یارآن کمک “ـ”

به طرز فجیعی تو مدرسه فشار و استرس رومونه / برای ساده ترین آزمونا که در حد مدرسه ی عادیه  اینقدر تحت فشار مارو میزارن که هممون خراب میکنیم 🙁

درسمم خوبه و جز 5 شاگرد برتر مدرسه ام همیشه ، ولی از نظر روحی اصلا در وضع مناسبی نیستم و واقعا حس میکنم معنی زندگی رو نمیفهمم×

به علاوه وقتی که یک آزمونو بد میدم به شدت ناامید میشم و مدرسه هیچکاری با حالات روانی و روحیمون نداره

میخوام از رشته ی تجربی روانشناسی دانشگاه تهران بخونم ، به نظرتون با این وضع تحصیل تو سمپادو ادامه بدم ؟ یا وارده نمونه دولتی بشم

 

قوه تخیل ، چقدر ازش استفاده می کنید؟

تخیل توانایی دیدن و به‌تصویرکشیدن هرچیزی در ذهنه. قوه یعنی یک نیرو و انرژی و استعداد. قوه تخیل یعنی تخیل یک نیرو و استعداده. نیرو از این لحاظ که به شما یک توانایی هایی میده و استعداد از این لحاظ که قابل پرورشه.

تخیل که یک زمانی یک پدیده زشت تلقی میشد. شاید هنوز هم تلقی میشه. یعنی اگر بچه ای تو ذهنش داستان میساخت و موجودات خیالی میساخت یا حرف های تخیلی میزد سریعا پدر مادرش جلوش رو میگرفتن از ترس اینکه یه وقت دچار توهمات اسکیزوفرنی نشده باشه! ( شبیه جان نش تو فیلم ذهن زیبا ) یک جور بیماری طور رفتار میکردن باهاش. یا مثلا وقتی کسی یک تخیل و آرزو و یک تصویر آرمانی تو ذهنش بود سریعا میزدنن تو سرش که این خیالات چیه و اینجوری نیست اونجوری نیست و واقعی زندگی کن و …
توی آموزش پرورش هم خداروشکر تخیل کنار چیزهای بسیار دیگه ایه که هیچ وقت یاد داده نمیشه. نقاشی رو که همیشه پیچوندیم و یه چیز ثابتی کشیدیم یا کشیدن برامون! کسی داستان نویسی بهمون یاد نداده و هیچ کس ازمون نخواسته یک تصویر ذهنی رو بسازیم یا بهش فکر کنیم! حتی از پدیده ای مثل دوران جامعه آرمانی امام زمانی هم هیچ وقت یک تصویر ذهنی داده نشده بهمون! واسه همینه که نویسنده ها و کارگردانان کتاب ها و فیلم های تخیلی ایرانی نیستن. واسه همینه که چیزی مثل ارباب حلقه ها یا هری پاتر تو ایران به وجود نمیاد!

اما تخیل چه خاصیتی داره؟
به نظر من فایده اصلیش اینه که فرد میتونه یک چیزی رو تو ذهنش بسازه و بعد در دنیای عملی به دنبال واقعی کردنش بره. مثلا کسی که لامپ و برق اختراع کرده شاید اولش تخیل کرده که آیا میتونه توی شب، هوا رو روشن کنه؟ کسی که تلفن اختراع کرده اول تخیل کرده که مردم از راه دور باهم حرف بزنن یا کسی که موبایل اختراع کرده تخیلش تلفنی بوده که سیم نداشته باشه!

به نظر شما فایده تخیل چیه؟ چقدر خودتون اهل تخیل بودید و هستید؟ دیگران چه رفتاری با تخیل شما داشتن؟ چجوری تخیلمون رو تقویت کنیم؟ اصلا تخیل خوبه یا بده؟!

گناه ما چیه؟؟!!!

من توی مدارس استعداد های درخشان یکی از شهرستان های تقریبا محروم توی استان خراسان جنوبی درس میخونم.

بعضی وقتا حس میکنم من و چند تا از بچه های مدرسمون داریم اینجا یعنی توی مدرسمون با این امکانات کم و سطح پایین آموزشی داریم تلف میشیم!

مثلا یه معلم ریاضی داشتیم درحد 20!یعنی من عاشقش بودم چون مسائلی که باما کار می کرد،من که کلاس هفتمم و میرم هشتم میتونستم باهاشون مقابله کنم با خواهرم که در مدرسه ی فرزانگان داره پیش ریاضی میخونه!

ولی متاسفانه امسال به دلیل اعتراض اولیای دانش آموزان(که البته همون دانش آموزان تنبلن) رفته یه مدرسه ی دیگه:(

بعد از شنیدن این خبر میخواستم گریه کنم…اون معلمی که عاشقانه ریاضی درس میداد و ما رو عاشق ریاضی کرده بود دیگه سر کلاس ما نمیاد…

آخه ما چه گناهی کردیم که باید با آتیش دیگران بسوزیم…..

سال دیگه هم یه معلم ریاضی داریم که کتاب عادی رو نمیتونه درس بده چه برسه به کتاب سمپاد،اصلا هم از اون همه مطلب خارج از این دو کتاب که معلم قبلیمون میگفت خبری نیست…

تاریخچه ی کوتاهتر زمان

می دونی چیه زندگی سخته ؟ کجاش قلبتو به درد می آره ؟
اون زمانیه که تصمیم میگیری فردا ساعت 8 پاشی ، ولی ساعت رو نمیزاری رو 8 ! بلکه رو همون 9 میمونه . 9 که زنگ میزنه ، از درد دندون پا میشی و یه فس ساعتو کتک میزنی و باز میگیری می خوابی ، در حالی که ساعت واقعی 9 نیست !!! ساعتارو دیشب کشیدن جلو و ساعت الان 10 ه !! و تو میگیری تا ساعت 10 تو ذهن خودت می خوابی ، در حالی که داره میشه 11 . و تو ساعت 10 پا میشی و دست و صورتتو تو ساعت 10 میشوری و حتی ساعت 10:5 میری دستشویی … اما داری همه اینارو تو ساعت 11:5 انجام میدی!! بعد میشینی تو رویاهات به خودت فحش نثار می کنی که باز دیر پاشدم ، 10 ام آخه وقته پاشدنه ؟ ساعت شد 11 ! ( در حالی که شده 12 احمق ! ) خب میگی کی ناهار بخورم ؟ 1 خوبه ؟ خوبه آقا …
میشینی شیک سر کارات ، از هر باغی یه گلی میچینی تا حس میکنی بین زمان ها معلقی … سر میچرخونی نوشته 1:20 ، مچتو نگاه می کنی میبینی نوشته 12:20. باز باطریه این ساعتمم خوابیده ؟ از وقت ناهارم گذشته ؟ سر میچرخونی چپ ، آیپد 13:23 ، راست گوشی 13:23 ، وسط کامپیوتر 13:24 . تو همین رفت و آمدای سره که یهو بدنت کش میاد ، چشات یه تونل نور میبینه و 1 ساعت تو زمان میری جلو… تازه می فهمی دنیا که چه راحت با 1 ساعت عقب جلو کردن می تونه جلو عقبت کنه ، چجوری داره زندگیت رو به بازی میگیره…

تاریخچه ی کوتاهتر زمان ، استفان هاوکینگ ، برگردان نیما مضروب

هدف گذاری در دوران دانشجویی

دوران دانشجویی شاید به نوعی دوران گنگ و مبهمی باشه. مخصوصا اولش. از کنکور بیرون اومدید و تازه آزاد شدید از قفس کنکور و دبیرستان و نمیدونید کجا میخواهید پرواز کنید. البته خیلی ها تو دوران دبیرستان برخی از علایقشون رو مشخص کردند و تو انتخاب رشته هم اعمال کردند اما خب بازهم اونها کافی نیست. چون حتی رشته ای هم میرن دنیایی از تنوع رو جلوشون گذاشته. تازه اون مختص درسه٬ خود زندگی چی؟ علایق شخصی؟ خانواده؟ تفریحات؟ آینده؟
اهمیت این موضوع از این جهته که وقتی میرسید سال سوم چهارم میبینید احساس میکنید باید یک کاری بکنید اما نمیدونید چه کاری. تحصیلات تموم میشه شاید حس کنید کاری نکردید و حسرت بخورید. بعد اون زمان هدف هایی مشخص کنید که بعدا واسش گیر بیافتید. مثلا سال چهارم تصمیم بگیرید اپلای کنید ولی نه زبان خوندید نه GRE نه مثلا معدل قابل قبولی دارید. یا مثلا تصمیم میگیرید ارشد کنکور بدید میبینید درسهایی که باید ارشد بدید رو اصلا خوب نخوندید. یا مثلا تصمیم میگیرید کار کنید ولی هیچ مهارت شغلی ای ندارید و تازه باید برید کار یاد بگیرید. یا مثلا میخواهید ارشد اصلا برید یه رشته دیگه ولی درس هاش رو بلد نیستید و …
آیا شما حس کردید که دچار سردرگمی هستید؟ آیا فکر کردید بهش یا اصلا هرچه پیش آمد خوش آمد؟ آیا هدف دارید؟ تکلیفتون با خودتون مشخصه؟ اگر خودتون یا دیگران تجربه ای داشتید اینجا مطرح کنید.

قابل توجه دانشجویان: فرصتی ویژه به اسم المپیاد دانشجویی

در مورد المپیاد دبیرستان حتما اطلاعاتی دارید اما در مورد المپیاد دانشجویی دانشگاه احتمالا خیلی چیزی نشنیدید. برای همین میخوام توجهتون رو جلب کنم بهش. کلا خیلی بهش توجه نمیشه برای همین فرصت خوبیه برای اینکه شما کاری بکنید و امتیازی کسب کنید. اگر به لیست قبولی‌های پارسال دقت کنید میبینید نصفشون افرادی هستند که از دانشگاه های ضعیف رتبه آوردند. مثلا غیرانتفاعی یا آموزشکده فنی حرفه ای.

تسهیلات قبولیش مثلا اینهاست :

1- دانشجو (رتبه‌هاي‌ اول‌ تا سوم‌ المپيادهاي‌ دانشجويي‌) در صورت‌ قبولي‌ در دورة‌ دكتري‌ (PhD)  يا دكتري‌ تخصصي‌ مي‌تواند از بورس‌ تحصيلي‌ وزارت‌ علوم‌، تحقيقات‌ و فناوري‌ يا وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشكي‌ (حسب‌ مورد) بهره‌مند شود و برابر مدت‌ استفاده‌ از بورس‌ تحصيلي‌ به‌ وزارت‌ مربوط‌ تعهد خدمت‌ دهد. محل‌ خدمت‌ اينگونه‌ دانشجويان‌ با توجه‌ به‌ اولويت‌ها و علايق‌ خودش‌ تعيين‌ شود.

2- دانشجو (رتبه‌هاي‌ اول‌ تا سوم‌ المپيادهاي‌ دانشجويي‌) در طول‌ تحصيل‌ در دوره‌هاي‌ تحصيلات‌ تكميلي‌ مي‌تواند براي‌ ارائه‌ مقاله‌ در كنفرانسهاي‌ خارجي‌ از تسهيلاتي‌ كه‌ از سوي‌ وزارت‌ مربوط‌ تأمين‌ مي‌شود، استفاده‌ كند.

3- رتبه اول تا پانزدهم مرحله نهایی المپیادهای علمی دانشجویی کشور می توانند بدون شرکت در آزمون کارشناسی ارشد متناسب با تعداد داوطلب و ظرفیت هر رشته محل در دفترچه شماره 2 کارشناسی ارشد، با معرفی مرکز المپیاد سازمان سنجش , مستقیما توسط دانشگاهها پذیرفته شوند.

4 – نفرات اول تا سوم مرحله نهایی المپیاد علمی دانشجویی کشور با تایید سازمان سنجش آموزش کشور که متقاضی دریافت بورس دکتری خارج از کشور باشند، می توانند برای تشکیل پرونده با رعایت ضوابط و معرفی مرکز المپیاد به اداره بورس مراجعه نمایند.

5- نفرات اول تا سوم مرحله نهایی المپیاد علمی دانشجویی کشور با تایید سازمان سنجش آموزش کشور می توانند از بورس تحصیلی نخبگان استفاده نمایند.

6- نفرات اول تا سوم مرحله نهایی المپیاد علمی دانشجویی کشور با تایید سازمان سنجش آموزش کشور و معرفی بنیاد ملی نخبگان به نظام وظیفه می توانند خدمت سربازی را با سپری کردن یک دوره آموزش نظامی و انجام پروژه های پژوهشی روی موضوعات مورد نیاز کشور بگذرانند.

تسهیلاتی هم از سمت بنیاد نخبگان داره. اطلاعات بیشتر اینجاست : http://olympiad.sanjesh.org

المپیاد شبیه کنکور کارشناسی ارشده و منابع امتحانیش شبیه همونه. دانشجويان سال سوم به بالاي دوره كارشناسي میتونن شرکت کنند. اگر میخواهید شرکت کنید تا چهارشنبه وقت دارید ثبت نام کنید از طریق سایت سنجش. اما اگر سال دومی هستید میتونید از الان برنامه ریزی کنید و با کمی مطالعه بهتر و عمیق تر و تست زدن روی چندتا درس٬ تو المپیاد شرکت کنید و مقام بیارید. زمان آزمونش هم اواسط بهمن ماهه. وقت دارید تا اون موقع هم مطالعه کنید.