1. المپیاد المپیاد

    المپیاد

کلاس روانشناسی

شروع موضوع توسط حمیده ‏23 جولای 2016 در انجمن مدرسه سمپادیا

  1. حمیده

    حمیده کاربر فوق حرفه ای
    عضو کادر مدیریت مدیر داخلی

    ارسال ها:
    1,345
    امتیازات:
    +12,049 / -90
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    بناب
    سلام
    یه دو هفته ای وقت داشتم ، فکر کنم که چه کتابی بیشتر به درد مدرسه تابستونی مون می خوره .
    با یکی از اساتیدمون هم مشورت کردم .
    یه سری کتاب ها هستن ، در زمینه موفقیت و زندگی و از این جور حرفا ، که بیشتر مردم اون ها رو به اسم کتاب های روان شناسی می شناسن . از این دسته نمی تونستم انتخاب کنم ، اول به این دلیل که خودم دوستشون ندارم ، مهم تر از اون هم این که اینجا با یه عده آدم علم دون !! سر و کار داریم ، پس بهتره توصیه های بی منبع رو منبع مطالعه هامون قرار ندیم
    سری دوم ، کتاب هایی که هستن که نوشته دانشمندای مشهور روان شناسی هستن ، بعضی به شکل رمان مثل کتاب های یالوم ، بقیه هم به اشکال مختلف . خوب این سری کتاب ها واقعا خوب و جذابن ، اما این ها هم نتونستن گزینه نهایی باشن ، با خودم که فکر می کردم ، حیف بود زمان کمی رو که داریم ، فقط از دید یه دانشمند نگاه کنیم ، روان شناسی یه علم به شدت نظریه ایه و حرفی که تو رویکرد x مطرح می شه ، تو رویکرد y می تونه به شدت بی خود به نظر بیاد ! (دقیقا دراین حد !!!)
    سری سوم کتاب های تخصصی و علمی روان شناسی بودن ، از اون دو سری که گذر کردم ، خیلی دوست داشتم یه کتاب خوب و علمی رو انتخاب کنیم . اما می ترسیدم خسته کننده و خشک بشه ، یا حجم بالا بره ، و ...

    خلاصه یه مقدار زیادی فکرم درگیر کتاب های علمی بود ، حتی به مقاله خوندن هم فکر کردم. ولی می ترسیدم چیزهایی مثل مقاله دیگه زیادی تخصصی باشن



    تا این که یادم افتاد چقدر ما توی روزمره به هم برچسب می زنیم ، تو افسردگی داری ، من فوبی سوسک دارم ، رفتم تو فاز دپرس و ...

    این بود که یه جرقه نورانی تو سرم روشن شد ! آسیب شناسی

    آسیب شناسی روانی کتابیه که انواع مشکلات روان رو دسته بندی کرده ، مثلا می ری تو اختلال های اضطرابی ، انواع فوبی ها ، روش تشخیصشون ، روش های درمانشون (به طور مختصر) توش اومده . جالب اینه که همراه با مثال های داستانیه و اتفاقاتی که در حین درمان برای اون بنده خدا پیش میاد !
    چی بهتر از این ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مخصوصا که رشته خودمم بالینیه و برای هر کدوم از این مشکلات ، کلی کیس واقعی دیدم و هر جا لازم شد ، از اون ها می تونیم مثال حقیقی تو جامعه خودمون داشته باشیم .

    پس تا اینجا رسیدیم به آسیب شناسی روانی

    از اینجا به بعد ، باید به فکر انتخاب فصل باشیم . کتاب های آسیب شناسی خیلی پر و پیمونن . فصل های مختلف دارن .
    می تونیم فصل اختلال های اضطرابی رو بخونیم ، فصل اختلال های خلق ، فصل اختلال های شخصیت ، اسکیزوفرنی ها ، اختلال های خوردن ، اختلال های مربوط به مواد ، اختلال های کودکی
    هر چی شما بگین اصلا :D

    هنوز خودم فکر نکردم کدوم فصل بیشتر مناسبه ، یه روز وقت بدین پیشنهادم در میاد



    اما کتاب !
    کتاب های مختلفی وجود داره که اسمشون آسیب شناسی روانیه ، مثل کتاب سلیگمن ، یا کرینگ و ...
    همه شون تقریبا یه جورن . چون دسته بندی اختلال ها ، یه چیزیه که دست نویسنده نیست ، از دی اس ام باید پیروی کنن (دی اس ام یه کتاب چه است که هر چند سال یه بار توسط انجمن روان شناسی امریکا منتشر می شه و می گه اختلال ها طبق آخرین پژوهش ها چی هستن و علائمشون چیه. اینو گفتم چند خط پایین تر کار دارم باهاش)

    خلاصه من یه کتاب آسیب شناسی روانی معرفی می کنم . ولی با توجه به این که دی اس ام امسال عوض شده ، هیچ عاقلی هر چقدر هم پولدار باشه نباید کتاب های ترجمه شده قبلی رو بخره تا کتاب ها بر اساس دی اس ام حدید نوشته بشن ، ترچمه بشن ، در بیان بیرون

    پس چیکار کنیم ؟
    اگه کسی کتاب رو از کتاب خونه دانشگاه یا مدرسه یا دوست روان شناسی خونده اش تونست پیدا کنه فبها
    اگه یه کتاب آسیب شناسی روانی دیگه غیر از سلیگمن پیدا شد ، اون هم خوبه ، اتفاقا تنوعش بد نیست .
    اگه نشد هیچ جوری ، می تونه یکی که پیدا کرده ، اسکن کنه ، حدود 20 صفحه ای که تو فصل انتخابی مون هست ، بذاره رو سایت ، بقیه بخونن . (من نمی دونم این کار درسته یا نه ، با توجه به بحث کپی رایت و اینا ، برای همین خودم نمی کنم ! )


    تا اینجا نقد و نصیحتی بود در خدمتیم . پ. خ

    یا علی


    + دوستان این صحبت‌های جوجه هستن. می‌تونین هر سوال یا مشکلی در این باره داشتید تو همین تاپیک ازشون بپرسید جواب میدن. موفق باشید. ;)
     
    • Like Like x 8
  2. Radikal

    Radikal کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    1,292
    امتیازات:
    +10,889 / -315
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    از اینجا میتونید کتاب آسیب شناسی روانی دکتر حسینِ آزاد رو دانلود کنید.
     
    • Like Like x 4
  3. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    سلام


    خوب من رفتم کتاب دکتر آزاد که رادیکال جان زحمت گذاشتنش رو کشیده دیدم . خیلی بی ریخت بود! تمام احساساتم در مورد یه کتاب آسیب شناسی روانی از بین رفت . حتما شما هم همین حس و حال رو داشتین


    رفتم پرسیدم ، خیالم راحت شد که اسکن کردن یه فصل از یه کتاب برای یه جمع بیست نفره ، حق کپی رایت رو نمی ترکونه ! پس من یه فصل خوشگل از کتاب سلیگمن انتخاب می کنم ، تا صبح ایشالله چند صفحه اولش رو اسکن میکنم و می ذارم اینجا .


    بعد راجع به بقیه اش صحبت می کنیم .
    فکر کنم بد نباشه روزی دو صفحه بذارم و با هم بخونیم . اینجوری هر سوالی که پیش بیاد در مورد مطالب اون دو صفحه ، می شه زود جواب داد








    و اما یه نکته مهم ، قبل از گذاشتن صفحات




    ببینین!
    همین الان هر کسی که می خواد تو این مدرسه شرکت کنه ، بره از یکی که خوب می شناسدش ، بپرسه ، فلانی ! من مشکل روانی دارم ؟؟؟ مشکل جدی که زندگی مو مختل کرده باشه ؟؟؟؟


    اگه گفت آره ! نمی شه تو این مدرسه تابستونی شرکت کنه .


    چرا؟


    خوب یه چیزی هست ، به اسم سندرم دانشجوی پزشکی ، مدل روان شناسی اش هم وجود داره . یعنی من هر اختلالی رو توضیح بدم ، شما بعد از یه ربع تامل به این نتیجه می رسین که بهش مبتلا هستین . دقیییییقا به همین راحتی !
    چرا ؟
    چون ما انسانیم ، شخصیت های پیچیده ای داریم ، هر شخصیتی ابعاد مختلفی داره ، هر کدوم از این ابعاد می تونن تو جای خودشون مفید باشن ، ولی اگه به افراط کشیده بشن ، افراط خیلیییی زیاد ، می تونن ما رو به اختلال ها مبتلا کنن . وقتی ویژگی های اختلال ها رو می خونیم ، اون رو با اون ابعاد که درجه ظریف و ملایم تر اون اختلال ها هستن ، تطبیق می دیم . دیگه اگه خیلیییی به شخصیت ما ربطی نداشته باشه ، ربطش می دیم به شخصیت دوستان و خانواده و ... اووووه
    (یه دلیل های دیگه ای هم داره که به ما ربط نداره فعلا)


    پس می ریم از دوستمون می پرسیم من روانی ام ؟ اگه گفت نه وارد این مدرسه تابستونی می شیم ، و یادمون هست ما سالمیم ! حتی اگه شبیه خیلی از اختلال ها باشیم .




    نکته بعدی هم در مورد برچسب زدن به اطرافیانمونه
    این ها رو می خونیم ، تا اگه کسی شبیه یکی شون بود ، بتونیم قضاوت درستی داشته باشیم ، اما هیچ وقت قضاوتمون رو به کسی نمی گیم ! دیگه خیلی به این نتیجه رسیدیم که تشخیصمون درسته و فلانی بهش نیاز داره ، می ریم مهربون بهش میگیم فکر کنم حالت گرفته است ، کاش یه سر پیش یه مشاور خوب می رفتی ببینی کاری از دستش بر میاد یا نه


    همین !!!


    بیشتر نه !!
    تاکید می کنم ها ! همین . دیگه اسم اختلال و تو مشکل داری و برو پیش روان شناس و ... نداریم ها !






    فعلا همینا تا اسکن اولین صفحه رو بذارم


    یا علی :-h
     
    • Like Like x 7
  4. Radikal

    Radikal کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    1,292
    امتیازات:
    +10,889 / -315
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    تهران
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    والا من خیلی گشتم حقیقتاً ، فقط همین بود که pdf ـش به صورتِ کامل و خوانا موجود بود! :D
    دیگه حالا به بزرگی خودتون ببخشید!
     
    • Like Like x 1
  5. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    سلام مجدد

    بحثی که انتخاب شده تا بخونیم و یاد بگیریم و آخر تابستون امتحانش بدیم ، فوبی ها هستن
    حتما اصطلاح فوبی رو شنیدین . فوبی همون ترسه . اما ترس غیر منطقی و بی ربط به میزان خطر
    این بحث رو انتخاب کردم ، چون روش های درمان ساده ای داره و می تونیم یاد بگیریم و درمانش خیلی خطرناک نیست ! مثلا می شه آخر تابستون ترس از سوسک خودمونو درمان کنیم حتی (چی بهتر از این)

    صفحات هم از کتاب سلیگمن ، ترجمه دکتر رستمی انتخاب شده . فصل اختلال های اضطرابی ، که البته ما فقط بخش فوبی این فصل رو می خونیم .

    یه مقدمه کوتاهی راجع به ترس و اضطراب اینجا آوردم . تو پست بعدی جدی جدی وارد فوبی ها می شیم
    [​IMG] [​IMG]


    کسی سوالی داشت در خدمتیم :)
     
    • Like Like x 7
  6. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]

    هر کسی که این پنج صفحه اول رو خوند ، یه پیام خصوصی خالی برای من بفرسته لطفن
     
    • Like Like x 7
  7. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    تو اطرافتون کسی رو می شناسین که فوبی داشته باشه به نظرتون؟
    چ علائمی ازشون دیدین که به این نتیجه رسیدین ؟ (یا خودتون!)

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]

    اینم از صفحه های جدید .

    سوالی نبود؟
     
    • Like Like x 3
  8. sarvenaz_dm

    sarvenaz_dm کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    331
    امتیازات:
    +2,925 / -61
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فــرزانگان ۳
    شهر:
    طــهـران
    دانشگاه:
    علوم پزشکی البرز
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : کلاس روانشناسی


    یه کم کند پیش نمیره!؟
     
    • Like Like x 1
  9. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    نه کسی مثالی میزنه. نه نکته ای. نه سوالی !!
    باز خدا خیرت بده امیدوار شدم یکی می خونه

    می ذارم ایشالله
     
    • Like Like x 3
  10. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    خیلی سوالای خوووبی بود !

    در مورد اون بحث تاثیرهای ژنتیکی ، یه مثال خوب اینه که بین دو تا بچه ای ماماناشون از سوسک می ترسیدن و هر دو از نوزادی تو پرورشگاه بودن و یه شب موقع خواب یه سوسک گنده از روی صورتشون رد شده ، یکی شون شانس بیشتری داره که دچار فوبی سوسک بشه .
    این بجث تاثیر ژنوتیپ ابتدای کتاب های آسیب شناسی چند صفحه راجع بهش صحبت شده ، علاقه داشتی فصل های اول همین کتاب هم می تونی پیداشون کنی .

    در مورد بی اشتهایی و پر اشتهایی روانی اینجا بهتره بحثشو باز نکنیم ، ولی برای نوع سوالت ، یه چیزی خیلی مهمه بگمش ، این که ، مشکلات روانی معمولا دلیل مستقیم ندارن ، مثلا خیلی اوقات نمی تونیم مثل پزشکی بگیم ویروس ایکس اومد ، بیماری ایکس ایجاد شد . یه قسمتش ژنوتیپ و فنوتیپه ، یه قسمتش تجربیات نوزادی و کودکیه ، با والدین مخصصصوصا مادر ، این دو تا در کنار هم می تونن ساختار روان یه بنده خدایی رو ضعیف و شکننده کنن ، بعد یه روزی ، به یه بهانه ای (یه فشار عصبی مثلا شکست عشقی! یا دیدن یه سوسک بزرگ ) اختلال روانی بروز کنه. وقتی یه کیس هایی میومدن که یه مشکل (مثلا ورشکستگی) براشون پیش اومده بود ، بعدش یه اختلال (مثلا همون آگورافوبیا) بروز کرده بود ، ما اوایل شروع می کردیم به تحلیل که این قضیه تقصیر ورشکستگیه ، ولی استاد درمانمون کم کم روشنمون کرد که اون فقط یه نقطه عطفه که اجازه بروز داده به مشکل

    بقیه سوالاتت در مورد فوبیاست
    پس
    بچه های مدرسه !! کی میتونه جواب بده؟


    اینم صفحات ادامه قصه:
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
     
    • Like Like x 2
  11. sarvenaz_dm

    sarvenaz_dm کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال ها:
    331
    امتیازات:
    +2,925 / -61
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فــرزانگان ۳
    شهر:
    طــهـران
    دانشگاه:
    علوم پزشکی البرز
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    اسم این روش که مواجهه است و فکر کنم که در بیشتر موارد هم جواب میده. مخصوصا همونطور که تو کتاب نوشته، الان بیشتر این مواجهه از طریق کامپیوتر و به صورت مجازی صورت میگیره.
    برای ترس از سوسک فکر کنم بهترین روش همون مواجهه است. من خودم به شدت از سوسک وحشت داشتم اما چندین بار که مجبور شدم به تنهایی سوسک رُ بکشم ترسم بهش کمتر شد. و در خصوص بالا رفتن ضربان قلب موقع دیدن سوسک هم فکر نکنم ربطی به فوبی داشته باشه. اون بیشتر به غافلگیر شدن مربوطه احتمالا. مثلا من از گربه نمیترسم اما اگر به صورت ناگهانی نزدیک به خودم یک گربه ببینم تپش قلب پیدا میکنم.

    و حالا سوال خودم :
    + من نسبت به یک چینش خاصی از اجسام کوچیک به شدت واکنش نشون میدم و به عبارتی میترسم. مثلا همون اجسام حفره مانند. راستش از وقتی یادم میاد حساسیت وحشتناکی نسبت بهشون داشتم و هیچ وقت هم فکر نمیکردم کسی با حسی مشابه من وجود داشته باشه. تا اینکه اخیرا متوجه شدم اسم این "ترایپوفوبیا" هست هرچند اکثرا میگن اصلا این ترس نیست. البته مشکل اینجاست که من فقط از این چینش نمیترسم؛ برای مثال به چینش تخمه های وسط آفتابگردون یا هر تعداد جسم کوچک و مشابهی که کنار هم باشند هم حساسیت شدید دارم به طوری که تا روزها عصبی میشم. حالا سوالم اینه که اگه این ترس نیست، پس چیه؟ و اصلا چطور به وجود میاد؟ و باید چیکارش کرد؟
     
    • Like Like x 1
  12. مار

    مار کاربر غیرحرفه ای

    ارسال ها:
    322
    امتیازات:
    +2,918 / -32
    نام مرکز سمپاد:
    روزی روزگاری فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    دانشگاه:
    عـــلامه طبــ
    رشته دانشگاه:
    روانــشن
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    امم اینجا نوشته ترس اولیه ی دیدن کشته شدن پرنده باعث ornitho phobiaشده . ( دخترعمه ی منم تو بچگی سهوا با پا یه جوجه رو له کرده و با چشم خودم دیدم الان که سی سالشه با دیدن هر پرنده ای جیغ میکشه)
    توی صفحه های اول هم مثال پسربچه ای رو اورده که بخاطر تجربه ی تلخش از فلان مکان ، حتی در زمانی که رویداد آسیب زایی درش وجود نداشته باشته موقع ورود به اونجا می ترسه .
    سوال من اینه که مثلا چی تایین میکنه دخترعمه ی من از پرنده بترسه یا از مکانی که له شدن پرنده توش اتفاق افتاده؟
    یا ترس اون بچه معطوف به کوچه باشه یا تمام بچه های بزرگ تر یا قوی تر از خودش؟ (شایدم هر دو اصلن :-?)
     
    • Like Like x 1
  13. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    چ سوال قشنگی
    خوب من جوابشو بلد نیستم
    ولی یه بار جلسات درمان یه بنده خدایی رو دیدم ، که یه ترس تو همین مایه ها داشت
    جدا از صحبت ها و مشکلات دیگه ای که داشت ، درست وسط جلسه اول ، وقتی بحث در مورد ترسش از آقایون و بیرون نرفتن از خونه به خاطر وجود مردها بود ، یهو برگشت گفت من از فرورفتگی های گل ها و سوراخ های روی بدن هشت پا ها بدم میاد ، یه حس تنفری دارم نسبت بهشون
    بعد ما یهو همینجوری موندیم ، خوب همچین فوبی ای ندیده بودیم . خیلی هم شبیه فوبی نبود ، یعنی نمی ترسید ، بیشتر بدش میومد . اونم نسبت به یه چیز خیلی نامعمول . همچین چیزی توی کتاب ندیده بودیم .
    خلاصه ؛ استاد تو توضیحاتش بعدا گفت این ترسش ، یه سمبولیسم جنسیه .(بیشتر باز نمی کنم) دقیقا به همین خاطر هم ، درست زمانی که از ترس هاش راجع به مردها حرف می زد ، این مطلب به ظاهر بی ربط رو بین حرفاش گفت .
    اون بنده خدا که درمان شده ایشالله ، من در جریان بقیه جلساتش نبودم .
    ولی این برام خیلی جالب بود که خیلی از ترس ها و انزجارها ، میتونن نماد چیزهایی باشن ، فرسنگ ها دور تر از ظاهرشون .
    برای آدم سالمی که پول ساعت ها روان کاوی شدن نداره ، یه راه رسیدن به محتوی ترس های نامعقولش ، دنبال کردن افکاریه که با دیدن اون ها میاد تو سرش . مداومت توی نوشتن فکر هایی که بعد از دیدن اون شی ، هی میان تو سر آدم ، میتونه سر نخ باشه که ببینیم پشت این ترس غیر منطقی ، چه منطقی خوابیده


    حتما اون عکسه رو دیدی که یه جام وسطه ، دو تا نیمرخ اینور اونور ، بعضی آدم ها اول نیمرخ ها رو می بینن ، بعضیا اول اون جامه . خوب این قضیه متن و زمینه جاهای دیگه هم هستش . برای ترسیدن هم یکی اون لحظه اون هیجان تمرکزش روی یه مولفه محیطیه ، یکی یه مولفه دیگه
    یه چیزی همین الان که سوالتو خوندم یادم اومد ، مطلبش به فوبی اصلا ربط نداره ، ولی به سوالت کم ارتباط نیست . بخون ببین یه خورده شاید بدردت خورد
    یه آزمایشی کرده بودن تو این مایه ها ، (دقیقشو یادم نیست) به موش ها و کبوترها ، شوک می دادن ، بعد همزمان یه بو و یه نور خاص رو هم کنارش ارائه می کردن . خوب بعد از چند بار ارائه اینا با هم ، معمولا اون موجود ، نسبت به محرک هایی که همزمان با شوک دریافت می کنه شرطی می شه و از اونا هم می ترسه (بدون شوک هم اون نور یا اون بو رو ارائه کنن بنده خدا می ترسه فریز می شه یه چند ثانیه) بعد جالب بود ، موشه بیشتر به بو حساس بود ، کبوتره بیشتر به نوره ، یعنی موشه با توجه به ساختارهای ژنتیکی اش پیوند بین بو و شوک برقی براش قوی تر شده بود ، کبوتره نور و شوک . از این یه نتیجه خوبی که می شه گرفت اینه که آمادگی ژنتیکی می تونه تو انتخاب محرک برای ترسیدن سهیم باشه .
    مثلا برای ما انسان های می شه گفت ژنتیکا استعداد بیشتری داریم از جک و جونور بترسیم تا موبایل و لب تاپ
    ولی خوب اینو یادمون نره ، خیلی ها از جمله خود من تو بچگی زیر پامون جوجه له شده :-" ولی الان از جوجه نمی ترسیم ، یعنی علت تامه (فلسفه شد بیشتر تا روان شناسی) برای تشکیل فوبی نیست اتفاق دردناکه

    اینم تعریف کنم ، دیگه قول می دم صفحه های آخر رو بذارم برم
    سر یه کلاسی ، استاد گفت کی حاضره یه مشکل روان شناختی ای که داره ، بیاد بشینه رو صندلی ، جلوی بقیه ، مصاحبه تشخیصی بگیریم ازش . حالا هر کسی هر مشکلی هم داشت یا نداشت ، جرات نداشتیم جلوی کسایی که باهاشون چشم تو چشم می شیم بریم توضیحش بدیم که B-) بالاخره یکی از دخترا گفت من فوبی گربه دارم . میام
    بعد از یه ساعت مصاحبه و گرفتن شرح حال که از استاد پرسیدیم به نظرتون عامل اصلی فوبی گربه فلانی چیه ، گفت مامانش که کمال گراست! دیگه درسمون ربط نداشت ادامه نداد.

    اینم از دو صفحه آخر درمان فوبیا . دیگه بعد از این دو صفحه وارد اختلال PTSD می شه (همون که خیلیا بعد از زلزله می گیرن) که خارجه از موضوع کلاس ما

    [​IMG]

    [​IMG]
     
    • Like Like x 2
  14. مار

    مار کاربر غیرحرفه ای

    ارسال ها:
    322
    امتیازات:
    +2,918 / -32
    نام مرکز سمپاد:
    روزی روزگاری فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    دانشگاه:
    عـــلامه طبــ
    رشته دانشگاه:
    روانــشن
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    ینی اگه انسانی نبودم این قسمت تاثیرداروهارو درک میکردم کامل؟ 8-|
    بی صبرانه مشتاق بقیش هستم.
    راستی
    برای پیشرفت توی روان شناسی تا چه حد تسلط به زبان انگلیسی ضروریه؟
    اگر من ترجمه ی کاپلان رو بخونم، دانشم چقدر با کسی که به زبون اصلی خونده فرق داره؟!
     
    • Like Like x 1
  15. جوجه

    جوجه کاربر فوق حرفه ای

    ارسال ها:
    894
    امتیازات:
    +905 / -33
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 تهران
    شهر:
    کرج . ری. تهران
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    روان شناسي باليني
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    خوب تجربی ها بیشتر می فهمنش . ولی ما هم یه تعدادی زیست و فیزیولوژی و نوروسایکولوژی می خونیم که بعدا بتونیم از این اسمای قلنبه سلنبه بیاریم تو حرفامون

    خیلی
    زبان تو این رشته از نون شب واجب تره. اصلا بدون زبان کلا ول معطلیم. اونی که به جای کاپلان ترجمه ، اصلشو می خونه ، این مزیت رو داره که به اصطلاحات مسلط شه و راحت تو هر زمینه ای که خواست مقاله بخونه . کتاب ها معمولا کلی و قدیمی اند و روان شناسی سرعت بالایی داره که باید با مقاله راه بریم تا عقب نمونیم
     
    • Like Like x 3
  16. مار

    مار کاربر غیرحرفه ای

    ارسال ها:
    322
    امتیازات:
    +2,918 / -32
    نام مرکز سمپاد:
    روزی روزگاری فرزانگان زینب:)
    شهر:
    تهر
    دانشگاه:
    عـــلامه طبــ
    رشته دانشگاه:
    روانــشن
    پاسخ : کلاس روانشناسی

    .
     
    • Like Like x 1
    آخرین ویرایش: ‏1 دسامبر 2016