قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

شروع موضوع توسط سیاوش ‏2010/9/18 در انجمن کتب و مجلات

  1. aliiii9

    aliiii9 کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,383 / -78
    نام مرکز سمپاد:
    شهیدبهشتی1
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    عادت ناجوان مردانه ترین بیماریست،
    زیرا هر بد اقبالی را به ما می قبولاند، هردردی را و هر مرگی را.

    در اثر عادت، در کنار افراد نفرت انگیز زندگی می کنیم، به تحمل زنجیرها رضا می دهیم، بی عدالتی ها و رنجها را تحمل می کنیم.
    به درد، به تنهایی و به همه چیز تسلیم میشویم.

    عادت، بی رحمترین زهر زندگیست. زیرا آهسته وارد می شود، در سکوت، کم کم رشد می کند و وقتی کشف می کنیم که چطور مسموم آن شده ایم، می بینیم که هر ذره بدن مان با آن عجین شده است، می بینیم که هر حرکت ماتابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمی کند.

    یک مرد
    اوریانا فالاچی
     
    • لایک لایک x 7
  2. شیـوا

    شیـوا کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    222
    امتیازات:
    +9,292 / -23
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    همدان
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علوم پزشکی همدان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    It's the time you spent on your rose that makes your rose so important...People have forgotten this truth, but you mustn't forget it. You become responsible forever for what you've tamed. You're responsible for your rose.
    The little prince​
     
    • لایک لایک x 4
  3. negaar_mgd

    negaar_mgd کاربر فعال

    ارسال ها:
    62
    امتیازات:
    +228 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شهرکرد
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    و حالا همه چیز تمام است.کار من با این دنیا به پایان رسیده است. آخرین اتم های جسمم با سرعتی بیش از سرعت نور،سقف تماشا خانه، شهر، و دنیا را ترک میکنند و دورتر و دورتر می روند.من رهسپار دنیای جدیدی هستم.به سوی ماجرا های جدید و حیاتی دیگر می روم.به دنیای آرامش! خداحافظ، دارن شان! دوستان و همپیمانانم، خداحافظ! فقط همین! ستاره ها مرا به سوی خود می کشند. انفجار فضا و زمان.گذشتن از سد های واقعیت کهنه.جدا شدن،یکی شدن، حرکت به جلو. نفسی روی لب های جهان.همه چیز، همه دنیاها، همه زندگی ها.همه چیز یک بار و هرگز.آقای کرپسلی منتظر است.صدای خنده از آن سو، از آن دور ها.دارم می روم...من...رفتم.

    حماسه ی دارن شان_جلد آخر(پسران سرنوشت)
    دارن شان
     
    • لایک لایک x 3
  4. شیـوا

    شیـوا کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    222
    امتیازات:
    +9,292 / -23
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    همدان
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علوم پزشکی همدان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    هیچکس، هرگز کاری را تنها به خاطر دیگران انجام نداده است، همه‌ی اعمال ما خودمدارانه‌اند، هر کس تنها در خدمت خویش است، همه تنها به خود عشق می‌ورزند. به نظر می‌رسد از صحبتم متعجب شده‌اید. این‌طور نیست؟ شاید به کسانی می‌اندیشید که به آن‌ها عشق می‌ورزید. بیشتر فکر کنید تا دریابید که آن‌ها را دوست ندارید: آنچه دوست می‌دارید، حس مطبوعی است که از عشق ورزیدن به آنان در شما ایجاد می‌شود! شما اشتیاق را دوست دارید، نه کسی که اشتیاق را برمی‌انگیزد.

    وقتی نیچه گریست
     
    • لایک لایک x 9
    • دیسلایک دیسلایک x 3
  5. aliiii9

    aliiii9 کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,383 / -78
    نام مرکز سمپاد:
    شهیدبهشتی1
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    اگر کاسه‌ی خود را بیش از اندازه پُر کنید؛ لبریز می‌شود !
    چاقوی خود را بیش از حد تیز کنید؛ کند می‌شود !
    در پیِ پول و راحتی باشید، دلتان هرگز آرام نمی‌گیرد ...
    دنبال تایید دیگران باشید؛ برده آن‌ها خواهید بود ...!
    کار خود را انجام دهید، سپس رها کنید، این تنها راه آرامش یافتن است ...

    تائوتچینگ
    لائوتسه
     
    • لایک لایک x 13
  6. "Mehrab"

    "Mehrab" کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۸

    ارسال ها:
    205
    امتیازات:
    +2,304 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    پدربزرگ من...
    چیز زیادی ازش یادم نمیاد جز اینکه شطرنج بازی کردن رو بهم یاد داد.
    هر بار که بازیمون تموم میشد و مهره ها رو توی جعبه ش میذاشتیم، یه چیز بهم می گفت، هنوز صدای آرومش تو گوشمه

    "میبینی کرول! زندگی مثل شطرنجه،
    وقتی بازی تموم میشه همه مهره ها، پیاده ها، شاه ها و وزیرها‌ همه به یک جعبه برمیگردن."

    دروغگویی روی مبل
    اروین دی یالوم
     
    • لایک لایک x 11
  7. "Mehrab"

    "Mehrab" کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۸

    ارسال ها:
    205
    امتیازات:
    +2,304 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    تلخ‌ترین قسمت زندگی اونجاست که آدم به خودش میگه چی فکر می‌کردیم و چی شد!

    خواب زمستانی
    گلی ترقی
     
    • لایک لایک x 5
  8. Hotaru

    Hotaru کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    212
    امتیازات:
    +1,868 / -31
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 4d
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    زیست‌شناسیِ دریا
    [​IMG]
    Richard Dawkins, God Delusion —
     
    • لایک لایک x 7
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  9. شیـوا

    شیـوا کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    222
    امتیازات:
    +9,292 / -23
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    همدان
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    علوم پزشکی همدان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    هیچ‌وقت همه چیز درست نمی‌شود؛ چون توقعات ما بیشتر می‌شود، و تغییر می‌کند. هیچ قله‌ای آخرین قله نیست. رسیدن غم‌انگیز است. «راه بهتر از منزلگاه است.» برویم بی آنکه به رسیدن بیندیشیم؛ اما واقعا برویم.

    یک عاشقانه آرام ، نادر ابراهیمی
     
    • لایک لایک x 7
  10. sabili

    sabili کاربر فوق فعال

    ارسال ها:
    109
    امتیازات:
    +752 / -25
    نام مرکز سمپاد:
    فزرانگان
    شهر:
    سراب
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    عشق رو با هر کس تجربه نکن
    عشق چیز قشنگیه نزار ازش متنفر بشی
    تنها بمون ، سالها تنها باش
    اما روحتو با کسی قسمت نکن که نمیفهمتت
    انقدر تنها بمون تا اون کسی که از درونت خبر داره پیدات کنه

    اگر توانستی - خودم ( ایشاالله در سال های بعدی چاپ میشه )
     
    • لایک لایک x 9
  11. "Mehrab"

    "Mehrab" کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۸

    ارسال ها:
    205
    امتیازات:
    +2,304 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    گاهی باید رفت و آنچه ماندنی است را جا گذاشت
    مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند...
    رفتنت، ماندنی می شود
    وقتی که باید بروی، بروی!
    و ماندنت، رفتنی می شود
    وقتی که نباید بمانی، بمانی...!

    گریزدلپذیر
    آنا گاوالدا
     
    • لایک لایک x 5
  12. مار

    مار کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال ها:
    1,732
    امتیازات:
    +22,027 / -288
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علامه طباطبایی
    رشته دانشگاه:
    روان شناسی
    ربیع معمولا حمایت‌گرانه دستش را دور شکم کرستن می‌گذارد. آنچه داخل آن اتفاق می‌افتد ورای فهم آن‌هاست. آنان هر دو می‌دانند چطور هزینه ها را برنامه‌ریزی کنند، مسیر رفت و آمد بچه و چیدمان خانه را طراحی کنند. چیزی که آن درون است هم می‌داند که چطور برای خودش جمجمه و قلبی بسازد که تقریبا قرار است یک قرن کار کند؛ آن هم بدون هیچ استراحتی حتی به اندازه ی یک تپش.

    سیر عشق_ آلن دو باتن
     
    • لایک لایک x 5
  13. SaharTR

    SaharTR کاربر نیمه فعال

    ارسال ها:
    12
    امتیازات:
    +40 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان دوره دوم فرزانگان رفسنجان
    شهر:
    رفسنجان
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    اگر مالک طرح زندگی خویش نباشی اجازه داده ای که وجودت یک تصادف قلمداد شود!
    وقتی نیچه گریست
    اروین د.یالوم
     
    • لایک لایک x 11
  14. "Mehrab"

    "Mehrab" کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۸

    ارسال ها:
    205
    امتیازات:
    +2,304 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست. بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند سرآخر می‌میرند...!

    پاتریک دوویت
    برادران سیسترز
     
    • لایک لایک x 6
  15. thinker

    thinker کاربر فعال

    ارسال ها:
    31
    امتیازات:
    +179 / -19
    نام مرکز سمپاد:
    شهید رجایی
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.

    – ملت عشق اثر الیف شافاک
     
    • لایک لایک x 2
  16. "Mehrab"

    "Mehrab" کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۸

    ارسال ها:
    205
    امتیازات:
    +2,304 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    گاهى اوقات تصمیم به تمام کردن یک رابطه، حتى اگر به قیمت شکسته‌شدن قلبتان تمام شود، بزرگ‌ترین لطف در حق خودتان است!

    خودت باش دختر
    ریچل هالیس
     
    • لایک لایک x 10
  17. aliiii9

    aliiii9 کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    300
    امتیازات:
    +4,383 / -78
    نام مرکز سمپاد:
    شهیدبهشتی1
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    مهمترین چیز در زندگی چیست؟
    اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت: "غذا"

    اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت: "گرما" و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت: "مصاحبت آدمها" ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟!

    فیلسوفان می گویند، بلی!
    و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم؟

    دنیای سوفی
    یوستین گردر
     
    • لایک لایک x 15
  18. پرنیان.ک

    پرنیان.ک ...ordinary...

    ارسال ها:
    585
    امتیازات:
    +9,648 / -183
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    انسان، برای آن‌که حافظه‌اش خوب کار کند، به دوستی نیاز دارد. گذشته را به یاد آوردن، آن را همیشه با خود داشتن، شاید شرط لازم برای حفظ آن چیزی است که تمامیتِ منِ آدمی نامیده می‌شود. برای آن‌که من کوچک نگردد، برای آن‌که حجمش حفظ شود، باید خاطرات را، همچون گل های درون گلدان آبیاری کرد، و این مستلزم تماس منظم با شاهدان گذشته، یعنی دوستان، است. آنان آینه‌ی ما هستند، حافظه‌ی ما هستند؛ از آنان هیچ چیز خواسته نمی‌شود، مگر آن که گاه به گاه این آینه را برق اندازند تا بتوانیم خود را در آن ببینیم.

    هویت- میلان کوندرا
     
    • لایک لایک x 8
  19. علیـــــــ

    علیـــــــ کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    573
    امتیازات:
    +7,230 / -429
    نام مرکز سمپاد:
    چهارراه لشگر
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    دانشگاه:
    امیرکبیرشون
    رشته دانشگاه:
    دوتا ۲
    -حرف مردم بافتنی است شهلا جان... یکی زیر، یکی رو... گفتم ت که... نه به زیر و روی بافتنی ِ حرف ِ مردم کاری دارم، نه به پشت و روی سجل ت...
    +حالا حرفِ بافتنی می زنید... دو روز دیگر،خود شما که پشیمان شدید از بودنِ با من، مثل لباس چروکِ پاره پاره مرا...
    قیدار سرش را می گیرد به سمت شهلا و به ابروهاش گره می اندازد و اخم میکند،بعد آرام میگوید:
    -زیاد تو زنده‌گی خطا کرده‌ام، خیلی بیشتر از تو؛ برای همین با آدمِ خطاکار راحت‌ ترم. آدمی که یک‌ بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن‌ تر از آدمی که تا به‌ حال پاش نلغزیده... این حرف سنگین است... خودم هم میدانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آکبند درآمد، فلزش معلوم می شود اما فلز خطا کرده رو است، روشن است.. مثل این کفِ دست، کج و معوج خطش پیداست. از آدمِ بی‌خطا می‌ترسم، از آدمِ دوخطا دوری می‌کنم، اما پای آدمِ تک‌خطا می‌ایستم...

    قِیدار - رضا امیرخانی - صفحه 31
     
    • لایک لایک x 6
  20. "Mehrab"

    "Mehrab" کاربر نیمه حرفه ای
    کنکوری ۹۸

    ارسال ها:
    205
    امتیازات:
    +2,304 / -52
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    آرامش خود را به هیچ چیز و هیچکس وابسته نکن تا همیشه آن را داشته باشی...!

    مرد تکثیرشده
    ژوزه ساراماگو
     
    • لایک لایک x 5