احسان 81873

شروع موضوع توسط احسان از نوع قیچی ساز ‏2019/5/23 در انجمن فیلم‌شناسی

  1. احسان از نوع قیچی ساز

    احسان از نوع قیچی ساز کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    455
    امتیازات:
    +1,179 / -101
    نام مرکز سمپاد:
    شهید مدنی 1
    شهر:
    تبریز/قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    دانشگاه:
    بارهم نمیدونم
    رشته دانشگاه:
    نمیدونم
    به نام انکه فکرت اموخت
    پس از بررسی ونقد کتاب تصمیم گرفتم به بررسی فیلم هم بپردازم چرا زیرا بینش جامعه نسبت به فیلم بد است و فیلم چون در انتقال داستان است وبا احساسات ما و اخلاقیات ما تاثیر مستقیم دارد باید به نقد وبررسی هریک از فیلمهایی که تا به حال مشاهده کردم بیپردازم زیرا این رویه انتقاد باعث افزایش ارزش ها در وهله اول خود شخص وبعد خانواده ودوستان و.... میشود وافزایش ارزش های انسان با علایق او ارتباط دارند وعلایق با خلاقیت حال که اسم سایت سمپادیا هست بهتراست در راستای افزایش خلاقیت عمل کنیم نه بخش زرد سایت تا شاهد کاهش هیجان گرایی از وجه بد در جامعه بشویم

    ضمنا اساس نمره دهی که به فیلم ها دارم براین اساس که در ذیل سخن می اید واگر کسی به نقد مخالف بود تو چت دلیلش رو بگه و بحث کنیم زیرا بحث باعث افزایش تبادلات ما میشود.

    اساس نمره دهی
    فرم وقاب بندی فیلم 3 نمره
    محتوا وبیان ارزش های درون داستان (حرفش رو بزنه ) 3 نمره
    شخصیت پردازی 1/5 نمره
    بازی گرفتن از بازیگران 1نمره
    صحنه سازی 1/5نمره


    فیلم هایی که دیدم (براساس کارگردان )
    نولان

    اسکورسیزی
    • جزیره شاتر
    • گرگ وال استریت
    • رفتگان
    • کازینو
    اسپیلبرگ
    تارانتینو
    هیچکاک
    کامرون
    • نابودگر


    پی نوشت :فیلم های بیشتری دیدم ولی ااین رو نقد میکنم حالا خارج از لیست هم نقد میکنم نمرات نقد هم از صفر تا 10 هست و از هفته بعد اولین نقد با فیلم سرگیجه و تلقین نولان شروع کنیم .

    الف.آشنا
     
    • لایک لایک x 3
  2. احسان از نوع قیچی ساز

    احسان از نوع قیچی ساز کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    455
    امتیازات:
    +1,179 / -101
    نام مرکز سمپاد:
    شهید مدنی 1
    شهر:
    تبریز/قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    دانشگاه:
    بارهم نمیدونم
    رشته دانشگاه:
    نمیدونم
    سرگیجه
    عالی عالی هرچی بگم از فیلم کمه
    هیچکاک چی کرده
    هشدار اسپویل
    از فرم بریم جلو فرم فیلم در بیان داستان پلیسی است که ترس از ارتفاع دارد و و با کات های خوب هیچکاک ماجرا ادامه پیدا میکنه ....
    اصلا تو لپ تاب نبینید چون زیاد متوجه فروم وفوکوس هیجکاک نمیشید متوجه لانگ شات دوربین هیچکاک تو جنگ نمیشید و....
    نحوه صحبت اسکاتی با مادلین چه روایت زیبا یی که از بین اون فرم محتوا سنگین دکارت بر میاد
    محتوا که تو اخر فیلم میفهمید اصن شوکه تون میکن کاری که نولان خواست تو تلقین اجرا کنه کل فیلم یک تعلیق هستی شناسانه است
    شخصیت پردازی مادلین وجودی که تا 20دقیقه اخر نمی فهمید یکی اند .
    و وقتی که شک میکنیم با اسکاتی شروع میشویم دنبال کاراگاهی که اینا نقش بازی میکنند
    واخرش تعلیق هستی شناسی که با فرم هیچکاک عالی .....
    بازی بازیگران وصحنه سازی ها عالی مخصوصا صحنه اخر اصن خداست یا صحنه موزه یا صحنه زمانی که اسکاتی، جودی را برای نخستین‌بار در خیابان می‌بیند، بیننده در موقعیتی قرار داده می‌شود که در تنافر و ناهمخوانی شناختی اسکاتی (او به نظر شبیه مادلین به نظر می‌رسد/شباهتی به مادلین ندارد) شریک شود. شور و هیجان کنجکاوانه‌ای طی نیمه دوم فیلم در جریان تولد مجدد مادلین رخ می‌دهد می‌تواند در دست‌آموزی دقیق این ناهمخوانی شناختی قرار داشته باشد در حینی که مادلین مطلوب و آرمانی را با تمام تغییر و دگرگونی‌ها مقایسه می‌کنیم: جودی؛ اهل ایالت کانزاس، میج؛ میج با تصوری از خود با صورت کارلاتا نقاشی می‌کند زنان شبیه به مادلین را که در رستوران «ارنی»، یا در خیابان، یا به عنوان مدل لباس دیده می‌شود؛ کارلاتا در تابلوی نقاشی؛ کارلاتا که ظاهرا در رویای اسکاتی زنده و سرحال است.
    از محتوا روانشانسی هم صحنه شروع رو میگم
    در شروع فیلم صورت زنی را می بینیم .دوربین روی دهان تمرکز میکند وبعد نمایی از چشمان زن رو نشون میدهدکه ابتدا به سمت راست وبعد چپ نگاه میکند که خود همین گویا میخواهد پیامی را به ما القا نماید.بازی با اجزای صورت به زیبایی رخ داده وبرای فهمش باید درکی نمادین از اجزای صورت بدست اورد. دهان درمعنای فرویدی میتونه نماد واژن وزنانگی باشد.بعد دوربین به نمایش چشم ها که ابتدا به سمت راست وسپس چپ نگاه میکنند اشاره میکند. دوربین روی چشم چپ متوقف می شود ودرحال نزدیک شدن به این چشم هست که ناگهان فضای اطراف چشم چپ قرمز می گردد که القا کننده خطر,هشدار وخط قرمزی است که گویا باحرکت دوربین رد شده ومورد تهدید قرار گرفته است. کدام خط قرمز رد شده؟چه هشداری داده شده؟کل مفهوم فیلم در این بازی با صورت نهفته و به صورت فشرده شده قرار دارد.هیچکاک مسیحی است اینجا با زیرکی فلش بکی میزنه به رسم ازدواج مسیحیان که داماد همیشه سمت راست عروس قرار میگیردونگاه صورت زن ابتدا به سمت راست وبعد چپ القا گریک مثلثی است که گویا یک ضلع ان در سمت راست ویک ضلع ان در سمت چپ هست وخود زن راس این مثلث را نشان می دهد.سمت راست زن طبق رسوم مسیحی عشق مجاز وسالم (داماد) رانشان می دهد اما سمت چپ خبر از حادثه ای هشدار دهنده می دهد که زنگ قرمز علامت ان است گویا رابطه ای از سمت چپ شکل گرفته که خطرناک است وجریان مثلثی شده است وبرای ما تداعی گر رابطه ادیپال فرویدی است.رابطه ای که دران پسرعاشق مادرخود می شود وسعی می کند اورا ازچنگ پدر دراورد.نگاه سمت راست که حضورپدر را می رساندوسمت چپ که هشدار دهنده است وحضور پسر را می رساندکه با حرکت دوربین به سمت چشم چپ گویا درحال صمیمی تر شدن بوده است وعمق تمایل را می رساند. نشان دادن دهان که نمادواژن/زن می باشد وحرکات سمت راست وچپ چشم ها که دوضلع دیگر مثلث را می رساند.این یک تصویر وبیانی ادیپال درشروع فیلم هست
    دوربین به اعماق چشم چپ زن فرو میرود وطرح هایی مارپیچی رو نشان میدهد که القا کننده حس سرگیچه هست. ما دراین چشم وضعیت رابطه سوژه ای (پسر)را می بینم که این زن (مادر) رابعنوان ابژه جنسی انتخاب کرده است واین خطوط مارپیچی حال و روز او را می رساند حس سرگیچه وسقوط. سوژه که هشدار را دریافت کرده وهمچون خطوط که بیهودگی ,سقوط وسرگیچه را القا میکند مبتلا به سرگیچه شده است .ولی این سرگیچه چرا.؟؟سقوط چرا وازچه چیزی؟این همان نوروز(بیماری روانی )است که حاصل این رابطه ادیپی حل نشده می باشد ودر کل فیلم سوژه را درگیر خود می کند. فروید معتقد است که پسرکه نمی تواند مادر را تصاحب کند باید باپدر همانندسازی کند وارمانهای اورا درونی سازی کند وبه این طریق از کانالهای دیگر واز طریق سایر ابژه های جنسی نیاز خود را ارضا کند ورابطه پدر ومادر را بپذیرد تا به این طریق از این مرحله به سلامت عبور کند ولی چنانچه این اتفاق نیفتدسایه این ترس همیشه بر روان فرد خواهد بود وافراد معمولا ان را به صورت بیماری روانی نشان خواهند داد.به عقیده فروید ترس از پدر می تواند به نمادهایی که تداعی کننده پدر هستند منتقل شود من جمله حیوانات که ترس هانس کوچولو از اسب را خود فروید ذکر کرده است یا ترس مرد گرگی که بیمار فروید بود وازگرگ می ترسید ویا موقعیت هایی که نماد پدر هست مثل پست وپول ومقام و..که تداعی کننده قدرت وبرتری هست ودر ذهن با نام پدر گره خورده اندونماد او می باشند.بسته به دنیای هرکس نماد ها می تواند متفاوت باشد

    و صحنه اخر فیلم
    صحنه سقوط جودی و پدیدار شدن راهبه و نگاه فوق العاده اسکاتی و نشان داده اینکه حس انتقام و سرکشی چی میکند که انسان عاشق سرخوده فریب خورده که تا ابد در تعلیق مادلین میماند.

    نمره 10 از 10


    [​IMG]

    کلاسیک ببینیند
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/5/27
  3. احسان از نوع قیچی ساز

    احسان از نوع قیچی ساز کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    455
    امتیازات:
    +1,179 / -101
    نام مرکز سمپاد:
    شهید مدنی 1
    شهر:
    تبریز/قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    دانشگاه:
    بارهم نمیدونم
    رشته دانشگاه:
    نمیدونم
    خب می خوام سرخپوست رو نقد کنم
    فیلمی که درک نکردن و درک نخواهند کرد همچون فیلم north by northwest هیچکاک زیرا ذائقه دوستان رو کیارستمی وفرهادی ها با فیلم ها مشوش وضد انسان پر کرده اند
    [​IMG]
    سرخپوست نمره 8و نیم از 10
    داستان و توضیحات :فیلم سرخ پوست دومین ساخته نیما جاویدی است. جاویدی پنج سال بعد از ساخت فیلم ملبورن موفق شده است نظر تماشاگران را به جدیدترین ساخته‌اش جلب کند. داستان «سرخ‌پوست» ماجرای یک زندان را در حدود سال ۱۳۴۶ روایت می‌کند که قرار است تخریب شود و زندانیان به زندان دیگری منتقل شوند. در این بین، مشخص می‌شود که یک زندانی گم شده است
    صحنه سازی میزانسن بی نقص فوق العاده صداهای درون صحنه به شدت احساسی موسیقی متن فوق العاده مثلا صحنه نوید وپریناز ایزدیار ورد شدن هواپیما به یاد بیارید که پریناز به خاطر نرسیدن صداش حریم مشکونه و فضایی عاشقانه به وجود میاره یا صحنه اول فیلم واتمسفر بارانی وجابه جا کردن چوبه اعدام
    فیلنامه فیلم نامه بسیار عالی است داشتن حس تعلیق بین پیدا کردن و رابطه سرگرد با مددکار و .... ،نماد سازی در فیلم به اندازه وزیباست نه کم نه زیاد صحبت های پیرمرد که شهادت دروغ داد نماد چوبه دار نماد و.... که باعث میشه فیلم در تراز فیلم روانی هیچکاک بایسته منتها تنها چیزی که باعث میشه فیل از سطح خوب به سطح ماندگار نیاد بازی پریناز ایزدیار وشخصیت ایشون به جز در چند صحنه واکت انچنان خوب نبود
    تم داستان برای روایت انسانیت و جابه جایی عشق و وظیفه و انسانیت عالی بود صحنه بغل کردن دختر که ترسیده بودچه قدر خوب بود (در سکانسی مهم شاهد هستیم که دخترِ احمد سرخ پوست ناپدیده شده و سرگرد او را در یکی از سلول‌های زندان می‌یابد. سرگرد به ناگاه با فریاد سعی دارد از دختر اعتراف بگیرد که در یک لحظه متوجه اقدام ناشیانه خود می‌شود. گویی باز هم تضادی در وجود سرگرد است که مدام بزرگتر می‌شود. تضادی بین خودآگاه و ناخود آگاه شخصیتش. او به ظاهر می‌خواهد هر طور شده سرخ پوست را به دست بیاورد اما هرچه زمان می‌گذرد، وجه انسانی ناخودآگاهش هشیار‌تر می‌شود. کمی بعدتر در همین سکانس به ناگاه درِ زندان به روی سرگرد بسته شده و این بسته شدنِ در علاوه بر اینکه حس اسیر بودن را برای چند لحظه در وجود سرگرد ایجاد می‌کند، حسی از وجود احمد سرخ پوست را هم در فضا القا می‌سازد. گویی با وجود اینکه سرخ پوست را نمی‌بینیم اما او همه جا حضور دارد و جاویدی با انتخاب عدم نمایش سرخ پوست تا آخرین لحظه، تاثیر این شخصیت را چندین برابر کرده است. به طوری که وقتی در نمای لانگ شات، سرگرد در فضای خالی راهروی زندان، روی زمین افتاده است)یا صحنه اخر برای انتقال پیام و انتخاب سرگرد چه زیبا اصن دوربین با چایگیری درست حس ترس و اظطراب رو خوب اقا میکرد

    [​IMG]
    پ .ن 1: دوستان سمپادی کتاب راجب سینما بخونید بعد نظر دهیم مثلا اول بدانیم فرم ومحتوا چیست و کدام بالاتر است سپس بیایم سینه چاک کنیم

    پ.ن 2:به پیشنهاد عزیزی انیمه دیدیم انیمه ها دارای محتوا ها بالا و سنگینی هستن که در فرم تخیلی ارائه میشه که ایراد نیست ها ولی به نظرم فرم در نیماد برای میزانسن ها و یکم ژاپنی ها باید رو موسیقی متن کار کنن . انیمه هم ببنید به همراه سینما کلاسیک

    پ.ن3: ناموسا فیلم ها اصغر فرهادی نه جدا حداقل از کیمایی میگفتید قابل باور بود ولی اصغر چرا...
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/6/9