راننده تنها

بوق بووووووق. یه مسافر اون جا است. مال منه. من سوارش می کنم. بوووووووووووق. کنار کنار.
سبقت بگیر، بگاز، بگاز، تند تر، زود باش تا کسی سوارش نکرده.
هی هــــــــــــی! چه خبرته؟!
مگه نمیبینی؟ انگار ساخته شده برای [ماشین] من. چه طور از دستش بدم؟
بیشتر بخوانید

گاوِ 88

اول ها خیلی مد بود این اسم گذاری چینی سال ها.این اول ها که می گویم برای ده-دوازده سال پیش است البته…آن موقع همان اول تقویم ها می نوستند که مثلا امسال چه سالی است و تلویزیون هم کلی رویش مانور می داد.هنوز هم البته

بیشتر بخوانید
مي شود زندگي كرد!

يك سري بيماري است كه تو به آنها مبتلايي ، جوان ؛ و خودت نمي داني.كافه نشيني را بگذار كنار؛ كش رفتن ماشين بابا كار بدي ست، كشتي گرفتن با ايرانسل و تاليا و همراه اول هم هيچ دردي را از تو دوا نمي كند.تمام زندگي ات پر شده است از اين ها ؛ طوري كه خيلي ها را مي شناسم كه بدون يكي از اينها اصلا نمي توانند زندگي كنند!

بیشتر بخوانید
گردش سال نو – 1

مامانم میخواد بره بانک ملت سر خیابون اما بابام میگه بیخیال اون جا بشه. آخه قبلا سر یه موضوعی با متصدی های اون جا دعوا کرده. مامانم تصمیمش رو عوض می کنه. میخواد بره بانک تجارت. منم میخوام برم بانک سامان. میخوام یک حساب شخصی

بیشتر بخوانید
شاید

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک ميرسد اينک بهار*

بیشتر بخوانید

عید باستانی

به ، سلام برو بچ

من بازم اومدم

بیشتر بخوانید