بَرات

چشمانم را می بندم
آرام آرام ترا صدا می زنم
دلم می لرزد
قلبم تندتر می تپد
عرق سردی از گونه ام می چکد …
نه …
گرم است …
گریه می کنم ؛ کمکم کن !

بیشتر بخوانید
می گویم که گفته باشم !

اگر انگشتانت را روی هم بگذاری و از آن یک قاب کوچک بسازی و از دریچه ی آن دنیا را نگاه کنی، فیلمی را می بینی که بازیگرش خودت هستی و کارگردانش دیگریست. فیلمی که در آن هر دیالوگی که بخواهی می گویی؛ هرطور بخواهی

بیشتر بخوانید
خشکسالی قبل از بیست و یازدهم

قلمم
با خشکی مغز خودش باز مرا می خواند
تنگی ذهن مرا، خوب که نیست، می داند
قلمم قدر شناس است، من این می دانم
چه کنم ،من نشناسم، که این می داند ؟
خیلی وقت بود که حرفی از قلمم نشده بود. خیلی وقت

بیشتر بخوانید
کمک شما به سمپادیا

کمک کردن شما به ما میتونه ماورای فعال بودن توی سایت و نوشتن مطلب باشه. در راستای فاز سوم تبلیغاتی تعدادی راه مفید به ذهنم رسید که به صورت عددی بیان می کنم.
1. لینک
خیلی از شماها تعداد بی شماری وبلاگ و سایت و

بیشتر بخوانید
افتخاری دیگر برای خودروسازی وطنی

الغرض. ما یک پوشه در گودر (گوگل ریدر مسبوق به اینجا مربوط) داریم به نام پرمغز «پلوتونیوم» این اسم از آنجا می‌آید که گذرگاه آخر شب ماست و شب ما صبح نمیشود اگر آخر شب سری به این جهنم دین نزنیم.
همین الساعه عکسی

بیشتر بخوانید
از فروم به گروه نوشت… صدامو می شنوید!؟

داخل فروم، بحثی هست به نام “چند انتقاد از اعضا”
خب… به هر حال و به هر دلیلی بحث به انتقاد از گروه نوشت کشیده شده.
انتقاد ها جدی هستن و با یک سری چیزهای پایه ای گروه نوشت مشکل دارن!
بهتر دیدم بحث رو

بیشتر بخوانید