تلاش‌های بیهوده

بغل دانشگاه ما چندتا مدرسه ابتدایی و راهنمایی هست که صداشون رو میشنویم هرروز. صدای بلندگوی این مدرسه‌ها خاطراتی که خیلی وقت بود فراموش کرده بودم رو به یادم آورد. قسمتی از این خاطرات به هیچ وجه خوشایند نیست برام.
راهنمایی ما یک مدیر داشتیم

بیشتر بخوانید
این چیزِ خوب که همه دوستش دارن, ولی کو مرد عمل!

اولین مشکلش وجود نداشتن فرهنگشه. از این آدما نیستم که همش معتقد باشم تو ایران فرهنگ هیچ کدوم از چیزای مثبت, نیست. ولی این یکی واقعاً نیست.

بیشتر بخوانید
مزرعه

فکر میکرد همه را نمیداند، اما… دنیایش تنگ یک ماهی…برگ چناری گوشه ی حیاط بود…کسی چه میدانست، دلش قطره ای ناچیز بود…آن، ما را باخود برد. و کس چه میدانست خدا نوازشش میکرد، میپنداشتند مردم خار شهر، که جنون هرچه “بود”ش را بلعید اما…چشم نابینای

بیشتر بخوانید
دلارام

دست های مهربانش را به یاد می آورم آن امید هاو آرزوها را به یاد می آورم….شایدچشم های پدرم دیده باشند آن چشم هایی که رنگ شیرینش تمام زندگی سردم را گرما می بخشیدو حرف هایش خورشید درون دلم را طراوت می داد….
پدر…. روزی

بیشتر بخوانید
قهقهه داروین!

این ارسال برای معلوم کردن این مطلبه که آیا حرفایی که  پایین زدم(لبخند ژگوند داروین) ماله دنیایی که تو ذهنم ساختم یا واقعا وجود داره… :
بستگی به سابقه مطالعاتی و توجه و فکر جهت “شناخت” دنیا و مایحتوا داره…حرفای بنده  بعنوان یه دیدگاه خلاصه

بیشتر بخوانید
زندگی ماهیت انباشتگی دارد، پس هوشیار باشید!

سلام
چی؟ اشتب شده؟؟؟
نه بابا…….اینجا وب خودمونه..درست اومدین….
حتما میگین چرا عنوان اینقد رسمی شده؟؟؟
راستشو بخواین داشتم همینجوری تو نت میگشتم که به یه مطلبی با عنوان بالا برخوردم….
به شما چه ربطی داره؟!
باز که زود قضاوت کردین…خب بذارین بگم دیگه….
این

بیشتر بخوانید