خداشناسی فلسفی

شروع موضوع توسط mohaq ‏2019/3/14 در انجمن فلسفه و منطق

  1. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    اگر بحث خیلی سنگینه، برید به این آدرس مطالعه کنید و در صورت وجود سوال، اینجا از بنده بپرسید.
     
  2. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    چه چیزی دقیقا به مولکول‌های میز وجود بخشیده؟ اتم‌ها و ارتباط بین اون‌ها؟ شرایط تشکیل مولکول؟
    +در واقع شما علت رو شرطی می‌دونید که لازم و ناکافی باشه. مثلا همین میز. نجار لازم نیست؛ میز می‌تونه توسط یه ربات هم ساخته بشه. چکش و‌ میخ هم ضروری نیستن چون ممکنه مثلا با چسب ساخته بشه. ولی این‌که بین مولکول‌ها جاذبه باشه ضروریه
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/3/17
  3. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    لطفا یه بار دیگه به تعریف علّت برگرد و دقت کن.

    الآن بحث ما علیّت در وجود هستش. یعنی اگر چیزی علّت وجود میز باشه، باوجود اون، میز موجود میشه و با از بین رفتنِ اون، میز از بین میره. علّت هم لازمه و هم کافی.

    به نظرم مشکل اینجاست که برات یه کمی سخته که قبول کنی خیلی از چیزهای اطرافت، علّت حقیقی نیستند!
    قوانین علّی و معلولی این دنیا، بیشتر شبیه یه بازی یا فیلمه! اکثرشون واقعی نیستند.
    اگر شما میز رو ساختی، چرا میز به شما وابسته نیست؟!
    اگر بنا ساختمان رو ساخته، چرا ساختمان به بنّا وابسته نیست؟!
    اگر نانوا نان رو پخته، چرا نان به نانوا وابسته نیست؟!


    علیّت در وجود یعنی چی؟! یعنی وابستگی در وجود!
     
  4. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    اصلا ذهن شما اوّلین بار کِی با مفهوم علیّت آشنا شد؟!

    اوّلین بار، وقتی بود که ذهن شما، دید یه سری از صورت های ذهنی وابسته به اون هستند و با اراده ذهن، از بین میرن امّا یه سری صورت های دیگه هم هستند که با اراده ی ذهن از بین نمیرن!
    ذهن وقتی این دودسته از صورت های ذهنی رو باهم مقایسه کرد، مفهوم علیّت رو ساخت و به چیزهای وابسته به خودش گفت معلول.
    بعدش این واژه رو تعمیم داد و به هر چیز وابسته ای گفت معلول.


    ------------------------
    برای اینکه گرفتار شبهه های مربوط به علیّت نشیم، باید علّت و معلول و درست و دقیق تعریف کنیم.

    -----------------------

    اگر منظورتون اینه که وجود مولکول ها، به چه چیزی وابسته ست؟ باید کمی صبر کنید. هنوز به ویژگی های علّت نرسیدیم و نمیتونم پاسخ قانع کننده ای بدم. فعلا صبر بفرمایید.



    ------------------------

    الآن فقط بگید که آیا رابطه ی علّت و معلول براتون ح شده؟!
    آیا این واضح است که معلول، در اصل وجودش وابسته است؟!
     
    • لایک لایک x 1
  5. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    خب چیز عجیب غریب برام اینه ویژگی هایی که شما می‌گید علت‌ان به نوعی بخشی از معلولن. مثلا تا وقتی ساختمون ساخته نشه ملات بین آجرا و ارتباط اجزا وجود نداره. ولی شما به نوعی می‌گین ارتباط اجزا و ملات علت‌ان.
    بعد یه چیز دیگه. طوری که شما می‌گید باید خیلی از ویژگی‌های معلول رو علت بگیریم. مثلا اگر شکل میز وجود نداشته باشه این میز یا صندلی می‌شه یا چندتیکه چوب بی‌مفهوم. (احتمالا چندتا بی‌عار هم می‌گن این چوبای بی‌مفهوم اثر هنری پست مدرنن!) پس شکل صندلی هم علته؟ یا وقتی میز به عنوان مثلا تخت‌خواب (!) به کار بره که دیگه میز نیست. هست؟ پس کاربرد میز هم علت هست. چون چیزی که اون شی رو میز می‌کنه کاربردش به عنوان میزه.
    ***
    یه چیز دیگه. به نظر شما چه چیزهایی علت دارن؟
    ***
    خب احتمالا ذهن من وقتی با علیت آشنا شد که دوتا اتفاق پشت سر هم بودن و ذهنم به نوعی یه داستان یا یه ارتباط براش ساخت. مثلا گریه باعث بغل‌ شدن نوزاد می‌شه. پس گریه می‌کنه.
    ***
    اگه نانوا باعث پخت نان نشده پس چرا نون خود به خود درست نمی‌شه؟
     
    • لایک لایک x 1
  6. سارا خانم

    سارا خانم دستم به دعا تا...این غصه سرآید...:)

    ارسال‌ها:
    1,028
    امتیازات:
    +4,304 / -945
    نام مرکز سمپاد:
    Frz
    شهر:
    Teh/Gh
    سال فارغ التحصیلی:
    02
    به نظرم نانوا فقط یه واسط است:D



    ...
    علت و معلول رو فهمیدم;;)
     
  7. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    وقتی نظر می‌دین کامل توضیح بدین. واسطه‌ی چی و چی؟
     
  8. sadlove

    sadlove لنگر انداخته

    ارسال‌ها:
    3,088
    امتیازات:
    +23,850 / -583
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    شـیراز
    سال فارغ التحصیلی:
    93
    من صحبتی از درک خدا نکردم . صحبتم ب اثبات وجود خدا بود . اره مثلن ما میتونیم با دیدن ویژگیهای مخلوقات بخشی از ویژگی های خدا رو درک کنیم مثلن محبت ی موجود بخشی از محبت مطلق خداست . اما روی صحبتم با "اثبات" بود..

    اونی ک یک خدای دیگه قبول داره مثلن گاوپرسته خب فکر نمیکنم نشسته باشه اثبات کنه وجود خدا رو !

    فکر نمیکنم کسی ک بهش "منطقی" کامل "اثبات" شه وجود الله و در ادامه دین اسلام بخواد دور شهوت و امیالش بره.. ی جای کار میلنگه..

    خیلیا رو دیدم بین هم سنهام ک کامل براشون حل نشده این و تو اصل توحید مرددن .

    در اخر امیدوارم تاپیکتون مفید واقع شه و منطقی اثبات شه برای خیلیا ! و این شبهه توحید حل شه !
     
    • لایک لایک x 1
  9. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    بنده یه چند روزی نیستم.
    إن شاءالله وقتی برگشتم، به صورت مبسوط جواب میدم.
     
    • لایک لایک x 1
  10. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    باعرض سلام
    بنده فعلا از مسافرت برگشتم و چندروزی بحث رو ادامه میدم.
    این جزو مباحث بعدی هستش.

    دقت کنید که در یک چیزی مثل ساختمان، ما چندین علّت و معلول داریم.
    مثلا یکی از معلول ها، شکل و ظاهر ساختمان هستش. خب این شکل علّتش چیه؟ نیرو و همبستگی بین اجزاء
    حالا این نیرو و همبستگی، خودش یه علّت دیگه داره.
    یا مثلا، جرم ساختمان، یک علّت دیگه داره.
    و ...

    این مطلب، به معنای انکار وجود علیّت در خارج هستش. امّا برای ما مشکلی ایجاد نمی کنه.
    چون من الآن هنوز نمیگم که علّت و معلولی وجود داره یا نه. بحث من فعلا ناظر به این هستش که بر فرض وجود علّت و معلول، رابطه شون این طوریه و ... .
    در بحث بعدی، وجود علّت و معلول، با تعریفی که میگم، روشن میشه.


    شاید علّت اصلی، منتظر شرایطی خاص هستش.
    مثل یه فیلم. هرموقع که کارگردان بخواد، بارون می باره. ابرها هم همگی جلوه های ویژه هستند.



    فقط این مطلب رو در ذهن داشته باشید که معلول به علّت وابسته است. به علّت نیاز دارد، فعلا با همین بیاید جلو.
     
  11. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    ملاک نیاز به علّت

    بحث بعدی اینه که ما از کجا بفهمیم، یه چیزی به علّت نیاز داره؟! به عبارت دیگه، ما از کجا می فهمیم که یه چیزی، به چیز دیگری وابسته است؟!

    دیدگاه ها:
    1. هرموجودی به علّت نیازمند است.
    2. هرموجود حادثی به علّت نیازمند است.
    3. هرممکن الوجودی به علّت نیازمند است.

    دیدگاه اوّل رو حس گرایان قبول دارند. البته این برای قدیم هاست، الآن بعید میدونم که کسی این حرف رو قبول داشته باشه.
    به صورت مفصّل در بحث دور و تسلسل، اون رو رد می کنیم. امّا اگر فکر میکنید که حرف قشنگیه، اعلام کنید تا همین جا دلیل های اونا رو ذکر و نقد کنم.

    طرفداران دیدگاه دوم هم منقرض شدن. یعنی یه دوره ای بود که میگفتن هر موجود حادثی به علّت نیاز دارد. حادث هم یعنی اینکه در یک دوره ای وجود نداشته و بعدا موجود شده.


    دیدگاه سوم، میگه که هرممکن الوجودی، به علّت نیاز داره؟! چرا؟!
    اگر یادتون بیاد قبلا گفتیم که ممکن الوجود در عالم خارج، یا ضرورت وجود داره یا ضرورت عدم در حالی که ممکن الوجود یعنی چیزی که خود به خود، نه وجودش ضرورت داره و نه عدمش ضرورت داره!
    پس این ممکن الوجود، ضرورت وجود رو از یه چیزی غیر از خودش گرفته.

    -----------------------------

    به زبان ساده تر:
    ما یه میز داریم.
    این میز ممکن الوجوده، یعنی خود به خود، نه ضرورت وجود داره و نه ضرورت عدم.
    امّا الآن ضرورت وجود پیدا کرده.
    خودش که نداشته، از کجا آورده؟ از یکی دیگه گرفته.

    اگر میز من، خود به خود ضرورت وجود داشته باشه، دیگه ممکن الوجود نیست، واجب الوجوده.
     
    • لایک لایک x 1
  12. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    یه نکته ی خیلی ریز:

    اگر کسی، بسیاری از مطالبی که من میگم رو انکار کنه، خود به خود و ناخواسته، باید وجود خدا رو قبول کنه. چرا؟!

    چون هدف فعلی بحث اثبات واجب الوجود هستش (که ما بهش میگیم خدا)

    حالا اگر کسی الآن بیاد بگه میز من ممکن الوجود نیست، ناچار باید بگه که واجب الوجود هستش و مستقیم من رو میرسونه به هدف.
    یا اگر کسی بیاد بگه که هیچ ممکن الوجودی نداریم، این شخص ناچار باید بگه که همه چیز واجب الوجوده و مستقیما بره سراغ هدف من.

    (البته حرفش یه سری لوازم فاسد داره که به اونها هم اشاره میشه. مثلا اگر میز واجب الوجود باشه، باید یه سری ویژگی ها رو داشته باشه، در حالی که نداره.)
     
  13. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    خب اون دیدگاه‌ها رو بیخیال.
    ۱-اگه اون موجود رو به بخشای مستقل تقسیم‌بندی کنیم و بگیم علت استحکام ساختمون اسکلت فلزیه، علت زیباییش الگوی سنگ‌نماشه، علت راحت بودنش بزرگیشه، علت "ایجادش" پیمانکار و کارگراشن و ...
    خب همه‌ی این‌هایی که علت دارن یک جور فرآیند، عملیات یا صفت خونه هستن. اما وجود چه "صفتیه" چه آشیه چه کشکیع که اینجوری ازش استفاده می‌کنید؟ وجود یه چیز بنیادینه و هیچ رابطه‌ی علت-معلولی نمی‌تونیم براش تعریف کنیم. ما می‌تونیم بگیم "این منزل "چگونه" به وجود آمد؟" ولی بگیم "چرا" (از نوع چرای تبیینی و نه چرای غایی) خونه وجود داره؟ کاملا پوچ و بی‌معناست. مثلا چرا انرژی گرمایی دست من وجود دارد غلطه؛ باید بگیم گرمای دست من چگونه به وجود می‌آید.
    ۲- اگه باز‌ی‌بازی‌تون با کلمه‌ی وجود رو فاکتور بگیریم باز هم ممکن‌الوجود‌هایی داریم و می‌تونیم تصور کنیم که به هیچ ایجاد کننده‌ای نیاز ندارن‌. مثلا یه خونه‌ای رو تصور کنید که ازلیه. از لحاظ منطقی این اشکالی نداره‌‌. این خونه به هیچ ایجادکننده‌ای نیاز نداره ولی در عین حال ممکن‌الوجوده. یا مثلا یه الکترون که یهویی و خودبخود یه جایی ظاهر می‌شه و علت خاصی هم نداره.
    اگه ایراد دیگه‌ای هم به ذهنم رسید اضافه می‌کنم
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/3/28
    • لایک لایک x 1
  14. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    چرا ما باید فکر کنیم واجب‌الوجود یعنی خدا؟
     
  15. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    شما با واجب الوجود مشکلی نداری؟!
    بقیه ی بحث حل شده؟!
    اگر آره، بگو تا اینم حل کنم.
     
    • لایک لایک x 1
  16. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    خب گیریم شما یه موجود واجب‌الوجود رو اثبات کردید. چرا ما باید فکر کنیم خدای توی دین اسلامه؟ چرا نباید یه ذره و پادذره‌اش باشن؟ اصن اگر فرض کنیم یه موجود ماوراییه چرا نباید زئوس باشه و خدای اسلام باشه؟
     
  17. علیمپو

    علیمپو کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    602
    امتیازات:
    +3,254 / -238
    نام مرکز سمپاد:
    حلی۲
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    96
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    آمار
    احتمالاً در ادامه با در نظر گرفتنِ اصل «دهندگی» پیش می‌برید بحثو. اصلی که می‌گه اگه کسی چیزی رو به کس دیگه داده یعنی خودش داشته. و بعد با رد کردنِ دور و تسلسل ممکن‌الوجودا اثبات کنید واجب‌الوجودی هست. بعد همه‌ی مفاهیمی که وجود دارند رو با استدلال مشابه در دل این واجب‌الوجودمون بیابید.
    غافل از این‌که اصل «دهندگی» معادل همون وجود واجب‌الوجوده و اصلاً چیز بدیهی‌ای نیست.
     
  18. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    تا حدی درسته. ولی این برهان وجوب و امکان بیان ملاصدراییش (صدیقین) می‌گن نیاز به وجود هیچ چیز نداره (به خاطر این‌که اگر هیچ چیز موجود نباشا یعنی ممکن‌الوجود از اون میانگی و حد وسط به عدم رسیده!) و حتی بدون نیاز به امتناع تسلسل حل می‌شه. (اصول فلسفه رئالیسم جلد۵ اگه اشتباه نکنم)
    بعدیه عبارت خیلی عجیب غریب و غلط‌اندر غلط دارن اینه: فاصله‌ی ممکن‌الوجود با وجود و یا عدم وجود مساوی است (اصول فلسفه رئالیسم جلد ۳ش بود فک کنم) و برای به تحقق رسیدن هر کدام چه وجود چه عدم باید موجودی مستقل و موجود بالذات خویش باشد که بهش می‌گن واجب‌الوجود. بعد می‌گن این واجب‌الوجود خداست. خب این هزارتا ایراد داره که امیدوارم بهش برسیم و منم عقلم تا جایی که قد می‌ده می‌گمشون.
    ولی امیدوارم یه تقریر جدید و بی‌نقص یا حداقل کم‌نقص جدید از این برهان داشته باشن چون من دوست دارم به خدا باور داشته باشم
     
  19. mohaq

    mohaq کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    373
    امتیازات:
    +314 / -332
    نام مرکز سمپاد:
    شهید سلطانی
    شهر:
    کرج
    سال فارغ التحصیلی:
    1390
    دانشگاه:
    موسسه امام خمینی(رحمةالله علیه) قم / حوزه علمیه
    رشته دانشگاه:
    جامعه‌شناسی
    صبر کن به صفات واجب الوجود برسیم، اون موقع می بینی که واجب الوجود هرچیزی نمی تونه باشه. مثلا زئوس نمی تونه واجب الوجود باشه، چون صفاتش با صفات واجب الوجود فرق میکنه.
    من اصراری برخدای اسلام ندارم، صبر کن تا به صفات واجب الوجود برسیم، خودتون به هرنتیجه ای که خواستید برسید.


    من اصلا متوجّه حرف های شما نمیشم و این اصل دهندگی، اصلا برام روشن نیست. با عرض پوزش.



    خب این رو من هم گفتم ولی اشکالی نکردی. یه بار دیگه میگم:

    تعریف ممکن الوجود یعنی چیزی که به خودی خود، نه وجودش ضرورت داره و نه عدمش. اگر به خودی خود وجودش ضرورت داشته باشه، دیگه ممکن الوجود نیست، میشه واجب الوجود، اگر عدمش ضروت داشته باشه، میشه ممتنع الوجود.
    الآن به این اشکالی دارید؟


    دقت کنید که ممکن الوجود بالذات، یه چیز ذهنی هستش و این ممکن الوجود، وقتی به عالم خارج از ذهن میاد، یا واجب الوجود بالغیر میشه یا ممتنع الوجود بالغیر. چرا ؟! چون وجود و عدم هم نقیضین هستند. یعنی وقتی یه چیزی وجود داره، عدمش محاله. (از محال بودن اجتماع نقیضین به اینجا میرسیم.) و وقتی چیزی معدومه، وجود داشتنش محاله.
    به عبارت دیگر، در عالم خارج ما چهار دسته می تونیم داشته باشیم:
    1. واجب الوجود بالذات
    2. واجب الوجود بالغیر ( که ذاتا ممکن الوجود بوده ولی یه واجب الوجود دیگه، به اون وجود داده)
    3. ممتنع الوجود بالذات
    4. ممتنع الوجود بالغیر ( که ذاتا ممکن الوجود بوده ولی شرایط ظوری نبوده که واقعا موجود بشه.)

    از لحاظ منطقی، دسته‌ی پنجمی قابل تصوّر نیست. اگر کسی میتونه تصوّر کنه، اینجا بگه.




    به نظرم با توضیحاتی که دادم، این هم مشخص شده باشه.
    وقتی یه چیزی به خودی خود، ممکن الوجوده، یعنی نه ضرورت وجود داره و نه ضرورت عدم، چطوری در عالم خارج، این ضرورت رو پیدا کرده؟!
    بدون فرض واجب الوجود بالذات، چنین چیزی قابل حل هستش یا نه؟!


    (داریم پل میزنیم به بحث دور و تسلسل)
     
    • لایک لایک x 1
  20. HeiSenberG

    HeiSenberG کاربر حرفه ای
    کنکوری ۹۹

    ارسال‌ها:
    302
    امتیازات:
    +1,854 / -104
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    خرم آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1399
    ممکن‌الوجود به نظم من چیزیه که ضرورتا وجود نداره.
    ببینید شما ممکن‌الوجود رو یه چیز بینا بین می‌گیرین که برای موجود یا ناموجود شدن به یه تحریک (از طرف واجب‌الوجود) نیاز داره.
    ۱-بعد خودتون هم اقرار می‌کنین که این یه حالت ذهنیه و واقعیت نداره. پس چجوری از یه امر غیرواقعی برای اثبات خدای درصورت وجود واقعی استفاده کنید. این ممکن‌الوجود یه امر ذهنیه و ممکنه توهم ما انسان‌ها باشه. یعنی همونطور که مغز ما برای دنیای اطرافمون و شخصیتمون داستان کامل و موجهی می‌سازه و این مُثُل افلاطونی هم یه چیز ساختگی مغزه که با دیدن چندین‌باره‌ی یک شی انتزاع شده.
    ۲-شما ممکن‌الوجود رو یه جوری تفسیر می‌کنید که درسته ولی یه جور دیگه برای مقاصد خودتون (یعنی اون شکلی که برای اثبات خدا نیاز هست) ازش استفاده می‌کنید. می‌گید یه امر ذهنیه و منم خیلی خب قبوله. بعد میاید برای اثبات خدا جوری ازش استفاده می‌کنید انگاری یه بندبازه که منتظر ضربه‌ی انگشت واجب‌الوجوده تا ببینم از سمت چپ می‌افته رو زمین یا از سمت راست‌. یعنی با ظرافت ممکن‌الوجود رو امری واقعی درنظر می‌گیرید انگار که ممکن‌الوجود‌ها وجود دارن و منتظرن خدا دستور بده ببینم موجود بشن یا ناموجود‌! خب این خلاف تعریف خودتونه.
    ۳و ۴-یه مسئله دیگه اینه که عدم واقعیت نداره. یعنی عدم وجود نداره. اینطوری نیست که شکل خاصی از وجود باشه که ممکن‌الوجود اونو دریافت می‌کنه. تنها موجود و تنها‌ واقعیت واجب‌الوجوده. تمام واجب‌الوجودایی که علم تونسته به ما نشون بده واجب‌الوجود بالذاته. و حالا سر نقطه‌ی شروع جهان و بیگ‌بنگ هرکی یه نظر داره. مثلا هاوکینگ میاد اون قسمت تیز هرم زمان رو گرد می‌کنه و می‌گه اصلا شروعی در کار نیست. (زمان صفری درکار نیست. زمان از بدو وجود بیشتر از صفر بوده) یا بعضیا می‌گن این جهان قبلش یه جهان دیگه بوده که منقبض می‌شه و دوباره به تکینگی تبدیل شده و اون تکینگی موجب بیگ‌بنگ جهان ما شده‌. (الآن این فرضیه کمتر پذیرفته شده‌است. چون می‌گن جرم جهان کمتر از اون چیزیه که بتونه دوباره جمع بشه) یا مثلا فرد هویل که کلا با خدا و بنی‌بشر و کل واقعیت‌های علمی زمان خودش مخالف بود معتقد بود جهان ما به وجود نیومده بلکه همیشه وجود داشته و ماده پیوسته داره به وجود میاد و جرم جهان زیاد می‌شه. اگه از صورت‌بندی علمی اینا صرف‌نظر کنیم همشون از لحاظ فلسفی ایرادی بهشون وارد نیست. امیدوارم ببینم شما از منظر فلسفی چجوری اینا رو رد می‌کنید.
    *اونایی که خوره فیزیک و کیهان‌شناسی‌ و ستاره‌شناسی‌‌ان اگه توضیحات من ایرادی داشت بگین
    درضمن شما هنوز اون مسئله‌ی کلمه‌ی وجود رو حل نکردید
     
    آخرین ویرایش: ‏2019/3/30
    • لایک لایک x 1