خداشناسی فلسفی

شروع موضوع توسط mohaq ‏2019/3/14 در انجمن فلسفه و منطق

  1. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    با عرض پوزش بابت تاخیر، من تقریبا یه هفته به این سایت دسترسی نداشتم و نمی دونم چرا اینطوری بود. سایت بالا نمیومد.
    تازه دوسه روزه که به سایت دسترسی پیدا کردم.


    نمی دونم چقدر از عرفان اسلامی خبر دارید. از زمان ملّاصدرا تا الآن، بین عرفان و فلسفه و قرآن و سنّت یک اتحاد ایجاد شده.
    این بحث هایی هم اینجا مطرح میشه، با عرفان اسلامی سازگاره و تضادی نداره.


    پس این مقدمه رو :
    به این مقدمه اضافه کنید:
    هرچیزی به غیر از موجود کامل مطلق، امکان داره که وابسته باشه.
    چرا؟! چون به غیر از کامل مطلق، شما روی هر موجودی دست بذارید،مثلا الف، میشه یه موجود بالاتری رو فرض کرد مثلا ب، که الف به اون وابسته باشه.
    فقط کامل مطلق هستش که بالاتر از اون قابل فرض نیست.

    نتیجه: موجود مستقل کامل مطلق است و کامل تر از موجود مستقل، چیزی وجود نداره.



    تا اینجا حلّه؟!
     
    • لایک لایک x 3
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  2. سارا خانم

    سارا خانم سارا صدام کنین=)

    ارسال ها:
    569
    امتیازات:
    +1,700 / -318
    نام مرکز سمپاد:
    فرز1/فرزgh
    شهر:
    تهران/gh
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    بله:)
    تشکر:)
     
  3. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    اگر بخواهیم خیلی ساده، خدا رو هم با همین صفات اثبات کنیم، اینطوری میشه: (البته این برهان، برای اثبات موجود مستقل هستش و اینکه آیا موجود مستقل، همون خدا هستش یا نه، بعد از این بحث مطرحش می کنم.)
    مقدمه1: موجودی هست.(بالاخره میدونیم که یه چیزایی هستند. مثلا خودم هستم، تصوّرات من هستند، و ... )
    مقدمه2: این موجود، یا مستقل است، یا وابسته.
    مقدمه3: خب اگر این موجود، مستقل باشه که همه چی حلّه و موجود مستقل وجود داره.
    مقدمه4: اگر این موجود، وابسته باشه، به یک موجود مستقل نیاز داره. پس لازمه ی وجود وابسته، وجود مستقل هستش. (اون بحث های محال بودن دور و تسلسل رو خودتون به اینجا اضافه کنید.)
    نتیجه: همیشه یک موجود مستقل وجود داره.
     
    • لایک لایک x 2
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  4. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    حالا یه سوال: آیا این موجود مستقل، همون خدایی هستش که اسلام میگه؟!

    بله. موجود مستقل، همون خدای اسلامه. چرا؟!
    چون صفاتی عقل برای این موجود مستقل پیدا میکنه، با صفاتی که اسلام برای خدا بیان میکنه، یکی هستند.

    اوّلین صفتی که بحث کردیم، کامل مطلق بود و گفتیم که موجود مستقل، کامل مطلق هستش، یعنی تمام کمالات ممکن رو داره. در ادبیات دینی هم صفاتی مثل این برای خدا داریم. مثلا کلمه "الله" دلالت میکنه بر خدایی که همه ی صفات خوب رو داره. یا مثلا آیه ای در قرآن که میگه: و لله الاسماء الحسنی. همه ی اسم هایی که دال بر خوبی و نیکی هستند، برای خدا هستند.(به عبارت دیگه، خدا، مسمّی و مصداق همه ی اسم های خوب هستش و .... ).

    صفات بسیار دیگری هم هستند که بین موجود مستقل و خدای اسلام مشترک هستند. که إن شاءالله مطرح میکنم.

    امّا قبلش اگر انتقاد یا سوالی هست، بفرمایید.
     
    • لایک لایک x 3
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  5. mohammadHosseintayyebi

    mohammadHosseintayyebi Noob in life Games

    ارسال ها:
    1
    امتیازات:
    +3 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    بابل
    سال فارغ التحصیلی:
    1402
    من فقط میخوام بگم که اگر خدا نبود
    یا شایدم اصلا نه خدا،خالقی برای ما وجود نداشت،،چگونه از هیچ چیز همه چیز ساخته شد(bigbang).
    حتما یه خالق بزرگتری هست ولی عقل ناقص من انسان نمیتونه بپذیره.
    آدم باید بدونه که این همه نظم در جهان هستی کار یه اراده ی بزرگه که از نظر من ما میتونیم بهش بگیم خدا....
     
    • لایک لایک x 3
  6. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    یه کم بیانتون دقیق نیست. و الّا کلیّتش درسته.
     
  7. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    خب قبلا یکی از دوستان گفت که شاید واجب الوجودیا موجود مستقل ، خدای اسلامم نباشه، بلکه زئوس باشه! یا هر چیز دیگه!


    پاسخ: صفات موجود مستقل رو بحث میکنیم. اگر چیزی شبیه تر از خدای اسلام به اون پیدا کردید، بگید تا اون رو بپرستیم.
     
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  8. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    یکتایی خداوند :
    قبل از پرداختن به بحث یکتایی ، ابتدا باید راجع به توحید توضیح بدهیم.

    انواع توحید:
    توحید انواع مختلفی دارد . ولی سه تا از آن ها مشهورتر از بقیه هستند.

    توحید ذاتی :
    یعنی اینکه خداوند هم یکتا است و هم مرکب نیست. به عبارت دیگر ، کثرت درونی و بیرونی ندارد. (کثرت درونی یعنی از اجزاء تشکیل شده باشه و کثرت بیرونی یعنی اینکه موجود مستقل، دوتا یا بیشتر باشه.)

    توحید صفاتی:
    اوصافی که ذات خداوند ، واجد آنها است ، عین یکدیگر و عین ذات خدا هستند. ( یعنی خداوند مثل انسان چندتا جزء نداره. برای مثال، انسان با گوش شنواست و با چشم بیناست. امّا خدا اینطوری نیست، یعنی اینطوری نیست که دستگاه شنواییش با بیناییش فرق داشته باشه. شاید این هم عبارت خوبی نباشه!)

    توحید افعالی:
    توحید افعالی آن است که همه ی موجودات ، نهایتا مستند به خدا و فعل او هستند.

    معنای یکتایی
    فعلا می خواهیم بخش اوّل توحید ذاتی را اثبات کنیم . یعنی می خواهیم اثبات کنیم که خدا یا همان موجود مستقل ، یکتا است و موجود مستقل دیگری نداریم.به تعبیری دیگر ، موجود مستقل ، فقط یک مصداق دارد.

    - اگر چنین چیزی را اثبات کنیم ، خود به خود به این نتیجه هم میرسیم که مابقی موجودات ، وابسته به خدا هستند.

    اثبات یکتایی خداوند :
    1. اگر موجودی – وابسته یا مستقل – هم عرض با موجود مستقل ، وجود داشته باشد ، موجود مستقل واجد کمال آن نیست.
    (برای مثال، من که اینجا نشستم، یه سری کمالات خاص دارم. و کمالات بقیه ی انسان ها رو ندارم.مثلا ما هرکدوممون 20 هزارتومن داریم. من پول چون پول های شما رو ندارم، از این جهت نقص هستم. در رابطه با موجود مستقل هم همینطوریه. یعنی ما اگر دوتا موجود مستقل داشته باشیم، اینا هرکدومشون، یه کمالی دارند که اون یکی نداره.)

    2. اگر موجودی مستقل ، واجد کمال موجودی نباشد ، موجود مستقل کامل مطلق نیست.

    3. نتیجه ی این دوتا مقدمه، این میشه که اگر موجودی ، هم عرض با موجود مستقل وجود داشته باشد ، موجود مستقل ، کامل مطلق نیست.

    4. درحالی که ما قبلا اثبات کردیم موجود مستقل ، کامل مطلق است.

    5. پس نتیجه آن می شود که موجودی – وابسته یا مستقل – هم عرض با موجود مستقل وجود ندارد.

    موجود مستقل ، یکتا است و سایر موجودات در طول موجود مستقل و ربط و وابسته ی به او هستند.
     
    • لایک لایک x 1
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  9. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    خیلی سریع صفات دیگر رو هم میذارم تا پرونده بحث خداشناسی بسته بشه.


    زمانی و مکانی نبودن خداوند :

    1. طول و عرض و ارتفاع و زمان ، امتدادند.

    2. هرامتدادی ، امکان عدم دارد.

    3. پس طول و عرض و ارتفاع و زمان ، امکان عدم دارند.

    4. هرموجود مکانی یا زمانی ، دارای طول و عرض و ارتفاع است.

    5. پس هرموجود زمانی یا مکانی ، امکان عدم دارد.

    6. لکن واجب بالذات ، امکان عدم ندارد .

    7. پس واجب بالذات ، مکانی یا زمانی نیست.

    جسم و جسمانی نبودن :

    1. هرجسمی ، زمانی و مکانی است.

    2. لکن خدا ، زمانی یا مکانی نیست.

    3. پس خداوند جسم نیست.
     
  10. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    علم :
    همه ی ما با مفهوم علم و دانایی آشنا هستیم . با تفکر در این دو و مقایسه ی آنها با جهل ونادانی ، به وضوح متوجّه می شویم که علم نوعی دارایی وجودی و کمال است . و چون خدا کامل مطلق است ، باید علم داشته باشد . گرچه برخی مصادیق آن ، محدود و ناقص است ، امّا علم به خودی خود ، دلالتی بر نقص ندارد .

    برای اینکه نشان دهیم خداوند در این کمال هیچ نقصی ندارد ، و بالاترین مرتبه ی کمال را دارا است ، کافی است مفهوم ((مطلق)) را به آن بیافزاییم.

    معنای علم مطلق خدا این است که خدا به همه چیز علم دارد ، به :

    1. خودش

    2. غیر از خودش :

    - آنچه که بوده

    - آنچه که هست

    - آنچه که خواهد بود

    - و آنچه که هرگز نخواهد بود.

    علم به خود:
    امکان علم به خود : بدون شک برخی موجودات به خود علم دارند و خودشان را با علم حضوری می یابند.مثل ما انسان ها.وقتی مخلوقات ، چنین کمالی را دارا هستند ، پس به طور قطع این کمال در خدا که کامل مطلق است ، وجود دارد.

    و از آنجا که علم حضوری به خود ، عین خود است ، علم حضوری خدا به خودش هم ، عین خودش است . و از آنجایی که ذات خدا کامل مطلق است ، علم به خودش هم کامل مطلق است . برای شدّت و ضعف علم حضوری ، مثال زده شود ، مثل درد مبهمی که فکر می کنیم خارش است .

    علم به غیر خود :
    چون خداوند به خودش علم دارد ، پس دقیقا می داند که چه چیزی را و چگونه خلق می کند و چه چیزی را خلق نمی کند.
     
  11. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    خالقیت:
    خالقیت به معنای فاعلیت و وجودبخشی است ، و بنابراین ، خداوند که وجود بخش است ، خالق نامیده می شود.

    - خالقیت خداوند ، مطلق است ، یعنی با توجّه به آنچه که قبلا اثبات کردیم و گفتیم که خداوند یکتا است ، و مابقی ، مخلوق او ، پس خالقیت خدا ، همه ی موجودات را شامل می شود و مطلق است.

    توحید افعالی :
    گفتیم که خداوند ، خالق همه چیز است ، حالا با واسطه ( مثل تصّورات ما ، یا مخلوقات عقل اوّل و ... ) یا بی واسطه ، حتّی افعال مخلوقات هم در نهایت ، فعل خدا است .

    توحید افعالی یعنی همین ، یعنی تمام مخلوقات و افعال آنها ، مخلوق خدا و فعل خدا هستند.

    ربوبیّت:
    مراد از ربوبیت ، تدبیر امور مخلوق است . تدبیر یعنی اداره و پرورش آن مخلوق ، یعنی تأمین نیازهای آن موجود .

    این تأمین نیاز ، از طریق تصرّف در نحوه ی وجود خود مخلوق ( یعنی مخلوق را طوری می آفریند که نیازهایش را برطرف کند ، مثلا انسان را رشد می دهد وابزار بهره برداری می دهد و ... ) و نحوه ی آفرینش دیگر مخلوقات . ( مثلا آنها را طوری خلق می کند که از هم استفاده کنند ، نوزاد از مادرش شیر می خورد و مادر نیازهای روحی اش را با فرزند برطرف می کند. انسان حیوانات را می خورد ، گیاهان را می خورد.)

    ربوبیت مطلق:
    از آنجایی که خداوند خالق همه چیز است و همه ی موجودات را با تمام شئونات و شرایطشان خلق می کند ، ربوبیت او نیز مطلق است . البته موجودات دیگر هم رب هستد ، همان طور که خالق هستند ، امّا ربوبیت آنها مطلق نیست.

    - بسیاری از اوصاف فعل خداوند ، به ربوبیت باز می گردند : رازقیت ، هدایت ، احیا (برای آخرت) و ...

    (پس همانگی در آفرینش موجودات ، برای تأمین نیازهای آنها تا رسیدن به هدف کلّی مطلوب خلقت ، ربویت الهی است . که هر کدام از جهت های خاص آن برای تأمین نیازی خاص ، وصفی فعلی و مصداقی از روبیت کلّی است.)

    روبیت تکوینی و تشریعی :
    روبیت خداوند نسبت به مخلوقات ، گاهی بدون وساطتت انتخاب آگاهانه ی خود آنها است ، مانند ربوبیت خداوند ، نسبت به آسمان و زمین و ... و در انسان مانند وراثت و اصل جسم و بدن و ... .

    امّا در مورد کارهایی که موجوداتی مانند انسان ، با آگاهی و انتخاب خود انجام می دهند ، نوعی دیگر تدبیر وجود دارد.خداوند برای تأمین برخی از نیازهای موجودات ، از انتخاب آگاهانه ی موجودات مختار استفاده می کند . این ربوبیت که با وضع قوانین و احکام معیّن برای هدایت آنها به سعادت و کمال است ، روبیت تشریعی نام دارد.

    - گفتیم که تنها ربّ مستقل خدا است ، و ربوبیت دیگران ، در طول روبیت خدا قرار دارد. به همین ترتیب ، هیچکس در ربوبیت تشریعی ، مستقل نیست ، و حقّ تشریع استقلالی را فقط خداوند دارد.

    مالکیت :
    مالکیت نوعی تسلّط است . و دو نوع دارد :

    - اعتباری : تسلّطی که به موجب قانون برای افراد نسبت به برخی اموال وجود دارد ، به طوری که دیگران بدون اجازه ی او ، حق تصرّف ندارند.

    - حقیقی : تسلّط حقیقی بر اشیاء . مثل تسلّط انسان بر قوا و جوارح خود.

    یکی از نتایج خالقیت و ربوبیت و اراده و اختیار الهی ، این است که خدا نسبت به سایر موجودات ، مالکیت تکوینی دارد.

    - مالکیت تکوینی خداوند نیز مطلق است.

    - با توجّه به اینکه اختیار و سلطه ی سایر موجودات ، در طول اختیار و سلطه ی خداوند است ، مالکیت تکوینی سایر موجودات ( در صورت وجود ) در طول مالکیت خداوند است.

    - مالکیت تشریعی خداوند هم مطلق است ، زیرا او برای تصرّف در هیچ چیزی نیازی به اجازه و اذن کسی ندارد. امّا مالکیت تشریعی هر شخص دیگری در طول مالکیت او است ، بدین معنا که هیچ کس مجاز به تصرّف در چیزی بدون اذن خداوند نیست.

    الوهیت :
    واژه ی ((اله)) درباره ی کسی به کار می رود که شایسته ی عبادت و پرستش باشد. مراد از پرستش یک موجود ، اظهار خضوع مطلق و اطاعت بی چون و چرا از اوامر و نواهی اوست. ( به سطوح پایین تر ، دیگر الوهیت نمی گویند ، مثل اطاعت از پدر و مادر و ... )

    این اطاعت باید مستقل باشد ، نه به خاطر اطاعت از شخص دیگری ، مثلا از ترس پدر ، خدا را اطاعت کند.

    - با توجّه به مالکیت و ربوبیت تشریعی خداوند ، تنها خداوند است که شایستگی عبادت دارد ، زیرا نهایتا خداوند است که حق تعیین قوانین و احکام لازم برای هدایت انسان را دارد. و فقط او است که باید به صورت مطلق و مستقل اطاعت شود. (یعنی الوهیت خداوند هم مطلق است.)

    قضا و قدر :
    یکی دیگر از اوصاف فعلی خداوند ، قضا و قدر است. امّا قبل از بیان آن ، باید بحث سرنوشت را مطرح کنیم ، چون قضا و قدر ، در مورد سرنوشت است.

    سرنوشت:
    منظور از سرنوشت یک موجود ، کمیّت ، کیفیت ، و سایر ویژگی ها و به طور کلّی ، نحوه ی وجود آن موجود در مراحل مختلف و نیز پایان وجود آن است. مثلا فردی یک روز سالم است ، فردایش مریض می شود ، و ازدواج می کند ، شاغل می شود ، صاحب فرزند می شود ، پیر می شود ، بعدا هم یا می میرد یا شهید می شود.

    برای هرکسی می توان سونوشت های مختلفی را فرض کرد ، امّا در این میان ، فقط یکی از آن ها موجود می شود ، یعنی همانی که علّت تامّه ی آن موجود می شود. یعنی یک از این سرنوشت ها ، قطعی است و ضرورت و حتمیت می یابد. مقصود از سرنوشت حتمی یک موجود ، نحوه ی وجود آن در مراحل مختلف و پایان آن است ، مشروط بر اینکه حتمی ، ضروری و تحلّف ناپذیر باشد.

    به رابطه ی سرنوشت حتمی هر موجودی با خدا ، قضا و قدر الهی می گویند که ما به اختصار می گوییم قضا و قدر . امّا این رابطه دو نوع است:

    خداوند دارای علم مطلق ذاتی به خود است و علاوه بر آن که به اصل وجود هرچیزی از پیش علم دارد ، به تمام ویژگی های آن در هر مرحله از وجودش ، به همان صورت که قطعا واقع می شود هم علم دارد ، یعنی به سرنوشت حتمی مخلوقات ، علم دارد. این را اصطلاحا قضا و قدر علمی می گویند .(شمول علم الهی نسبت به سرنوشت حتمی)

    از جهت دیگر ، از آن جایی که هر موجودی ، به مقتضای خالقیت و ربوبیت مطلق الهی ، علاوه بر آنکه در اصل وجودش ، نهایتا به خدا وابسته است ، در تمام ویژگی های عینی وجودش نیز به خدا وابسته است. به عبارت دیگر ، خالقیت خدا ، سرنوشت حتمی هر موجودی را هم شامل می شود . این را اصطلاحا ، قضا و قدر عینی می گویند.(شمول خالقیت و ربوبیت خدا ، نسبت به سرنوشت حتمی)

    نتیجه اینکه سرنوشت هر موجودی به خداوند وابسته است ، و سرنوشت حتمی هرموجوری همان می شود کهه خداوند آن را ایجاد و تدبیر می کند.

    در اینجا نیز ممکن است شبهه ی جبر پیش بیاید که ان شاءالله بعدا پاسخ خواهیم داد.
     
    • لایک لایک x 1
  12. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    بحث خداشناسی به اتمام رسید. (بحث صفات خیلی زیاده، امّا اینجا جاش نیست، برای همین کوتاهش کردم.)
    اگر کسی سوالی داره در خدمتم.
     
  13. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال ها:
    367
    امتیازات:
    +287 / -317
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    إن شاءالله بعد از این به بحث نظام احسن و جبر و اختیار می پردازم. ( البته در جایی دیگه نه اینجا.)
     
  14. Malcolm x

    Malcolm x کاربر جدید

    ارسال ها:
    1
    امتیازات:
    +0 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    Malcolm
    شهر:
    X
    سال فارغ التحصیلی:
    1395
    تایپ اش چند سال طول کشید؟