1. اگر سمپادی هستید برای دسترسی کامل به مطالب و امکانات سایت عضو شوید :
    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

شروع موضوع توسط سیاوش ‏2010/9/18 در انجمن کتب و مجلات

  1. Noo$hin

    Noo$hin کاربر حرفه ای
    عضو مدیران انجمن

    ارسال‌ها:
    319
    امتیازات:
    +2,021 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علوم پزشکی تهران
    رشته دانشگاه:
    دندانپزشکی
    اینستاگرام:
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    گاوس گفت این که آدم در یک زمانه ی خاصی به دنیا آمده باشد و خواه ناخواه زندانی همان زمانه باقی بماند هم ناجور است هم ناحق، نمونه ی کامل جبر تأسف انگیز هستی.با این ترتیب آدم نسبت به گذشتگان به طرز ناجوانمردانه برتری پیدا می کند درحالی که پیش روی آیندگان دلقکی بیش نیست.

    ◀اندازه گیری دنیا•دانیل کلمان▶
     
    • لایک لایک x 5
  2. lgh95

    lgh95 کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    285
    امتیازات:
    +1,685 / -27
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    شریف
    رشته دانشگاه:
    فیزیک
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    به تابلویی که روی کمد بود نگاه کرد. هر وقت می خواست خیار بخورد، آن را می دید و لبخند می زد.
    "زندگی به خیار می ماند، ته اش تلخ است."
    دوستش گفته بود:
    -از قضا سرش تلخ است. مردم اشتباه می کنند. سر و ته خیار را اشتباه می گیرند. سر خیار آن جایی است که زندگی ِ خیار آغاز می شود. یعنی از میان گُلی که به ساقه و شاخه چسبیده به دنیا می آید و لبخند نمی زند. رشد می کند پیش می رود تا جایی که دیگر قدرت قد کشیدن ندارد. می ایستد و دیگر هیچ، یعنی تمام.پایان زندگی ِ خیار.
    -این طور نیست، جانم. یعنی می گویی همه مردم اشتباه می کنند و فقط تو درست می گویی.
    -بله، من دلیل خودم را دارم. تو هم دلیل خودت را داری، می خواهی آغاز زندگیت را که تلخ بوده بِکنی و بندازی دور. و دلت را به گُل کوچک و پژمرده ی پایان خوش کنی، بد بخت!
    مرد با خود گفت:شاید دوست من راست می گوید...


    تَـه ِ خـیار . هوشنگ مرادی کرمانی
    : )
     
    • لایک لایک x 13
  3. mysterious queen

    mysterious queen کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,058
    امتیازات:
    +5,168 / -190
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان٣
    شهر:
    مش‍‌هد
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    دانیال نشست روی صندلی. شقیقه‌هاش را با دست فشار داد و زُل زد به جمعیتِ اشیایِ خاموشِ مقابلش. گفت:«بروس شوارتز. فکر نمی‌کنم اسمش تا حالا به گوش هیچ کدوم از شما بی‌شعورها خورده‌باشه. ولی این اصلاً مهم نیست. اون یکی از بهترین عروسک‌گردان‌های دنیاست. عروسک‌گردان‌ها معمولاً وقت نمایش دست‌هاشون رو تویِ دستکش مخفی می‌کنند تا تماشاچی اون‌ها رو نبینه و حواسش به نمایش باشه. بیش‌تر اون‌ها از نخ و عصا و این جور چیزها استفاده‌می‌کنند، اما بروس شوارتز از این کارها نمی‌کنه. بروس دست‌هاش رو به شما نشون می‌ده؛ برای این که نمایش‌هاش اون قدر محشره که بعد از یکی دو ثانیه تماشاچی دست‌ها رو فراموش می‌کنه و محو بازی می‌شه. دست‌ها رو می‌بینه اما در واقع نمی‌بینه. می‌فهمید چی دارم می‌گم کله‌ پوک‌ها؟ در واقع شما فقط رقص عروسک‌ها رو می‌بینید. بس که عالی می‌رقصند. اما نکته‌ی مهم، نکته‌ی خیلی مهم ماجرا اینه، یعنی من فکر می‌کنم اینه که اگه اون عروسک‌های شوارتز عقل و شعور داشتند، اگه می‌تونستند حرف بزنند، خیال می‌کردند نخی در کار نیست. این همه چیزی‌یه که شما کله‌ پوک‌های عوضی تا دم مرگ هم متوجه‌ش نمی‌شید.»

    استخوان خوک و دست‌های جذامی/مصطفی مستور.
     
    • لایک لایک x 13
  4. Radikal

    Radikal کاربر خاک انجمن خورده
    عضو مدیران انجمن

    ارسال‌ها:
    1,515
    امتیازات:
    +25,917 / -415
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    سیاستگذاری علم و فناوری
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    در بیشتر انتخابات ها ، انتخاب واقعی امکان ندارد . در انتخابات فقط این امکان مهیاست که به نامزدی که خطرش کمتر است رای بدهیم!

    بیشعوری ، خاویرکرمنت
     
    • لایک لایک x 27
  5. shima.

    shima. کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    60
    امتیازات:
    +1,091 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آنقدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.
    من او را دوست داشتم / آنا گاوالدا
     
    • لایک لایک x 15
  6. iarsham

    iarsham کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    424
    امتیازات:
    +7,757 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    طلایه داران
    شهر:
    شیراز
    دانشگاه:
    تهران (هنرهای زیبا)
    رشته دانشگاه:
    طراحی صنعتی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    همه حیوانات با هم برابرند اما برخی برابرترند!

    مزرعه حیوانات - جرج اورول
     
    • لایک لایک x 23
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  7. venusi

    venusi کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    285
    امتیازات:
    +12,390 / -223
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شاهرود
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    رشته دانشگاه:
    عمران
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    دوماه پیش بود یک دیوانه را در زندان حیاط انداخته بودند.باتیله شکسته شکم خودش راپاره کرد روده هایش را بیرون کشیده بود با آنها بازی میکرد.میگفتند او قصاب بوده بشکم پاره کردن عادت داشته.
    اما آن یکی دیگر که با ناخن چشم خودش را ترکانیده بود دستهایش رااز پشت بسته بودند.فریاد میکشید وخون ب چشمش خشک شده بود.من میدانم همه ی اینها زیر سر ناظم است...


    سه قطره خون_سه قطره خون_صادق هدایت
     
    • لایک لایک x 9
  8. mysterious queen

    mysterious queen کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,058
    امتیازات:
    +5,168 / -190
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان٣
    شهر:
    مش‍‌هد
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    وقتى مادرم به شدت بيمار شد من نتوانستم به ديدنش بروم، حتى نتوانستم در مراسم خاكسپارى اش شركت كنم. دو تا بچه كوچك داشتم و كسى نبود در "ونكوور" از آنها مراقبت كند. به علاوه، از لحاظ مالى توان پرداخت هزينه ى پرستار بچه را نداشتيم و همسرم نسبت به اين رسم و رسوم، آدم بى توجهى بود. اما چرا همه ى تقصيرها را گردن او بيندازم؟ من بايد خودم از اين موضوع شرمنده باشم. بعضى وقت ها از چيزهايى حرف مى زنيم كه نمى توانيم به راحتى به دست فراموشى بسپاريم يا حتى خودمان را به خاطر آن ها ببخشيم. اما بالاخره يك روز خودمان را مى بخشيم؛ ما هميشه اين كار را مى كنيم.



    زندگىِ عزيز / آليس مونرو.
     
    • لایک لایک x 12
  9. Potter Harry

    Potter Harry کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    244
    امتیازات:
    +1,862 / -20
    نام مرکز سمپاد:
    فـرزانگان قـزوین
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    وقتی موش ها از یک کشتیِ در حالِ غرق شدن خارج میشوند؛فکر میکنید دقیقاً به کجا میروند؟
    ×دیگه پنیر نمیخوام؛از این تله نجاتم بدین.
    نوشته ی ریچارد تمپلر و ترجمه ی سعید خاکسار
     
    • لایک لایک x 12
  10. hamed.yas

    hamed.yas کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    549
    امتیازات:
    +6,889 / -142
    نام مرکز سمپاد:
    هاشمی نژاد1
    شهر:
    مشد
    سال فارغ التحصیلی:
    1300
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    مردم حقیری را که خرسندانه از دریچه های محقر به جهان مینگرند را دوست نمیدارم.
    ""این خیانتی است بزدلانه به چشم؛به حق رویت؛ به توان شناگری دیدن"
    پس من هم نباید خیانت کنم؛ در طبیعت قرار میگیرم، خودم را در آن ما میجویم نه پشت پنجره ی کوچک اتاقم.
    این را نه فقط به طبیعت؛ که به اجتماع قول میدهم.
    میروم در قلب جامعه، چرا که شنیده ام:
    "تو در کوچه ها انسان خواهی شد.نه در لابه لای کتاب ها."

    مقدمه ژنتیک از دیدگاه حل مسعله. :)
    ساسان امینی.
     
    • لایک لایک x 9
  11. Noo$hin

    Noo$hin کاربر حرفه ای
    عضو مدیران انجمن

    ارسال‌ها:
    319
    امتیازات:
    +2,021 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    علوم پزشکی تهران
    رشته دانشگاه:
    دندانپزشکی
    اینستاگرام:
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    گفتم:قبلنا فکر می کردم دنیا از رو قبیله ها تقسیم می شه.قبیله ی سیاها و قبیله ی سفیدا.قبیله ی سرخ پوستا و قبیله ی سفید پوستا.ولی حالا می فهمم درست نیس.دنیا فقط به دو تا قبیله تقسیم می شه:قبیله ی آدمایی که بی شعورن و قبیله ی آدمایی که بی شعور نیستن.

    ♧شرمن الکسی♣ خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت♧
     
    • لایک لایک x 10
  12. alden

    alden کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    66
    امتیازات:
    +588 / -5
    نام مرکز سمپاد:
    T
    شهر:
    AV
    سال فارغ التحصیلی:
    1393
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    احساسات بدون تعقل مثل یک داروی آبکی بیمزه است ، و از آنسو تعقل عاری از احساس هم مثل لقمه ی بدمزه و ناگواری است که نمیتوان آن را بلعید !
    جین ایر - شارلوت برونته
     
    • لایک لایک x 7
  13. mysterious queen

    mysterious queen کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,058
    امتیازات:
    +5,168 / -190
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان٣
    شهر:
    مش‍‌هد
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    تمام اتم هاى بدن من طورى تنظيم شده اند كه به طور طبيعى به اين باور تمايل پيدا كرده اند كه اگر "چيزكى" هم نباشد، مردم معمولاً "چيزها" مى گويند.


    تيرهاى سقف را بالابگذاريد، نجاران و سيمور: پيشگفتار/ جى.دى.سلينجر.
     
    • لایک لایک x 10
  14. Radikal

    Radikal کاربر خاک انجمن خورده
    عضو مدیران انجمن

    ارسال‌ها:
    1,515
    امتیازات:
    +25,917 / -415
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    سیاستگذاری علم و فناوری
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    اگر اینجا درون راهروها پیدایش نمیکنی ، درها را باز کن، پشت این درها چیزي پیدا نکردی ، یک طبقه دیگر وجود دارد ، اگر آن بالا هم چیزي پیدا نشد ، باز هم آخر دنیا نیست ، خیز بردار وبپر، بسوي پله هاي جدید ، تا زمانی که تو اوج گرفتن را فراموش نکرده اي، پله ها هم حرکتشان قطع نخواهد شد.

    در مقابل گام هاي اوج گیرنده ي تو، پله ها هم بطرف بالا رشد میکنند...

    کافکا _ وکیل
     
    • لایک لایک x 13
  15. Beyond the Sky

    Beyond the Sky کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    519
    امتیازات:
    +2,599 / -45
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تبریز
    سال فارغ التحصیلی:
    98
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    " التماس شکوه زندگی را فرو می ریزد. تمنّا بودن را بی رنگ می کند. و آن چه از هر استغاثه به جای می ماند، ندامت است. "

    بار دیگر شهری که دوست می داشتم | نادر ابراهیمی
     
    • لایک لایک x 6
  16. Potter Harry

    Potter Harry کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    244
    امتیازات:
    +1,862 / -20
    نام مرکز سمپاد:
    فـرزانگان قـزوین
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    از خود پرسید ناظران چگونه میتوانند بفهمند؟اگر او تغییر کند،چگونه ممکن است به غیر از خودش،دیگران چیزی بفهمند؟احساساتش و دروغش قابل شناسایی نبود.
    [محافظان کهکشان/نویسنده:لویس لورنس و مترجم: محمّد قصّاح]
     
    • لایک لایک x 5
  17. .shadi.

    .shadi. کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    160
    امتیازات:
    +1,078 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    dk
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    دندانپزشکی
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    -باهاس همیشه مسافرها را بکشیم؟
    -صاحب نظرها عقیده هایشان مختلف است.اما بیشترشان می گویند بهتر است بکشیم اما بعضی ها هم می گویند بیاوریمشان توی غار و نگهشان داریم تا باج بگیریم.
    -باج چیه؟
    -نمی دانم.اما راهزن ها این کار را می کنند.توی کتاب ها دیدم.
    -چطور وقتی نمی دانیم چیه، بگیریم؟
    -درست نمیدانم.شاید آنقدر باید نگهشان داریم تا باجشان درآید.
    -این کار خریت است.چرا همان موقع که آمدند اینجا با چماق نزنیمشان تا باجشان دربیاید؟
    -چون توی کتاب ها اینجوری ننوشته اند.بن راجرز،اصلا تو میخواهی کار را درست انجام بدهی یا نه؟تو می خواهی به کسانی که این کتاب ها را نوشتند چیز یاد بدهی؟
    -باشد.زن ها را هم بکشیم؟
    -نه،تاحالا هیچ کس همچین چیزی توی کتاب ها ندیده.آن هارا میاوریم توی غار و بهشان احترام می گذاریم.آن ها کم کم عاشق ما می شوند و دیگر دلشان نمی خواهد بروند خانه هایشان.


    هاکلبری فین-مارک تواین
    حرفای بین تام سایر و بن راجرز
     
    • لایک لایک x 13
  18. mohaddes

    mohaddes کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    345
    امتیازات:
    +4,668 / -35
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بـنـاب
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    اینستاگرام:
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    "کسی که در عمرش گرسنگی نچشیده، کسی که از سرما نلرزیده ،کسی که شب تا سحر بیدار نمانده ،چگونه ممکن است از سیری ، از گرما و از پرتوی آفتاب لذت ببرد؟!"

    چشمهایش - بزرگ علوی
     
    • لایک لایک x 38
  19. Savaw

    Savaw کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    894
    امتیازات:
    +9,956 / -34
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    می‌دانید شنیدن "تو می‌تونی" از زبان یک بزرگسال چه هیجانی دارد؟ می‌دانید شنیدن این حرف از زبان هر کسی چه هیجانی دارد؟ یکی از ساده‌ترین جمله‌های دنیاست که دو کلمه هم بیش‌تر ندارد اما همین دو کلمه وقتی کنار هم قرار می‌گیرند به نیرومندترین کلمات دنیا تبدیل می‌شوند.

    خاطرات صددرصد واقعی ِ یک سرخ‌پوست پاره‌وقت - شرمن الکسی
     
    • لایک لایک x 32
  20. Odette

    Odette کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    68
    امتیازات:
    +190 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان2
    شهر:
    Teheran _Minsk
    دانشگاه:
    Belarusian State Medical University
    رشته دانشگاه:
    Med student
    پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

    توی این مملکت هرچیزی اولش خوب است، بعد یواش یواش بهش آب می‌بندند، خاصیتش را از دست می‌دهد، واسه‌ی همین است که پیشرفت نمی‌کنیم.

    سال بلوا
     
    • لایک لایک x 13