Archive for جولای, 2009
برای سمپاد و پس از آن + شخصی نوشته
این روزها اتفاقات عجیبی در سمپاد می افتد!
1- سمپاد نوعی مدرسه کاردانش تاسیس می کند (همین امسال!)
شاید ندانید، اما فلسفه مدرسه کاردانش این است که “کسانی که درس نمی خوانند، سواد یک شغل رو به جای دروس دبیرستانی پیدا کنند و برود کار کنند و بیش از این وبال گردن نباشند” (1)
- آیا “سازمان ملی [...]
پنجشنبه ها !!!
سلام…
…
..
.
از وقتي كه آسمان بود… هستيم!
تا وقتي كه زمين هست … خواهيم بود!
ولي گل ها هميشه نيستند …
درخت ها هميشه سبز نمي مانند
سنگ ها هميشه انقدر ساكت نخواهند بود
و آينه ها هميشه راستگو نخواهند ماند
هستيم تا بدانيم چيزهايي كه نمي دانيم .. هستيم تا تجربه كنيم چيزهايي كه اعتماد ، كافي [...]
گروه نوشت سمپاديا
اومدم اينجا رو بخونم يه چيز جالبي كشف كردم.
اينجا پست هايي كه واقعا حرف دارن براي گفتن و اونايي كه به يه مساله ي اجتماعي/ ادبي/ سياسي و … اهميت دادن و راجع بش نوشتن كمترين استقبالي از پست هاشون شده! (يه سريشون زيادن. خوندنشو سخته ، اما اونايي كه به مراتب كمترن هم [...]
حرفهای ناگفته
رسیدیم به جاهایی.
بنبستهایی که انتظار داریم تهشان دیواری باشد کوتاه. و گذشتن ممکن.
امید.
از کجا آمدهاند حرفهایی که روی هم جمع شدهاند؟
..
دلهایی پر داریم. هر کداممان بیش از دیگری.
و با تو خداحافظی میکنم.
هر چه زودتر، آسانتر شاید.
کمی مثل این ها
پوريا مشيدي ، فارغ التحصیل سمپاد اهواز و جوانترين عضو گروه پيوند سلول «شوان» است. دکتر احمد محبی آشتیانی (از ههمه کاره های علامه حلی تهران ) در موردش اینطوری گفته:
پوريا مشيدي نه المپيادي است نه دو رقمي در كنكور، اما هر كس كه با كار او آشنا شود و فعاليتهاي علمي او را وارسي [...]
شمارا به تبسم و تفکر دعوت می کنم
آدمی میشناسم از دوزخ
خوف و تشویش دارد و من نه
بس که میترسد از عذاب خدا
هول از آتیش دارد و من نه
دائما ذکر گوید و تسبیح
در کف خویش دارد و من نه
قلبی آکنده از خدا و سری
باطن اندیش دارد و من نه
بس عجول است در رکوع و سجود
گویی او جیش دارد [...]
