Archive for آوریل, 2009
سفر ايستگاه
قطار ميرود
تو ميروي
تمام ايستگاه ميرود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاي سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاه رفته
تكيه داده ام!
قيصر امين پور
پ.ن:چند وقته كه از اين سادگي بيرون اومدم.
بهانه ای به نام کتاب
در آستانه ی اتفاق نمایشگاه کتاب، و به عنوان اولین نوشته ام در سال جدید، با تاخیر یک ماه و چند روز، فقط می توانم از چیزی بنویسم که بارها زندگی ام را تغییر داد.
کتاب.
بسیاری با کتاب بیگانه اند. این بیگانگی من را دیوانه می کند. آنها وقتی که من برای کتاب خواندن می گذارم [...]
متاسفم برات ای دل ساده
سلام دوستان…!!! امیدوارم حالتون خوب باشه..از آپ قبلیم پوزش می خوام…نمی دونستم اینجور آپا سبکه..من عادت دارم طنز آپ می کنم..اما باید بگم خوندن آپ ظرفیت می خواد…حالا اگر شما اینجور نمی خواین خب من از این به بعد آپ های سنگین می کنم…خشک و رسمی!!!
اول یه معرفی کوچیک از خودم می کنم…من دخترم…فرزانگان اهواز [...]
سمپاد به كجا مي رود
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
جوان نا كام 21 ساله…
من تو يا هر كس ديگه،تهران كرج يا هرجاي ديگه،دختر يا پسر،همه از يه خانواده ايم،خانواده ي سمپاد. آره سمپادي اسميه كه خواسته يا نا خواسته،چه خوشمون بياد و چه نياد روي همه ي ما هست،اسميه كه يه روزي مايه ي افتخار ما بود.اما حالا [...]
موشول اینا کووشن؟
سلام دوستان خوبید انشالله؟خب خب سمپادیا عزیز..به به می بینم که قیافت عین برج زهر ماره…اوخ اوخ حالا چرا می زنی؟مگه تقصیر منه که امتحانا شروع شده..حالا بی خی بخند تا دنیا به روت بخنده.نه نه بسه نخند خفه شدم…!!
یه توپ دارم قلقلیه، زرد و سفید و آبیه، سرویس می زنیم هوا می ره، نمی [...]
تو 365 روز سال خرابم …
” با اجازت دفتر 365 برگه جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیرو برات نقاشی کنه…”
روز 28 اسفند بود .. معمولا این روزا ازین اس ام اسا میادو ما می خونیمو حالا یا لبخندی می زنیم ناچارا یا جوابی از روی اجبار میدیم که آره سال گاو شما هم مبارک و ازینا و صد سال [...]
