تریبون آزادِ مطالعاتی

شروع موضوع توسط mohad_z ‏2018/8/17 در انجمن کتب و مجلات

مدیران: mohad_z, parsa.e
  1. پهلوی

    پهلوی کورَقــــــــو

    ارسال‌ها:
    1,472
    امتیازات:
    +18,740 / -402
    نام مرکز سمپاد:
    میرزا کوچک خان
    شهر:
    رشت
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    هیچوقت فکرشو نمیکردم که پاورقی مضحک‌تر از پاورقی‌های کتب خاطرات درباریا وجود داشته باشه ((:
     
    • لایک لایک x 3
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  2. احسان از نوع قیچی ساز

    احسان از نوع قیچی ساز کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    602
    امتیازات:
    +2,039 / -178
    نام مرکز سمپاد:
    شهید مدنی 1
    شهر:
    تبریز/قم
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    دانشگاه:
    بارهم نمیدونم
    رشته دانشگاه:
    فیزیک محض / ریاضی محض
    اینستاگرام:
    مگه ما نویسنده فانتزی هم داریم تو ایران ؟////////////
    چه خوب ادبیات فانتزی ورئالیسم جادویی تو ایران انگار داره تکونی به خودش میده بعد از مدت ها
     
    • لایک لایک x 1
  3. mohad_z

    mohad_z کاربر خاک انجمن خورده
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال‌ها:
    2,209
    امتیازات:
    +18,161 / -507
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان سه
    شهر:
    طـــهـران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    بیوتک
    تا دلتون بخواد!
    نشر باژ اول و بعد بهنام خیلی از کتاباشون رو چاپ میکنه
     
    • لایک لایک x 3
  4. Aliovski

    Aliovski کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    384
    امتیازات:
    +4,014 / -553
    نام مرکز سمپاد:
    علامه حلی
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    1401
    مجموعه های چند جلدی هم زیاد داریم!نمونش «دشت پارسوا»ی مریم عزیزی
     
  5. sabz

    sabz pente de montagne

    ارسال‌ها:
    309
    امتیازات:
    +3,418 / -187
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    کرمانشاه
    سال فارغ التحصیلی:
    1400
    نمیدونم میشه یه تیکه از متنی رو که خوندیم و مربوط به کتاب نبوده توی تاپیک تریبون آزاد مطالعاتی پست کرد یا نه، اگه خلاف قوانینه منتقلش کنید:

    امسال هم مثل پارسال رییس جمهور کشور در جلسۀ هیات دولت روضۀ عاشورا خواند و اعضای هیات دولت هم های های گریستند. بگذریم از اینکه وظیفه دولت مدیریت کشور است و هزینه برگزاری این جلسات چند ده میلیون تومان است. نکته‌ای که در پی خواندن یک توییت نظرم را جلب کرد این بود که در فارسی هم به دستۀ عزاداری و هم به کابینۀ دولت می‌گوییم «هیات».
    اولی اشاره به یک واقعیت مذهبی-سنتی دارد و دومی به چیزی که قاعدتا باید مدرن باشد. اینکه در فرهنگ و زبان ما به هر دوی این نهادها می‌گوییم هیات، تصادفی نیست و یکی از نشانه‌ها و مصادیق این واقعیت بسیار مهم است که ما در برزخ بین سنت و مدرنتیه غوطه‌وریم.
    در فارسی هیات معانی متعددی دارد. در واژه به معنای شکل و فرم و صورت است. همچنین به معنای علم نجوم (علم هیات) نیز به کار می‌رود. در فارسی امروزی هیات به دستۀ عزاداری و به طور کل گروه‌های مذهبی گفته می‌شود. همچنین به معنای دسته و گروه دولتی، دیپلماتیک، ورزشی، و علمی هم هست.
    نکته جالب این است که معمولا اولی را به صورت عربی آن «هیئت» و دومی را به شکل «هیات» می‌نویسند، اما هر دو یک واژه هستند. مثلا هیات امنا، هیات دولت، هیات جودوی تهران، هیات علمی دانشگاه، هیئت دیوانگان حسین در کاشان و هزاران هیئت دیگر که این شب‌ها مشغول شلوغ کردن شهرها هستند.
    شکی نیست که هیئت پیش از هیات وجود داشته و اینکه دقیقا چه شد که واژه‌ای با آن بار مذهبی و سنتی برای نهادهای مدرنی چون دولت و دانشگاه و ورزش حرفه‌ای به کار برده شد موضوعی است که نیاز به پژوهش جداگانه دارد. دلیل این اشتراک واژه اما مشخص است: ما هرگز نتوانستیم مدرن شویم چرا که به جای زایش و خلق مفاهیم، نهادها، و واژگان جدید که در هماهنگی با مفاهیم مدرن وارد شده از غرب باشد، دو دستی به گذشته چنگ زدیم و برای اینکه چیزی را از دست ندهیم همان واژگان و مفاهیم و نهادهای پارینه‌مدرن و پارینه‌عقلانی را به جای مفاهیم مدرن به خود قالب کردیم.
    اما تضادی که بین سنت و مدرنیته است صرفا با رنگ کردن واژگان و مفاهیم از بین نمی‌رود. مدرنیته، ضد سنت است. ما این را نپذیرفتیم و تصور کردیم می‌توانیم با زرنگی هم مزایا و پیشرفت‌های غربِ مدرن را به دست بیاوریم و هم به تفکر سنتی و شریعت و باورهای پارینه‌عقلی خود وفادار بمانیم.
    این تفکر همین امروز هم از چپ و راست و میانۀ طیف اندیشه سیاسی، بسیار هواداران جدی دارد. شاید بزرگترین مشکل ایران همین باشد که ما هرگز نخواستیم که از تفکرات سنتی-مذهبی خود فاصله بگیریم اما توهم مدرنیته داشتیم و در نتیجه در برزخی بسیار دردناک و مبهم و بی‌حاصل خودمان را سرگردان کردیم.
    به نوشته‌ها و اتفاقات دوره انقلاب مشروطه که نگاه کنیم نحوۀ شکل‌گیری این برزخ را می‌توانیم ببینیم. در آن دوره دو گروه مهم مشروطه‌خواه بودند که فکر می‌کردند می‌توان بین شریعت و مشروطه (سنت و مدرنیته) به راحتی سازگاری برقرار کرد و حتی بعضی‌شان بر این باور بودند که شریعت و دین خودش به مشروطه، حقوق بشر، دموکراسی، و آزادی ختم می‌شود.
    گروه اول آخوندها (رهبران شیعی و مراجع تقلید و فقها) بودند که مشروطه را مشروعه می‌خواستند و فکر می‌کردند که شدنی است. گروه دوم متفکرانی بودند که هر چند آخوند نبودند اما یا دل در گرو شیعه و شریعت داشتند یا همچون یوسف مستشارالدوله فکر می‌کردند راه پذیرفته شدن تجدد و مشروطه نزد عموم و پیشوایان دینی این است که مفاهیم تجدد و مشروطه را در قالب مفاهیم و احکام و آیات دین بیان کنند.
    ماشاالله آجودانی در کتاب «مشروطۀ ایرانی» با اسناد تاریخی شکل‌گیری این برزخ و شکست پروژۀ مدرنیته به همین دلیل را به دقت و با جزییات شرح داده است. آجودانی به تاریخ دگرگونی مفاهیمی چون ولایت، حکومت، امت، دولت، و ملی می‌پردازد و نشان می‌دهد ما (مای تاریخی، مای کنونی) چگونه بین سنت و مدرنیته گیر کرده‌ایم. به نظرم خواندن آن کتاب بر هر کسی که می‌خواهد بفهمد «مشکل ما» چیست، ضروری است.
    به عنوان مثال صفحاتی از کتاب را در ادامه آورده‌ام که در آن نویسنده شرح می‌دهد که معادل nation در تفکر و زبان ایرانیان واژه‌ای وجود نداشته که به درستی آن مفهوم را انتقال دهد. در عوض واژۀ «ملت» متداول بود که به معنای شریعت و پیروانش بود. حتی تا سال‌ها پس از پیدایش مشروطه ملت صرفا به گروه آخوندها و رهبران دینی (و نه تمام مردم) اطلاق می‌شد (در برابر دولت، که همان شاه و دربارش بود).
    بخشی از این جدال به این دلیل بود که پیش از مشروطه nation در فکر ایرانی اصلا وجود نداشت و مواجه با آن در متن تجدد نیاز به زمان برای آموختن و درک و هضم معنا داشت. بخش دیگری از آن نیز به دلیل کشمکش بین دین و مدرنیته بود چرا که به دلایل مختلف ما (مای تاریخی) حاضر نبودیم آنچه کهنه است را دور بریزیم و آنچه ضروری است را از نو بنا کنیم.
    در انتها اشاره‌ای کنم به موضوعی که اتفاقا با این ایام تاسوعا و عاشورا مرتبط است.
    بسیار دیده و شنیده‌ام که عده‌ای تلاش می‌کنند از مفاهیم و مصادیق مرتبط با ماجرای حسین و عاشورا پلی به مفاهیم مدرنی چون عدالت (غیر دینی)، حقوق بشر، و آزادی بزنند.
    مثلا مسئولین ستمگر را به یزید تشبیه می‌کنند، آزادی‌خواهی و حق‌طلبی مردم را با رفتار منسوب به حسین مقایسه می‌کنند، و واقعه عاشورا را الگوی مناسبی برای فهم روابط ظلم و شورش علیه آن در دنیای امروز می‌دانند.
    واقعیت این است که اگر قرار بود از مفاهیم حسینی و عاشورایی به مفاهیم و نهادهای مدرنی چون حقوق بشر و آزادی و دموکراسی و عدالت قضایی برسیم، همان یک قرن پیش مشروطه‌خواهان موفق می‌شدند این کار را بکنند.
    موضوع این نیست که آن‌ها به اندازه کافی تلاش نکردند که بین شریعت و مدنیت آشتی و تجانس و هماهنگی برقرار کنند، بلکه این است که این کار اساسا شدنی نیست. مدنیت مدرن در تمام ابعاد و وجوه و بنیانش با شریعت تفاوت و تضاد دارد. هر گونه تلاشی برای وصل کردن این دو نتیجه‌اش وقفه افتادن در مدرن شدن و ماندن در برزخ تاریک و بی‌حاصلی است که بیش از یک قرن است در آن دست و پا می‌زنیم.

    _کپی شده از وبلاگ در آستانه_
     
    • لایک لایک x 3
مدیران: mohad_z, parsa.e