موانع پیشرفت علمی

توی سایت بحثی بود در مورد موانع پیشرفت علمی کشور که قسمتی از بحث رو اینجا منتشر می کنم. اگر شما هم علاقه داشتید در بحث مشارکت کنید. سوالات اینها هستند:
١. چه موانعى پيش روى پيشرفت علمى كشورمون قرار داده؟
٢. راهكارهاى برطرف كردن هر كدوم از ايراداتى كه به نظر شما وجود داره چيه؟(مهم ترين سوال :-“)
٣. نقش شما به عنوان يك دانش آموز يا دانشجو يا فارع التحصيل چيه؟

 

جواب نیلوفر، دانشجوی رشته سلولی مولکولی دانشگاه تهران :

با یک کلمه شروع می‌کنم. بودجه. ایران درست مثل یک کشور تیپیک جهان‌سومی، بودجه‌ی کار پژوهشی بسیار بسیار ناچیزی داره که باید از دولت بیاد. این بودجه طی یک فرایند پلّه‌پلّه، از زمان تصویب تا زمان تخصیص، کم‌تر و کم‌تر می‌شه و در نهایت مبلغ ناچیزی باقی‌ می‌مونه. توی چند سال اخیر این فرایند مدام بدتر شده و مراکز نوپای تحقیقاتی زیادی به خاطر کمبود بودجه بسته شدن. بر خلاف کشورهای پیشرفته، در ایران اسپانسرهای زیادی برای کار تحقیقاتی وجود ندارن و مراکز تحقیقاتی خصوصی، تعداد بسیار پایین و مشکلات خیلی زیادی دارن. این چند سال اخیر، به خاطر تحریم‌ها، بالا رفتن هزینه‌ها و افت کیفیت آموزشی که از اولش هم بالا نبود اما از سال ۸۴ به این سو کاملاً به زمین گرم خورد، تمام این مشکلات چند برابر هم شده. نبودن بودجه روحیه‌ی تمام آدم‌های فعال رو تحت‌ تأثیر قرار می‌ده، از استاد تا دانشجو. این‌جاست که اساتید بی‌حوصله و بی‌انگیزه می‌شن و پناه می‌برن به همون درس دادن که اون رو هم به خاطر بی‌انگیزگی خوب انجام نمی‌دن و دانشجوها بیشتر و بیشتر قانع می‌شن که نمی‌تونن توی ایران ادامه بدن. دانشجوها از ایران می‌رن و کسانی که موفق به رفتن نمی‌شن، بی‌اعصاب و بی‌انگیزه می‌شن و نمی‌تونن پژوهشگرهای خوب باشن. همه‌ی این‌ها مثل قطعات دومینو با هم ارتباط علّت و معلولی دارن.

هم‌چنین، این‌جا همون بودجه‌ی ناچیز هم فقط به پژوهش‌های کاربردی اختصاص داره. به این معنی که حداقل در فیلد خود من، زیست‌شناسی، که چه تحقیقات پایه و چه تحقیقات کاربردیش بودجه‌های بالایی می‌طلبن، شما هر چقدر هم یک ایده‌ی تمیز و عالی داشته باشین، اگر کاربردی نباشه، یعنی یه جور ربطش ندید به درمان یک بیماری یا تولید یک محصول جدید بیوتکنولوژی یا… بهتون هیچ بودجه‌ای نخواهند داد. در نتیجه شما نمی‌تونید آزادی عمل داشته باشید و باید خودتون رو در یک چهارچوب خیلی محدود جا بدید.

کیفیت پایین آموزش توی دانشگاه‌ها هم که ارتباط مستقیمی با کیفیت پایین پژوهش داره؛ حداقل در مورد دانشگاه تهران که نماد آموزش عالی کشوره می‌تونم با اطمینان بگم که فرایند عضویت هیأت علمی و استخدام استاد فقط تا حد بسیار پایینی وابسته به سابقه‌ی قابل‌ قبول علمی و پژوهشی فرده و بیشتر با روابط افراد با اعضای دیگر هیأت علمی و درواقع یک شبکه‌ی مافیایی وابسته‌ست. این موضوع باعث می‌شه بسیاری از اساتید لیاقت موقعیتشون رو نداشته باشن و با حس نکردن کوچکترین فشار برای پیشرفت، کلاً لم بدن توی دفترشون و دریغ از یک کار علمی قابل قبول (به هیچ عنوان اغراق نمی‌کنم و هر کسی شک داره می‌تونه بیاد ببرمش رسماً نشونش بدم اوضاع دانشگاه تهران رو). دانشجویان این وضعیت رو متوجه می‌شن و بی‌انگیزه می‌شن.

اغلب دانشجویان تجربه‌ی پژوهش درست و حسابی پیش از دانشگاه ندارن؛ اساتید باید روحیه‌ی پژوهش و عشق و علاقه به علم رو در دانشجو پرورش بدن. نه تنها ۹۹٪ اساتید همچین کاری رو اصلاً بلد نیستن، بلکه خودشون تحت فشارهایی که گفتم و فشارهای دیگه، انقدر بی‌انگیزه و بی‌اعصابن که همون شعله‌ی کم‌فروغی رو که توی بعضی دانشجوها هست هم با تکیه بر اهمیت جزوه و نمره و حفظیات و بعضاً خزعبلات، خاموش می‌کنن. این در حالیه که وجود کنکور سراسری و جو مضحک سرازیر شدن بچه‌ها به سمت پزشکی و مهندسی بدون ذرّه‌ای تفکّر راجع به علایق و استعدادهاشون، به خودیِ خود رشته‌های علوم پایه رو که بستر تحقیقات مهم در هر کشوری هستن، مملو از بچه‌های بی‌انگیزه‌ای کرده که صرفاً این رشته‌ها رو می‌خونن، چون رتبه‌ی پزشکی یا مهندسی نیاوردن؛ صد البته که این وسط پیدا می‌شن ۳-۴ نفر که متفاوتن؛ اما در نظر بگیرید با تمام این شرایطی که توصیف کردم، این افراد با چه چالشی روبرو هستن در طول تحصیل و حقیقتاً معجزه‌ای باید رخ بده که این افراد هم تا پایان تحصیلشون روحیه‌ی خودشون رو تماماً نبازن.

در مورد راهکار؛ هیچ پاسخ ساده‌ای وجود نداره. فرهنگ حاکم بر اذهان عمومی وجامعه‌ی پژوهشی و آموزشی ایران باید رسماً دگرگون بشن. از بالا تا پایین؛ از مدرسه تا دانشگاه. سیستم آموزشی باید محوریتش رو بذاره روی خلّاقیت، پرسش و فهمیدن. نه روی حفظیات و ارزیابی و رتبه‌بندی. این مسئله، در نهادینه کردن روحیه‌ی دانش‌محور و علم‌محور در بچه‌ها خیلی مهمه. همین بچه‌ها هستن که می‌رسن به دانشگاه؛ و در حالی هم می‌رسن به دانشگاه که آموزش و پرورش یازده سال تمـــام تلاشش رو برای تبدیل کردن دانش‌آموزان به موجوداتی راحت‌طلب، تهی از انگیزه و شور و شوق، به شدت علاقه‌مند به سهل‌الوصول‌ترین نتایج و وابسته به هر آنچه که از دهان معلّم بیرون میاد، انجام داده. این وضعیت نمی‌تونه ادامه پیدا کنه؛ هر چقدر هم از بالا کار درست بشه، این بچه‌ها نخواهند تونست حتی شخصیتی مشابه شخصیت یک دانشمند داشته باشن؛ بماند که ۹۹٪ این بچه‌ها هیچ علاقه‌ای هم به همچین چیزی ندارن. اینجا دانشگاه رفتن تبدیل به روتین زندگی هر کسی شده و بزرگراه ورود به دانشگاه، تنها بزرگراه زندگی در ایرانه. همه می‌رن دانشگاه، اما عده‌ی بسیار بسیار بسیار کمی می‌دونن چرا دارن می‌رن دانشگاه و می‌خوان چیکار کنن. در چنین شرایطی، و در نبود سیستم ارزیابی هدفمند، بدنه‌ی اصلی دانشگاه رو بچه‌هایی تشکیل می‌دن که اصلاً جاشون توی دانشگاه نیست. خود این افراد هم اغلب خیلی زود متوجه این موضوع می‌شن، اما از فشار فرهنگی جامعه گریزی نیست و تنها هدفی که در ذهن افراد باقی مونده، دست‌یابی به مدرک دانشگاهیه. بیست سال پیش، لیسانس، ده سال پیش فوق لیسانس، و الان دکترا. این وضعیت، بدون شک، فاجعه‌باره. اوضاع بد شغلی و اقتصادی باعث می‌شن افراد حس کنن تنها راه کار پیدا کردن، ورود به دانشگاهه، و وقتی مدرک می‌گیرن، دیگه به هر شغلی راضی نمی‌شن و مشکل خودش رو دور می‌زنه. در طول سال‌ها، دانشگاه رفتن خودش تبدیل به هدف می‌شه (و نه وسیله) و کم‌کم توی ذهن نسل‌های بزرگ‌تر جا باز می‌کنه به عنوان یک ضرورت و شاخص قضاوت راجع به افراد؛ به طوری که کسانی که خیلی واضح می‌دونن چی می‌خوان و نمی‌خوان وارد دانشگاه بشن تخطئه می‌شن و به جایگاه اجتماعی نامطلوبی هل داده می‌شن. نتیجه‌ی تمام این مسائل، ورود آدم‌های نامناسب (از وجوه مختلف) به دانشگاه و مسیر پژوهش علمیه. این مسائل باید حل بشن تا مشکل پیشرفت علم در ایران حل بشه.

در مورد نقش ما؛ مثل هر چیز دیگه‌ای، آدم باید خودش رو اصلاح کنه و سعی کنه در اطرافش هم تغییرات خوبی به وجود بیاره؛ ولو شعاع این تغییرات کم باشه. هر کسی باید خودش رو بشناسه، علایقش رو بشناسه و هدف داشته باشه. هر کسی باید بدونه در قبال موقعیتی که توی دانشگاه به دست میاره مسئوله؛ دانشگاه جای آزمون و خطا نیست چون هر صندلی که شما اشغال می‌کنید در حالی که رشته رو دوست ندارید، می‌تونست جای کسی باشه که رشته رو دوست داره. هر کسی باید تمام تلاشش رو بکنه دانشجوی خوبی باشه، روحیه‌ش رو نبازه تا قادر باشه به اساتید و بقیه‌ی دانشجویان هم روحیه بده. هر کسی باید وظیفه‌ی خودش رو درست انجام بده.

 

نظر شما چیه؟ نظرتون رو توی بحث اصلی یا همین جا توی کامنت ها مطرح کنید.

 

 

ریپورتاژ آگهی: FamilyDoctor کاری از سمپادی‌ها

یه پزشک سمپادی بعد از فارغ التحصیلی و گرفتن مدرک داشت از در دانشکده پزشکی می رفت بیرون که بره دنبال سرنوشتش. یهویی یه سمپادی دیگه که تازه پزشکی قبول شده بود جلوش سیز میشه. طفلکی عین اول دبستانیا وقتی یه خودی میبینه انقدر ذوق می کنه که نگو، بعدش کلی سوال در مورد دانشگاه و دوره پزشکی و چجوری درس بخونم و مقاله بدم و غیره می پرسه. پزشک سمپادی ما هم این پرشور (!) رو میبینه دلش نمیاد بزنه تو ذوقش و به خاطر رگ و ریشه سمپادیش هم که شده جواباش رو می ده. ولی دانشجوی ما به همین راحتی ول کن معامله نیست و آخرش شماره تلفن دکتر رو می گیره.

پزشک خانه شما

بعد از یه مدت دانشجوی سمپادیمون که می بینیه دانشگاه خبری نیست و همه دارن تو سر و کله همدیگه می زنن یه زنگ می زنه به دکتر میگه آخه این چه وضعشه؟ دبیرستانمون چند مرتبه خلاقانه تر و علمی تر بود به خدا! دانشگاه سمپادیا نداریم؟؟؟

دکتر اما شرایط این طفل معصوم رو درک می کنه و میگه چرا خودمون یه کاری نکنیم؟ بیا پیش من دارم روی یه پروژه خفن کار می کنم. بیا نشون بدیم سمپادی در بند زمان و مکان نیست و هرجا باشه با ابتکاراش، هوش و ذکاوتش رو به رخ بقیه می کشه!

این شد که سایتی کلید خورد به نام پزشک خانه شما http://familydoctor.ir

حالا ابتکار این سایت کجاست؟ اصلا این سایت به چه دردی می خوره؟

خلاصه بگم، ایشالله هیچ وقت نباشه ولی در موارد لزوم، اگه سوالی، دردی، ناخوشی یا مشکلی داری که فکر می کنی فقط باید پاشی بری دکتر تا بفهمی چته و حال نداری یا وقت نداری یا خجالت می کشی (!) یا احساس می کنی دکترا پول مفت دارن می گیرن (!) می تونی بیای تو سایت پزشک خانه شما!

من در سایت پزشک خانه شما یک قسمت ناب دیدم به نام “تشخیص و درمان“. فقط کافیه بدونی کجات درد می کنه و یا با کجات مشکل داری، از بخش تشخیص و درمان سایت پزشک خانه شما همون جای وزّه رو انتخاب می کنی و به کمک نمودار علت یابی بیماری ها با چند تا بله خیر به علت و نام بیماری یا مشکلت پی می بری. (مثل فلوچارت های برنامه نویسی) بعدشم با یه لینک میری تو مقاله مورد نظر و توضیحات بیشتر بیماری و درمانش رو یاد میگیری. من خودم همچین چیزی رو کلا تو وب فارسی ندیده بودم هر کی مشابه پیدا کرد جاییزه داره.

مقاله های سایت پزشک خانه شما همگی توسط خود پزشکا و متخصص ها نگارش شده و نثر مطلب به گونه ای هستش که انگار توی مطب دکتر نشستی داره برات توضیح میده. سوال های احتمالی که شما ممکن بود از متخصص بپرسید هم خودشون پرسیدن و جوابش رو براتون گذاشتن یعنی اتلاف وقت برای رسیدن به جواب به صفر می رسه.

خیلی از مطالب سایت هم ترجمه شده مقاله های ده سایت اول بهداشت و سلامت جهان هستش که بازم گلچین شده و ویرایش شده توسط پزشک هستش و ویژگیش اینکه مقاله ها وطنی و بومی هم شدن.

صحت علمی مطالب انقدر بالاست که به درد دانشجو های پزشکی هم می خوره. البته رسالت پزشک خانه شما، آگاه کردن قشر غیر پزشک در مورد علم پزشکی با اون اصطلاحات عجیب و غریبش هستش و وقتی پزشکا بالای سر بیمار دارن در مورد بیماریش حرف می زنن و به بیمار بنده خدا هم چیزی نمی گن و توضیح نمی دن، مخاطب های سایت پزشک خانه شما می تونن صحبت ها رو به خوبی درک کنن و با سوالاشون خانم دکترا و آقا دکترا رو مجبور کنن که پاسخ گو باشن.

اخبار سلامت سایت هر روز با بیش از 20 خبر برگزیده بهداشت و سلامت کشور به روز میشه.

دنبال تاثیر داروها روی بدن و داروی بیماری خاصی می گردی؟ در مورد جنبه های پزشکی مسائل زیبایی و تغذیه سوال برات پیش اومده؟ هر چی خواستی توی سایت پزشک خانه شما جستجو کن.

می دونی چقدر از مشکلات با توصیه های طب سنتی و داروهای گیاهی و خوراکی ها و موادی که تو خونه هممون پیدا میشه می تونه به راحتی برطرف بشه؟ پزشک خانه شما به طب سنتی توجه ویژه ای کرده و در این زمینه مطلب علمی واقعی (غیر خرافی) و درست و درمون انقدر داره که حریف می طلبه! (می تونی با هر سایت رقیبی مقایسه کنی، البته می دونم که می دونی سایتی که سمپادیا راه بندازن رقیب نداره 😉 )

دیدی بعضی موقع ها آدم یه اتفاقی ناگهانی براش میفته هول میشه نمیدونه چیکار کنه؟ خدا نصیب نکنه ولی اگه جون یه آدم در خطر بود چیکار کنیم؟ من که می رم بخش کمک های اولیه پزشک خانه شما رو سریع یه نگاه می ندازم، در مورد تمامی مسائل اورژانس، دستورالعمل های قدم به قدم داره که میتونی به راحتی مثل یک امدادگر حرفه ای جون در خطر آدم ها رو نجات بدی. (در مورد گیر کردن قلاب ماهی تو پوست و نیش زدن عروس دریایی هم مطلب داشتن که عمرا فکرشم نمی کردم ولی خوب بالاخره از این جور اتفاقام ممکنه بیفته و بچه ها همه جوانب رو کاور کردن)

پزشک خانه شما ماشین حسابم داره! باهاش نمی تونی انتگرال حساب کنی ولی حداقل این قابلیت رو داره که از روی قدت بگه وزن بدنت چقدر باید باشه و چقدر اضافه یا کمبود وزن داره و چند کالری باید بسوزونی یا مصرف کنی تا به وزن ایده آل برسی.

اگرم حوصلت سر رفت یه بخش در حال توسعه بازی و ویدئو دارن که می تونی سری بهشون بزنی. من که عمل جراحیم خوب نبود زدم پای اون بد بخت رو قطع کردم، یکی بیاد حداقل یه بازی بلد باشه. کلیپ ها رو هم که باید ببینی!!!

تا کمتر از یک ماه دیگه برنامه های موبایل هم روی سایت قرار می گیره.

بخش پیشنهاد مراکز پزشکی و پزشکان رو هم دارن راه می ندازن که اگه با اطلاعات و توضیحات سایت قانع نشدی (!) و دیگه خیلی مسر بودی بری پیش دکتر، مشکلی نباشه و بتونی به راحتی نزدیک ترین مرکز درمانی یا پزشک متخصص توی هر زمینه ای به خونتون رو پیدا کنی.

این همه ایده و کار و تلاش ارزش یک نگاه (به عقیده من بیشتر و شاید هر روز) رو داره، حالا که سمپادی هم هستش که چه بهتر، حمایت می شن و پرچم سمپاد رو بالاتر می بزن.

پزشک خانه شما http://familydoctor.ir

جاهایی که تابستون تهران میشه کلاس رفت

خودم بارها دنبال جایی بودم که تابستون کلاس برم. تو اینترنت زیاد گشتم. جایی رو ندیدم که خیلی ایده های خوبی داشته باشه. برای همین تصمیم گرفتم خودم یک لیست درست کنم از جاهایی که به نظرم خوب هستند. یک لیست از جاهایی که میشه باهاشون از اوقات آزاد تابستان استفاده بهتری کرد. لیست رو به مرور تکمیل میکنم. شما هم اگر ایده‌ای دارید تو کامنت‌ها بگید. البته لیست طبیعتا مال تهرانه.

آموزشگاه‌های چند منظوره ( زبان – کامپیوتر – مهندسی و فنی و … )

آموزشگاه‌های زبان های خارجی

آموزشگاه‌های هنری

شما هم جاهایی که میشناسید رو معرفی کنید.

دانش آموخته های سمپادی برای ارتقا اقتصادی خود چی می کنن؟

سلام دوستان سمپادی
با اینکه بیش از 15 سال از فارغ التحصیلی من گذشته ولی هنوز کلمه سمپادی یه حس عجیبی در من به وجود می آره.
و اما بحث…
قابل انکار نیست که دانش آموختگان سمپاد به صورت نسبی از پویایی فکر بیشتری برخوردارند و قطعا همشون هم تحصیلات خوبی کردند و اگر دکتر هم نشده باشند مهندس و وکیل شدند اما آنچه باز هم قابل انکار نیست حداقل در دوستان دور و بر اینه که کمتر کسی از وضعیت اقتصادی خودش راضیه حداقل در مقایسه با دیگران غیر سمپادی از پیشرفت های اقتصادی و مالی کمتری برخوردار بودند.
بگذارید یک طبقه بندی از فارغ التحصیلان انجام بدم:
1- فارغ التحصیلان مهاجر:
کسانی که در رشته های خوب و یا خاص دانشگاهی پذیرفته شدند و برای ادامه تحصیل به خارج رفتند و خیلی ها هنوز هم ادامه تحصیل می دند و از کمک هزینه دانشگاه زندگی سر می کنند یا هنوز شغل های مناسبی پیدا نکردند و به امید آینده و پیشرفت های شغلی هستند که احتمالش هم کم نیست ولی حسابشون با دوستان در وطن مانده جداست.
2- پزشک ها:
همه می دونند که پزشک شدن خیلی سخت و متخصص شدن سخت تر و سری از سرها درآوردن در میان پزشکان به مراتب سخت تر و سخت تر هم هست. تعداد پزشکان امروز کم نیست و با توجه به پروسه حداقل10 تا 15 ساله پزشک متخصص شدن این تعداد بیشتر و بیشتر هم خواهد شد. با این همه دانشگاه رنگ و وارنگ و پولی هم که … از سمپادی ها آنهایی که من سراغ دارم با کار مداوم و نفس گیر در سن 35 سالگی زن و شوهر پزشک باهم در شهرهای کمتر توسعه یافته در حد 4-5 ملیون در بعضی ماه ها درآمدشونه در شهرهای توسعه یافته که  تعداد پزشک بیشتر و هزینه ها هم بیشتره. اوضاع زیاد راضی کننده نیست برای این همه تلاش و این همه سال زحمت!!
3- مهندس ها و وکلا:
تعدادی از دوستان به دنبال رشته های پرسود تر رفتند مثل مهندسی عمران یا حداقل فکر می کردند که پرسود تره و از اونجاییکه تخصص سمپادی ها در آزمون دادنه تمام مدارک و مجوزهای لازم هم گرفتند ولی هنوز به سختی درآمد در حد 1.5 تا 2 میلیون در ماه دارند و البته متاسفانه متاسفانه خیلی ها هم با کسب فوق لیسانس و کلی مدرک دیگه بی کارند … بله ! بی کارند… تعدادی به عضویت هیات علمی فروشگاه های مدرک در اومدند که باز هم خوش بینانه کارمندند… بعضی هم که رسما کارمندند و کارمندی هم که مشخصه!!!!
4- دیگر رشته ها :
از سمپادی ها در رشته های دیگر هم داریم که وقتی دکتر و مهندسش اون باشه بقیه دیگه گفتن نداره!!!
5-  بچه پولدارها ، پدر زن پولدارها:
خوب تعدادی از دوستان که البته تعدادشون کم هم نیست در این دسته قرار می گیرند که حسابشون جداست و ان شاء ا… موفق باشند و دست دیگر دوستان رو  هم بگیرند.

تعریف شرایط اقتصادی مناسب برای هر کس متفاوته ولی من فکر می کنم  هر یک فارغ التحصیل سمپاد 30 تا 40 ساله در شرایط امروز اقتصاد ایران باید درآمدی در حدود 5 میلیون ماهیانه داشته باشه تا در رده متوسط جامعه قرار بگیره و نیازهای اولیه خودشون رو برطرف کنند… در آمدی که یک بازاری با فعالیت و سرمایه کم به راحتی در می آره…
حالا سوال اینجاست این گروه از ایرانیان خلاق با فکری پویا چه برنامه ای برای بهبود و ارتقا شرایط اقتصادی خودش به ذهنشون می رسه و آیا در این زمینه فکر می کنند یا لا جرم راه های دیگران را طی می کنند؟
از دوستان دانش آموخته که سری به وب می زنند دعوت می کنیم در این بحث شرکت کنند شاید محصل ها هم برای آیندشون دورنمایی پیدا کنند.

(متن از تاپیکی در فروم.)

پیشنهاداتی برای سمپاد جدید

سمپاد یا همان سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان امروزه تبدیل شده است به ممپاد یا همان معاونت (مرکز) ملی پرورش استعدادهای درخشان. اما فرق این دو چیست؟

سازمان در ویکی پدیا به این شکل تعریف شده است :

سازمان مجموعه هدفمندی است که پیرو یک نظام است، و دارای مرزها و حدودی است که آن را از محیط خود جدا می‌سازد.

یک سازمان، یک نهاد مستقل است که یک ماموریت خاص دارد و می‌تواند با نیت انتفاعی یا غیرانتفاعی تأسیس شده باشد. یک سازمان: یک ماهیت اجتماعی است که ساختار، اهداف و مرز مشخصی دارد.

  • هدف دارد.
  • برای هدفش برنامه دارد.
  • استراتژی دارد.
  • منابع خود را می‌شناسد و از آنها بهینه و هماهنگ استفاده می‌کند.
  • وابسته به اطلاعات است.

یک سازمان دارای ویژگی‌های زیر است:

  1. ماموریت یا هدف ویژه‌ای دارد.
  2. برای بقاء به دیگر سازمان‌ها وابسته است.
  3. هیئت حاکمه مستقلی دارد.
  4. از بخش‌های مختلف تشکیل شده است.
  5. دارای ساختاری فیزیکی و منطقی است.

سمپاد روزی یک سازمان بود تحت نظر ریاست جمهوری. یعنی رییس آن مستقلا توسط رئیس جمهور تعیین میشد. بعدها این سازمان به وزارت آموزش پرورش منتقل شد و رئیس آن توسط وزیر آموزش پرورش تعیین میشود. بعد از مدتی نیز سازمان منحل شد و تبدیل شد به معاونت. یعنی استقلال عملکرد خود را از دست می دهد و نمیتواند هدف، برنامه، استراتژی، منابع و ساختار مستقل خودش رو داشته باشه و باید تحت نظر هدف، برنامه و ساختار آموزش پرورش عمل کند. منابعش هم توسط آموزش پرورش تامین می شود. یعنی بودجه و نیروی انسانی و ساختمان و سایر منابعش باید توسط آموزش پرورش و تحت نظر آنها و طبق ضوابط آن تامین بشه. مدیریتش هم در واقع نوعی تقسیم وظایف وزیر آموزش پرورش است که بخشی از آن به این معاونت رسیده است. هویت مستقل تعریف شده سمپادی هم به نوعی از کمرنگ شده است. برای درک بهتر اینکه چه اتفاقی برای سمپاد افتاده یک مثال میزنم:

فرض کنید یک کشوری وجود داره به اسم سمپاد. آدماش تحصیل کرده و باهوشن. به زبون سمپادی حرف میزنن و بهشون سمپادی گفته میشه. این کشور هم درآمد خودشو داره و مستقلا خرج میکنه واسه خودش. رییس این کشور هم خودش برنامه ریزی میکنه واسه کشورش. بعدها به دلایلی این کشور ملحق میشه به کشور بزرگتر آمپر و تبدیل به یک استان آمپر میشه. دیگه کشوری به اسم سمپاد وجود نداره. هویت ملی سمپادی وجود نداره و همه سمپادی های سابق شدن آمپری. درآمد سمپاد رو هم آمپر میگیره و هرقدر دلش خواست به استان سمپاد میده. توی برنامه ریزی هم استان سمپاد تابع کشور آمپره. مدیران و استاندار سمپاد هم توسط رییس آمپر تعیین میشه.

این بود تعریف ساده ای از اتفاقی که افتاده برای سمپاد. این اتفاق عوارض زیادی به دنبال داشته. اما من نمیخوام این عوارض رو الان بنویسم. مدیریت سمپاد به تازگی عوض شده و دکتر حسین شجاعی به عنوان مدیر جدید سمپاد انتخاب شدند. از آنجایی که رزومه و سابقه ایشون و سمپادی بودنشون امیدی در دل ما زنده کرده برای تغییراتی در راستای بهبود سمپاد، انگیزه ای شد برای من تا پیشنهاداتی که تو ذهن داشتم مطرح کنم. این پیشنهادات صرفا از طرف فارغ التحصیلان سمپاد نوشته شدند و در حد اطلاعات و درک و شناخت یک فارغ التحصیل است و ممکنه غیرعملی و غیرواقع بینانه باشند.

۱. مستقل کنید: برای من و بسیاری سمپادی‌ها یک سمپاد ایده‌آل٬ سمپادی مستقل از آموزش پرورش و نظام آموزشی ایران است. ساختار آموزش پرورش ایران بسیار ناکارآمد است. نظام آموزش پرورش ما به شدت بیماره و ساختار منعطفی ندارد. همه مدارس در هر شهری و هر منطقه ای با هر فرهنگ و اعتقادات و ویژگی ٬ باید یک جور کتاب و یک جور برنامه درسی داشته باشند که همین یک جورش هم کلی ایراد دارد. این ساختار و وابستگی سمپاد باعث شده است که سرعت و کیفیت حرکت سمپاد به شدت مختلل بشه. به مدیر جدید پیشنهاد میکنم تمام تلاش خودش رو بکنه تا سمپاد هرقدر ممکن بیشتر مستقل بشه. از انتخاب معلم٬ انتخاب کارمندان٬ انتخاب مدیران مدارس٬ آزمون ورودی و … گرفته تا حتی تبدیل شدن مجدد به سازمان و استقلال از آموزش پرورش. حتی در مورد برنامه درسی و روزهای مدرسه و امتحانات و طول ترم و سرفصل های درسی و … متوجه هستیم که قانون و ضوابطی وجود دارند و هرکاری عملی نیست اما میتوان در راستای استقلال هرچه بیشتر قدم‌هایی برداشت با رایزنی‌های مختلف و …

۲. توسعه بی‌رویه را متوقف کنید : اخیرا دو سه سال گذشته تعداد مدارس سمپاد به طرز وحشتناکی بالا رفته. توسعه‌ای کمی بدون در نظر گرفتن عوامل کیفی. مدارس جدید از نظر کیفیت به شدت ضعیف هستند. وزیر جدید آموزش پرورش هم به این توسعه انتقاد کردند. به هرحال هرچیزی یک حد استانداردی دارد. لطفا این توسعه رو متوقف و معکوس کنید. میزان پذیرش ورودی‌های جدید را کم کنید لطفا.

۳. آزمون سمپاد را سمپادی کنید: هرروز یک خبر متفاوت از آزمون سمپاد شنیده می‌شود. از یکی شدن با آزمون نمونه دولتی گرفته تا حذف آزمون ورودی دبیرستان و آزمون ورودی برای سال های دوم سوم و … دقیقا خبر نداریم آزمون سمپاد در چه حد کیفی و کمی برگزار میشه اما لطفا به این موضوع رسیدگی کنید و آزمون سمپاد به شکلی برگزار بشه که واقعا دانش‌آموزان لایق وارد سیستم سمپاد بشوند با معیارهایی درست و علمی.

۴. توسعه علوم انسانی و هنر در مدارس سمپاد : همگی با جو حاکم بر خانواده‌های ایرانی آشنا هستیم. در نظر اکثریت مردم تحصیلات یعنی مهندس شدن یا دکتر شدن. در صورتی که جامعه علمی و خصوصا جامعه آینده ایران به نخبگان در سطح علوم انسانی و هنر نیز نیازمند است. دانش‌آموزان سمپاد نیز با توجه به جو حاکم اصلا با علوم انسانی و هنر آشنا نمیشوند که حتی بعدها مسیرشان را انتخاب کنند. با توجه به وضعیت تعداد مدارس سمپاد پیشنهاد می‌کنم برنامه‌ای تهیه بشه که دانش‌آموزان با رشته‌های علوم انسانی و هنر نیز آشنا بشن و به اون سمت هدایت بشن. با اینکار نخبگان زیادی در این حوزه جذب میشن که میتونن بعدها منشا کارهای بزرگی بشوند.

۵. برنامه جامع مدارس سمپاد تهیه بشه : در حال حاضر مدارس سمپاد تحت اختیار مدیرانشون هرکدوم یه جوری برنامه پیش میبرند. طرح درس‌ها و کلاس‌های المپیاد و فوق برنامه و … همگی بستگی به معلم و مدیر مدرسه دارد. برای همین است که شاهد پیشرفت برخی مدارس و عقب ماندگی برخی دیگر هستیم. لطفا یک تیم متخصصان حرفه‌ای آموزش تشکیل دهید و برای اینکارها برنامه‌ و دستورالعمل تهیه کنید. حقیقت این است که بسیاری از مدیران فعلی بلد نیستند کار خاصی انجام دهند. خلاقیت ندارند و صرفا روال یک مدرسه عادی را طی می کنند. باید یک برنامه و دستورالعمل جامع برایشان تهیه شود و مجبور باشند کارهایی انجام دهند.

۶. دوره های آموزشی خاص تعریف کنید : برای دانش‌آموزان دوره های آموزشی خاصی تعریف کنید که در کنار درس های عادی چیزهای بیشتری نیز یاد بگیرند. مثلا دوره‌های آموزش تجارت٬ دوره‌های آموزش عکاسی٬ دوره‌های آموزش فلسفه و … این دوره‌ها میتوانند زمینه‌های شناسایی و شکوفایی استعدادهای سمپاد شوند.

۷. سایت سمپاد را تقویت کنید: سایت قبلی و فعلی سمپاد به شدت ضعیف بودند. هم اکنون سایت‌های اینترنتی یک ابزار بسیار مفید و قوی برای اطلاع رسانی و ارتباط هستند اما در کشور و خصوصا دولت بسیار کمتر مورد توجه هستند. یک سایت بسازید که در آن سمپاد معرفی شود. آخرین اخبار و اطلاعیه‌های سمپاد منتشر بشوند. اطلاعات مفید در اختیار دانش‌آموزان قرار داده شود. اخبار و اطلاعیه‌های مسابقات و همایش‌های مختلف و … بخش خیرین برای راهنمایی افراد خیری که علاقه دارند به مدارس کمک کنند. بخش فارغ التحصیلان و راه های ارتباط و … امکان ارسال پیشنهادات و … یک فضای گفت و گو شبیه فروم سمپاد.  چنین سایتی به هیچ وجه هزینه خاصی ندارد. من به شخصه حاضر هستم چنین سایتی را به رایگان برای سمپاد بسازم.

۸. از توان فارغ التحصیلان استفاده شود : فارغ التحصیلان سمپاد همیشه یک راهنما و الگوی جدی برای دانش‌آموزان بودند. همیشه ارتباط و علاقه خاصی بین فارغ التحصیلان و دانش‌آموزان سمپاد بوده است. جمع فارغ التحصیلان سمپاد یک جمع بسیار قوی هستند که اگر از توانایی و پتانسیل آن ها استفاده شود می‌توانند منشا خدمات بسیاری شوند. بسیاری از آنها حاضر هستند به رایگان وقت خود را در اختیار سمپادی ها بگذارند.

۹. سرعت را بالا ببرید : مدارس سمپاد میتوانند درس ها را خیلی سریعتر پیش ببرند. درست است دانش‌آموز نباید زیاد تحت فشار باشد و باید زندگی عادی خود را هم داشته باشد اما میتوان محیطی را فراهم کرد که دانش آموزان ساعات بیشتری در مدرسه بمانند. درس‌ها را سریعتر پیش ببرند و حتی ترم تابستانی داشته باشند.

۱۰. آموزش الکترونیک را توسعه دهیم : سایت‌هایی مانند مکتب‌خونه و کلاس‌درس را ببینید. این سایت ها ویدئوهای آموزشی رایگان را در اختیار مردم قرار می دهند که بیشتر با محوریت دروس دانشگاهی است. سمپاد هم با توجه به دراختیار داشتن پتانسیل بالایی از معلمان توانا می‌تواند اقدام به راه‌اندازی فعالیتی مشابه کند و دروس مختلف را به این شکل اجرا کند. این کار به توسعه عدالت آموزشی و کم‌کردن فاصله شهرها از یکدیگر کمک می‌کند و می‌تواند سمپاد را به عنوان یک مرکز مهم و موثر معرفی کند.

اینها تعدادی از ایده‌هایی بود که من و دوستانم به ذهنمان رسیده بود. تلاش کردیم به شکلی ایده‌هایمان را مطرح کنیم. شاید این ایده‌ها با واقعیت فاصله داشته باشند اما منظور ما را می رساند. امیدوارم این مطلب به دست مخاطبان اصلیش برسد. هرچند ما در فضای اداری نیستیم و ممکن است یک مسئولی بعد از خواندن اینها بگوید « دلتان خوش است ها ! ». اما ما باور داریم اگر تدبیر باشند اگر خلاقیت باشد می‌توان خیلی کارهای متفاوت انجام داد یا حداقل به سمت آن ها حرکت کرد.

شما که این مطلب را می‌خوانید هم اگر انتقاد و پیشنهادی دارید چه در مورد این مطلب چه در مورد سمپاد لطفا نظرتان را همینجا بیان کنید. خیلی ممنون که وقت گذاشتید این مطلب طولانی را خواندید.

رئیس سمپاد تغییر کرد : سویزی رفت

شجاعی رئیس مرکز استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان شد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش طی حسین شجاعی را به سمت رئیس مرکز استعداد های درخشان ودانش پژوهان جوان منصوب کرد.

در این حکم آمده است: نظر  به مراتب تعهد ، شایستگی  و  تجربیات ارزشمند  جناب عالی در  آموزش و پرورش  بدین وسیله  به  عنوان  رئیس مرکز استعداد های  درخشان ودانش  پژوهان جوان منصوب می شوید.

گفتنی است، حسین شجاعی دارای مدرک دکترای فیزیک  باگرایش گرانش ونسبیت عام از دانشگاه شهید بهشتی می باشد. وی  در کارنامه علمی واجرایی خود بیش از15 سال تدریس درس فیزیک بصورت حق التدریس وفوق برنامه درپایه راهنمایی ودبیرستان استعدادها ی درخشان ، حدود 7 سال تدریس دروس تخصصی در مقاطع مختلف دانشگاه ، بیش از 40 ماه مدیریت مرکز راهنمایی تیز هوشان علامه حلی 1 ، عضو شورای پژوهش اعجاز قرآن، مشاور انجمن فیزیک ایران ومعاون آموزشی وتحصیلات تکمیلی دانشکده علوم دانشگاه شهید بهشتی را داراست.

  
و اما در مورد رئیس جدید …
 

نقل از فیس بوک هومن.ش :

امروز معارفه رسمی حسین شجاعی است .”دکتر حسین شجاعی” را برای بیش از سه دهه می شناسم . راستش را بخواهید از همان روز اول مدرسه سال 62 . تا جایی که به خاطر دارم تمام دبیرستان را همکلاس بوده ایم . وجوه بارز او پاکدستی ، سعه صدر ، دانش و فروتنی است . او وامدار کسی نیست اهل خودنمایی و دار ودسته بازی هم نیست . چون سرو از هر چه تعلق پذیرد آزاد است . حسین شجاعی «آن آدم مناسب» است . برایش موفقیت بی کران آرزومندم . حسین عزیز ، دوست مهربان و همکلاسی قدیمی مقدمت مبارک .دل همه رفقای سمپادی خرم و آسمانی باد.
نقل از مرتضی.خ

سال 1377 بود و من دوم دبیرستانی شده بودم، معلم فیزیکی داشتیم که خیلی پرانرژی صحبت می‌کرد، هیچ وقت نمی‌نشست و معمولا یک دستش روی میز بود. مباحث سیالات ترمودینامیک رو درس می‌داد و در بین صحبت‌ها مرتب پِرانتز باز می‌کرد. این پِرانتزها با عبارت خاص ایشون شروع می‌شد و معمولا منجر به بازشدن پرانتزهای بعدی می‌شد. گاهی 5 دقیقه از زنگ رو کلاس داشتیم و 80 دقیقه را پرانتز باز و بسته می‌کردیم. از شرایط جوی و تاثیر رعد و برق روی پرواز هواپیما گرفته تا بررسی انژکتور ماشین و هواکشی اون در هنگام ترمز! خیلی منتظر شدم تا یکی از پرانتزها رو باز کنه و یادش بره ببنده، اما نشد. همیشه بحث شروع مناسب و اوج عالی و فرودی به موقع داشت. نکته‌ی دیگه‌ی این معلم ما، اعطای ریزمثبت‌های بسیار در کلاس بود، کوچکترین رفتارها رو می‌دید و نشد دانش‌آموزی به پایان ترم برسه و حداقل 17-18 تا مثبت نداشته باشه. اولین کسی بود که سوالات چند گزینه‌ای با چند گزینه‌ی صحیح رو امتحان گرفت، معتقد بود هر سوال می‌تونه چند تا جواب درست داشته باشه و ممکنه یکی از جواب‌ها اینقدر احمقانه باشه که جواب‌های درست رو هم بسوزونه!

حالا از شنیدن خبر رییس شدنش خوشحال شدم، آدمی به سمپاد برگشته که از بهره‌ی هوشی بالا برخورداره و می‌تونه پرانتزها رو خوب جمع کنه، ریزحرکات همه رو ببینه و نکات مثبتی از همش برداره، همینطور ممکنه یک جواب احمقانه از بقیه، جواب‌های خوب اون‌ها رو هم بسوزونه… حالا امیدوارم که این مدیر، تیزهوشان را در مدارس استعدادهای درخشان خلاصه نخواهد کرد و طرح‌های چندگزینه‌ای جالبی برای سمپاد رشد کرده خواهد داشت.

آقای شجاعی از اینکه بودن در کلاس معلمی چون شما رو برای مدتی کوتاه، حتی دو سال تجربه کردم خوشحالم و امیدوارم بتونم چند سال بعد هم افتخار کنم که شما تونستید مدیر لایقی برای مجموعه‌ی جذاب و پرانرژی دانش‌آموزان تیزهوش کل کشور باشید.

 
نظرتون چیه؟ راضی یا ناراضی؟ شاد یا ناراحت؟ امیدوار یا ناامید؟ برای رئیس جدید چه حرفی دارید؟ چه انتظاراتی دارید؟ چه پیشنهاداتی دارید؟ پیشنهاداتی برای بهتر شدن مدرسه و دانش آموزان… مثلا در مورد معلم‌ها٬ محیط و برنامه درسی مدرسه٬ کتاب‌ها٬ اجرای برنامه‌های خارج از مدرسه٬ برنامه‌های فوق درسی مثل المپیاد٬ کارسوق٬ مسابقات٬ برنامه‌های پژوهشی٬ هدایت تحصیلی٬ رشته‌های هنری و علوم انسانی و …