1. اگر سمپادی هستید برای دسترسی کامل به مطالب و امکانات سایت عضو شوید :
    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

شروع موضوع توسط سیاوش ‏2010/9/18 در انجمن کتب و مجلات

  1. iarsham

    iarsham کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    424
    امتیازات:
    +7,741 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    طلایه داران
    شهر:
    شیراز
    دانشگاه:
    تهران (هنرهای زیبا)
    رشته دانشگاه:
    طراحی صنعتی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    «کارم که تمام می شود و می روم تو رختخواب، همیشه با خودم می گویم کاش از خواب بیدار نشوم.کاش همانطور بخوابم.»
    _________________________________

    «هروقت اینجور فکر ها به سرم میزند ترس برم میدارد و نفسم سنگینی می کند. می دانی خیلی راحت تر است که به تناسخ عقیده داشته باشی. شاید در زندگی بعدی به صورت موجود ناجوری در بیایی. اما حداقل میتوانی تصور کنی که چه جوری می شوی. مثلا یک اسب یا یک حلزون. اگر هم یک چیز ناجور باشد شاید دفعه بعدی اش خوش شانس تر باشی.»[nb]تو یه قسمت از کتاب دو نفر درباره ی تناسخ صحبت میکنند و این دیالگ یکی ازون دو نفره[/nb]


    پس از تاریکی - هاروکی موراکامی
     
    • لایک لایک x 6
  2. arezoo.s

    arezoo.s کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    152
    امتیازات:
    +1,813 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان یک مشهد
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    تو هیچ چیز یاد نگرفته ای؟حتی با نزدیک شدن مرگ؟دست بردار از این فکر که تمام مدت مزاحمی،که شخص کنارت را اذیت میکنی.اگر مردم از تو خوش شان نیاید،می توانند اعتراض کنند.واگر شهامت اعتراض ندارند،مشکل خودشان است.

    نوع بشر این طوری است.تقریبا تمام احساسات خودمان را با ترس عوض کرده ایم



    ورونیکا تصمیم میگ یرد بمیرد-پائولو کوئیلو
     
    • لایک لایک x 7
  3. mohaddes

    mohaddes کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    345
    امتیازات:
    +4,666 / -35
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بـنـاب
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    اینستاگرام:
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    من با میل به تماشای فیلم هایی میروم که برای شش ساله ها آزاد است، چون در این فیلم ها از لوس بازی های بزرگترها مانند پشت پا زدن به اصول زناشویی و طلاق خبری نیست. در فیلم هایی که زناشویی را به بازی می گیرند یا یکدیگر را طلاق می دهند، همیشه خوشبختیِ یک نفر نقش بزرگی بازی می کند. جمله هایی مثل "عزیزم مرا خوشبخت کن" یا "می خواهی سر راه خوشبختی من بایستی؟" در این فیلم ها زیاد به گوش میخورد در حالی که من خوشبختی را لحظه ای می دانم ، و چیزی که بتواند بیش از یک یا دو و حداکثر سه ثانیه دوام بیاورد خوشبختی نمی دانم.

    عقاید یک دلقک - هاینریش بل
     
    • لایک لایک x 11
  4. Quf

    Quf کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    961
    امتیازات:
    +4,377 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    حلی
    شهر:
    تهران
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    انسان ها دوستان خود را سختتر از دشمنان خود میبخشند! (متن دقیق نیست!) (از خود نیچه هم هست فکر کنم)





    وقتی نیچه گریست- اروین د. یالوم
     
    • لایک لایک x 18
  5. Luna H.

    Luna H. کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    466
    امتیازات:
    +2,170 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    گنبدکاووس
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علوم پزشکی مازندران
    رشته دانشگاه:
    داروسازی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    یک افسانه‌ی صحرایی، از مردی می‌گوید که می‌خواست به واحه‌ی دیگری مهاجرت کند، و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرش‌هایش، لوازم پخت‌وپز، صندوق‌های لباسش را بار کرد - و حیوان همه را پذیرفت. وقتی می‌خواستند به راه بیفتند، مرد پرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود.
    پر را برداشت و پر پشتِ شتر گذاشت. اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.
    حتماً مرد فکر کرده است : شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.


    گاهی ما هم در مورد دیگران همین‌طور فکر می‌کنیم، نمی‌فهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطره‌ای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده.

    مکتوب - پائولو کوئلیو
     
    • لایک لایک x 16
  6. Noo$hin

    Noo$hin کاربر حرفه ای
    عضو مدیران انجمن

    ارسال‌ها:
    319
    امتیازات:
    +1,986 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علوم پزشکی تهران
    رشته دانشگاه:
    دندانپزشکی
    اینستاگرام:
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    -تو و فراز همه چیز پدر و مادرتان هستید، همه چیز.
    -من نمی خواهم همه چیز کسی باشم. این جوری دوست داشتن فقط قفل و زنجیره.این پدر و مادرها انتظار دارند حتی وقتی آدم هم می میرد، از آن دنیا اس ام اس بزند که رسیدم.


    دستش را از کوله بیرون آورد. باز هم شیرین بود:"ویکتور هوگو می گوید به کسی که دوستش داری، هرگز نگو دوستت دارم.ویکتور هوگو غلط کرده .دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم. "


    -گلی جان ،می دانی سخت ترین کار دنیا چیه؟
    -چیه پدر جون؟
    -دوست داشتن،گلی جان.
    -جدی؟
    -آره بابا جان،حالا می دانی سخت تر از دوست داشتن چیه ؟
    -نه پدر جون.
    -دوست نداشتن باباجون،دوست نداشتن.

    ♡پیش از بستن چمدان♡ مینو کریم زاده♡
     
    • لایک لایک x 8
  7. moOn:)

    moOn:) کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    336
    امتیازات:
    +2,491 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ارومیه
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    × نرم‌تر می شد. کوزیمو هم‌چنان شگفت زده بود از اینکه او هرلحظه به حالی درمی‌آمد. به او نزدیک شد. ویولتا یک‌پارچه نرمش و مهربانی بود.

    -بگو...
    +بگو...

    یک‌دیگر را شناختند. کوزیمو او را شناخت و به شناختِ خود نیز رسید، زیرا به راستی پیش از او خود را نشناخته بود. ویولتا او را شناخت و به شناختِ خود نیز رسید، زیرا با آن‌که به خوبی می‌دانست خود چگونه کسی است، چگونه بودنِ خود را تا آن‌ زمان به آن خوبی حس نکرده‌بود.

    × و دوباره عشق همان‌گونه طوفانی که خشم، آغاز می‌شد. درحقیقت این هر دو یکی بود اما کوزیمو سردرنمی‌آورد.

    -چرا رنجم می‌دهی؟
    +چون دوستت دارم.

    آن‌گاه او خشمگین می‌شد.

    -نه دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم خوشی‌اش را می‌خواهیم و نه رنجش را.
    +وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می‌خواهیم؛ عشق را، حتا به قیمتِ رنج.
    -پس تو به عمد مرا رنج می‌دهی؟
    +بله، برای این‌که از عشقت مطمئن بشوم.

    در فلسفه ی بارون جایی برای این‌گونه استدلال‌ها نبود.

    -رنج یک چیز منفی ست.
    +عشق همه چیز است.



    بارونِ درخت نشین/ایتالو کالوینو

    بی ربط: اسمِ کتاب به‌شدت دوست‌داشتنی نیست؟ ؛؛‌)
     
    • لایک لایک x 13
  8. big_bang

    big_bang کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,104
    امتیازات:
    +5,587 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگـا(') امیــ(')
    شهر:
    نجف آباد
    دانشگاه:
    اصفهان
    رشته دانشگاه:
    اقتصاد
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    من امیدوارم وقتی که مردم یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازه‎ی مرا توی رودخانه‌ای جائی بیندازد. هرجا که میخواهد باشد ، ولی فقط توی قبرستان، وسط مرده‎ها چالم نکنند. روزهای جمعه می ‎آیند و روی شکم آدم دسته‎گل میگذارند، و از این‎جور کارهای مسخـره.
    وقتی که آدم زنده نباشد گل را میخواهد چکار؟ مرده که به گل احتیاج ندارد.

    ج.د.سالینجر-ناطوردشت
     
    • لایک لایک x 18
  9. مت

    مت کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    147
    امتیازات:
    +3,663 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    کرمان
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    وقتي داستان هاي غم انگيز مي خوانيم با شهامت خودمان را در آن موقعيت ها تصور مي كنيم ،ولي به محض اينكه واقعا غصه دار مي شويم ، تازه مي فهمييم تحمل كردن چه كار سختي است

    آنه شرلی در گرین گیبلز | ال.ام.مونتگمری
     
    • لایک لایک x 17
  10. suzy

    suzy کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    32
    امتیازات:
    +80 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    آبادان
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    هیچ وقت به قصه های دیو و پری اعتماد نکنید.هر قصه ای که با جمله"و از آن به بعد تا آخر عمر با خوشبختی زندگی کردند"چرند است.هیچ پایان خوشی وجود ندارد.آخر هیچ قصه ای،نقطه نیست.زندگی ادامه دارد.همیشه در گوشه و کنار زندگی،چیز جدیدی پیدا می شود.شما می توانید از موانع بزرگ بگذرید،با خطرهای بزرگ روبه رو بشوید،از قدرت های جادویی استفاده کنید و زنده بمانید تا قصه تان را تعریف کنید-اما این پایان قصه نیست.زندگی شمارا به جلو هل می دهد،شمارا این طرف و آن طرف می چرخاند،خرد و خمیرتان می کند،ماجراهای غم انگیز یا وحشتناکی را توی بغلتان می اندازد و هیچ وقت دست از سرتان برنمی دارد تا به پایان حقیقی برسید-به مرگ.تازمانی که نفس می کشید، قصه تان ادامه دارد.


    نبرد با شیاطین-دارن شان
     
    • لایک لایک x 14
  11. Luna H.

    Luna H. کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    466
    امتیازات:
    +2,170 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    گنبدکاووس
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علوم پزشکی مازندران
    رشته دانشگاه:
    داروسازی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    پدر و مادر ها آدم های عجیبی هستند. حتی اگر فرزندشان مزخرف‌ترین بچّه‌ی دنیا باشد، باز هم فکر می‌کنند او بهترین است.


    ماتیلدا - رولد دال


    منظورم اون پدر مادراییه که همیشه الکی از بچه‌هاشون تعریف می‌کننا ... منظورم شما نیستین خدای نکرده :D
     
    • لایک لایک x 9
  12. ali lolo

    ali lolo کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    15
    امتیازات:
    +31 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی یک تهران (دوره اول)
    شهر:
    تهران
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    بعد از این همه مدت سوروس _البوس دامبلدور
    تمام مدت_پروفسور اسنیپ :x
     
    • لایک لایک x 5
  13. ayda

    ayda کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    87
    امتیازات:
    +1,441 / -8
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تبریز.زنجان.تهران.ارومیه.ازمیر.آنکارا :))
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    [SIZE=inherit]اما این بار برای خودم می نویسم.
    به خود می گویم ( اگر همه چیز را ریز به ریز تعریف کنی،اگر حسابی حواست را جمع کنی،در پایان وقتی آن چه را نوشته ای بخوانی،می توانی برای دو ثانیه فکر کنی که احمق داستان کسی غیر توست و آن گاه شاید بتوانی بی طرفانه درباره خودت قضاوت کنی،شاید... )) .
    #انا_گاوالدا #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد
    [/SIZE]
     
    • لایک لایک x 5
  14. Ali Kh

    Ali Kh کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    400
    امتیازات:
    +2,294 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    تیزهوشان شهید بهشتی
    شهر:
    گرگان
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    دانشگاه گرگان
    رشته دانشگاه:
    زیست شناسی جانوری
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    آیا چشم های فریبنده یک مار، کبوتر را مجذوب و مفتون نمی کند؟

    کلبه عمو تم، هریت بیچر استو
     
    • لایک لایک x 7
  15. ayda

    ayda کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    87
    امتیازات:
    +1,441 / -8
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تبریز.زنجان.تهران.ارومیه.ازمیر.آنکارا :))
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    چهقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا دیگر او را دوست نداشت؟
    انا گاوالدا-دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
     
    • لایک لایک x 11
  16. lgh95

    lgh95 کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    285
    امتیازات:
    +1,685 / -27
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    شریف
    رشته دانشگاه:
    فیزیک
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    من به جنگل رفتم چون سر آن داشتم که آگاهانه زندگی کنم. من بر آن شدم که ژرف بِـزیَـم و تمامی ِ جوهر حیات را بمکم! هر آنچه را که زندگی نبود ریشه کن کنم؛ تا آن دم که مرگ به سراغم می آید، چنین نپندارد که نزیسته ام.


    انجمن شاعران مرده.تام شولمن(؟!)
     
    • لایک لایک x 7
  17. ayda

    ayda کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    87
    امتیازات:
    +1,441 / -8
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تبریز.زنجان.تهران.ارومیه.ازمیر.آنکارا :))
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    از تو خواهشی دارم،فقط یک خواهش،می خواهم بویت کنم... :((
    انا گاوالدا-دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
     
    • لایک لایک x 5
  18. NEO

    NEO کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    2,370
    امتیازات:
    +6,185 / -221
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    بوشهر
    رشته دانشگاه:
    مهندسی نفت
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    راب خطاب به جان بزرگ

    راب: جان بزرگ، تا وقتی برگردم لرد کاراستارک رو اینجا نگهدار، و هفت نفر دیگه رو دار بزن.
    جان بزرگ: حتی مرده ها رو؟
    راب: بله. من اجازه نمی‌دم همچنین کثافت‌هایی رودخونه‌های دایی والامقامم رو آلوده کنن. بذارین کلاغ ها بخورنشون.
    یکی از اسرا: امان بدین، سر. من کسی رو نکشتم، من فقط کنار در وایساده بودم تا مراقب نگهبانا باشم.
    راب: قصد لرد ریکارد رو می دونستی؟ بیرون کشیدن چاقوها رو دیدی؟ صدای فریادها رو شنیدی، جیغ ها، ضجه های بخشش رو؟
    اسیر: آره، دیدم. ولی تو هیچ کدوم دست نداشتم. من فقط بیننده بودم، قسم می خوردم...
    راب: لرد آمبر، این کی فقط بیننده بوده. اون رو آخر از همه دار بزن، اینطوری می تونه مردن بقیه رو ببینه!


    طوفان شمشیرها - جروج آر.آر مارتین.
     
    • لایک لایک x 5
  19. doregard649

    doregard649 کاربر جدید

    ارسال‌ها:
    3
    امتیازات:
    +73 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تبریز
    دانشگاه:
    تبریز
    رشته دانشگاه:
    روانشناسی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون



    ســانـتــیــاگــو:خــُب بـهـتـره بـه چــیـزایـی کـه نـدارم فـکـر نـکـنـم

    .بـه جـاش بـه چـیـزهـایــی کـه دارم فـکـر مـی کـنـم...

    مـن یـه عـالـمـه امـیـد دارم...بـهـتـره بـه امـیـدم فـکـر کـنـم.!

    پیرمرد و دریا ...ارنست همینگوی
     
    • لایک لایک x 11
  20. scare

    scare کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    214
    امتیازات:
    +2,076 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان چهاردانگه
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    پلی تکنیک
    رشته دانشگاه:
    متالورژی استخراجی
    کجا ممکن است پیدایش کنم

    او شاید بگوید که می خوهد قطع رابطه کند.بدون تردید.من چه باید بگویم ؟ آیا می توانم بگویم : هی ، من تو را به اندازه کافی دوست دارم و دلیل موجهی برای قطع رابطه وجود ندارد ؟ مسلما نه ؛ از هر لحاظ که نگاه کنید ، احمقانه است. این که چیزی را دوست داری که دلیل نمی شود.


    کجا ممکن است پیدایش کنم (داستان سگ کوچک آن زن در زمین) - هاروکی موراکامی
     
    • لایک لایک x 13