1. المپیاد المپیاد

    المپیاد

قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

شروع موضوع توسط سیاوش ‏18 سپتامبر 2010 در انجمن کتب و مجلات

  1. shnava

    shnava کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    979
    امتیازات:
    +3,639 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    دانشگاه شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمد ،
    بدون اینکه مجبورش کنی !

    مثل همه عصرها _ زویا پیرزاد
     
    • Like Like x 11
  2. shima.

    shima. کاربر فعال

    ارسال ها:
    60
    امتیازات:
    +960 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    مشهـد
    هرچند همیشه انتظارت را کشیده‌ام، هیچگاه آمادگی پذیرایی از تو را نداشته‌ام و همیشه این سوال وحشتناک برایم مطرح بوده است که نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی و نخواهی زاده شوی؟ نکند روزی به سرم فریاد بکشی که :"چه کسی از تو خواسته بود مرا به دنیا بیاوری؟ چرا مرا درست کردی؟ چرا؟"
    نامه‌ای به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی
     
    • Like Like x 6
  3. MHO

    MHO کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    1,041
    امتیازات:
    +8,034 / -27
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    مشهد
    پیتر شانه هاش را بالا انداخت."تو خیلی گنده ای،با اون موهای کوتاه ظاهر پلیدی هم پیدا کرده ای.روی انگشتهات پر از جای زخمه.پدر من هم همینطوری بود،البته مثل تو اینقدر زخم و زیلی نبود و دست های صاف و بی چین و چروکی داشت.ولی اون هم مثل تو ظاهر خشنی داشت.برادرهام هم همینطور.کوچیک که بودم مرتب من رو کتک میزدن"
    تدی گفت:"من قصد ندارم تو رو بزنم"
    "ولی اگه بخای میتونی.تو تواناییش رو داری،ولی من ندارم همین من رو آسیب پذیر میکنه و آسیب پذیر بودن باعث ترس و پریشونی من میشه."

    جزیره شاتر_دنیس لِهِین
    ترجمه:کوروش سلیم زاده


    +
    اگ فیلمشو دیده باشین،به کلمه "عالی" میرسین،اگر کتابشو بخونین،به "عالی تر".
    اگ هنوز فیلمشو ندیدین،کتابشو حتمن بخونین،بعد برین سراغه فیلمش.کتاب جذابیه ک کنار نمیذارین:]
     
    • Like Like x 5
  4. nils

    nils کاربر کنکوری

    ارسال ها:
    122
    امتیازات:
    +2,286 / -27
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 3
    شهر:
    مشهد
    آدم وقتی جوان است..
    به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند .

    چهل سالگی
    #ناهید_طباطبایی
     
    • Like Like x 3
  5. MHO

    MHO کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    1,041
    امتیازات:
    +8,034 / -27
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    مشهد
    "
    آرامش مونتاگ .بذار مردم سر اینکه کی بهتر شعر آهنگای محبوب یا اسم مرکز ایالتا یا میزان تولید سال پیش ذرت آیوا رو میدونه با هم رقابت کنن. مغزشونو پر از اطلاعات بی خطر کن،اینقد سرتاپاشونو پر از واقعیت کن که احساس خفگی کنن،البته اطلاعات بی خطر! بعد احساس میکنن دارن فک میکنن. در عین سکوت احساس تحرک میکنن. و شاد و خوشحال خواهند بود،چون اینجور واقعیتا به کسی آسیب نمیرسونه. دست و پاشونو با چیزای گیج کننده مثل فلسفه و جامعه شناسی نبند که به مالیخولیا ختم میشه. هرکی که بتونه ی دیوار تلویزیونی رو جدا و باز سر همش کنه(مپل بیشتر آدمای این دور و زمونه) از هر آدمی که مدام خطکش دستشه و سعی میکنه دنیارو خطکشی کنه و اندازه بگیره،شاد تره،چون تا احساس توحش و تنهایی نکنی،این کار نشدنیه. میدونم،خودم سعی کردم؛لعنتی.
    پس باشگاه ها و احزاب و آکروبات کارا و شعبده باز ها شجاع دلا و ماشینای جت موتورسیکلت های هلیکوپتری و سکس و هروئین و چیزای دیگه که واکتش خودبه خودی ایجاد میکنن رو بده به مردم. اگر درام بده،اگر فیلم هیچی تو خودش نداره،اگه نمایش پوچه،با صدای بلند دِرِمین منو از جا بپرون. گمونم خیلی راحت بهش واکنش نشون بدم،چون این فقط یک واکنش ناخودآگاهه .اما برام مهم نیست. فقط دلم یه سرگرمی ناب میخواد."

    فارنهایت 451_ری بردبری


    *کتاب فوق العاده جالبیه،نوعی پیشگویی در واقع ک رگه هایی از این پیشگویی مخوف رو میشه در دنیای امروزی هم دید و میشه امیدوار بود ک ادامه پیدا نکنه و تکمیل نشه در دنیای حال حاضر.به شدت پیشنهاد میشه،از دستش ندید.
    یک سر نخ،مثل کتاب تنهایی پر هیاهو،کتابیه درمورد کتاب!و در خفقان اوری،1984 اورول رو تو ذهن من نشوند(تا حدودی البته!).
    فیلم هم داره ک مال 1966 ک تروفت ساختش.


    "451 درجهٔ فارنهایت، دمایی است که کاغذ در آن شروع به سوختن می‌کند."
     
    • Like Like x 4