    اولش خیلی قشنگ شروع میشه فقط اخراش به قشنگی اولش نیست به نظرمن!ولی واقعا فکر خلاقی داشته نویسندش!
    بعضی قسمتاش واقعا میخوادگریم بگیره براشون! :((
     
    • لایک لایک x 1
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  12. settareh

    settareh کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,733
    امتیازات:
    +4,846 / -108
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من سوم دبستان که بودم 12 جلدشو خوندم . پنجم که بودم جلد 13ش اومد که اونم خوندم. بعدشم زندگی نامه لمونی اسنیکت ُ خوندم. تابستونی که میرفتم اول هم همشونو دوره کردم.
    اون بار اولی که خوندم؛ داستان ُ باور کردم. :-" ینی جدا فکر کردم یه جور مستنده :D
    بعدا پنجم که دوره کردم به این نتیجه رسیدم که تخیله . (!) :))
    ولی داستانشو کلا دوست داشتم، اون حالت گنگ ـش ُ دوست داشتم. توصیفا و توضیحای نویسندشم دوست داشتم!
    ولی در نهایت چند تا سوال موند که هنوز اذیتم میکنه :
    1. سانی میگن کوچولو بود، ولی چـــنـــد سالش بود؟
    2. اون علامت سواله (که تو زیر دریایی هم نشون داده میشد) چی بود؟ (همون که سه قلو ها رو هم ربود)
    3. بئاتریس یه شخصیت واقعی بوده که لمونی عاشقش بوده و واقعا مادر این سه تا بچه بوده؟

    بین کتاب ها هم، آسانسور قلابی، سالن خزندگان، آبشار یخ زده ، شروع ناگوار و خطر ماقبل آخر عــالی بودن، "پایان" خوب بود، پنجره غم انگیز و کارگاه مصیبت بار و غاز غم انگیز بدک نبودن، از سیرک مرگبار و دهکده شوم و بیمارستان خطرناک هم اصـــــلا خوشم نیومد.

    از جلد 7 (دهکده شوم) به بعد هم کلا اوضاع عوض میشه، دیگه تحت سرپرستی قانونی (!) نیستن، فراری ــن و اینا. :D
    توی کتاب زندگی نامه لمونی اسنیکت هم از اون جایی که وسایل لازم برای تغییر قیافه رو توضیح میده خیلی خوشم میاد :D
    اون عکسی که از سه قلو های کواگمایر میذاره هم جالبه :D
     
    • لایک لایک x 6
  13. afroDt

    afroDt کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    866
    امتیازات:
    +4,887 / -44
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فرزانگان 1
    شهر:
    تهرانــــــــــ
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من چارم دبستان بود 3 جلد اولش رو خودم بعد دیگه کاملا خسته شدم...

    اصن خیلی لوس بود احساس میکنم...( :-" نزنین منو...)

    تا اونجایی که من خودم همش موضوعش این بود که سرپرستیشون عوض میشه...همین! واسم خسته کننده شده بود!

    بعد از اونجایی هم که من همش حدس میزدم اون آقا بده( حق دارم اسمش یادم نباشه!) کیه...کاملا واسم کتاب مشخص بود...

    واس همین فقط 3 جلدش رو خوندم!
     
    • لایک لایک x 1
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  14. golnaz

    golnaz کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    56
    امتیازات:
    +189 / -12
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 3
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    زیادی تخیلی بود اون مرده سرپرستشون که اسمش یادم نیست گاگول ترین آدم رو کره ی زمین بود ~X(
     
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  15. مهسا.ق

    مهسا.ق کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,104
    امتیازات:
    +3,289 / -94
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فرزانگان 1
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    دانشگاه تهران
    رشته دانشگاه:
    نرم افزار
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    اولین رمانی بود که خوندم
    واقعا فک می کنم برا اون موقع خوب بود
    اون موقع دوستش دارم و فقط چون باش به عنوان اولین رمانم خاطره دارم یادم هستش
    اسم اون مرده هم کنت الاف هست
    اگه اشتباه نکنم
    شخصیت ویولت رو خیلی تو اون سن دوس داشتم
    گرافیستش خیلی خوب بود :D
     
  16. m-hadi

    m-hadi کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    664
    امتیازات:
    +679 / -29
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    13
    دانشگاه:
    علم و صنعت
    رشته دانشگاه:
    برق
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من عادت ندارم کتابی رو نصفه نیمه بخونم. اصلا جذبم نمیکرد اونم بدلیل جو تخیلی احمقانش. تمام دنیا رو یه سری احمق و ابله فرض میکرد که هیچ درک و شعوری ندارن و فقط این 4 تا بچه میفهمند و اون کنت الاف !
    کلا حتی در سن اول - دوم راهنمایی هم جذبم نکرد
     
    • لایک لایک x 1
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  17. sogand1374

    sogand1374 کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,858
    امتیازات:
    +8,937 / -177
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تبریز
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    منم خوندم.اون بیمارستانش رُ :D
    میدونی... 8->
    اون.حالت رمزی عی که داشت خوب بود.
    امّا احساس کردم واسه بچه های چهارم و پنجم ابتدایی خیلی چیزه شاخی میتونه باشه ولی نه واس من
    :D :-"
     
  18. mah sa

    mah sa کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    453
    امتیازات:
    +1,614 / -24
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1 شیراز
    شهر:
    شیراز
    سال فارغ التحصیلی:
    1394
    رشته دانشگاه:
    دندانپزشکی
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    اولین رمان جدی بود ک خوندم کلا از اینجور داستنا ک شخصیت های خوب مطلق و بد مطلق داره خوشم نمیاد اخرشم نفهمیدمvfdچی بود...
     
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  19. parand

    parand کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    117
    امتیازات:
    +695 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    دبيرستان فرزانگان 1 تهران
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    دانشگاه صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    مهندسی کامپیوتر - نرم افزار
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من دوم دبستان بودم كه اينو شروع كردم به خوندن!
    اون موقع كلي از اين رمز و اينجور چيزاش خيلي خوشم ميومد!
    يا اون تشبيه هايي كه ميكرد...
    يا اون اصطلاحاتش!(من دژوو و لپتيت مغ و كرانيو اكتومي و مدوسوييد ميسيليوم رو از اونجا ياد گرفتم!)
    كلا بچه بودم كلي حال كردم باهاش!
    (12 ش كه اومد دوستم قبل از اينكه خودش بخونه داد من بخونم بعد من نوشابه ريختم روش! :-" :-[ هيچوقت يادم نميره!خيلي بد بود!)
     
    • لایک لایک x 4
  20. pucy cat

    pucy cat کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    985
    امتیازات:
    +2,440 / -133
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فرزانگان 4
    شهر:
    تهــران
    پاسخ : رمان ماجرای بچه های بدشانس

    من عاشق اینام خدانن یعنی
    یه سال باهاشون زندگی کردم
    ولی اونجاهاش که بعضی کلمات بچه گانرو توضیح داده بود دلم میخواست با کله برم تو دیوار :D
    ولی در کل عالی بود
    فیلمشم ساختن
     
    • لایک لایک x 1
مدیران: mohad_z