دشمن پشت دروازه ها

نمرديم و گوله هم خورديم…يعني فرجه هم داديم…كه بعدش امتحانات بديم.هميشه از دوران قديم كه دايناسور و اغازي بودم و اخر ثلث و ترم ميدادم (سختا رو ميگرفتن آسونا رو میدادم!) فك كردن به كليت امتحانات اخر ترم من ياد همين عبارت ” دشمن پشت دروازه ها ” ميندازه.هر چقدم كه بگیم نه درس دوست بود نه فلان درس قشنگ بود دانش نيك بود درس خواندن لذت بود نه نه ما درس را اشتياقي خوانده بود…نهههخیییر ! دشمن پشت دروازه هاست و هیچ كاريش نمي شه كرد .واز نظر ماهيتا واسمه ما به اوركهاي ارباب حلقه ها ميزنن !
فرم امتحان دادن و درس خوندن ما یا فلواقع جون دادن و تقلاها و شاخ دیو رستم تو آپولو شکستنمون! و فك كردن ما بهش يعني به کلیتش ما رو ياد آخراي نبرد هلمزديپ ارباب حلقه ها ميندازه.جايي كه سي چهل نفري تو تالار قلعه موندن و قشون اورك دارن در ميكنن.حالا همذات پنداري من با اينا سر چي شونه؟…ترسشون؟شجاعتشون؟جنگيدنشون؟كارسخت انجام دادنشون؟ادرنالين بالاي خونشون؟لباساشون؟رجزخونیشون ؟ ته ريش آراگورن؟! سخت جون بودنشون؟؟
البت هنو به هلمز ديپ ما نرسيدن ولي فرقي كه ندارد ، كلهم ما نفرات تو اين مدت نتونستيم جم كنيم.اصولا ما هميشه خدا در لشكركشيمون مشكل و قصور داشتيم.خلاصه فرجه نيومده رفت.حالا چي كا باس كرد اينك كه دشمن پشت دروازه هاست .باشد.ما تلاش ميكنيم.خدا هم بايد كاري كند شامل:رحم ، رحمت ، توفيق ،رحم و بازم رحم ! ….
لطفادیدگاه خودتان رو در مورد این نوشته بنویسید.
دیدگاه شما سبب دلگرمی نویسنده مطلب خواهد بود و باعث خواهد شد که دیگران نیز در مطالب شما دیدگاه خود را بیان کنند.
لطفا در دیدگاه های خود موضوع را حفظ کنید. اطلاعات جدیدی به بحث اضافه کنید. منابع خود را با لینک نشان دهید. اصل ادب ، آرامش، احترام و منطق را رعایت کنید. کامنت های خود را با الفبای فارسی بنویسید. کامنت های پینگلیش خود را در نویسه گردان گوگل به فارسی تبدیل کنید.

میدونی چیه ایوان؟!من از صبح هر دفعه سر زدم این پست تو رو خوندم ولی هیچی نفهمیدم ازش:دی