دوست دارین چه رنجی بکشین؟

شروع موضوع توسط موازی ‏2019/9/30 در انجمن روان‌شناسی

مدیران: f-1391
  1. موازی

    موازی کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    126
    امتیازات:
    +2,532 / -60
    نام مرکز سمپاد:
    سمپاد شیراز
    شهر:
    شیراز
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    دانشگاه:
    پلی تکنیک
    رشته دانشگاه:
    مهندسی برق
    ما همیشه از خودمون می‌پرسیم «چه هدفی تو زندگیم دارم» یا « دوست دارم به کجا برسم» یا «علاقه‌م چیه» و از این دست سوالات.
    این تاپیک سوالی برعکس مطرح می‌کنه. شما حاضرید چه مسائل و مشکلات و سختی هایی رو تو زندگیتون متحمل شید؟
    فرضا اگه «دوست دارید پزشک شید و تو کنکور پزشکی قبول شین» آیا حاضرید در صورت لزوم شب بیداری بکشید و درس بخونید؟ چون بعدا به عنوان یک پزشک، شیفت شب و شب بیداری خواهید داشت. حاضرید سر موضوعی که دوست دارید «رنج» بکشید؟
    شب بیداری صرف یک مثال بود. خفت و خواری کشیدن، تنهایی، گرسنگی، درد عضلانی برای ورزشکار شدن و... رنج های دیگه ای هست که ممکنه یه فرد تو زندگیش متحمل شه.
    تو این تاپیک بیایید بگید حاضرید چه رنج و سختی هایی رو تحمل کنید.
    پی نوشت: این تاپیک برگرفته از کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه هاست.
     
    • تاپیک خوب تاپیک خوب x 26
    • لایک لایک x 1
    • لایک ویژه لایک ویژه x 1
  2. H.Omani

    H.Omani کاربر فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    22
    امتیازات:
    +58 / -6
    نام مرکز سمپاد:
    مشكيني
    شهر:
    قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    سلام
    خب بستگي داره
    ولي من دوست دارم رنج بكشم بخونم با خستگي ولي هوشم بالا باشه در همون عين مطالب رو بفهمم
    يا همچين چيزي
    خواب خوبه خيلي خوب چون بيمارم خوابم داغونه
    اينقدر دوست دارم بخوابم زيرچشمام شن خشك جمع بشه خستگيم در بره اما دريغ از يك ساعت خواب عميق
    درسمم كه افت كرد
    خدايي سلامتي بهترينه ولي رنج كشيدن خب بستگي به كشش داره من از بدو تولد تا الان همينطور رنج ميكشم
    رنج ميكشم
    رنج ميكشم
    خب خسته ام!درك كردن من واقعا سخته
    شايد باورتون نشه من شب امتحان سمپاد ششم
    فرش ميشستم!
    صبح هم كارگري ميكردم!
    خب اين هيچ كتابام و مدرسه بودن!
    الانم كه براي كنكور شروع نكردم و الان ميخونم!
    سر زايمان خواهرم دردسرا رو سر من افتاد
    خسته و كوفته از مدرسه خونه مي امدم يه تخم مرغ ميخوردم
    تا يك ماه همين بساط بود!
    الان بهتره نسبت به قبل
    دكتر هلاكويي ميگفت اگر درك كنيم رنج امروز برابر با رنج فرداست و اگر بدونيم كه اگر اين رنج درس خوندن رو تحمل نكنيم ممكنه در آينده بيشتر از اين رنج بكشيم!
    ولي من هرچي رنج براي درس خوندن و فقط واسه درس خوندن باشه با كمال ميل ميپذيرم
    ولاغير
     
    • لایک لایک x 8
  3. Night Sky

    Night Sky آسمان آبی

    ارسال‌ها:
    77
    امتیازات:
    +1,058 / -89
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    --
    سال فارغ التحصیلی:
    00
    من اصلا حاضر نیستم ب خاطر درس و اینا ب بدنم ضربه بزنم
    :-b
     
    • لایک لایک x 7
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  4. حضرت ندا

    حضرت ندا نجوا ::::

    ارسال‌ها:
    4
    امتیازات:
    +74 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    شهید هاشمی نژاد
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    دانشگاه:
    فردوسی
    رشته دانشگاه:
    جامعه شناسی
    حاضرم سالها سر روى سنگ بذارم
    ولى مطمئن باشم تو يك جامعه سالم زندگى ميكنم
     
    • لایک لایک x 14
  5. H.Omani

    H.Omani کاربر فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    22
    امتیازات:
    +58 / -6
    نام مرکز سمپاد:
    مشكيني
    شهر:
    قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    رنج نه خودكشي
     
    • لایک لایک x 2
  6. breeze

    breeze نسیم

    ارسال‌ها:
    547
    امتیازات:
    +6,331 / -123
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    داراب
    سال فارغ التحصیلی:
    98
    دانشگاه:
    ایشالا شیراز
    رشته دانشگاه:
    ایشالا پزشکی
    بهتر نیس اونایی که به هدف شون رسیدن بیان برامون از سختی هایی که تحمل کردن بگن ؟از موانع شون بگن ؟
     
    • لایک لایک x 11
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  7. Night Sky

    Night Sky آسمان آبی

    ارسال‌ها:
    77
    امتیازات:
    +1,058 / -89
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    --
    سال فارغ التحصیلی:
    00
    منم نگفتم خودکشی :|
     
    • لایک لایک x 1
  8. H.Omani

    H.Omani کاربر فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    22
    امتیازات:
    +58 / -6
    نام مرکز سمپاد:
    مشكيني
    شهر:
    قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    خب نميگن
    من تو كلاسمون ديدم افرادي فكر ميكنن خودشون موفقن و ديگران نه
    حتي نميگن منابعشون چيه
     
    • لایک لایک x 6
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  9. H.Omani

    H.Omani کاربر فعال
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    22
    امتیازات:
    +58 / -6
    نام مرکز سمپاد:
    مشكيني
    شهر:
    قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    منظورم از خودكشي
    آسيب زدن به بدن
    رنج كشيدن خوبه
    تو سخنراني تد ديدم كه كارشناس بريتانيايي در مورد سختي كشيدن دانش آموزان گفت:
    سختي در راه علم باعث افزايش هوش ميشه
     
    • لایک لایک x 3
  10. Night Sky

    Night Sky آسمان آبی

    ارسال‌ها:
    77
    امتیازات:
    +1,058 / -89
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    --
    سال فارغ التحصیلی:
    00

    میدونم من دوس ندارم رنج بکشم خب
    علم بدست می اورم منتها بدون گود کردن و اسیب زدن ب چشمانم
    بدون بی خوابی کشیدن و اسیب زدن ب بدنم
    و ..
     
    • لایک لایک x 3
  11. omidest

    omidest کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    65
    امتیازات:
    +435 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    شهید اژه‌ای 2
    شهر:
    اصفهان
    سال فارغ التحصیلی:
    1393
    دانشگاه:
    صنعتی شریف
    رشته دانشگاه:
    عمران
    یه مقداری این سوال ایراد داره به نظرم؛ و البته فکر می‌کنم نویسنده‌ی کتاب هم موقع طرح سوال این ایراد رو خیلی خوب می‌دونسته و اصلا به همون دلیل مطرحش کرده: اگه من حاضر باشم برای رسیدن به هدفم رنجی بکشم، چرا اصلا باید فکر کنم ببینم چه رنج‌هایی هستن که حاضرم برای رسیدن به هدفم حاضرم بکشم؟ قبلا باید کشیده باشم! من اگر هدفم این باشه که یه روز زیباترین هیکل دنیا رو داشته باشم و در جواب این سوال بگم که حاضرم برای این هدف غذا نخورم، دارم دروغ میگم! چون هر روز دارم 2 وعده غذای سنگین میخورم. سوال یا باید به این تبدیل بشه که "در راه رسیدن به اهدافتون، چه رنج‌های قابل توجهی کشیدید"، یا اینکه " چه چیزهایی رو توی زندگیتون حاضرین برای منافع و اهداف بزرگتر فدا کنید؟". وگرنه هر رنجی رو نام ببرم که تا الان برای هدفم نکشیده باشم، دارم دروغ میگم.
     
    • لایک لایک x 6
  12. a.khakpour77

    a.khakpour77 ❤دوست‌دار سایت❤ عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    934
    امتیازات:
    +10,847 / -131
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 5 تهران
    شهر:
    فرز 1 بندرعباس/فرز 5 تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1396
    دانشگاه:
    علوم‌پزشکی تهران
    رشته دانشگاه:
    ژنتیک
    رنج عشق:|:-"
    ولی بشرطی ک درنهایت معشوقم در آغوشم باشه و آخرش ب وصال ختم شه:D
     
    • لایک لایک x 16
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  13. merfan x1

    merfan x1 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    195
    امتیازات:
    +853 / -39
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی 2
    شهر:
    زنجان
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    اومدم همینو بنویسم دیدم هست:((
    ------------------
    ولی در کل به نظرم
    این که چیزی که در زندگی برات مهمه رو راحت بدست بیاری خیلی نمیچسبه
    انگار وقتی راحت بدست میاد جذابیتش میاد پایین ابهتش افت میکنه
    ادم به خودش میگه این چیزه که میخواستم خیلی چیز کوچیکی نبود که به این راحتیا بدست بیاد شاید برا من بزرگ بوده از نظر من چیز بزرگی بوده
    نمیچسبه واقعا:-?
    چه عشق باشه چه مدال و چه دانشگاه چه....

    از ظر من اینجوریه:-"
     
    • لایک لایک x 3
  14. (:TABASSOM:)

    (:TABASSOM:) کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,151
    امتیازات:
    +25,373 / -405
    نام مرکز سمپاد:
    FRZ
    شهر:
    TBZ
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    رنج عاشقی مثلا :))
    ولم کنه بره و من در عشقش بسوزم :))
    البته این صرفا در شرایطی که سرم خلوت باشه و حوصله و وقت فکر کردن به این قضیه رو داشته باشم .
     
    • لایک لایک x 11
  15. Mmd abdi

    Mmd abdi کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    39
    امتیازات:
    +240 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    نکا
    سال فارغ التحصیلی:
    96
    دانشگاه:
    علوم و فنون هوایی شهید ستاری
    رشته دانشگاه:
    علوم هوانوردی(خلبانی)
    راستش من یه هدف داشتم و الان تو مسیرشم
    چیزی که از بچگی بهش علاقه داشتم
    براش با کل خانواده و فامیل بحث داشتم
    به خاطرش از شوق و تفریح دوران جوونی و نوجوونیم گذشتم
    دقیقا تو دورانی که دوستا و هم سنای من داشتن با دوست دخترا و دوست پسراشون میگشتن و با ماشین خودشون یا باباییشون اینور و اونور میرفتن،تو دانشگاهشون هر کاری خواستن کردن و میکنن
    من رفتم دنبال علاقم
    رنج خستگی جسمی و روحی رو تحمل کردم
    رنج دوری از خونه و خانواده و دوستا
    رنج نداشتن حتی یه تفریح ساده
    ولی چون خواست خودم بود و میدونستم که بعد از همه اینا ی چیزی هست که هر روز دارم بهش نزدیک تر میشم باعث میشه رنجش قابل تحمل باشه
     
    • لایک لایک x 12
  16. The Lich King

    The Lich King کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    401
    امتیازات:
    +1,808 / -99
    نام مرکز سمپاد:
    شهید هاشمی نژاد 1
    شهر:
    مشهد
    سال فارغ التحصیلی:
    90
    دانشگاه:
    خوارزمی
    رشته دانشگاه:
    علوم کامپیوتر- علوم تصمیم و مهندسی دانش
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    عنوان تاپیک اشتباهه واقعا! باید یه چیزی می بود تو مایه های "مازوخیست های عزیز بفرمایید تو" یا "فانتزی های مازوخیسمی‌تون چیه؟"! :))
     
    • لایک لایک x 17
  17. sevin.m

    sevin.m کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    255
    امتیازات:
    +1,122 / -139
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 6
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    دانشگاه:
    انشاءالله شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    اگه خدا بخواد پزشکی
    دوست دارم 20 تا شلاق بخورم(خیلی سخته درک کنید:D)
    ولی دبیرستانم سمپاد قبول شم، جز 50 نفر برتر کنکور باشم، شهید بهشتی درس بخونم، یه پزشک خوب بشم و......
    میدونم این رنج خیلی کمه خخخخخ
    ولی رنجه دیگه:T1:T1:T1:T1
     
    • لایک لایک x 4
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  18. farnaz_jr

    farnaz_jr کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    100
    امتیازات:
    +673 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    اصفهان
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    رشته دانشگاه:
    -
    من رنج بی خوابی رو دوس دارم:/
    اگه بخوام درس بخونم باید حتماااا خوابیده باشم چون اون خوندنم اصلا به درد نمیخوره و رو کتاب خوابم می بره اما اگه یه روز بدونم قراره درس نخونم نمیخوابم
    بعد وقتی خیلیییی خسته میشم چرت و پرت زیاد میگم و به ترک دیوارم می خندم در حدی که پخش زمین میشم چون کم پیش میاد چیزی منو بخندونه
    اون خنده رو خیلی دوس دارم به خاطر همین حاضرم بی خوابی بکشم
    تو همون بی خوابی سردردشم دوس دارم چون حس سرما میکنم و میرم کلی لباس پشمی می پوشم و پتو میندازم رو خودم:/
    سوزش عضله هم دوس دارم وقتی برا اولین بار یه وزنه سنگین تر میزنم
    یه رنجی هم که یه بار کشیدم و دوس داشتم این بود که تو سرما باد میومد و من حدود نیم ساعت وایساده بودم جلو باد و انگار تو هر ثانیه یکی میزد تو گوشم و صورتم سر شده بود
    خودم در تعجبم با چه چیزایی خوشحال میشم
    درمورد رنج برا هدف من اونا رو رنج نمیدونم ینی کارایی که واسه هدفم انجام میدم رنج دوست داشتی نیس برام چون اصلا رنجی نیس.همش عشقه
     
    • لایک لایک x 3
  19. Hananamdar

    Hananamdar کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    94
    امتیازات:
    +275 / -51
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ناحيه ١ تهران
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1398
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    تجربى
    رنج كلمه ترسناكيه اصلا نميشه دوسش داشت اما اگه بخوام بگم چه رنجى رو دوست دارم اينكه مامانم بگه ظرفارو بشور خب قطعا رنج خفيفيه و خيلى اذيت نميشم اما خداروشكر تا اطلاع ثانوى رنج منج در كار نيس
     
    • لایک لایک x 1
  20. ahoora1398

    ahoora1398 کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    77
    امتیازات:
    +273 / -16
    نام مرکز سمپاد:
    استعداد های درخشان علامه حلی
    شهر:
    ملایر
    سال فارغ التحصیلی:
    1404
    نتیجه ی این قبولی هم این شد که دیگه برای درس خوندن تنبلی نمی کنم چون عادت کردم
     
    • لایک لایک x 2
مدیران: f-1391