زمانه

ای دل چو زمانه میکند غمناکت                 ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند        زان پیش که سبزه بردَمَد از خاکت

.

کاش میشد روزمرگیهایمان را سر یکی از همین خیابانهای شلوغ جا بگذاریم.

4 دیدگاه در “زمانه

  1. این یکدو سه روز نوبت عمر گذشت/چون اب به جویبارو چون باد به دشت
    هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت/روزیکه نیامده ست و روزیکه گذشت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *