یک خاطره…

زمستان بود وهوا بس نا جوانمردانه سرد و طبق معمول در سالن مدرسه هم بسته.
توی یکی ازین روزها که از قضا مدیر هم توی مدرسه نبود، بچّه ها یه پاک کن انداخته بودن توی بخاری کلاس ؛پاک کن بیچاره توی بخاری وا رفته و

بیشتر بخوانید
دلتنگی برای سمپاد…

امروز بعد از 6 سال…
بزار از جای دیگه بگم
نشسته بودم توی خونه فکر میکردم. پای لپتاپ نشسته بودم کتاب می خوندم. و همینجور می چرخیدم. مثل یک روز از روزهای عادی زندگیم. ظهر جمعه یه هو یاد قدیم افتادم. یه گشتی توی اینترنت

بیشتر بخوانید
پنجه ی تو

صدا صدا صدای تو
نفس نفس دویدنت
گشودن در دلم
به سوی او دویدنت
****
نگاه من به سوی تو
نگاه تو به سوی او
چه بوده اشتباه من
خودت بگو خودت بگو!
****
رها کنم جان و تنم
تا که کنم فدای تو
هر

بیشتر بخوانید

ماهیمون هی میخواست ی چیزی بهم بگه،تا دهنشو وا میکرد آب میرفت تو دهنش،نمیتونست بگه.دست کردم تک آکواریوم درش آوردم.شروع کرد از خوشحالی بالا و پایین پریدن.دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو.اینقده بالا و پایین پرید تا خسته شد خوابید.دیدم بهترین موقعه تا خوابه،دوباره بندازمش تو آب.ولی الان چند ساعته بیدار نشده؛یعنی بیدار شده،دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب.\…

بیشتر بخوانید
تنها 352 روز دیگر فرصت باقیست…!

” عـیـد ” صرفـا 13 روز متوالی محسوب میشه که طی اون یه عدّه آدم تکراری میرن خونه ی یه عدّه آدم تکراری دیگه و یه سری میوه و شیرینی و آجیل تکراری میخورن، و این روندیه که هرسال تکرار میشه.
حالا بگذریم که وقتی

بیشتر بخوانید
چرا باید اینجوری بشه ؟

سلام  دوستان امیدوارم شاد و سرحال باشین و مدرسه بهتون خوش بگذره.راستش یه موضوعی هست که می خواستم یکم بهم کمک کنین و راه حل بهم پیشنهاد بدین .من اون موقع که ورودی راهنمایی سمپاد قبول نشدم از اول راهنمایی شروع کردم جزوه ها ی

بیشتر بخوانید