شعرای بچگیمون

شروع موضوع توسط vahidd ‏2010/3/9 در انجمن خاطرات

مدیران: ***Paradise
  1. mohaddes

    mohaddes کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    346
    امتیازات:
    +4,676 / -35
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بـنـاب
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    اینستاگرام:
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده :D
    خبر دارین؟
    - نخیــــــــــر :-??
    بی خبرین؟؟!
    - نخیـــــــــــر :-/ #-o
     
    • لایک لایک x 2
  2. si_ir

    si_ir کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    60
    امتیازات:
    +95 / -5
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شهر قلم دان هاي مرصع( نيشابور)
    دانشگاه:
    نم دونم والا هرچي خدا بخواد
    رشته دانشگاه:
    روانشناسي ، حقوق
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    ما وقتي كه ميخواستيم گرگ بازي كنيم اينو ميگفتيم
    دستمال من زير درخت البالو گم شده
    سواد داري؟
    نچ نچ
    بي سوادي؟
    نچ نچ
    بعدش يكي يكي ميشمرديم ميگفتيم:
    پس تو گرگ امروز ما هس تي
     
    • لایک لایک x 2
  3. yesampadi

    yesampadi کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    67
    امتیازات:
    +392 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان1
    شهر:
    مشهد
    دانشگاه:
    سراسری یزد
    رشته دانشگاه:
    برق..
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    نمیدونم تو پستای قبل هست یانه ولی...
    عروسکه قشنگ من قرمز پوشیده/تو رخت خواب مخمل آبی خوابیده /یه روز مامان رفته بازار اونو خریده/قشنگتر از عروسکم هیچکی ندیده/عروسکه من چشماتو وا کن/وقتی که شب شد اونوقت لالا کن/حالا بیا...(یادم رفت!)
     
  4. Robek

    Robek کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    351
    امتیازات:
    +1,434 / -53
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شیراز_کرمان
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    شیراز
    رشته دانشگاه:
    پرستاری
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    ادامه ش اينه:بيا بريم توي حياط با من بازي كن،تاب بازي و توپ بازي و طناب بازي كن
     
  5. Horrible Ghost

    Horrible Ghost کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    119
    امتیازات:
    +165 / -27
    نام مرکز سمپاد:
    حلی1
    شهر:
    همدان
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    اصن من از بچگی هم یه سوژه مناسب بودم واسه کل کل کردن...
    همه بچه های مدرسه با هم میخوندن : علی بهاری چه آسون بشین برو خیابوون هنوزم صداشون تو گوشم هست اصن وضیییی 8-}
     
    • لایک لایک x 2
  6. Elena.MR

    Elena.MR کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    128
    امتیازات:
    +609 / -8
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    YAZD
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    دیشب سوسک اومد خونمون / رفت تو وان حموم / ... اومممم ؟! :D
     
  7. !sadaf

    !sadaf کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    357
    امتیازات:
    +2,682 / -19
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    اراک
    رشته دانشگاه:
    داروسازی
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    والا نمی دونم با چه اسمی در اصل این شعر خونده شده!
    اما خواهرم به من اینو یاد داد :D
    صدف که از خواب پا میشه مثل طلبکارا میشه!
    داد می زنه کو شونه کو آینه چرا در گنجه بازه ماشین دودی درازه!؟
    چرا سگه واق واق می کنه چرا ماشین داغ می کنه؟ :D
    بهش می گم صدف جون :D :D
    پا میشه مشتم میزنه لگد به پشتم میزنه :D
    حالا بگین بچه ها کار صدف درسته؟ :D
    بعد یه جماعتی می گن نه والا نه بلا ;)) :D
     
    • لایک لایک x 4
  8. afstspeed

    afstspeed کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    72
    امتیازات:
    +185 / -9
    نام مرکز سمپاد:
    اژه اي ٢
    شهر:
    اصفهان
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    این والا مال بچگیام نبود... راهنمایی بچا میخوندن
    شبانگاهان سوسک اومد خونمون از تو وان حموم من نترسیدم
    بابام گفتش این دیگه چی چی بود مثل آرپی جی بود من نترسیدم.... (با تشکر از بچا رهنون)
    دبستانم که بودم دو تا شعر حافظ بلد بودم. مخصوصا الا یا ایهاالساقی رو دوست میداشتم :D
    تا قبل ۷ سالگیم هم... کلا با کسی بازی نمیکردم
     
  9. jhalan

    jhalan کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    92
    امتیازات:
    +4,105 / -218
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    من از اون جایی که بچه ی باهوش و روشن فکری بودم, شعرهای مولانا رو میخوندم!! :-" :D
    ولی این شعر تاریخی رو خیلی میخوندم!! وحشتناک!!
    یه شعر که اندی میخوند:
    سرخ و سفید و آبی/چتر قشنگ روشن.........
    بقیشم یادم نمیاد خداییش!!
    ولی این شعررو خیلی میخوندم!!! نمیدونم چرا؟!! :-??
     
    • لایک لایک x 2
  10. Elena.MR

    Elena.MR کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    128
    امتیازات:
    +609 / -8
    نام مرکز سمپاد:
    FARZANEGAN
    شهر:
    YAZD
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    نه واسه منی که کودک درونم همواره زندس ! :D
    راننده سرویس پنجممون میخوند منم یاد گرفتم هههخخ
    لازم به ذکره که بگم من اون موقع کاملا کودک بودم و با الانم فرقی ندارم :-"
    دیشب سوسک اومد خونمون / رفت تو وان حموم / من نترسیدم ... من نترسیدمـــ
     
    • لایک لایک x 1
  11. لنگه کفش

    لنگه کفش کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    206
    امتیازات:
    +1,037 / -12
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    کرمان
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    هی یادش بخیر
    فقط میتونم همبنوبگم! :D
     
    • لایک لایک x 3
  12. simin

    simin کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    119
    امتیازات:
    +194 / -5
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    دزفول
    دانشگاه:
    شهید چمران
    رشته دانشگاه:
    genetics
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    تپولویم تپولو صورتم مثل هلو
    ..مامان خوبی دارم
    ..میشینه توی خونه ...میدوزه دونه دونه
    میپوشم خوشکل میشم مثل یه دست گل میشم :P
     
    • لایک لایک x 2
  13. minoo 78

    minoo 78 کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    55
    امتیازات:
    +594 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگـــان
    شهر:
    اصفهـــان
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    دوست دالم یه خلده قد یه سوسک ملده
    سرت کلا گذاشتم سوسکه هنوز نملده
    :x
     
    • لایک لایک x 6
  14. goldokhtar

    goldokhtar کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    247
    امتیازات:
    +1,813 / -30
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    اصفهان
    دانشگاه:
    همینجا
    رشته دانشگاه:
    حقوق
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    ی روزی آقا خرگوشه..افتاد دنبال موشه..موشه پرید تو سوراخ...خرگوشه گفت آاااااااااااااااااااااخ
     
    • لایک لایک x 2
  15. maria16

    maria16 Unknown

    ارسال‌ها:
    414
    امتیازات:
    +1,195 / -50
    نام مرکز سمپاد:
    1
    شهر:
    طهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    یه شعر می نیویسم که پسرای مهد کودک میخوندنش....
    مثلن بچه های خفن اون زمون بودین دیگه ...... :)) :-"



    در سال 1320 رفتم خونمون دیدم زنم نیست...

    گفتم : همسایه...آی همسایه زنمو ندیدی؟؟؟؟

    گفتش : بخدا شوهر منم نیس!!!!!!!
    <:-P


    ...

    یا یکی دیگشم این بود :



    خررو ببین داره چشمک میزنه

    گاورو ببین لباسش برق میزنه

    خره و گاوه همدیگرو ندیده بودن

    حالا که دیدن همدیگرو پسندیدن

    شب عروسی,عروس خانوم غش میکنه

    آقــــا دوماده حلقشــــو پرت می کنه

    بادا بادا مبارک بادا ... ایشالا مبارک بادا.....



    <:-P <:-P <:-P <:-P <:-P :-" :-" :-" :-" :D :D :D

    عجب آدمایی بودیم ما..... :لایک
     
    • لایک لایک x 3
  16. fatemeh76

    fatemeh76 کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    91
    امتیازات:
    +397 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    کرمانشاه
    سال فارغ التحصیلی:
    1395
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    چاقاله بادوم تنبل <:-P

    رفته کلاس اول

    می خواد که درس بخونه

    زرنگ باش نه تنبل

    اول صبح پا می شه

    می شوره دست و روشو

    خودش دیگه می پوشه

    کفشهاشو یا روپوشو

    می ذاره توی کیفش

    یه عالمه کلوچه

    می اندازه روی کولش

    بدو می ره تو کوچه

    یادش می ره تو کیفش

    بذاره دفتراشو

    کتاب ، مداد و پاک کن

    حتی مداد تراشو

    تو مدرسه تا کیفو

    باز می کنه بیچاره

    می بینه جز کلوچه

    هیچی تو کیف نداره

    وقتی که توی کیفش

    کتاب و دفترش نیست

    یه دونه صفر می گیره

    به جای نمره بیست ..
     
    • لایک لایک x 3
  17. ماهِ ـشاد

    ماهِ ـشاد کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    916
    امتیازات:
    +3,097 / -25
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان هفت تهران
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    شهيد بهشتى تهران
    رشته دانشگاه:
    اقتصاد
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    ادامش:
    یه روز میوفته سایش رو آسمون میهن
    عشق دوباره با ما عشق دوباره با من
    مردم دل شکسته چشم انتظار صلحن
    ای عاشقای ایرون
    خسته از این زمونه
    چتز قشنگ روشن وا میشه روی خونه (اینجا ریتم عوض میشه)
    زمونه با عاشقا همیشه مهربونه
    (بعد این جا یه چیزی راجع به چرخ بهارو چرخ گردون و اینا میگه یادم نمیاد) میشمره لحظه هارو
    زنده کنیم بهارو زنده کنیم ............
     
    • لایک لایک x 1
  18. kamran

    kamran کاربر جدید

    ارسال‌ها:
    3
    امتیازات:
    +0 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    شهید اژه ای 2
    شهر:
    اصفهان
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    چرا شعر "با رفیقان نشستم......" را نمیگی؟ اقای afstspeed ؟؟!!
     
  19. afstspeed

    afstspeed کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    72
    امتیازات:
    +185 / -9
    نام مرکز سمپاد:
    اژه اي ٢
    شهر:
    اصفهان
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    چرا نگم...
    با رفيقان نشستيم شبي را
    ميزديم تا سحر قلقلي را
    اي دريغا كه پيكنيك تموم شد
    نعشگي بر رفيقان حروم شد
    .
    يادش بخير اتوبوسهاي سرويس راهنمايي...
     
    • لایک لایک x 1
  20. Niloofar.z

    Niloofar.z کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    67
    امتیازات:
    +446 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بوشهر
    پاسخ : شعرای بچگیمون

    کوچیک که بودم با این شعره میخوابیدم!!!! :D ادامش:
    وایسا وایسا کارت دارم، من خرگوشی بی آزارم، از سوراخت بیا بیرون، نمیخوای مهمون؟!
    موشه یواش اومد بیرون، یه نگاهی کرد به خرگوش، دید که گوشاش درازه، دهنش بازه،
    گفت: شاید میخواد بخورتم یا با خودش ببرتم، پس میرم پیش مامانم، آنجا میمانم،
    مادر موشه عاقل بود، زنی باهوش و کامل بود، یه نگاهی کرد به خرگوش، گفت به بچه موش:
    نترس جونم یه مهمونه، خیلی خوب و مهربونه، پس برو پیشش سلام کن، بیارش خونه! :D
     
مدیران: ***Paradise