خاطرات سوتی‌ها

شروع موضوع توسط tamanna ‏2008/6/20 در انجمن خاطرات

مدیران: ***Paradise
  1. omidest

    omidest کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    65
    امتیازات:
    +435 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    شهید اژه‌ای 2
    شهر:
    اصفهان
    سال فارغ التحصیلی:
    1393
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    عمران
    کلاس مهندسی سیستم بود. دو هفته قبل از عید. میخواستیم هفته بعد رو تعطیل کنیم. استادمون از اونا بود که جوونی رفته بود پدر اساتید استنفورد رو در اورده بود و الان توی سن پیری میخواست پدر دانشجو های بینوا رو در بیاره :/// . خلاصه از ما تمنا و از اون انکار... من که خوابگاهی بودم و استادا باهام خودمونی تر بودن هم وارد جمع معترضین شدم و گفتم شنبه خوابگاهو سم پاشی میکنن جایی برای موندن ندارم. اگه مشکلی نداره براتون همه خوابگاهیا با ساک و چمدون بیان سر کلاس. استاد هم کم نیورد و گفت باشه. من ریختم بهم میخواستم بگم استاد میدونید چقدر بار و بندیله؟ً! چمدون من اینقدر میشه ها! (با دست نشون دادم که بزرگه). اینجا بود که فاجعه رخ داد: زبونم گرفت بجای استفاده از لغت "چمدون"، واژه‌ی "چیز" رو استعمال کردم و جمله‌ای که به صورت تهاجمی و تهدیدآمیز و حق به جانب گفته بودم تبدیل شد به: "استاد میدونید چقدر بار و بندیله؟! چیز من اینقدره ها!"... کلاس که پاشید. دخترا بیشتر از پسرا. استاد هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت اولین دوشنبه‌ی بعد از عید میبینمتون. سر موقع سر کلاس باشید. =))=))=))=))=))=)) بنده خدا میخواست بگه که ترسیده:)):)):)) خیلی آدم باحالی بود. هفته آخر رو بالاخره تعطیل کرد. خدا پدرشو بیامرزه:D
     
    • لایک لایک x 25
  2. h.r

    h.r .......کاربر خسته........

    ارسال‌ها:
    66
    امتیازات:
    +730 / -3
    نام مرکز سمپاد:
    ایت الله مشکینی(میری)
    شهر:
    قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1403
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    یه سوال رو بردم دادم معلم ریاضیموون یه نگاه بکنه ببینه درست به دست اوردم یا نه وسط راه داش یه اشتباهی میکرد تو حلش، بهش گفتم
    -نه حاجی اینجارو نباید اینکارو بکنی..
    من::eek:
    معلم::eek:
    بقیه دوستان::))
    قشنگ معلوم بوود می خواد بگه حاجی باباته:))
     
    • لایک لایک x 20
  3. breeze

    breeze نسیم

    ارسال‌ها:
    547
    امتیازات:
    +6,331 / -123
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    داراب
    سال فارغ التحصیلی:
    98
    دانشگاه:
    ایشالا شیراز
    رشته دانشگاه:
    ایشالا پزشکی
    چند وقت پیش که تازه رتبه ها اومده بود خیلی شوکه بودم کلن دو سه بار رفتیم برا انتخاب رشته و من هر بار بدتر از قبل سوتی میدادم بعد یه بار که رفتم یه پسره رو دیدم شبیه اونی بود که رتبش عالی شده بود و نفر اول شهرمون از نظر رتبه بعد رفتم بهش گفتم تبریک میگم بابت رتبه تون گفت شما چند شدی ؟سرمو انداختم پایین گفتم ۵۰۰۰گفت بابا من ۱۰۰۰۰ریاضی شدم بابام تو گوشم گفت بچه اشتب زدی این کجاش شبیه اونه ؟حالا هی پسرع به من نگا میکرد هی من لبخند ڗیکوند تحویل میدادم ینی روم نمیشد نگاش کنم هییی کلن قاط زده بودم وقتی نتایج اومد
     
    • لایک لایک x 10
  4. Sepehr :D

    Sepehr :D کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    821
    امتیازات:
    +6,562 / -266
    نام مرکز سمپاد:
    فلاحی
    شهر:
    فسا
    سال فارغ التحصیلی:
    1397
    دانشگاه:
    علوم پزشکی شیراز
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    سر کلاس شیمی به کروم گفتم کیروم :|
     
    • لایک لایک x 28
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  5. حافظ سلطانی

    حافظ سلطانی کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    19
    امتیازات:
    +87 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    شید اژه ای
    شهر:
    اصفهان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    مهندسی شیمی
    یکبار سر کلاس زمین شناسی به جای کره زمین گفتم کره دنیا.هم میخواستم بگم کره زمین هم دنیا.ادغامش این شد.تا یک هفته سوژه بودم.
     
    • لایک لایک x 10
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  6. mehrad moharreri

    mehrad moharreri THE RAVEN GUARD

    ارسال‌ها:
    325
    امتیازات:
    +895 / -130
    نام مرکز سمپاد:
    QDS
    شهر:
    QOM
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    رشته دانشگاه:
    MEDICAL
    یه ماده ای به نام زیترولس هست که از ترکیبات زیر کونیومه و من برده بودمش سر کلاس که نشونش بدم.از اون جایی که بچه هامون خیلی مثبتن( :| )، من به جای زیرکونیوم می گفتم زیر کانیُم :|
    معلم شیمی ::-?;))
    بچه ها:=))=))=)):)):))
    کاشف زیرکونیوم:=D>
    اره خلاصه این که خیلی مسخره شدیم و تا دو هفته بهم لقب سانسورچی رو داده بودن :|
     
    • لایک لایک x 23
  7. hastikhanoom

    hastikhanoom کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,819
    امتیازات:
    +14,512 / -175
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    قم
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    :-<X_X#-)
    میخواید بگید همه تون میدونستین جایی که عرب نی انداخت درسته و هستی با نوزده سال سن میگفته جایی که علف نی انداخت؟ :(( و تازه تو بحث جدی کنار آدمای جدی تر بگین؟ سخن نگو خب لعنتی :|#-)
     
    • لایک لایک x 18
  8. maedeh mohaghegh

    maedeh mohaghegh [email protected]

    ارسال‌ها:
    113
    امتیازات:
    +1,201 / -9
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ٢
    شهر:
    کرمان
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    تلگرام:
    رفته بودم ساعت فروشی منتظر بودم باطری ساعتم عوض بشه بعد یه خانومی اومد تو مغازه گفت آقا شما بند هم میندازین ؟ ( بنده خدا منظورش این بود بند ساعت عوض میکنید؟) فروشنده هم با یه خونسردی بینظیری گفت نخیر خانوم فقط ابرو بر میداریم :))

    مامانم در مورد یه قرص سوال پرسید منم حواسم به تلویزیون بود گفتم مامان خوب چرا نمیری تو سایت گاگول ؟؟
    گوگل و یاهو رو قاطی کردم شد گاگول :)):))
     
    • لایک لایک x 31
  9. Santaclaus

    Santaclaus کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    16
    امتیازات:
    +323 / -11
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان3
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    تو یه گپی که خیلی هم رودروایسی داشتم میخواستم بگم اقای کریمی، جای "ی" و "ر" اشتباه شد و متاسفانه خود آقای کریمی هم آن بودن =/
     
    • لایک لایک x 22
  10. اَفرا

    اَفرا کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,424
    امتیازات:
    +11,624 / -425
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان محقق اردبیلی
    شهر:
    اردبیل
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    تلگرام:
    [​IMG]
    :T53
     
    • لایک لایک x 31
  11. sevin.m

    sevin.m کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    255
    امتیازات:
    +1,122 / -139
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 6
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    دانشگاه:
    انشاءالله شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    اگه خدا بخواد پزشکی
    خودم که زیاد سوتی میدم ولی این سوتی رو همکلاسی سال شیشم بنده داد:/
    یه روز یکی از بچه ها سر کلاس هدیه های آسمان(همون دینی خودمون) داشت یه انشا راجع به دکتر شریعتی می خوند. از اونور یکی از بچه ها رفته بود پیک بگیره.
    معلممون بعد از اتمام انشا پرسید میدونین کجا دفنش کردن؟
    یکی از بچه ها کلا حواسش نبود، گفت رفته واس ما پیک بگیره:/
    کلاس ترکید:/
     
    • لایک لایک x 6
  12. mitokondry

    mitokondry مرغابی شیطون

    ارسال‌ها:
    340
    امتیازات:
    +4,384 / -130
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    دامغان
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    با عمه گرام رفته بودیم دسته
    بعد فضا کوچیک بود قشنگ پسره داشت تو حلق ما سینه میزد
    پسره هم از اون دوستانی بود ک یکی باید پیدا شه شلوارشو بکشه براش بالا:|
    منم متنفررر
    برگشتم به عمم گفتم دوست دارم بهش لاپایی(گله پایی) بدم بخوره همینجا زمین:-":-":))
    عمم ی لحظه برگشت گف چی بدی؟!
    و اونجا بود ک من ترجیح دادم برم جا پسره وایسم سینه بزنم:)):)):)):-"
     
    • لایک لایک x 19
  13. dark shadow

    dark shadow -هَمه هیـــــــچَم کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    735
    امتیازات:
    +7,228 / -106
    نام مرکز سمپاد:
    Farz2
    شهر:
    KRG
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    تقریبا تیر بود و هوا ب شدت گرم
    بعد بنده داشتم بطری های آب رو پر میکردم میذاشتم تو یخچال فرداش هم مدرسه داشتم.همینطور ک مشغول بودم فلاسک دوجداره ام ک خیلی خوب دما رو نگه میداره(چ سرد چ گرم)پر کردم و گذاشتم یخچال:-"
    بعد فرداش با تعجب میگفتم شت این چرا سرد نیس طعم آبِ حوض میده:))
     
    • لایک لایک x 10
  14. sevin.m

    sevin.m کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    255
    امتیازات:
    +1,122 / -139
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 6
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    دانشگاه:
    انشاءالله شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    اگه خدا بخواد پزشکی
    یه سری گفتم نپرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است:/
    خودم نفهمیدم:/
    چند روز بعدش تازه فهمیدم چی گفتم:/
     
    • لایک لایک x 4
  15. omidreza

    omidreza wrestler 62 kg

    ارسال‌ها:
    144
    امتیازات:
    +779 / -77
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی
    شهر:
    .
    سال فارغ التحصیلی:
    0000
    اینستاگرام:
    معلم دینی تعریف میکرد ( وقتی خودش درس میخونده )
    سر یه کلاس استاد خیلی عجله داشته درس بده
    گفته : فقط خلاصه فامیل رو میگم بگین حاضر شروع کرد رسید به خانومی که فامیلش گشاده رو بود
    استاد گفت خانم گشاد......!!
    کلاس :)):))
    استاد :O:O
    خانم گشاد :'>:'>
     
    • لایک لایک x 13
  16. mehrad moharreri

    mehrad moharreri THE RAVEN GUARD

    ارسال‌ها:
    325
    امتیازات:
    +895 / -130
    نام مرکز سمپاد:
    QDS
    شهر:
    QOM
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    رشته دانشگاه:
    MEDICAL
    داشتم با معلم شیمی مون سر یه سوالی بحث میکردم بعد اومدم بهش گفتم:داداچ شما اینجارو نگاه کن خودت داری میبینی دیگه اینو :|
    متوجه اشتباهم شدم ولی به روش نیووردم.بعد اون یه حرفی زد.بعد من دوباره اشتباه کردم گفتم:نه حاجی شما این نمودارو نگاه کن.
    اونم که دیگه خندش گرفت بود گفت:دایی گرفتی مارو :))
    تا اخر سال به من میگفت دایی حتی تو حضور و غیاب ها :| =)):))
     
    • لایک لایک x 17
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  17. Sobhan81

    Sobhan81 بی عار

    ارسال‌ها:
    149
    امتیازات:
    +751 / -130
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی
    شهر:
    ساوه
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    یکی از دوستام تو زنگ ادبیات داشت میخوند که رسید به این کلمه
    : خُسروی
    گیر کرد
    خس خس خس خس
    :|

    یه بارم کلاس هفتم سر مبصری دعوامون شد
    خواستم بگم ناظممون اول منو مبصر کرد بعد اون یکی بعد اون یکی رو
    بلند شدم و با غرور گفتم
    اول منو کرد :|
    بعد اونو کرد :|
    بعد اونو کرد :|
    شدم سوژه ی سال
    میدونین ... ناظممون یکمی ترسناک هم بود..
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/9/23
    • لایک لایک x 14
  18. Amin rouhi

    Amin rouhi کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    142
    امتیازات:
    +904 / -62
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی ۱
    شهر:
    ساری
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    در حال ارائه تحقیق تاریخ :
    مختار یک سال پس از مرگ پدرش به دنیا آمد :)):|
     
    • لایک لایک x 24
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  19. RZWN

    RZWN کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    391
    امتیازات:
    +1,526 / -58
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    svh
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    دانشگاه:
    ×××
    رشته دانشگاه:
    ×××
    تو جمع همکلاسی هام میخواستم یه چیز مهم بگم دوستم گفت همینجا بگو گفتم نمیشه دیوار گوش داره گوشم موش داره:)):D

    داشتیم مشاعره می کردیم به حرف ی رسیدیم دوستم گفت:یونُس گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ...:eek:
     
    • لایک لایک x 9
  20. ..Mehrab..

    ..Mehrab.. Hosseyn Rasti

    ارسال‌ها:
    37
    امتیازات:
    +159 / -32
    نام مرکز سمپاد:
    شهید اژه ای 2 اصفهان دوره ی دوم
    شهر:
    اصفهان
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    سلام امید وارم بعد یه روز مدرسه ی خسته کننده سرحال که ... نمیشه بود اما ... خیلی خسته نباشید:D:D


    آقامن کلاس شیشم که بودم داشتم بایکی از دوستام حرف میزدم که یکی دیگه اومد زد پس کلم منم تا برگشتم در رفت منم داد زدم دفعه آخرت باشه از این شکرا میخوری و بادوستم ادامه دادم
    .
    .
    .چند دیقه بعد دوباره یکی زد پس کلم سریع برگشتم و گفتم تو که دوباره شکر خوردی و همزمان لگدو به سمتش ول دادم اما...
    امان از دل غافل اینبار مدیرمون زده بود پس کلم واینجا بود که مدیرمون منو....:-":-?:|>)=))/m\:D
     
    • لایک لایک x 14
    • دیسلایک دیسلایک x 1
مدیران: ***Paradise