نقل و انتقالات میان مدارس سمپاد !

سلام به همه دوستان ،

آرزو دارم روزه ها و عبادت هاتون در ماه مبارک مورد عنایت خدا قرار بگیره . با رسیدن این موقع از سال درخواست های انتقالی دانش آموزان از همه ی مراکز سمپاد به مرکزهای مجهز تر و قوی تر شروع می شه ، به این خاطر که در هر شهر و شهرستانی معمولاَ تعداد معدودی مرکز پیشرفته با معیار های استعدادهای درخشان وجود داره که بیشتر المپیادی ها و رتبه های خوب کنکوری توی اون مشغول به تحصیل اند . راستی شما از مدرسه خودتون راضی هستید؟ شما تابحال فرم انتقالی رو پر کردید؟ و آیا تا الان پشیمون نشدید؟ اگه تجربه انتقالی گرفتن رو داشتید یا اطلاعاتی درباره انتقالی گرفتن دارید یا نظری درباره علت و انگیزه های انتقالی دارید خوشحال می شم اعلام کنید.

 

خداوندا…

خداوندا…
وقتي مي‌نگرم به اين دنيا
مي‌برم پي به عظمت خالق بي‌همتاي دنيا
تو به من جان دادي
به من زندگاني دادي
وقتي مرا آفريدي از وجودت در من دميدي تا وجود ازخدايي برگيرم كه آسمان‌ها و زمين از آن اوست
خدايي كه سرچشمه‌ي تمام زيبايي هاست
خدايي كه عشق و ستايش فقط شايسته‌ي اوست
خدايي كه انسان را آفريد تا عشق نميرد
مرا را آفريدي تا عاشق شود و با عشق زندگي كند
خواستي تا بنده‌ات يا عشق زميني به عشق آسماني تو برسد
تو خواستي با عشق زميني به ما بگويي كه هر عشقي بدون عشق تو بي‌معناست
خواستي تا به عشق بي انتهايت برسيم
عشقي كه هرچه از آن بگذرد عميق‌تر مي‌شود و آن‌وقت است كه ميفهمم تو چقدر بزرگ و مهربان هستي
آن‌وقت است كه ميفهمم پرستش تنها سزاوار توست، در مي‌يابم كه ستايش فقط شايسته‌ي توست
پروردگارا تو را به خاطر همه‌ي چيزهايي كه به من دادي دوست دارم
تو را به جاي عشق‌هاي دروغين اين عالم، عاشقم
تو را براي خاطر زيباييت و براي خاطر عظمت بي‌پايانت مي‌پرستم
و تو را هميشه شاكرم كه مرا جان بخشيدي، مرا آفريدي، خواستي من در اين دنيا باشم تا عاشق كرم و بزرگي تو باشم.
بار خدايا باشد كه روحم به عشق تو توانمند شود
آمين!

کابوس

– میشه برم بخوابم؟
– چرا؟
– چون تو [عالم] خوابم نمی تونی بهم بگی این کارِت اشتباهه..
– خوب، استراحت تو باید تو قبر باشه ها… (1)
– که چی؟
– اون جا هم اشتباه معنا نداره..
– کی استراحت می کنم؟

پ ن:

1- آیا برای خدا مقدار خوابیدن ما مهم است؟!

پیوست:
خدای [عالم] خواب شما کیست؟

عشق (With SMS Attached)

امروز معلم ادبیات می گفت: عشق همان اشک فارسی است که عربها از پارسیان قرض گرفتند..”
یعنی عشق و اشک یکی اند؟

کدام یک بهتره؟ “اشک عشق آلود” یا “عشق اشک آلود”؟

پیوست:
“نمی دونم ما آدما، چرا عشق رو بد می دونیم؟ از اینکه مثل خدا عاشق خوبی ها باشیم… اگر خدا و بنده ی عاشقش از هم دورن و بنده دووم اورده بده؟ این مقدار صبر و عشق اون بنده رو می رسونه، معلومه دلش سنگ نیست ها …این یعنی قلبش بنده داره.. فک کن! قلب به آدم بنده اش خداست.. شایدم خدایی که به قلب اون آدم نظر کرده..”*

*با تغییر جزیی از یک اس ام اس (پیامک :دی)

آغازه (ورژن 3 بتا)

و خدایی که در این نزدیکی است…


همیشه دلم می خواست(1)، ببینم خدا کجاست!؟ یعنی همان بالاست که معمولا نگاه می کنیم و دعا می کنیم؟!
“ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم” هه! رگ گردن رو نمی شه دید (2)!

پ. ن:
1- دلم که نه، یعنی فقط احساس نبود منطق و عقل هم.
2- اگر شما هم به تازگی با ابزار آینه و فناوری انعکاس نور آشنا شده اید، به خوبی خودتان ببخشید! 😉

پ. پ.ن:
با تشکر از خدا و سهراب سپهری که در این نوشته منو یاری کردن، هرچند کوتاه… و نوید خان که ایراد منو گرفتن.. می دونید که.. کنکوره و ذهن شلوغ!