آموزش؟؟ پرورش؟!!

آری! فکر کنم همه میدانیم که آنچه داریم، هیج کدام نیست، که میتواند بهتر باشد، که لعنت بر باعث و بانی آن باد… . از بانی آن بگذریم، که واقعا چه انتظاری از آن زمان میتوان داشت؟ زمانی که سنگ بنای این “آموزش” و این “پرورش” را نهاده اند، مساله مردم چیز دیگری بوده است، و حق هم داشته اند! اصلا کاش آن موقع بیشتر به آن مساله شان فکر میکردند! ولی باعث آن… الان، هنوز… چرا اینگونه است؟!

سیستمی داریم، نه آموزش میدهد، نه میپروراند، و هست! این جایش چرا؟ چرا هست؟ چرا این همه روشن فکرمان، تحصیل کرده خارجمان، این همه “سمپادی” مان، هیچ کاری نکرده اند؟ مگر نمی شده؟

اصلا فرض کنید صبح از خواب بیدار شدیم، دیدیم دانشگاهمان درست شده، دبیرستان مان درست شده، کنکورمان نیست و نابود شده،… و اصلا فرض کنید “جایگزینی” برای آن گذاشته اند، درجه 1!

اولین واکنش را، “موسسات علمی” میدهند… نام کنکور را از تبلیغشان بر میدارند، جایش میزنند ” همان راه جدید و ایده آل ورود به دانشگاه”. پدر و مادر های مصلحت اندیش، میروند درآمد نداشته شان را دست این انگل های قدرتمند میدهند، و دانش آموزان در قالب جدیدی، با هم به همان شکل قدیم، رقابتی جانانه میکنند! از همان هایی که الان داریم…

خوب این که همان شد! فرقش در چه بود؟ فقط اسم! یک اسم عوض شد و والسلام! آنچه قرن هاست باید عوض شود، ماییم. مدام از این در به آن در میزنیم، رنج میبریم، حتی میمیریم، اما خدای ناکرده فکر نمیکنیم، که کاری است بس دشوار!

فرض کنید شما  و 5 نفر دیگر، در شهری کوچک، قصابی دارید. مردم هر روز از شما خرید میکنند، نه این که بدون گوشت بمیرند، ولی همه همینند! به دنیا آمده اند، همینگونه بوده، و آنان هم همینگونه خواهند بود! حالا یکی می آید توی شهر، و از مضرات گوشت میگوید. به مردم میگوید که بدون گوشت نمیمیرند، و میگوید که علم میگوید گیاه خواری بسیار بسیار سالم تر است، و هم ارزان تر. حالا شما، که تا دیروز رقیب هم بوده اید، دور هم جمع میشوید، پول های بسیارتان را روی هم میگذارید، سبیل داروغه را چرب میکنید، و میگویید سر این بجه را بکند زیر آب، و بگوید به جرم دروغ گویی، در ملا عام دارش بزنند… و همچنان به مردم گوشت می فروشید! به اسم قصابی تان، یک ” وقف عام” اضافه میکنید، و خدا برکت بدهد! دیگر که میگوید تغییر، که میگوید آموزش و پرورش؟!

مدت ها بود فکر نمیکردم، اعتراض نمیکردم، سرم به کار خودم بود، و همین “ببعی” بودم که آن ها میخواهند! وقتی وضع آموزش مان را فهیمدم، لمسش کردم، و دیدم که حق من این نیست، گفتم اگر بقیه میدانند، پس چرا اینگونه است؟ بعد وقتی برای اولین بار با کسی صحبت کردم… در عجب ماندم! نمیدانست، خوب نداند، اما نمیخواست بداند؛ چراکه نباید بداند! اگر بداند، دیگر چگونه میخواهد فرزندش را نصیحت کند که درس بخواند؟ همانطور که گفته اند: آنچه از دل برآید، بر دل نشیند! اگر او از ته ته دلش نگوید که “بچه، درس بخوان”، که نمیخواند! که “ببعی” ناز و سفیدش، “گوسفندی” مثل خودش نمیشود!

این هم از مردم! دیگر که می ماند؟ کیست که نه مردم است، نه ناشر کتب کمک درسی، و نه دولت؟ ما! ما دانش آموزان! همان به ظن دیگران، “ببعی” های عزیز، جوانان غیور، و آینده سازان مطیع! تغییر میخواهید؟ کار خودتان است!

اما متاسفم که باید بگویم، این تغییر برای خودتان رخ نخواهد داد! بلی! اگر میخواهید این چرخه بالا، تکرار نشود، “ببعی” های نسل خودتان، “گوسفندان” آینده را آگاه کنید! حداقل بدانند که ارزش، آن چیزی  که داریم برایش وقتمان را میگذاریم نیست! بدانند که همه نباید آن هم به هر قیمتی وارد دانشگاه بشوند. بدانند که ما ارزش مان خیلی خیلی بیش از آن چیزیست که هست! شاید فرزند خودشان، یا نه، نوه شان، راه آن ها را نرود!

شاید روزی به جای اراجیف، علم بر سر کلاس های درس مان بیاید. حق معلم را بدهند، تفاوت هارا به جای از بین بردن، ارج نهند؛ و بفهمند که آموزش، برای دانش آموز است، و آینده اش. شاید، یا بگویم امیدوارم، که روزی، آن چه الان مرا میگریاند، نباشد، و نسل های آینده مان، دلیل قانع کننده ای برای بودن و به پیش بردن داشته باشند.

 

 

پ.ن: “گوسفند” آن است که گفته اند:

…Harmlessly passing your time in the grassland away

 

پیشنهاداتی برای سمپاد جدید

سمپاد یا همان سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان امروزه تبدیل شده است به ممپاد یا همان معاونت (مرکز) ملی پرورش استعدادهای درخشان. اما فرق این دو چیست؟

سازمان در ویکی پدیا به این شکل تعریف شده است :

سازمان مجموعه هدفمندی است که پیرو یک نظام است، و دارای مرزها و حدودی است که آن را از محیط خود جدا می‌سازد.

یک سازمان، یک نهاد مستقل است که یک ماموریت خاص دارد و می‌تواند با نیت انتفاعی یا غیرانتفاعی تأسیس شده باشد. یک سازمان: یک ماهیت اجتماعی است که ساختار، اهداف و مرز مشخصی دارد.

  • هدف دارد.
  • برای هدفش برنامه دارد.
  • استراتژی دارد.
  • منابع خود را می‌شناسد و از آنها بهینه و هماهنگ استفاده می‌کند.
  • وابسته به اطلاعات است.

یک سازمان دارای ویژگی‌های زیر است:

  1. ماموریت یا هدف ویژه‌ای دارد.
  2. برای بقاء به دیگر سازمان‌ها وابسته است.
  3. هیئت حاکمه مستقلی دارد.
  4. از بخش‌های مختلف تشکیل شده است.
  5. دارای ساختاری فیزیکی و منطقی است.

سمپاد روزی یک سازمان بود تحت نظر ریاست جمهوری. یعنی رییس آن مستقلا توسط رئیس جمهور تعیین میشد. بعدها این سازمان به وزارت آموزش پرورش منتقل شد و رئیس آن توسط وزیر آموزش پرورش تعیین میشود. بعد از مدتی نیز سازمان منحل شد و تبدیل شد به معاونت. یعنی استقلال عملکرد خود را از دست می دهد و نمیتواند هدف، برنامه، استراتژی، منابع و ساختار مستقل خودش رو داشته باشه و باید تحت نظر هدف، برنامه و ساختار آموزش پرورش عمل کند. منابعش هم توسط آموزش پرورش تامین می شود. یعنی بودجه و نیروی انسانی و ساختمان و سایر منابعش باید توسط آموزش پرورش و تحت نظر آنها و طبق ضوابط آن تامین بشه. مدیریتش هم در واقع نوعی تقسیم وظایف وزیر آموزش پرورش است که بخشی از آن به این معاونت رسیده است. هویت مستقل تعریف شده سمپادی هم به نوعی از کمرنگ شده است. برای درک بهتر اینکه چه اتفاقی برای سمپاد افتاده یک مثال میزنم:

فرض کنید یک کشوری وجود داره به اسم سمپاد. آدماش تحصیل کرده و باهوشن. به زبون سمپادی حرف میزنن و بهشون سمپادی گفته میشه. این کشور هم درآمد خودشو داره و مستقلا خرج میکنه واسه خودش. رییس این کشور هم خودش برنامه ریزی میکنه واسه کشورش. بعدها به دلایلی این کشور ملحق میشه به کشور بزرگتر آمپر و تبدیل به یک استان آمپر میشه. دیگه کشوری به اسم سمپاد وجود نداره. هویت ملی سمپادی وجود نداره و همه سمپادی های سابق شدن آمپری. درآمد سمپاد رو هم آمپر میگیره و هرقدر دلش خواست به استان سمپاد میده. توی برنامه ریزی هم استان سمپاد تابع کشور آمپره. مدیران و استاندار سمپاد هم توسط رییس آمپر تعیین میشه.

این بود تعریف ساده ای از اتفاقی که افتاده برای سمپاد. این اتفاق عوارض زیادی به دنبال داشته. اما من نمیخوام این عوارض رو الان بنویسم. مدیریت سمپاد به تازگی عوض شده و دکتر حسین شجاعی به عنوان مدیر جدید سمپاد انتخاب شدند. از آنجایی که رزومه و سابقه ایشون و سمپادی بودنشون امیدی در دل ما زنده کرده برای تغییراتی در راستای بهبود سمپاد، انگیزه ای شد برای من تا پیشنهاداتی که تو ذهن داشتم مطرح کنم. این پیشنهادات صرفا از طرف فارغ التحصیلان سمپاد نوشته شدند و در حد اطلاعات و درک و شناخت یک فارغ التحصیل است و ممکنه غیرعملی و غیرواقع بینانه باشند.

۱. مستقل کنید: برای من و بسیاری سمپادی‌ها یک سمپاد ایده‌آل٬ سمپادی مستقل از آموزش پرورش و نظام آموزشی ایران است. ساختار آموزش پرورش ایران بسیار ناکارآمد است. نظام آموزش پرورش ما به شدت بیماره و ساختار منعطفی ندارد. همه مدارس در هر شهری و هر منطقه ای با هر فرهنگ و اعتقادات و ویژگی ٬ باید یک جور کتاب و یک جور برنامه درسی داشته باشند که همین یک جورش هم کلی ایراد دارد. این ساختار و وابستگی سمپاد باعث شده است که سرعت و کیفیت حرکت سمپاد به شدت مختلل بشه. به مدیر جدید پیشنهاد میکنم تمام تلاش خودش رو بکنه تا سمپاد هرقدر ممکن بیشتر مستقل بشه. از انتخاب معلم٬ انتخاب کارمندان٬ انتخاب مدیران مدارس٬ آزمون ورودی و … گرفته تا حتی تبدیل شدن مجدد به سازمان و استقلال از آموزش پرورش. حتی در مورد برنامه درسی و روزهای مدرسه و امتحانات و طول ترم و سرفصل های درسی و … متوجه هستیم که قانون و ضوابطی وجود دارند و هرکاری عملی نیست اما میتوان در راستای استقلال هرچه بیشتر قدم‌هایی برداشت با رایزنی‌های مختلف و …

۲. توسعه بی‌رویه را متوقف کنید : اخیرا دو سه سال گذشته تعداد مدارس سمپاد به طرز وحشتناکی بالا رفته. توسعه‌ای کمی بدون در نظر گرفتن عوامل کیفی. مدارس جدید از نظر کیفیت به شدت ضعیف هستند. وزیر جدید آموزش پرورش هم به این توسعه انتقاد کردند. به هرحال هرچیزی یک حد استانداردی دارد. لطفا این توسعه رو متوقف و معکوس کنید. میزان پذیرش ورودی‌های جدید را کم کنید لطفا.

۳. آزمون سمپاد را سمپادی کنید: هرروز یک خبر متفاوت از آزمون سمپاد شنیده می‌شود. از یکی شدن با آزمون نمونه دولتی گرفته تا حذف آزمون ورودی دبیرستان و آزمون ورودی برای سال های دوم سوم و … دقیقا خبر نداریم آزمون سمپاد در چه حد کیفی و کمی برگزار میشه اما لطفا به این موضوع رسیدگی کنید و آزمون سمپاد به شکلی برگزار بشه که واقعا دانش‌آموزان لایق وارد سیستم سمپاد بشوند با معیارهایی درست و علمی.

۴. توسعه علوم انسانی و هنر در مدارس سمپاد : همگی با جو حاکم بر خانواده‌های ایرانی آشنا هستیم. در نظر اکثریت مردم تحصیلات یعنی مهندس شدن یا دکتر شدن. در صورتی که جامعه علمی و خصوصا جامعه آینده ایران به نخبگان در سطح علوم انسانی و هنر نیز نیازمند است. دانش‌آموزان سمپاد نیز با توجه به جو حاکم اصلا با علوم انسانی و هنر آشنا نمیشوند که حتی بعدها مسیرشان را انتخاب کنند. با توجه به وضعیت تعداد مدارس سمپاد پیشنهاد می‌کنم برنامه‌ای تهیه بشه که دانش‌آموزان با رشته‌های علوم انسانی و هنر نیز آشنا بشن و به اون سمت هدایت بشن. با اینکار نخبگان زیادی در این حوزه جذب میشن که میتونن بعدها منشا کارهای بزرگی بشوند.

۵. برنامه جامع مدارس سمپاد تهیه بشه : در حال حاضر مدارس سمپاد تحت اختیار مدیرانشون هرکدوم یه جوری برنامه پیش میبرند. طرح درس‌ها و کلاس‌های المپیاد و فوق برنامه و … همگی بستگی به معلم و مدیر مدرسه دارد. برای همین است که شاهد پیشرفت برخی مدارس و عقب ماندگی برخی دیگر هستیم. لطفا یک تیم متخصصان حرفه‌ای آموزش تشکیل دهید و برای اینکارها برنامه‌ و دستورالعمل تهیه کنید. حقیقت این است که بسیاری از مدیران فعلی بلد نیستند کار خاصی انجام دهند. خلاقیت ندارند و صرفا روال یک مدرسه عادی را طی می کنند. باید یک برنامه و دستورالعمل جامع برایشان تهیه شود و مجبور باشند کارهایی انجام دهند.

۶. دوره های آموزشی خاص تعریف کنید : برای دانش‌آموزان دوره های آموزشی خاصی تعریف کنید که در کنار درس های عادی چیزهای بیشتری نیز یاد بگیرند. مثلا دوره‌های آموزش تجارت٬ دوره‌های آموزش عکاسی٬ دوره‌های آموزش فلسفه و … این دوره‌ها میتوانند زمینه‌های شناسایی و شکوفایی استعدادهای سمپاد شوند.

۷. سایت سمپاد را تقویت کنید: سایت قبلی و فعلی سمپاد به شدت ضعیف بودند. هم اکنون سایت‌های اینترنتی یک ابزار بسیار مفید و قوی برای اطلاع رسانی و ارتباط هستند اما در کشور و خصوصا دولت بسیار کمتر مورد توجه هستند. یک سایت بسازید که در آن سمپاد معرفی شود. آخرین اخبار و اطلاعیه‌های سمپاد منتشر بشوند. اطلاعات مفید در اختیار دانش‌آموزان قرار داده شود. اخبار و اطلاعیه‌های مسابقات و همایش‌های مختلف و … بخش خیرین برای راهنمایی افراد خیری که علاقه دارند به مدارس کمک کنند. بخش فارغ التحصیلان و راه های ارتباط و … امکان ارسال پیشنهادات و … یک فضای گفت و گو شبیه فروم سمپاد.  چنین سایتی به هیچ وجه هزینه خاصی ندارد. من به شخصه حاضر هستم چنین سایتی را به رایگان برای سمپاد بسازم.

۸. از توان فارغ التحصیلان استفاده شود : فارغ التحصیلان سمپاد همیشه یک راهنما و الگوی جدی برای دانش‌آموزان بودند. همیشه ارتباط و علاقه خاصی بین فارغ التحصیلان و دانش‌آموزان سمپاد بوده است. جمع فارغ التحصیلان سمپاد یک جمع بسیار قوی هستند که اگر از توانایی و پتانسیل آن ها استفاده شود می‌توانند منشا خدمات بسیاری شوند. بسیاری از آنها حاضر هستند به رایگان وقت خود را در اختیار سمپادی ها بگذارند.

۹. سرعت را بالا ببرید : مدارس سمپاد میتوانند درس ها را خیلی سریعتر پیش ببرند. درست است دانش‌آموز نباید زیاد تحت فشار باشد و باید زندگی عادی خود را هم داشته باشد اما میتوان محیطی را فراهم کرد که دانش آموزان ساعات بیشتری در مدرسه بمانند. درس‌ها را سریعتر پیش ببرند و حتی ترم تابستانی داشته باشند.

۱۰. آموزش الکترونیک را توسعه دهیم : سایت‌هایی مانند مکتب‌خونه و کلاس‌درس را ببینید. این سایت ها ویدئوهای آموزشی رایگان را در اختیار مردم قرار می دهند که بیشتر با محوریت دروس دانشگاهی است. سمپاد هم با توجه به دراختیار داشتن پتانسیل بالایی از معلمان توانا می‌تواند اقدام به راه‌اندازی فعالیتی مشابه کند و دروس مختلف را به این شکل اجرا کند. این کار به توسعه عدالت آموزشی و کم‌کردن فاصله شهرها از یکدیگر کمک می‌کند و می‌تواند سمپاد را به عنوان یک مرکز مهم و موثر معرفی کند.

اینها تعدادی از ایده‌هایی بود که من و دوستانم به ذهنمان رسیده بود. تلاش کردیم به شکلی ایده‌هایمان را مطرح کنیم. شاید این ایده‌ها با واقعیت فاصله داشته باشند اما منظور ما را می رساند. امیدوارم این مطلب به دست مخاطبان اصلیش برسد. هرچند ما در فضای اداری نیستیم و ممکن است یک مسئولی بعد از خواندن اینها بگوید « دلتان خوش است ها ! ». اما ما باور داریم اگر تدبیر باشند اگر خلاقیت باشد می‌توان خیلی کارهای متفاوت انجام داد یا حداقل به سمت آن ها حرکت کرد.

شما که این مطلب را می‌خوانید هم اگر انتقاد و پیشنهادی دارید چه در مورد این مطلب چه در مورد سمپاد لطفا نظرتان را همینجا بیان کنید. خیلی ممنون که وقت گذاشتید این مطلب طولانی را خواندید.