حذف مدارس متوسطه اول سمپاد: آغازی بر حذف کامل مدارس تیزهوشان

موضوع از این قرار است که سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش در تاریخ ۱۴ بهمن در توئیتر خودش اعلام کرد:

دانش‌آموزان اسیر آزمون‌های مداوم هستند؛ از آزمون‌های ورودی مدارس تا کنکور، ما اضطراب را در روح آنان نهادینه کرده‌ایم. گام_نخست : حذف آزمون‌های بی‌ثمر در دوره ابتدایی است.

و دو روز بعد هم نوشتند که :

با فشار آزمون‌های مداوم، #فرصت_کودکی و تمرین مهارت‌های لذت‌بخش زندگی را از #کودکان گرفته‌ایم. #گام_نخست را برداشتیم. دانش‌آموزان ابتدایی از آماده شدن برای آزمون‌های تیزهوشان، نمونه دولتی و مدارس خاص رها شدند.

 

مفهوم این خبر این است که در پایان سال ششم آزمون ورودی مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان برگزار نخواهد شد. در نتیجه عملا مدارس سمپاد ورودی جدیدی نمی گیرند و این یعنی مدارس سمپاد در مقطع اول (راهنمایی) متوسطه حذف شدند! و فعلا فقط در مقطع دوم متوسطه (دبیرستان) آزمون برگزار خواهد شد. خبری که بعدا توسط معاونان وزیر در مصاحبه با خبرگزاری ها تایید شد. مهم‌ترین استدلال مطرح‌شده برای این تصمیم کاهش استرس دانش‌آموزان و رهایی از استرس تست‌زنی و آزمون گرفتن است.

این خبر بلافاصله با واکنش بسیاری از سمپادی‌ها مواجه شد. میتونید مجموعه‌ای از واکنش‌ها رو اینجا ببینید :

  • توی #سمپاد یاد گرفتم زندگی یک دانش‌آموز فقط به درس خوندن محدود نمی‌شه. توی مدرسه یاد گرفتم نگاه انتقادی داشته باشم و در نهایت به فکر اصلاح و بهتر کردن شرایط موجود باشم. این نگاه انتقادی و اصلاح از خودمون و مدرسمون شروع می‌شد.
  • من راهنمایی هم #سمپاد بودم . موقعی که بقیه علوم میخوندن ما زیست و شیمی و فیزیک میخوندیم . برنامه نویسی و فتوشاپ داشتیم… بچه ها به شدت باهوش و خلاق بودن…خروجی هاش آدمایی به غایت متفاوت و به درد بخورن بلا استثنا… و واقعا “متاسفم” برای حذفش!
  • ولی آیا می‌دونستین تنها جایی که شاید یه امکان و فرصت بده به بچه‌های پرتلاش تر شهرستان که بتونن با غیرانتفاعی‌های ۲۰ملیونی تهران رقابت کنن همین محیط‌ِ آموزشی خاصه؟
  • خدا رو شکر دانشگاه شریف رو تعطیل کردن! یعنی چی یه سری آدمی که تونستن یه آزمون رو بهتر بزنن رفتن شریف و نسبت به بقیه امکانات بهتری دارن؟! دانشگاه دوزاریِ شهرِ فلان هم باید استادش از دانشگاه رده بالای مثلا آمریکا مدرک داشته باشه! همین حرف‌ها رو راجع به #سمپاد می‌زنن. بدون فکر!
  • این حذف دوره راهنمایی #سمپاد به دلیل استرس ایجادی برای دانش آموزان دبستانی (بخوانید بیشتر اولیای بچه ای دبستانی) مثل اینه که کلا جام جهانی فوتبال رو به خاطر فراز و نشیب های تیم ملی و استرس وارد به مردم از برنامه تیم ملی حذف کنن.
  • برادر من الان شیشمه ودیروز بعد از خبر حذف آزمونای ورودی مامان بابای من دنبال این بودن که آزمون ورودی فلان مدرسه رو بده بهتره یا اون یکی؟ وقتی #سمپاد رو حذف میکنین گزینه بعدی برای بچه ها و خانواده ها بهترین مدرسه ی بعدی‌ست. و این هیچ فرقی در میزان استرس بچه ها ایجاد نمیکنه،هیچی!
  • به نظر من باید دانشگاه شریف و تهران و امیرکبیر و… رو جمع کنن. کلی به دانش آموزا استرس وارد میشه که برن اونجا، بعدم دانشجوهاشون چهارسال حس خودبرتر بینی دارن و فکر می کنن از بقیه قویترن که رفتن اونجا. تازه فرصت آموزش برابر رو هم از بین می برن.
  • فرزانگان و علّامه حلّی و سایر مدارس #سمپاد نباشن ابوریحان و خرد و انرژی اتمی و علّامه طباطبایی و سلام و امثالهم که جمع نمی‌شن! صرفا ممکنه خونواده‌ها حریص‌تر بشن یا اون‌ها شهریه‌شون رو افزایش بدن

میتونید حجم بسیاری زیادی از توئیت‌های سمپادی‌ها و غیرسمپادی‌ها رو با هشتگ سمپاد بخونید. تعدادی از دانش‌آموزان و فارغ‌التحصیلان سمپاد نیز در پی اعلام این تصمیم در مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع کردند.

تجمع سمپادی هاتجمع سمپادی ها

 

مهم‌ترین استدلال مخالفان حذف سمپاد این است که با وجود انواع و اقسام مدارس غیرانتفاعی که آزمون های ورودی برگزار می کنند، حذف سمپاد هیچ تاثیری بر کاهش استرس دانش آموزان نخواهد داشت. اتفاقا باعث خواهد شد که دانش آموزان تیزهوش فاقد توانایی مالی، از ورود به یک مدرسه مناسب محروم شوند. مدارس تیزهوشان اصلی‌ترین رقیب مدارس غیرانتفاعی هستند. مدارس غیرانتفاعی سالهاست تلاش می‌کنند که در انواع مسابقات دانش‌آموزی نظیر رباتیک و جشنواره خوارزمی و المپیادها از مدارس سمپاد پیشی بگیرند اما هنوز موفق نشده اند. مدارس سمپاد همیشه پیشرو بوده اند و مدارس غیرانتفاعی اکثرا از مدارس سمپاد تقلید می‌کنند و سعی در جذب معلمان مدارس سمپاد دارند. قطعا مدارس غیرانتفاعی بیشترین سود را از حذف مدارس تیزهوشان خواهند برد.

 

نظر و تجربه شما از مدارس استعدادهای درخشان چیست؟

به نظر شما حذف مدارس سمپاد درست است یا غلط؟ در چه شرایطی درست است و در چه شرایطی غلط؟

 

* اخبار و اطلاعات جدید را از کانال تلگرام و توئیتر ما دنبال کنید.

پرونده تحلیلی عیارآنلاین : سمپاد و سمپادی که نیست

سمپاد

خبرگزاری تحلیلی عیارآنلاین در پرونده جدید خودش ویژه نامه راجع به سمپاد منتشر کرده است که مجموعه ای از مصاحبه ها و تحلیل ها با تعدادی از مسئولین و سمپادی های سابق است.

در صورت علاقه می توانید فایل کامل این ویژه نامه در از اینجا دانلود کنید : ویژه نامه سمپاد

همچنین متن مصاحبه ها و مطالب به تدریج روی سایت عیارآنلاین قرار خواهد گرفت : پرونده سمپاد

سمپاد چگونه سمپاد شد

سمپاد چه قبول کنیم الان سمپاد است یا ممپاد است یا اصلا وجود ندارد دست کم یک حس و یک معنی مشترک در بین تمام سمپادیها یا لااقل جامعه بزرگی است که خود را از عمق وجود سمپادی می دانند. شاید امروز در دهه 90 حرف زدن و سخن گفتن از سمپاد حتی بین برخی از سمپادی ها هم مسخره و بی اهمیت و احمقانه توصیف شود . شاید فکر کردن راجع به سمپاد و آرمان های سمپاد به گوشه ذهن بعضی سمپادی رفته باشد که گاه گداری چون آتش زیر خاکستر گر می گیرد . مثل من که امشب بار دیگر این آتش در فکرم شعله ور شد . راستش از زمانی که دانشگاه آمدم بیشتر یاد دبیرستان میکنم و یاد سمپاد . توی دانشگاه با سمپادی های گوناگونی از نقاط مختلف ایران آشنا شدم و تجربه های جالبی شنیدم از این واژه پر بسامد برای ما سمپادی ها .. شاید گاهی حتی غبطه می خورم کاش در مقطعی در تهران نبودم و در فلان سمپاد شهرستان درس می خواندم . زمانیکه می بینم فعالیت های جدید و خلاقانه و بامزه لزوما ربطی به امکانات مالی و جغرافیایی ندارد .. بیشتر به افراد مربوط می شود .. حالا چه می خواهم بگویم .. اینکه انگار این سمپاد که با تمام فراز و نشیب ها (و بیشتر هم نشیب ها) اگر امروز سمپاد است اگر سرمایه گذاران میلیاردی دبیرستان های غیرانتفاعی همیشه در آرزوی آن هستند با آدمها ساخته شده است یعنی اینکه ساختمان سمپاد در بلوار آفریقا و رییس آن اژه ای باشد تا یک اتاق در وزارت آموزش و ؟ فرق دارد قطعا اما آنچه در سراسر کشور بر سمپاد اثرکرده افراد بوده اند افرادی که در مقاطعی جوانی خود را وقف سمپاد کردند افرادی که دانش و منش والای خود را در اختیار ما دانش آموزان قرار دادند و این دبیران هر چند انگشت شمار در هر مدرسه ای بودند که علمدار تفکر سمپاد ماندند آنان که شاید به ما تست قلم چی یاد نداند اما فکر کردن و اندیشیدن و تجربه کردن و حتی اخلاق آموختند.. . ما دهه هفتادی ها سمپاد را دوست داریم دهه پنجاه و شصتی های پرانرژی ای در سمپاد آمدند و انرژی و وقت گذاشتند و با تمام ناملایمت ها لحظات زیبا را با ما رقم زدند … ما سمپادی شدیم چون 30 سال پیش مردی که با روابطش و با جایگاهش میتوانست مناصب مختلف حکومتی را یکی پس از دیگری طی کند اما 20 سال از مهم ترین بخش زندگی اش را صرف سمپاد کرد..

اما اکنون برای بزرگ کردن این طفل بیمار و رنجور سمپاد چقدر انگیزه داریم آیا ما هم حاضریم بخشی از وقتمان را برای سمپاد خرج کنیم مثل آنهایی که وقتی به سمپاد می آمدند حاضر بودند یک دهم جاهای دیگر حقوق بگیرند .. ما چقدر در جلوبردن سمپاد نقش بازی خواهیم کرد؟؟!

یارآن کمک “ـ”

به طرز فجیعی تو مدرسه فشار و استرس رومونه / برای ساده ترین آزمونا که در حد مدرسه ی عادیه  اینقدر تحت فشار مارو میزارن که هممون خراب میکنیم 🙁

درسمم خوبه و جز 5 شاگرد برتر مدرسه ام همیشه ، ولی از نظر روحی اصلا در وضع مناسبی نیستم و واقعا حس میکنم معنی زندگی رو نمیفهمم×

به علاوه وقتی که یک آزمونو بد میدم به شدت ناامید میشم و مدرسه هیچکاری با حالات روانی و روحیمون نداره

میخوام از رشته ی تجربی روانشناسی دانشگاه تهران بخونم ، به نظرتون با این وضع تحصیل تو سمپادو ادامه بدم ؟ یا وارده نمونه دولتی بشم

 

آموزش؟؟ پرورش؟!!

آری! فکر کنم همه میدانیم که آنچه داریم، هیج کدام نیست، که میتواند بهتر باشد، که لعنت بر باعث و بانی آن باد… . از بانی آن بگذریم، که واقعا چه انتظاری از آن زمان میتوان داشت؟ زمانی که سنگ بنای این “آموزش” و این “پرورش” را نهاده اند، مساله مردم چیز دیگری بوده است، و حق هم داشته اند! اصلا کاش آن موقع بیشتر به آن مساله شان فکر میکردند! ولی باعث آن… الان، هنوز… چرا اینگونه است؟!

سیستمی داریم، نه آموزش میدهد، نه میپروراند، و هست! این جایش چرا؟ چرا هست؟ چرا این همه روشن فکرمان، تحصیل کرده خارجمان، این همه “سمپادی” مان، هیچ کاری نکرده اند؟ مگر نمی شده؟

اصلا فرض کنید صبح از خواب بیدار شدیم، دیدیم دانشگاهمان درست شده، دبیرستان مان درست شده، کنکورمان نیست و نابود شده،… و اصلا فرض کنید “جایگزینی” برای آن گذاشته اند، درجه 1!

اولین واکنش را، “موسسات علمی” میدهند… نام کنکور را از تبلیغشان بر میدارند، جایش میزنند ” همان راه جدید و ایده آل ورود به دانشگاه”. پدر و مادر های مصلحت اندیش، میروند درآمد نداشته شان را دست این انگل های قدرتمند میدهند، و دانش آموزان در قالب جدیدی، با هم به همان شکل قدیم، رقابتی جانانه میکنند! از همان هایی که الان داریم…

خوب این که همان شد! فرقش در چه بود؟ فقط اسم! یک اسم عوض شد و والسلام! آنچه قرن هاست باید عوض شود، ماییم. مدام از این در به آن در میزنیم، رنج میبریم، حتی میمیریم، اما خدای ناکرده فکر نمیکنیم، که کاری است بس دشوار!

فرض کنید شما  و 5 نفر دیگر، در شهری کوچک، قصابی دارید. مردم هر روز از شما خرید میکنند، نه این که بدون گوشت بمیرند، ولی همه همینند! به دنیا آمده اند، همینگونه بوده، و آنان هم همینگونه خواهند بود! حالا یکی می آید توی شهر، و از مضرات گوشت میگوید. به مردم میگوید که بدون گوشت نمیمیرند، و میگوید که علم میگوید گیاه خواری بسیار بسیار سالم تر است، و هم ارزان تر. حالا شما، که تا دیروز رقیب هم بوده اید، دور هم جمع میشوید، پول های بسیارتان را روی هم میگذارید، سبیل داروغه را چرب میکنید، و میگویید سر این بجه را بکند زیر آب، و بگوید به جرم دروغ گویی، در ملا عام دارش بزنند… و همچنان به مردم گوشت می فروشید! به اسم قصابی تان، یک ” وقف عام” اضافه میکنید، و خدا برکت بدهد! دیگر که میگوید تغییر، که میگوید آموزش و پرورش؟!

مدت ها بود فکر نمیکردم، اعتراض نمیکردم، سرم به کار خودم بود، و همین “ببعی” بودم که آن ها میخواهند! وقتی وضع آموزش مان را فهیمدم، لمسش کردم، و دیدم که حق من این نیست، گفتم اگر بقیه میدانند، پس چرا اینگونه است؟ بعد وقتی برای اولین بار با کسی صحبت کردم… در عجب ماندم! نمیدانست، خوب نداند، اما نمیخواست بداند؛ چراکه نباید بداند! اگر بداند، دیگر چگونه میخواهد فرزندش را نصیحت کند که درس بخواند؟ همانطور که گفته اند: آنچه از دل برآید، بر دل نشیند! اگر او از ته ته دلش نگوید که “بچه، درس بخوان”، که نمیخواند! که “ببعی” ناز و سفیدش، “گوسفندی” مثل خودش نمیشود!

این هم از مردم! دیگر که می ماند؟ کیست که نه مردم است، نه ناشر کتب کمک درسی، و نه دولت؟ ما! ما دانش آموزان! همان به ظن دیگران، “ببعی” های عزیز، جوانان غیور، و آینده سازان مطیع! تغییر میخواهید؟ کار خودتان است!

اما متاسفم که باید بگویم، این تغییر برای خودتان رخ نخواهد داد! بلی! اگر میخواهید این چرخه بالا، تکرار نشود، “ببعی” های نسل خودتان، “گوسفندان” آینده را آگاه کنید! حداقل بدانند که ارزش، آن چیزی  که داریم برایش وقتمان را میگذاریم نیست! بدانند که همه نباید آن هم به هر قیمتی وارد دانشگاه بشوند. بدانند که ما ارزش مان خیلی خیلی بیش از آن چیزیست که هست! شاید فرزند خودشان، یا نه، نوه شان، راه آن ها را نرود!

شاید روزی به جای اراجیف، علم بر سر کلاس های درس مان بیاید. حق معلم را بدهند، تفاوت هارا به جای از بین بردن، ارج نهند؛ و بفهمند که آموزش، برای دانش آموز است، و آینده اش. شاید، یا بگویم امیدوارم، که روزی، آن چه الان مرا میگریاند، نباشد، و نسل های آینده مان، دلیل قانع کننده ای برای بودن و به پیش بردن داشته باشند.

 

 

پ.ن: “گوسفند” آن است که گفته اند:

…Harmlessly passing your time in the grassland away

 

گناه ما چیه؟؟!!!

من توی مدارس استعداد های درخشان یکی از شهرستان های تقریبا محروم توی استان خراسان جنوبی درس میخونم.

بعضی وقتا حس میکنم من و چند تا از بچه های مدرسمون داریم اینجا یعنی توی مدرسمون با این امکانات کم و سطح پایین آموزشی داریم تلف میشیم!

مثلا یه معلم ریاضی داشتیم درحد 20!یعنی من عاشقش بودم چون مسائلی که باما کار می کرد،من که کلاس هفتمم و میرم هشتم میتونستم باهاشون مقابله کنم با خواهرم که در مدرسه ی فرزانگان داره پیش ریاضی میخونه!

ولی متاسفانه امسال به دلیل اعتراض اولیای دانش آموزان(که البته همون دانش آموزان تنبلن) رفته یه مدرسه ی دیگه:(

بعد از شنیدن این خبر میخواستم گریه کنم…اون معلمی که عاشقانه ریاضی درس میداد و ما رو عاشق ریاضی کرده بود دیگه سر کلاس ما نمیاد…

آخه ما چه گناهی کردیم که باید با آتیش دیگران بسوزیم…..

سال دیگه هم یه معلم ریاضی داریم که کتاب عادی رو نمیتونه درس بده چه برسه به کتاب سمپاد،اصلا هم از اون همه مطلب خارج از این دو کتاب که معلم قبلیمون میگفت خبری نیست…